Thoughts
الفقيه ج١ ص٤٢٠ #ليلة_الجمعة
۱۲۳۹ - أبو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: همانا خداوند تبارك و تعالى هر شب آدينه از فراز عرش جلال خويش از آغاز شب تا سحرگاه ندا ميدهد:
آيا بنده مؤمنى نيست كه پيش از بر دميدن صبح از من خواهشى براى آخرت يا دنياى خويش داشته باشد، تا التماس و خواستۀ او را برآورده سازم؟ آيا بندۀ مؤمنى نيست كه پيش از برآمدن صبح برخيزد و بر آستان من از گناهان خويش توبه آورد تا او را اجابت كنم؟ و گناهانش را بيامرزم؟
آيا هيچ بندۀ مؤمنى نيست كه روزيش را تنگ كرده باشم، و او پيش از طلوع صبح دست بدعا بردارد و از من درخواست كند كه روزيش را فراخ گردانم، و من روزى او را زياده گردانم؟
آيا هيچ بندۀ [مؤمنى] نيست كه بيمار باشد و پيش از دميدن صبح از من شفاى خويش طلبد، و من خواسته او را اجابت كرده و وى را عافيت و تندرستى عطا نمايم؟
آيا هيچ بندۀ مؤمنى نيست كه در بند زندان و اندوه گرفتار باشد و پيش از طلوع صبح از من درخواست كند كه او را از گرفتارى رهائى بخشم و من او را از حبس و اندوه رهائى بخشم و خاطرش را آسوده گردانم؟
آيا بندۀ مؤمنى نيست كه بر او ستم رفته باشد و پيش از دميدن صبح از من درخواست و دادخواهى از ظالم كند؟ و من او را يارى كرده و داد او از ستمكار بستانم و حقّ او را بوى باز رسانم؟
آن حضرت فرمود: اين ندا پياپى از سوى خداوند متعال ميرسد تا هنگامى كه صبح بردمد.
آيا بنده مؤمنى نيست كه پيش از بر دميدن صبح از من خواهشى براى آخرت يا دنياى خويش داشته باشد، تا التماس و خواستۀ او را برآورده سازم؟ آيا بندۀ مؤمنى نيست كه پيش از برآمدن صبح برخيزد و بر آستان من از گناهان خويش توبه آورد تا او را اجابت كنم؟ و گناهانش را بيامرزم؟
آيا هيچ بندۀ مؤمنى نيست كه روزيش را تنگ كرده باشم، و او پيش از طلوع صبح دست بدعا بردارد و از من درخواست كند كه روزيش را فراخ گردانم، و من روزى او را زياده گردانم؟
آيا هيچ بندۀ [مؤمنى] نيست كه بيمار باشد و پيش از دميدن صبح از من شفاى خويش طلبد، و من خواسته او را اجابت كرده و وى را عافيت و تندرستى عطا نمايم؟
آيا هيچ بندۀ مؤمنى نيست كه در بند زندان و اندوه گرفتار باشد و پيش از طلوع صبح از من درخواست كند كه او را از گرفتارى رهائى بخشم و من او را از حبس و اندوه رهائى بخشم و خاطرش را آسوده گردانم؟
آيا بندۀ مؤمنى نيست كه بر او ستم رفته باشد و پيش از دميدن صبح از من درخواست و دادخواهى از ظالم كند؟ و من او را يارى كرده و داد او از ستمكار بستانم و حقّ او را بوى باز رسانم؟
آن حضرت فرمود: اين ندا پياپى از سوى خداوند متعال ميرسد تا هنگامى كه صبح بردمد.
