This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه اوقات سختی که بر من گذشت
گواه دل ریش من ماه بود
دمی شک نکردیم به شاهراه ها
دریغا که بیراهه ها راه بود
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
گواه دل ریش من ماه بود
دمی شک نکردیم به شاهراه ها
دریغا که بیراهه ها راه بود
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
✒️ شعر از استاد #شهریار
@Time_Dialog
شرمنده جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
✒️ شعر از استاد #شهریار
@Time_Dialog
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هرگز #حافظ را این گونه نخوانده و حس نکردهاید!
#رشید_کاکاوند در برنامه کتاب باز از شگفتی های شعر حافظ شیرازی میگوید! از دست ندهید!
ابیات:
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
@Time_Dialog
#رشید_کاکاوند در برنامه کتاب باز از شگفتی های شعر حافظ شیرازی میگوید! از دست ندهید!
ابیات:
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید
یادت باشد
کارِ ناتمامی نداشته باشی
یادت باشد
حرفهای آخرت را به خودت
و همه
گفته باشی
فکرِ برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سرت بیرون کن
تو
در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری
که شباهتی به خیابان های شهر ندارد
با تردید
بی تردید کم می آوری...
#افشین_یداللهی
@Time_Dialog
یادت باشد
کارِ ناتمامی نداشته باشی
یادت باشد
حرفهای آخرت را به خودت
و همه
گفته باشی
فکرِ برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سرت بیرون کن
تو
در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری
که شباهتی به خیابان های شهر ندارد
با تردید
بی تردید کم می آوری...
#افشین_یداللهی
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقانه مال تو
این شبهای بیقراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودم
همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم
مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو
مثل تو تنهای تنها
شعر و خوانش از #افشین_یداللهی
@Time_Dialog
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقانه مال تو
این شبهای بیقراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودم
همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم
مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو
مثل تو تنهای تنها
شعر و خوانش از #افشین_یداللهی
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شوم بختی بین خدایا این منم
کآرزوی مرگِ یاران میکنم
آنکه از جان دوستتر میدارمش
با زبان تلخ میآزارمش
گر چه او خود زین ستم دلخونتر است
رنج او از رنج من افزونتر است
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
کآرزوی مرگِ یاران میکنم
آنکه از جان دوستتر میدارمش
با زبان تلخ میآزارمش
گر چه او خود زین ستم دلخونتر است
رنج او از رنج من افزونتر است
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
هزار درد فرستادیم به جان لیکن
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
کلید گنج غزلهای شهریار توئی
بیا که پادشه ملک دل گدا کردی
#شهریار
@Time_Dialog
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
کلید گنج غزلهای شهریار توئی
بیا که پادشه ملک دل گدا کردی
#شهریار
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن مردان لاغر و سیگاری و مهربان
خیره می شوند
آری به همه چیز
و این اولین نشانه دیوانگی است...
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
خیره می شوند
آری به همه چیز
و این اولین نشانه دیوانگی است...
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانه ای خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
دکلمه #خسرو_شکیبایی
شعر #سید_علی_صالحی
@Time_Dialog
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانه ای خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار... هی بخند!
بیپرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سپید از فرازِ کوچهی ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد
یادت میآید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟
نه ریرا جان
نامهام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه
از نو برایت مینویسم
حال همهی ما خوب است
اما تو باور نکن!
