به وقت عروسی :
139K subscribers
3.85K photos
1.89K videos
10 files
325 links
Download Telegram
#سوال
نظر شما چیه؟🤔

سلام دخترم ۱۷
برام خاستگار اومده تقریبا همه چی تمومه ولی یکم از شهرمون دورن و خانوادم به همین دلیل موافقت نکردن
ولی من فک میکنم وقتشه ک ازدواج کنم و فک میکنم این بهترین موقعیت تو این سن باشه
میخام برم بهشون یه جوری بگم ک نرن و دوباره بیان خاستگاری
نظرتون چیه این کارو انجام بدم یا نه؟؟

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐1.2K👍163🤣113💔16👀148👏2
به وقت #خاطرات عروسی
‌ ‌‌‌    ‌
من خیلی بچه بودم و یه عروسی دعوت شدیم.شاید۴تا۶سالم بود.دقیقا نمی دونم.اقا رفتیم عروسی و دوتا عروس دوقلو بودن و لباسا کپی هم و خیلی خیلی پف .آقا ما داشتیم می رقصیدیم که به پیشنهاد پسر عموم بریم ببینیم زیر این لباس پفدار چیه که اینطوری پف نگهش می داره.اقا من سریع تر از بقیه اول رفتم و عروسه یه شورت توردار سفید پوشیده بود.دومی شلوار لی😂البته پسرعموم اینا فقط تونستن عروسی که شورت پوشیده بودو ببینن چون بعدش انگار زن دایی داماد دیده و جیغ زده و عروسا هم هی جیغ می زدن و فرار می کنن و یکیشون می یوفته و پاش ضربه می بینه.وقتی رسیدیم خونه بدجور کتک خوردیم اما می ارزید😂

: @TimeToWedding 🤍"
😐568🤣381👍46👀177
165👍26😐17👀7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی بهت میگن فردا واست خواستگار
میاد
😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣30826😐23👍15👏5👀2
به وقت #خاطرات عروسی

سلام بچها خوبین پسرم ۲۲
خاطره شب عروسی داییم
آقا ما تو تهران یه ساختمون ۲ طبقه داریم که قبل ازدواج داییم زندگی میکردیم یک طبقه بالا مال ما بود ( منو داییم )  پایین میدادیم مستاجر
آقا تابستان ۱۴۰۲ بود اخراش تقریبا
دایی ما ازدواج کرد
از ۱۰ روز قبل طبقه پایینی مستاجر رو قرار داد فسق کردن تا خودشون زندگی کنن
آقا دایی ما عروسی گرفت ساعت ۲ شب تموم شد خلاصه اومدن خونه شون
منم مجرد طبقه بالا
داییم اینا طبقه پایین
ساعت ۴ صبح بود
دیدم صدای شلاق میاد
آه ناله زیاد
شلاق محکم میزدن
داییم می‌گفت جرت میدم
اینا
چون روی زمین می‌خوابم صدا رو شنیدم
آقا شب اول عروسی شلاق چیه دیگه نکنین لطفاً 😁

: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.75K😐257👍8620💔13👀5
ایده لاک ناخن عروس

: @TimeToWedding 🤍"
156👍38😐23💔6👀2
Remix Podcast 102
-T.me/TimetoWedding
تو عروسیاتون با این ریمیکس
قر بدید
😌

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2715👏1😐1👀1
به وقت #خاطرات عروسی


عروسی داییه مامانم بود و داشتیم میرفتیم جلو در خونه مادر عروس برای خداحافظی عروس دوماد که بعد بریم جلو در خونه ی عروس دوماد
تو راه بودیم منم آهنگ گذاشته بودم تو ماشین داشتم میرقصیدمو بلند بلند می‌خوندم که چشمم به یه پسره خورد و فهمیدم که از خانواده عروسه هیچی ما رسیدیم تو کوچشون ماشین ما زودتر از اونا پیچید تو کوچه اونا ام پشت سر ما پیچیدن من ندیدم که وسط کوچشون جوب داره وقتی از ماشین پیاده شدم میخواستم برم کفشامو عوض کنم کتونی بپوشم و کتونی هان دست بابام بود من که از ماشین پیاده شدم با بیشترین افاده ای که می‌تونستم اون لحظه داشته باشم اومدم از بین ماشینمون(من با ماشین داییم اومده بودم)و ماشین اونا برم که یهو پام رفت تو جوب و من پخش کاپوت پسره شدم پسره نمیدونست از خنده جر بخوره یا به یکی بیاد منو جمع کنه چون همه داشتن میرقصیدن خلاصه با ابجیش کلی بهم خندیدن و من رفتم سره خیابون که کتونی رو از بابام بگیرم ماشین بابام رو پیدا نمی‌کردم یهو دیدم پسره با ابجیش تو ماشین ابجیش از ماشین در اومد بیرون و شنیدم که داداشش داد میزنه بهش بگید خلاصه که خواهرش اومد گفت بیایم خواستگاری😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.09K😐166👍9731👀10💔3
به وقت #خاطرات عروسی

