Forwarded from به وقت عروسی :
اگ تو عروسی پریود شدیم چیکار کنیم؟
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
1 - از اپلیکیشن های مدیریت و ثبت پریود استفاده کنید!
چه قاعدگی منظمی داشته باشید و چه قاعدگی تان نامنظم باشد، استفاده از اپلیکیشن ها و تقویم های قاعدگی برایتان ضروری است. با استفاده از این اپلیکیشن ها می توانید الگوی مخصوص خود در پریود را پیدا کنید. برای مثال می توانید از روی علائم جسمی و روحی خاص خود در روزهای مختلف، متوجه زمان دقیق پریود خود شوید. می توانید روز های قاعدگی تان را رصد کنید و ببینید چه روز هایی خونریزی سبک تر و چه روز هایی خونریزی سنگین تری دارید و میزان شدت قاعدگی تان را متوجه شوید. علائمی که در پریود و قبل از آن دارید مانند نفخ، سردرد، خستگی و غیره را در اپلیکیششن ثبت می کنید و در روز های مهم مثل عروسی، با پیش بینی و در نظر داشتن علائم ممکن، برای مواجهه با آن ها آمادگی بیشتری خواهید داشت!
: @TimeToWedding 🤍"
👍174🤣24😐18❤9👀5
به وقت #خاطرات عروسی
من از 15سالگی بایه پسر بودم اومد خاستگاریم عقد کردیم 19سالم بود که عروسی میکردیم سرتونو به درد نیارم
عروسیمونو توباغ گرفتیم منو همسرم داشتیم تو اتاق استراحت میکردیم که همسرم گف من گوشیم تو ماشین جا مونده برم بردارم بیام ک گفتم اوکی برو بیا هوا هم سرد بود دیدم شنلم و کیفم نیس که به مامان زنگ بزنم بعدش یادم افتاد تو اون یکی اتاق رفتم دیدم همسرمو دختر خالم دارن س*کس میکنن کاش پام میشکست نمیرفتم شاید فک کنین دروغ ایناس ولی نیس بعدشم که جدا شدم درموردش میحرفم حالم بد میشع
اکه درس حسابی تایپ نکردم معذرت میخام:)
: @TimeToWedding 🤍"
من از 15سالگی بایه پسر بودم اومد خاستگاریم عقد کردیم 19سالم بود که عروسی میکردیم سرتونو به درد نیارم
عروسیمونو توباغ گرفتیم منو همسرم داشتیم تو اتاق استراحت میکردیم که همسرم گف من گوشیم تو ماشین جا مونده برم بردارم بیام ک گفتم اوکی برو بیا هوا هم سرد بود دیدم شنلم و کیفم نیس که به مامان زنگ بزنم بعدش یادم افتاد تو اون یکی اتاق رفتم دیدم همسرمو دختر خالم دارن س*کس میکنن کاش پام میشکست نمیرفتم شاید فک کنین دروغ ایناس ولی نیس بعدشم که جدا شدم درموردش میحرفم حالم بد میشع
اکه درس حسابی تایپ نکردم معذرت میخام:)
: @TimeToWedding 🤍"
😐1.67K💔830👍112👀50❤25🤣25👏6
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍46❤12😐8👏1
به وقت #خاطرات عروسی
سلام
ماخونمون تو روستاست بعد عروسی ها تو حیاط میگیرن و مختلط اقا یه عروسی بود خیلی بی بند و بار بود عرق خورده بود داداش دوماد حالش بد بود اومد وسط خانما دست انداخت دور گردن دختر غریبه ماهمه شکه شده بودیم 😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام
ماخونمون تو روستاست بعد عروسی ها تو حیاط میگیرن و مختلط اقا یه عروسی بود خیلی بی بند و بار بود عرق خورده بود داداش دوماد حالش بد بود اومد وسط خانما دست انداخت دور گردن دختر غریبه ماهمه شکه شده بودیم 😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣885😐208👍55👀29💔17❤13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍160🤣101😐38❤20👀7👏1💔1
#سوال
نظر شما چیه؟🤔
سلام دخترم ۱۷
برام خاستگار اومده تقریبا همه چی تمومه ولی یکم از شهرمون دورن و خانوادم به همین دلیل موافقت نکردن
ولی من فک میکنم وقتشه ک ازدواج کنم و فک میکنم این بهترین موقعیت تو این سن باشه
میخام برم بهشون یه جوری بگم ک نرن و دوباره بیان خاستگاری
نظرتون چیه این کارو انجام بدم یا نه؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
نظر شما چیه؟
سلام دخترم ۱۷
برام خاستگار اومده تقریبا همه چی تمومه ولی یکم از شهرمون دورن و خانوادم به همین دلیل موافقت نکردن
ولی من فک میکنم وقتشه ک ازدواج کنم و فک میکنم این بهترین موقعیت تو این سن باشه