Thoughts
Photo
اولین نمایشگاه بینالمللی کتابِ نجف در ۱۰ روز برگزار شد. یکسری تبلیغات هم براش انجام شد، اما خب نسبت به حجم کار و کشورایی که قرار بود شرکت کنن به نظرم کم بود. از چندتا کشور خوب و متخصص غرفههایی شرکت کردن. لبنان، مصر، ایران، سوریه و... و الحق والانصاف باید بگم که خیلی خوب بود، به طوری که منو یاد نمایشگاههای مشهد انداخت. اگرچه از لحاظ محیط کوچیکتر بود، اما ترتیب کارها و غرفهها و سالنها بسیار منظم و بینقص بود. یکی از نقاط قوتش توجه به موضوع کودک و نوجوان بود که تو چندتا غرفه که تخصص این کار رو دارن دیدم. معمولا کودک چیزی نیست که بهش اهمیت داده بشه مخصوصا داخل عراق. چندتا از محبوبترین انتشاراتیهام از لبنان هم شرکت کرده بودن. "دار الاعلمی" و "موسسه اهلالبیت".
در کل واقعا میشه گفت که یک عصر خوب رو در نمایشگاه کتاب گذروندم و این نکته خیلی مهمیه!
پ.ن: ما هنوز تو حسرت اون بحارالانوار. :(
پ.ن۲: در یکی از عکسها دست خط امیرالمومنین رو که آیاتی از قرآن هست رو میتونید ببینید.
أقيم أول معرض كتاب دولي في النجف الأشرف في ١٠ أيام. نشرت الإعلانات لها للترويج وتعريف الناس بها بشكل لا بأس به، ولكنني مازلت أعتقد أنه كان ضئيلاً بحقٍ معرض دولي كهذا، شاركت فيه دورُ نشرٍ مذهلةٍ من دول عظيمة في مجال طبع الكتاب ونشره كلبنان ومصر وإيران وسوريا. ذكرتني حقا بمعارض مشهد الدولية في ترتيبها وتنظيمها وإن كانت أصغر حجماً. من الإيجابيات التي شاهدتها هي مشاركة دور النشر في مجال الأطفال كدار نشر "أبجد هوز". نفتقد الإهتمام بالأطفال في العراق بشكل كبير. وساهمت أيضا عدد من دور النشر التي أحبها ك"دار الأعلمي" و "مؤسسة أهلالبیت" اللبنانيتان المتخصصتان في طبع ونشر الكتب الدينية. والفخامة كانت لممثلي "العتبة العباسية" في المعرض من حيث ترتيب الكتب وجودة طباعتها. يمكن مشاهدة خط يد أميرالمؤمنين عليه السلام لبعض آيات القرآن في الصورة.
قضيت وقتاً ممتعا هناك، وهذا يعد نجاحاً بالنسبة لأول معرض دولي للكتاب يقام في النجف الأشرف.
October 29, 2021
#Najaf_bookfair
در کل واقعا میشه گفت که یک عصر خوب رو در نمایشگاه کتاب گذروندم و این نکته خیلی مهمیه!
پ.ن: ما هنوز تو حسرت اون بحارالانوار. :(
پ.ن۲: در یکی از عکسها دست خط امیرالمومنین رو که آیاتی از قرآن هست رو میتونید ببینید.
أقيم أول معرض كتاب دولي في النجف الأشرف في ١٠ أيام. نشرت الإعلانات لها للترويج وتعريف الناس بها بشكل لا بأس به، ولكنني مازلت أعتقد أنه كان ضئيلاً بحقٍ معرض دولي كهذا، شاركت فيه دورُ نشرٍ مذهلةٍ من دول عظيمة في مجال طبع الكتاب ونشره كلبنان ومصر وإيران وسوريا. ذكرتني حقا بمعارض مشهد الدولية في ترتيبها وتنظيمها وإن كانت أصغر حجماً. من الإيجابيات التي شاهدتها هي مشاركة دور النشر في مجال الأطفال كدار نشر "أبجد هوز". نفتقد الإهتمام بالأطفال في العراق بشكل كبير. وساهمت أيضا عدد من دور النشر التي أحبها ك"دار الأعلمي" و "مؤسسة أهلالبیت" اللبنانيتان المتخصصتان في طبع ونشر الكتب الدينية. والفخامة كانت لممثلي "العتبة العباسية" في المعرض من حيث ترتيب الكتب وجودة طباعتها. يمكن مشاهدة خط يد أميرالمؤمنين عليه السلام لبعض آيات القرآن في الصورة.