دکلمه #خسرو_شکیبایی
شعر #سید_علی_صالحی
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل! تو هم گشتی رقیب من
خیال خود به شبگردی، به زلفش دیدم و گفتم
رقیب من! چه می خواهی تو از جان حبیب من
نهیبی می زدم با دل که زلفت را نلرزاند
ندانستم که زلفت هم، بلرزد با نهیب من
خوشم من با تب عشقت، طبیب آمد جوابش کن
حبیبم! چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
من از صبر و شکیبم شهریارا شهره ی آفاق
همه آفاق هم حیران از این صبر و شکیب من
#شهریار
@Time_Dialog
الهی خون شوی ای دل! تو هم گشتی رقیب من
خیال خود به شبگردی، به زلفش دیدم و گفتم
رقیب من! چه می خواهی تو از جان حبیب من
نهیبی می زدم با دل که زلفت را نلرزاند
ندانستم که زلفت هم، بلرزد با نهیب من
خوشم من با تب عشقت، طبیب آمد جوابش کن
حبیبم! چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
من از صبر و شکیبم شهریارا شهره ی آفاق
همه آفاق هم حیران از این صبر و شکیب من
#شهریار
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق تو بلای دل درویش من است
بیگانه نمیشود مگر خویش من است؟
گفتم سفری کنم ز غم بگریزم
منزل منزل غم تو در پیش من است...
#شهرام_ناظری
#ابوسعید_ابوالخیر
#استوری
@Time_Dialog
بیگانه نمیشود مگر خویش من است؟
گفتم سفری کنم ز غم بگریزم
منزل منزل غم تو در پیش من است...
#شهرام_ناظری
#ابوسعید_ابوالخیر
#استوری
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض شکایت به سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت...
#افشین_یداللهی
@Time_Dialog
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت
پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت
من در سکوت و بغض شکایت به سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت
دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت...
#افشین_یداللهی
@Time_Dialog
هزار درد فرستادیم به جان لیکن
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
کلید گنج غزلهای شهریار توئی
بیا که پادشه ملک دل گدا کردی
#شهریار
@Time_Dialog
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
کلید گنج غزلهای شهریار توئی
بیا که پادشه ملک دل گدا کردی
#شهریار
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت...
گوشواری به دو گوشم میآویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخنهایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچهای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهای درهم و گردنهای باریک و پاهای لاغر
به تبسمهای معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را
باد با خود برد
#فروغ_فرخزاد
@Time_Dialog
سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت...
گوشواری به دو گوشم میآویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخنهایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچهای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهای درهم و گردنهای باریک و پاهای لاغر
به تبسمهای معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را
باد با خود برد
#فروغ_فرخزاد
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟
کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم
کاش...
پایین آمدن از درخت انجیر: پا به این دنیا گذاشتن دوباره! (طبق برداشت از شعر های حسین پناهی)
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانم؟
معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟
کاش هرگز آن روز از درخت انجیر پایین نیامده بودم
کاش...
پایین آمدن از درخت انجیر: پا به این دنیا گذاشتن دوباره! (طبق برداشت از شعر های حسین پناهی)
#حسین_پناهی
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
پی نوشت: این صدا متعلق به دوره جوانی هوشنگ ابتهاج می باشد.
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست
این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هر کجا نامه عشق است نشان من و توست
سایه زاتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست
پی نوشت: این صدا متعلق به دوره جوانی هوشنگ ابتهاج می باشد.
#هوشنگ_ابتهاج
@Time_Dialog
جنگ پايان خواهد يافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشسته اند
نميدانم چه كسى وطن را فروخت
اما ديدم چه كسى
بهاى آن را پرداخت.
✒️ #محمود_درویش
@Time_Dialog
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشسته اند
نميدانم چه كسى وطن را فروخت
اما ديدم چه كسى
بهاى آن را پرداخت.
✒️ #محمود_درویش
@Time_Dialog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظهٔ دیدار نزدیک است
باز من دیوانهام، مستم
باز میلرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونهام را، تیغ!
های! نپریشی صفای زلفکم را، دست!
و آبرویم را نریزی، دل!
ای نخورده مست
لحظهٔ دیدار نزدیک است
#اخوان_ثالث
@Time_Dialog
باز من دیوانهام، مستم
باز میلرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونهام را، تیغ!
های! نپریشی صفای زلفکم را، دست!
و آبرویم را نریزی، دل!
ای نخورده مست
لحظهٔ دیدار نزدیک است
#اخوان_ثالث
@Time_Dialog