میخام برم بهشون یه جوری بگم ک نرن و دوباره بیان خاستگاری
نظرتون چیه این کارو انجام بدم یا نه؟؟
: @TimeToWedding 🤍"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😐1.2K👍163🤣113💔16👀14❤8👏2
به وقت #خاطرات عروسی
من خیلی بچه بودم و یه عروسی دعوت شدیم.شاید۴تا۶سالم بود.دقیقا نمی دونم.اقا رفتیم عروسی و دوتا عروس دوقلو بودن و لباسا کپی هم و خیلی خیلی پف .آقا ما داشتیم می رقصیدیم که به پیشنهاد پسر عموم بریم ببینیم زیر این لباس پفدار چیه که اینطوری پف نگهش می داره.اقا من سریع تر از بقیه اول رفتم و عروسه یه شورت توردار سفید پوشیده بود.دومی شلوار لی😂البته پسرعموم اینا فقط تونستن عروسی که شورت پوشیده بودو ببینن چون بعدش انگار زن دایی داماد دیده و جیغ زده و عروسا هم هی جیغ می زدن و فرار می کنن و یکیشون می یوفته و پاش ضربه می بینه.وقتی رسیدیم خونه بدجور کتک خوردیم اما می ارزید😂
: @TimeToWedding 🤍"
من خیلی بچه بودم و یه عروسی دعوت شدیم.شاید۴تا۶سالم بود.دقیقا نمی دونم.اقا رفتیم عروسی و دوتا عروس دوقلو بودن و لباسا کپی هم و خیلی خیلی پف .آقا ما داشتیم می رقصیدیم که به پیشنهاد پسر عموم بریم ببینیم زیر این لباس پفدار چیه که اینطوری پف نگهش می داره.اقا من سریع تر از بقیه اول رفتم و عروسه یه شورت توردار سفید پوشیده بود.دومی شلوار لی😂البته پسرعموم اینا فقط تونستن عروسی که شورت پوشیده بودو ببینن چون بعدش انگار زن دایی داماد دیده و جیغ زده و عروسا هم هی جیغ می زدن و فرار می کنن و یکیشون می یوفته و پاش ضربه می بینه.وقتی رسیدیم خونه بدجور کتک خوردیم اما می ارزید😂
: @TimeToWedding 🤍"
😐568🤣381👍46👀17❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣308❤26😐23👍15👏5👀2
به وقت #خاطرات عروسی
سلام بچها خوبین پسرم ۲۲
خاطره شب عروسی داییم
آقا ما تو تهران یه ساختمون ۲ طبقه داریم که قبل ازدواج داییم زندگی میکردیم یک طبقه بالا مال ما بود ( منو داییم ) پایین میدادیم مستاجر
آقا تابستان ۱۴۰۲ بود اخراش تقریبا
دایی ما ازدواج کرد
از ۱۰ روز قبل طبقه پایینی مستاجر رو قرار داد فسق کردن تا خودشون زندگی کنن
آقا دایی ما عروسی گرفت ساعت ۲ شب تموم شد خلاصه اومدن خونه شون
منم مجرد طبقه بالا
داییم اینا طبقه پایین
ساعت ۴ صبح بود
دیدم صدای شلاق میاد
آه ناله زیاد
شلاق محکم میزدن
داییم میگفت جرت میدم
اینا
چون روی زمین میخوابم صدا رو شنیدم
آقا شب اول عروسی شلاق چیه دیگه نکنین لطفاً 😁
: @TimeToWedding 🤍"
سلام بچها خوبین پسرم ۲۲
خاطره شب عروسی داییم
آقا ما تو تهران یه ساختمون ۲ طبقه داریم که قبل ازدواج داییم زندگی میکردیم یک طبقه بالا مال ما بود ( منو داییم ) پایین میدادیم مستاجر
آقا تابستان ۱۴۰۲ بود اخراش تقریبا
دایی ما ازدواج کرد
از ۱۰ روز قبل طبقه پایینی مستاجر رو قرار داد فسق کردن تا خودشون زندگی کنن
آقا دایی ما عروسی گرفت ساعت ۲ شب تموم شد خلاصه اومدن خونه شون
منم مجرد طبقه بالا
داییم اینا طبقه پایین
ساعت ۴ صبح بود
دیدم صدای شلاق میاد
آه ناله زیاد
شلاق محکم میزدن
داییم میگفت جرت میدم
اینا
چون روی زمین میخوابم صدا رو شنیدم
آقا شب اول عروسی شلاق چیه دیگه نکنین لطفاً 😁
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.75K😐257👍86❤20💔13👀5
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍27❤15👏1😐1👀1
به وقت #خاطرات عروسی
عروسی داییه مامانم بود و داشتیم میرفتیم جلو در خونه مادر عروس برای خداحافظی عروس دوماد که بعد بریم جلو در خونه ی عروس دوماد