قضيت وقتاً ممتعا هناك، وهذا يعد نجاحاً بالنسبة لأول معرض دولي للكتاب يقام في النجف الأشرف.
October 29, 2021
#Najaf_bookfair
❤1🥰1
من غرائب العربية هي الأضداد في كلمة واحدة، حیث كلمة واحدة تحمل معنيين متضادين تماماً ككلمة "مولى". فتارة تأتي بمعنى السيد وصاحب الأمر وتارة بمعنى الخادم والعبد. فيصح القول:
أنا مولى أميرالمؤمنين. (عبده)
وأميرالمؤمنين هو مولاي. (صاحب أمري)
كما نقول في زيارة الصاحب يوم الجمعة:
"يَا مَوْلاَيَ أَنَا مَوْلاَكَ عَارِفٌ بِأُولاَكَ وَ أُخْرَاكَ..."
فالمولى الأولى بمعنى "السيد" والمولى الثانية بمعنى "الخادم".
از جالبیات عربی کلمههاییه که دو معنی دقیقا مخالف هم داره. مثل کلمه "مولى". هم به معنای خدمتکار و بنده هست و هم به معنای آقا و سرپرست. و میگیم:
من مولای امیرالمومنین هستم. (بنده او)
و امیرالمومنین مولای من است. (سرپرست)
یا مثلا در زیارت حضرت صاحب در روز جمعه میگیم:
"يَا مَوْلاَيَ أَنَا مَوْلاَكَ عَارِفٌ بِأُولاَكَ وَ أُخْرَاكَ..."
مولای اول "سرپرست" و مولای دوم "بنده" هست.
#جالبیات #العربية :)
أنا مولى أميرالمؤمنين. (عبده)
وأميرالمؤمنين هو مولاي. (صاحب أمري)
كما نقول في زيارة الصاحب يوم الجمعة:
"يَا مَوْلاَيَ أَنَا مَوْلاَكَ عَارِفٌ بِأُولاَكَ وَ أُخْرَاكَ..."
فالمولى الأولى بمعنى "السيد" والمولى الثانية بمعنى "الخادم".
از جالبیات عربی کلمههاییه که دو معنی دقیقا مخالف هم داره. مثل کلمه "مولى". هم به معنای خدمتکار و بنده هست و هم به معنای آقا و سرپرست. و میگیم:
من مولای امیرالمومنین هستم. (بنده او)
و امیرالمومنین مولای من است. (سرپرست)
یا مثلا در زیارت حضرت صاحب در روز جمعه میگیم:
"يَا مَوْلاَيَ أَنَا مَوْلاَكَ عَارِفٌ بِأُولاَكَ وَ أُخْرَاكَ..."
مولای اول "سرپرست" و مولای دوم "بنده" هست.
#جالبیات #العربية :)
❤1👏1
تذكير اليوم ويوم غد وجميع أيام الحياة:
يا ويحَ نفسي إذا عاديتُ حيدرةً
ووَيلُ أمي إذا ما لَمْ تُواليِهِ
یادآوری امروز، و فردا و تمام روزهای زندگی:
ای وای بر من اگر روزی با حیدر دشمنی کنم؛
و وای بر مادرم اگر روزی ولایت او را نداشته باشد!
- محمد الحرزي
پ.ن: چقدر این نقاشیهای حسن روحالامین قشنگه. حتما یه نگاهی بندازین بهشون.