سلام ما کارمون تشریفات مجالس عروسی و دورهمیه یه بار یه عروس دوماد میخواستن ورودشون رو به تالار رو متفاوت باشن با اسب اومدن اما نرسیده به در تالار عروس از روی اسب افتاد بنده خدا حتی موقع اعلام کادو هم نتونست بلند شه کلا نشسته بود😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣971😐84💔42👍198👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من موقع خواستگاری جلو مادرشوهرم😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣489👍16😐119👀2
تجربه عروسی :

سلام من ۲۱ سالمه
شب عروسیم وقتی همه برگشتن خونه گوشی شوهرم گرفتم زنگ بزنم مامانم خیلی یهویی رفتم توی گوشیش و دیدم با کلی دختر در ارتباطه ولی ادعا میکنه عاشقمه و دوسم داره خیلی تلاش کرد برای رسیدن بهم ولی من نمیخوامش حالم ازش بهم میخوره از شب عروسیم بیست روز میگذره متنفرم ازش و کنارش نخوابیدم آقایون وقتی گشنه دیگران هستید زندگی دیگران خراب نکنید میخوام جدا بشم لعنت به خودش و عشقش بره پیش همون دخترا💔

: @TimeToWedding 🤍"
💔1.73K😐139👍128🤣20👀1913
225🤣27👍20😐6👀2
#عکس_شما
دست ما🤝🏼🥲

: @TimeToWedding 🤍"
485🤣68😐36👍18💔10👏2👀1
#سوال
نظر شما چیه؟🤔

سلام من سوال دارم و نیاز شدید به راهنمایی.

دخترم ۲۵
برادر دوستم چندین ساله از من خوشش میاد و چندین بار هم مادرش به مادرم گفته، ولی من اصلا دلم نمیخواد چون طرف از کودکی باهم بزرگ شدیم و هیچ جوره نمیتونم آیندمو باهاش خوب تصور کنم، چون یه اتفاقاتی افتاده که باعث شده بهش بدبین باشم. (هیچکس درباره این اتفاق نمیدونه حتی بخاطرش رفتم مشاوره و فقط به اون گفتم، دیگه فکر کنم میتونین حدس بزنین باهام چیکار کرده) تازه از لحاظ تحصیلاتم من دانشجوام ولی ایشون فکر کنم تا دیپلم درس خوندن و از نظر مالی هم اصلا پایدار نیستن. از اون زمان که این رو فهمیدم دیگه زیاد نرفتم خونشون، و حتی ازاینکه بیان هم میترسم، نمیدونم هم چطوری بهشون بگم که بدشون هم نیاد چون رفت و آمد داریم و میترسم این رو رابطم با دوستم تاثیر بزاره و اصلا دلم نمیخواد اینو چون من بشدت درونگرام و کلا سه تا دوست بیشتر ندارم.
خیلی عذر میخوام که طولانی شد ولی واقعا نیاز به مشورت دارم

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐395👍128💔8916👀4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای خواستگاری چیکار کنیم؟

: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
64💔42👍16😐3👀3
به وقت #خاطرات خواستگاری

سلام
من دخترم و حدودا ۱۹ سالمه خاطره م درواقع یکم متفاوته
من کلا از دوران راهنمایی به بعد خیلی توپر و قد بلند بودم و وقتی ۱۵ سالم بود از نظر ظاهری فک میکردن ۲۰ سالمه 😂
خلاصه که قرار شد با خاله م بریم وسایل عروسیشو بخریم 
من و خاله و مامانم تقریبا از ظهر رفتیم دنبال خرید لوازم تو راه یه چاله بود و من پام افتاد تو چاله پیچ خورد و بجای اینکه گریه کنم از درد زدم زیر خنده
بعد بلند که شدم دوباره هرجوری که شد راه افتادیم لق میزدم تو راه خیلیم درد داشت 😂🥲
کلا بازار خیلی خلوت بود بعد از بازار که اومدیم بیرون رفتیم بانک دیدم دو تا پسر جلوی بانک وایستادن
من ظاهرشونو ندید همینجوری که ردمیشدیم یکی از پسرا گفت ببخشید خانوم ماهم عقبو نگا کردیم اولش فکر کردیم میخواد آدرس بپرسه ولی پسره گفت ببخشید اگه اجازه بدید من از این خانوم خوشم اومده لطفا ادرس بدید با خانواده شرف یاب بشیم برا اشنایی
حالا من هی خاله مو نگا میکردم
فکر میکردم برا خاله م خواستگاری میکنه
بعد مادرمم برا اینکه بپیچونتش گفت ببخش پسرم ولی دخترم نامزد کرده
دیگه باید قیافه منو میدید اولش تو شوک شدیدی بودم فقط منتظر یه حرکت بودم منفجر بشم 😂 بعد پسره خیلی شرمنده شد گفت ایشالا که خوشبخت بشن و رفت
حالا منو خاله م زدیم زیر خنده
خاله م میگفت از اونجا که پات پیچ خورد دنبالمون کردن حواسم بود ولی هیچی نگفتم😂

: @TimeToWedding 🤍"
🤣1K👍115😐9423👀12
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
190👍23😐5🤣4💔4👀2