تو راه بودیم منم آهنگ گذاشته بودم تو ماشین داشتم میرقصیدمو بلند بلند میخوندم که چشمم به یه پسره خورد و فهمیدم که از خانواده عروسه هیچی ما رسیدیم تو کوچشون ماشین ما زودتر از اونا پیچید تو کوچه اونا ام پشت سر ما پیچیدن من ندیدم که وسط کوچشون جوب داره وقتی از ماشین پیاده شدم میخواستم برم کفشامو عوض کنم کتونی بپوشم و کتونی هان دست بابام بود من که از ماشین پیاده شدم با بیشترین افاده ای که میتونستم اون لحظه داشته باشم اومدم از بین ماشینمون(من با ماشین داییم اومده بودم)و ماشین اونا برم که یهو پام رفت تو جوب و من پخش کاپوت پسره شدم پسره نمیدونست از خنده جر بخوره یا به یکی بیاد منو جمع کنه چون همه داشتن میرقصیدن خلاصه با ابجیش کلی بهم خندیدن و من رفتم سره خیابون که کتونی رو از بابام بگیرم ماشین بابام رو پیدا نمیکردم یهو دیدم پسره با ابجیش تو ماشین ابجیش از ماشین در اومد بیرون و شنیدم که داداشش داد میزنه بهش بگید خلاصه که خواهرش اومد گفت بیایم خواستگاری😂
: @TimeToWedding 🤍"
عروسی داییه مامانم بود و داشتیم میرفتیم جلو در خونه مادر عروس برای خداحافظی عروس دوماد که بعد بریم جلو در خونه ی عروس دوماد
تو راه بودیم منم آهنگ گذاشته بودم تو ماشین داشتم میرقصیدمو بلند بلند میخوندم که چشمم به یه پسره خورد و فهمیدم که از خانواده عروسه هیچی ما رسیدیم تو کوچشون ماشین ما زودتر از اونا پیچید تو کوچه اونا ام پشت سر ما پیچیدن من ندیدم که وسط کوچشون جوب داره وقتی از ماشین پیاده شدم میخواستم برم کفشامو عوض کنم کتونی بپوشم و کتونی هان دست بابام بود من که از ماشین پیاده شدم با بیشترین افاده ای که میتونستم اون لحظه داشته باشم اومدم از بین ماشینمون(من با ماشین داییم اومده بودم)و ماشین اونا برم که یهو پام رفت تو جوب و من پخش کاپوت پسره شدم پسره نمیدونست از خنده جر بخوره یا به یکی بیاد منو جمع کنه چون همه داشتن میرقصیدن خلاصه با ابجیش کلی بهم خندیدن و من رفتم سره خیابون که کتونی رو از بابام بگیرم ماشین بابام رو پیدا نمیکردم یهو دیدم پسره با ابجیش تو ماشین ابجیش از ماشین در اومد بیرون و شنیدم که داداشش داد میزنه بهش بگید خلاصه که خواهرش اومد گفت بیایم خواستگاری😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣1.09K😐166👍97❤31👀10💔3
به وقت #خاطرات عروسی
سلام ما کارمون تشریفات مجالس عروسی و دورهمیه یه بار یه عروس دوماد میخواستن ورودشون رو به تالار رو متفاوت باشن با اسب اومدن اما نرسیده به در تالار عروس از روی اسب افتاد بنده خدا حتی موقع اعلام کادو هم نتونست بلند شه کلا نشسته بود😂
: @TimeToWedding 🤍"
سلام ما کارمون تشریفات مجالس عروسی و دورهمیه یه بار یه عروس دوماد میخواستن ورودشون رو به تالار رو متفاوت باشن با اسب اومدن اما نرسیده به در تالار عروس از روی اسب افتاد بنده خدا حتی موقع اعلام کادو هم نتونست بلند شه کلا نشسته بود😂
: @TimeToWedding 🤍"
🤣971😐84💔42👍19❤8👀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣489👍16😐11❤9👀2
تجربه عروسی :
سلام من ۲۱ سالمه
شب عروسیم وقتی همه برگشتن خونه گوشی شوهرم گرفتم زنگ بزنم مامانم خیلی یهویی رفتم توی گوشیش و دیدم با کلی دختر در ارتباطه ولی ادعا میکنه عاشقمه و دوسم داره خیلی تلاش کرد برای رسیدن بهم ولی من نمیخوامش حالم ازش بهم میخوره از شب عروسیم بیست روز میگذره متنفرم ازش و کنارش نخوابیدم آقایون وقتی گشنه دیگران هستید زندگی دیگران خراب نکنید میخوام جدا بشم لعنت به خودش و عشقش بره پیش همون دخترا💔
: @TimeToWedding 🤍"
سلام من ۲۱ سالمه
شب عروسیم وقتی همه برگشتن خونه گوشی شوهرم گرفتم زنگ بزنم مامانم خیلی یهویی رفتم توی گوشیش و دیدم با کلی دختر در ارتباطه ولی ادعا میکنه عاشقمه و دوسم داره خیلی تلاش کرد برای رسیدن بهم ولی من نمیخوامش حالم ازش بهم میخوره از شب عروسیم بیست روز میگذره متنفرم ازش و کنارش نخوابیدم آقایون وقتی گشنه دیگران هستید زندگی دیگران خراب نکنید میخوام جدا بشم لعنت به خودش و عشقش بره پیش همون دخترا💔
: @TimeToWedding 🤍"
💔1.73K😐139👍128🤣20👀19❤13