#شعر
#محمد_الحرزي
#حسن_روحالامین
يا ويحَ نفسي إذا عاديتُ حيدرةً
ووَيلُ أمي إذا ما لَمْ تُواليِهِ
یادآوری امروز، و فردا و تمام روزهای زندگی:
ای وای بر من اگر روزی با حیدر دشمنی کنم؛
و وای بر مادرم اگر روزی ولایت او را نداشته باشد!
- محمد الحرزي
پ.ن: چقدر این نقاشیهای حسن روحالامین قشنگه. حتما یه نگاهی بندازین بهشون.
#شعر
#محمد_الحرزي
#حسن_روحالامین
❤2
"الملحمة العلوية"
"ملحمة" در عربی به شعری بسیار بلند بالا اطلاق میشه که داستانی رو (معمولا جنگ) تعریف کنه. تقریبا همون حماسهسراییه که در فارسی معروفه. جالبه بدونيم که بلندترین حماسهسرایی در زبان عربی، اشعارِ شُعَرای بزرگِ زمانِ جاهلی -که طلاییترین تاریخ شعر عربی بود- نیست! بلکه بلندبالاترین حماسهسراییِ ادبياتِ عرب، در وصف امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام هست که تمام زندگانی ایشون رو از تولد تا شهادت به شعر در آورده. خب حالا شاید براتون سوال بشه که کدوم شاعر شیعه تونسته چنین کار عظیمی رو انجام بده؟ و آیا اصلا يک شاعر میتونه چنین کاری بکنه؟ یا لزوما بايد عالم یا فقیهی شیعه میبوده که بتونه به همه جوانب تاریخی زندگی حضرت امیر واقف باشه و به شعر هم درش بیاره. اما خب متاسفانه یا خوشبختانه باید گفت اینطور نیست. بزرگترین حماسهسرایی ادبیات عرب در وصف امیرالمومنین تقریبا در ۵۵۰۰ بیت، از آنِ شاعرِ مسیحیِ سوری "عبدالمسيح انطاکی" هست!
الملحمة لغةً هي عبارةٌ عن قصيدة طويلة قصصية عادة تقص لنا الحروب وأحوالها. عرفت الملاحم بجمال لغتها وطول أبياتها، فتأتي أحيانا في مئات الأبيات أو ربما الآلاف. من العجيب أننا نرى أن أطول ملحمة في الأدب العربي هي ليست للعصر الجاهلي أو العباسي، اللذان كانا من أفضل عصور الشعر العربي البتة! ولكنما أطول ملحمة عربية هي ملحمة معاصرة في وصف مولانا أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام، تسرد قصة حياته من الولادة حتى الشهادة في ٥٥٠٠ بيتاً تقريبا. فمحتملٌ أن يخطر على بالكم "من هو هذا الشاعر الشيعي الفذ الذي أنجز هذا العمل العظيم؟" أو هل يمكن للشاعر أن يحيط علماً بجميع جوانب حياته عليه السلام أو يجب أين يكون فقيها عالما؟ وهذا هو ما فكرت به أيضا في أول مرة، ولكننا أخطأنا جميعا. الملحمة أو القصيدة العلوية هي للشاعر المسيحي السوري "عبدالمسيح الأنطاكي". وملحمته الهائية التي مطلعها:
أزين ملحمتي الغرا وأحْليها
بحمد ربي فليحمده قاريها
نظمت سيرة مولانا أبي حسنٍ
فيها على قدر إدراكي خوافيها
وبعض آثاره ما جئت أذكره
ولم أزل عاجزاً عن ذكر باقيها
#شعر
#أميرالمؤمنين
"ملحمة" در عربی به شعری بسیار بلند بالا اطلاق میشه که داستانی رو (معمولا جنگ) تعریف کنه. تقریبا همون حماسهسراییه که در فارسی معروفه. جالبه بدونيم که بلندترین حماسهسرایی در زبان عربی، اشعارِ شُعَرای بزرگِ زمانِ جاهلی -که طلاییترین تاریخ شعر عربی بود- نیست! بلکه بلندبالاترین حماسهسراییِ ادبياتِ عرب، در وصف امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام هست که تمام زندگانی ایشون رو از تولد تا شهادت به شعر در آورده. خب حالا شاید براتون سوال بشه که کدوم شاعر شیعه تونسته چنین کار عظیمی رو انجام بده؟ و آیا اصلا يک شاعر میتونه چنین کاری بکنه؟ یا لزوما بايد عالم یا فقیهی شیعه میبوده که بتونه به همه جوانب تاریخی زندگی حضرت امیر واقف باشه و به شعر هم درش بیاره. اما خب متاسفانه یا خوشبختانه باید گفت اینطور نیست. بزرگترین حماسهسرایی ادبیات عرب در وصف امیرالمومنین تقریبا در ۵۵۰۰ بیت، از آنِ شاعرِ مسیحیِ سوری "عبدالمسيح انطاکی" هست!
