Time Dialog - تایم دیالوگ
5.99K subscribers
303 photos
791 videos
5 files
1 link
کانال تلگرام "تایم دیالوگ"

استوری های پیج اینستاگرام رو با هشتگ #استوری دنبال کنید🎬

کپی کردن تمامی پست ها مجاز است 🌹

مدیر و موسس: @H03IN96

پیج اینستاگرام:
instagram.com/Time_Dialog
Download Telegram
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست

استاد #شهریار

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

و آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
و آن ناز و باز تندی دربانم آرزوست

بالله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و نعره مستانم آرزوست

یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

صدای جادویی #احمد_شاملو
شعر زیبای #مولانا

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد

چه خواهش ها در این خاموشی گویاست نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد

بیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیم
زبانبازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد

چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا
که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد

#هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم!
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو اما به چه حالی
من از آن کوچه گذشتم...

قسمتی از شعر بسیار زیبای #فریدون_مشیری

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در هیئتی شایسته سیگارم را در قاب پنجره می تکانم.
سیگارم را در قاب پنجره می تکانم؛
بی هیچ واهمه ای!
زیرا جهان، زیرسیگاری من است...

#حسین_پناهی

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم
دریچه آه می‌کشد!
تو از کدام راه می‌رسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد،
نیامدی و دیر شد

همین...

شعر و دکلمه از #هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
و این جهان به لانه ی ماران مانند است
و این جهـان پر از صدای حرکت پاهای مردمی ست
که همچنان که تــو را می بوسـند،
در ذهن خود طناب دار تو را می بافـند...

#فروغ_فرخزاد

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمان فرسود دیدم هر چه از عهد ازل دیدم
زهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان دارد

ببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافل
که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد

درون‌ها شرحه شرحه است از دم و داغ جدایی‌ها
بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد

دهان سایه می‌بندند و باز از عشوهٔ عشقت
خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد

#هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو آمدی ز دور ها و دور ها
ز سرزمین عطرها و نور ها

نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاج ها، ز ابر ها، بلور ها

مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شور ها

صدای بسیار زیبای #خسرو_شکیبایی

شعر بی نظیر #فروغ_فرخزاد

@Time_Dialog
از روي تو دل کندنم آموخت زمانه
اين ديده از آن روست که خونابه فشان است

دردا و دريغا که در اين بازي خونين
بازيچه ايام دل آدميان است

غزل زیبای #هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما راه می رفتیم و زندگی نشستن بود
ما می دویدیم و زندگی راه رفتن بود
ما می خوابیدیم و زندگی دویدن بود
نه!
انسان، هیچ گاه برای خود مأمن خوبی نبوده است.

#حسین_پناهی

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین بیت سروده شده استاد #شهریار

من گنهکار شدم وای به من
مردم آزار شدم وای به من

@Time_Dialog
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

شعر زیبای #فاضل_نظری

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک فرصت طولانی از چشم تو می‌خواهم
آن روز تو خواهی گفت می‌فهمم و همراهم

آن روز تو می‌گویی عاشق شده‌ای اما
از وسوسه می‌ترسی از بوسه‌ی ناگاهم

من دست تو را آن روز در دست نمی گیرم
جز با همه‌ی شرمم شعرم نفسم آهم

با تو همه‌ی دنیا یک فرصت کوتاه است
بگذار غزل باشد این فرصت کوتاهم

#افشین_یداللهی

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
که پشت پرده عالم هزار زیر و بم است

اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
که آنچه کاخ تو را خاک می کند ستم است

خبر نداشتن از حال من بهانه تو ست
بهانه همه ظالمان شبیه هم است

کسی بدون تو باور نکرده است مرا
که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است

تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
وگرنه فاصله ما هنوز یک قدم است

#فاضل_نظری

@Time_Dialog
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

ز تو دارم این غم خوش به جهان از این چه خوش تر؟
تو چه دادیم که گویم که از آن به‌اَم ندادی؟

چه خیال می‌توان بست و کدام خواب نوشین
به از این در تماشا که به روی من گشادی؟

#هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا
زیبا
هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
از من مگیر چشم
دست مرا بگیر و کوچه های محبت را
با من بگرد...

صدای بسیار زیبای #خسرو_شکیبایی
و شعر زیبای #محمدرضا_عبدالملکیان

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می‌بینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر می‌کشم از سینه نفس
نفسم را بر می‌گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می‌ماند...

#هوشنگ_ابتهاج

@Time_Dialog
تو را با غیر می بینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید

شبان آهسته میگریم که شاید کم شود دردم
تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید

شعر زیبای #اخوان_ثالث

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که این رمد چشم عاشقان تو ای شاه
نمی‌رمد مگر از توتیای گرد سپاهت

بیا که جز تو سزاوار این کلاه و کمر نیست
تویی که سوده کمربند کهکشان کلاهت

جمال چون تو به چشم نگاه پاک توان دید
به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت

برو به کنج خراباتت ای ندیم گدایان
تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت

در انتظار تو می‌میرم و در این دم آخر
دلم خوشست که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بر دمید و من به دل خاک
اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت

تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش
که روی ماه سیه می‌کند به دوده آهت

کنون که می‌دمد از مغرب آفتاب نیابت
چه کوه‌های سلاطین که می‌شود پَر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی
که سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت

خدا و بال جوانی نهد به گردن پیری
تو «شهریار» خمیدی به زیر بار گناهت

#شهریار

@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سالهاست هیچ نمی آورم به یاد

بی اعتنا شدم به جهان، بی تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد

رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی
خاکستر مرا نسپاری به دست باد

گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد

این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما مرحمت زیاد

#فاضل_نظری

@Time_Dialog