Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤71👍12🥰8🍓5😢3👀1💘1
هرخانه ای حال و هوای خاص خودش را داره
بعضی خونه ها همین که وارد میشوی
عجیب آرامت میکنند انگار که جادویت کرده باشند
بعصی از خانه ها رسم شان است صبح های جمعه آفتاب نزده
تا سر کوچه را آب و جارو میکنند
بعضی خانه ها هیچوقت دلتنگی ندارند
بعضی خانه ها صبح های زود
بوی چای تازه دم ونان برشته میدهند
و ظهرها بوی پیاز داغ و نعنا
وغروب ها بوی هل و دارچین
بعضی خانه ها انگار مأمن نورند...
صبح بخیر❤️
بعضی خونه ها همین که وارد میشوی
عجیب آرامت میکنند انگار که جادویت کرده باشند
بعصی از خانه ها رسم شان است صبح های جمعه آفتاب نزده
تا سر کوچه را آب و جارو میکنند
بعضی خانه ها هیچوقت دلتنگی ندارند
بعضی خانه ها صبح های زود
بوی چای تازه دم ونان برشته میدهند
و ظهرها بوی پیاز داغ و نعنا
وغروب ها بوی هل و دارچین
بعضی خانه ها انگار مأمن نورند...
صبح بخیر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤37👍7❤🔥4🥰3😢1🍓1💘1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤49🥰40👍6👀4❤🔥3😢2💘2🍓1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥰42❤22👍8💘5🍓2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤53🥰12❤🔥3👍3🍓2😢1💘1
عجله نکن، هیچجا خبری نیست ...
وقتی عجله میکنی، فقط کمی زودتر به جایی که در آن خبری نیست، میرسی!
وقتی عجله میکنی، فقط کمی زودتر به جایی که در آن خبری نیست، میرسی!
❤63🥰16👍11💘3🍓2👀2❤🔥1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤57🥰13👍8🍓7💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد ...
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل ...
خانه ای با دری فیروزه ای ، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی ،
با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمع دانی ،
پنجره هایِ چوبی و شیشه هایِ رنگ رنگی ...
خانه ای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد ...
که وقتی دلم گرفت ، به تالارِ آینه اش بروم ،
میانِ آینه کاری های زیبایش بنشینم ... و حالِ دلم خوب شود ...
عصر هایِ تابستان ، تمامِ دلخوشی ام ؛
یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد ،
و شب هایِ زمستان ، تمامِ دلگرمی ام ؛
یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار !
صبح ها با شیطنت و صدایِ گنجشک ها بیدار شوم ،
به حیاطش بروم ،
و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش ،
جان بگیرم ...
من از حصارِ آهن و فولاد خسته ام ...
دلم خانه ای می خواهد ؛
که هر غروب ؛
رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط ،
روبروی حوض ، کنارِ باغچه ، بنشینم ،
چای بنوشم ،
و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بی وصف ؛
به روح و جانم ؛
تزریق کنم ...
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل ...
خانه ای با دری فیروزه ای ، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی ،
با حوضی پر از ماهی هایِ قرمز و گل هایِ شمع دانی ،
پنجره هایِ چوبی و شیشه هایِ رنگ رنگی ...
خانه ای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد ...
که وقتی دلم گرفت ، به تالارِ آینه اش بروم ،
میانِ آینه کاری های زیبایش بنشینم ... و حالِ دلم خوب شود ...
عصر هایِ تابستان ، تمامِ دلخوشی ام ؛
یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد ،
و شب هایِ زمستان ، تمامِ دلگرمی ام ؛
یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار !
صبح ها با شیطنت و صدایِ گنجشک ها بیدار شوم ،
به حیاطش بروم ،
و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش ،
جان بگیرم ...
من از حصارِ آهن و فولاد خسته ام ...
دلم خانه ای می خواهد ؛
که هر غروب ؛
رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط ،
روبروی حوض ، کنارِ باغچه ، بنشینم ،
چای بنوشم ،
و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بی وصف ؛
به روح و جانم ؛
تزریق کنم ...
❤40😢17👍7🍓2💘2
شاید اگه میدونستیم چقدر به باهم بودن، باهم خندیدن، باهم رنج کشیدن، باهم حرف زدن و درد دل کردن، باهم چای خوردن و قدم زدن محتاجیم، قدر همدیگه را بیشتر میدونستیم.
همه اینا هم بخاطر اینه که انسان سرشت «همبودگی» داره، با «جماعت» تبدیل به آدمیزاد میشه.
همه اینا هم بخاطر اینه که انسان سرشت «همبودگی» داره، با «جماعت» تبدیل به آدمیزاد میشه.
👍44❤16😢3💘2🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شنیدی میگن
شاید آخرین دوای یه آدم
یه آدم دیگس؟
تُ آخرین دوای منی🫀
بفرس براش
شاید آخرین دوای یه آدم
یه آدم دیگس؟
تُ آخرین دوای منی🫀
بفرس براش
❤32👍10😢6🥰5🍓2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍38❤24🥰10🍓3💘2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکم خاطره بازی با آهنگِ عادتِ شادمهر 💙
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤29🥰6😢4💘2🍓1