الملحمة لغةً هي عبارةٌ عن قصيدة طويلة قصصية عادة تقص لنا الحروب وأحوالها. عرفت الملاحم بجمال لغتها وطول أبياتها، فتأتي أحيانا في مئات الأبيات أو ربما الآلاف. من العجيب أننا نرى أن أطول ملحمة في الأدب العربي هي ليست للعصر الجاهلي أو العباسي، اللذان كانا من أفضل عصور الشعر العربي البتة! ولكنما أطول ملحمة عربية هي ملحمة معاصرة في وصف مولانا أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام، تسرد قصة حياته من الولادة حتى الشهادة في ٥٥٠٠ بيتاً تقريبا. فمحتملٌ أن يخطر على بالكم "من هو هذا الشاعر الشيعي الفذ الذي أنجز هذا العمل العظيم؟" أو هل يمكن للشاعر أن يحيط علماً بجميع جوانب حياته عليه السلام أو يجب أين يكون فقيها عالما؟ وهذا هو ما فكرت به أيضا في أول مرة، ولكننا أخطأنا جميعا. الملحمة أو القصيدة العلوية هي للشاعر المسيحي السوري "عبدالمسيح الأنطاكي". وملحمته الهائية التي مطلعها:
أزين ملحمتي الغرا وأحْليها
بحمد ربي فليحمده قاريها
نظمت سيرة مولانا أبي حسنٍ
فيها على قدر إدراكي خوافيها
وبعض آثاره ما جئت أذكره
ولم أزل عاجزاً عن ذكر باقيها
#شعر
#أميرالمؤمنين
❤3
Thoughts
"الملحمة العلوية" "ملحمة" در عربی به شعری بسیار بلند بالا اطلاق میشه که داستانی رو (معمولا جنگ) تعریف کنه. تقریبا همون حماسهسراییه که در فارسی معروفه. جالبه بدونيم که بلندترین حماسهسرایی در زبان عربی، اشعارِ شُعَرای بزرگِ زمانِ جاهلی -که طلاییترین…
melheme.pdf
22.8 MB
الملحمة العلوية لعبدالمسيح الأنطاكي
#Book
#Book
❤1
General principle:
The more the people show love for أميرالمؤمنين the more I adore them. 💚❤️
#أميرالمؤمنين
The more the people show love for أميرالمؤمنين the more I adore them. 💚❤️
#أميرالمؤمنين
❤4🥰2
Thoughts
خوش آمدی غزل تازهام به دفتر من!
دامَ اللقاءُ بخيرٍ مِثلَما عُدِما
جرى القضاءُ بسعدٍ كيفَما حُسِما
شتّانَ ما بينَ يومٍ أحجَبوا بَصري
وبينَ يومٍ رأيتُ الحسنَ والشيَما
لا تسألنّي لماذا قد غرمت بها!
يا ويلكم! هل رأيتمْ شِبهها حُلُما!؟
فَلِحُسنها طوعاً تمثَّل كلُّهُم:
من يدعي الشعرَ أو يرفعْ لهُ القلما
"كعبٌ"، "زُهيرٌ" سَعوا من بعدِ "شَنفرةٍ"
فالكلُّ في وصفها قد عادَ مُنهزما
لو أن "قَيساً" رأى ما في ملامِحِها
لكانَ مُبعِدَ "ليلى" طرفُها قَسَما! :)
ومن تَرى يدّعي وصفَ الكمالِ بها
أظّنُه جُنَّ أو بالفعلِ قد وَهِما
سُطوعُ غُرَّتها تُردي النجومَ ضياً
ومن ضِياها تَرى سهواً قد ارتَطما
رَمشاءُ بارقةٌ، واللحظُ في خجلٍ
فهل رأيتَ كهاتينَ المُقلَتينَ سَما؟
جمالُ جفنٍ على تلكَ اللِحاظِ غدا
حجابَ تبرٍ على دُرِّ العيونِ سَما
يُبدي الكمالَ لها قِنواءُ أنفِها لا
تَرى سوى نُبلَ خُلقٍ فيها مُتَّسِما
أرى معاصِمَها البيضاءَ قد نَحُفَت
وتِبرُ خاتَمِها في الخُنصرِ استقما
رقيقةُ لحنٍ، في صوتٍ بها جذلٌ
إيقاعُ نظمٍ على أسماعِنا نَغَما
فبعدَ ذا كلُّهُ رُمتُ الهيامَ بها
وقَطَّعَ الشوقُ قلبي بعدها ألما
وما جَرى علمُها أنّي غُرمتُ بها
منعَ الحياءِ الذي قد أكْتمَ الكَلِما
- حع
November 2, 2021
#شعر #غزل
#تراوشات
جرى القضاءُ بسعدٍ كيفَما حُسِما
شتّانَ ما بينَ يومٍ أحجَبوا بَصري
وبينَ يومٍ رأيتُ الحسنَ والشيَما
لا تسألنّي لماذا قد غرمت بها!
يا ويلكم! هل رأيتمْ شِبهها حُلُما!؟
فَلِحُسنها طوعاً تمثَّل كلُّهُم:
من يدعي الشعرَ أو يرفعْ لهُ القلما
"كعبٌ"، "زُهيرٌ" سَعوا من بعدِ "شَنفرةٍ"
فالكلُّ في وصفها قد عادَ مُنهزما
لو أن "قَيساً" رأى ما في ملامِحِها
لكانَ مُبعِدَ "ليلى" طرفُها قَسَما! :)
ومن تَرى يدّعي وصفَ الكمالِ بها
أظّنُه جُنَّ أو بالفعلِ قد وَهِما
سُطوعُ غُرَّتها تُردي النجومَ ضياً
ومن ضِياها تَرى سهواً قد ارتَطما
رَمشاءُ بارقةٌ، واللحظُ في خجلٍ
فهل رأيتَ كهاتينَ المُقلَتينَ سَما؟
جمالُ جفنٍ على تلكَ اللِحاظِ غدا
حجابَ تبرٍ على دُرِّ العيونِ سَما
يُبدي الكمالَ لها قِنواءُ أنفِها لا
تَرى سوى نُبلَ خُلقٍ فيها مُتَّسِما
أرى معاصِمَها البيضاءَ قد نَحُفَت
وتِبرُ خاتَمِها في الخُنصرِ استقما
رقيقةُ لحنٍ، في صوتٍ بها جذلٌ
إيقاعُ نظمٍ على أسماعِنا نَغَما
فبعدَ ذا كلُّهُ رُمتُ الهيامَ بها
وقَطَّعَ الشوقُ قلبي بعدها ألما
وما جَرى علمُها أنّي غُرمتُ بها
منعَ الحياءِ الذي قد أكْتمَ الكَلِما
- حع
November 2, 2021
#شعر #غزل
#تراوشات
❤1🥰1