اتاق فكر
شیخ حسن جوری میگوید در سالی که گذارم به جندیشاپور افتاد، سخنی از محمد مهتاب شنیدم که تا گور بر من تازیانه میزند. دیدمش که زیر آفتاب تموز نشسته، نخ میریسد و ترانه زمزمه میکند. بدو گفتم ای مرد خدا، مرا عاشقی بیاموز تا خدا را عاشقانه عبادت كنم... مهتاب…
بدون عشق، تمام عبادتها تنها یک عادتند، تمام رقصیدنها تنها یک حرکتند، و تمام موسیقیها سر و صدایی بیش نیستند …
@Thinkta
@Thinkta
نمیدانم لازم بود آن کتابها را بخوانم یا نه!
انگار زندگی کردن در غفلت و نادانی، بسیار راحتتر به نظر میرسد!
📚یازده_دقیقه
#پائولو_کوئلیو
@Thinkta
انگار زندگی کردن در غفلت و نادانی، بسیار راحتتر به نظر میرسد!
📚یازده_دقیقه
#پائولو_کوئلیو
@Thinkta
دوستم میگفت نماز را که تمام کردم تازه
متوجه شدم کل نمازم را به فکر بنزین
بودهام. فکر میکردم که بخاطر
فاصلهگذاری اجتماعی اگر با مترو نروم
سر کار چقدر باید پول بنزین بدهم و در
طول نماز در حال حساب و کتاب بودم.
یاد داستانی از چهار مقاله عروضی افتادم
که نوح بن منصور کاتبی داشت بسیار
خوشخط. مینوت یک نامه را به او داد
که رونوشت کند. بعد از تمام شدن نامه،
نوح نامه را روخوانی می کرد که در بین
خطوط چشمش به کلمه "عدس" افتاد.
از کاتب توضیح خواست و او با شرمندگی گفت:
در حال پاکنویس کردن نامه مدام فکر
سفارش زنم بودم که گفته بود عدس بخر.
نوح بن منصور گفت:
این شرمندگی برای ماست که رعایا را
به فکر نان شب انداختهایم و دستورِ
تامین مایحتاج او را داد.
@Thinkta
متوجه شدم کل نمازم را به فکر بنزین
بودهام. فکر میکردم که بخاطر
فاصلهگذاری اجتماعی اگر با مترو نروم
سر کار چقدر باید پول بنزین بدهم و در
طول نماز در حال حساب و کتاب بودم.
یاد داستانی از چهار مقاله عروضی افتادم
که نوح بن منصور کاتبی داشت بسیار
خوشخط. مینوت یک نامه را به او داد
که رونوشت کند. بعد از تمام شدن نامه،
نوح نامه را روخوانی می کرد که در بین
خطوط چشمش به کلمه "عدس" افتاد.
از کاتب توضیح خواست و او با شرمندگی گفت:
در حال پاکنویس کردن نامه مدام فکر
سفارش زنم بودم که گفته بود عدس بخر.
نوح بن منصور گفت:
این شرمندگی برای ماست که رعایا را
به فکر نان شب انداختهایم و دستورِ
تامین مایحتاج او را داد.
@Thinkta
اتاق فكر
دوستم میگفت نماز را که تمام کردم تازه متوجه شدم کل نمازم را به فکر بنزین بودهام. فکر میکردم که بخاطر فاصلهگذاری اجتماعی اگر با مترو نروم سر کار چقدر باید پول بنزین بدهم و در طول نماز در حال حساب و کتاب بودم. یاد داستانی از چهار مقاله عروضی افتادم…
#پاول_کوژینسکی;
#انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمیگذارد!
به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن
اکثریت ملتی، ضامن بقای طبقات حاکمه است.
چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود،
#آگاهی است!!!
@Thinkta
#انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد و غم نان اجازه نمیدهد که انسان به تماشای جهان بنشیند، در زندگی عمیق شود، کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهیاش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشند.
آدمی در نتیجه زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمیگذارد!
به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن
اکثریت ملتی، ضامن بقای طبقات حاکمه است.
چیزی که با فقر یکجا جمع نمیشود،
#آگاهی است!!!
@Thinkta
شانس چیست؟
شانس همون کار مثبتی هست، که تو
در طبیعت انجام دادی و طبیعت به تو،
یک کارخوب یا یک انرژیمثبت بدهکاره.
و باید به تو، یک سود بده
یا یک انرژی مثبت برسونه.
چند راه بازگشت انرژی:
از نظر سنتی:
تو نیکی میکن و در دجله انداز،
که ایزد در بیابانت دهد باز
از نظر قرآن:
هر کس ذرهای بدی و خوبی کند
به او بازمیگردد
از نظر بودا:
قانون 'کارما' یعنی هر چیزی
کار ماست و به ما بر میگرده.
از نظر متافیزیک:
انرژی در طبیعت از بین نمیرود.
وقتی انرژیای رها میکنی حالتش
عوض میشه و بر میگرده.
@Thinkta
شانس چیست؟
شانس همون کار مثبتی هست، که تو
در طبیعت انجام دادی و طبیعت به تو،
یک کارخوب یا یک انرژیمثبت بدهکاره.
و باید به تو، یک سود بده
یا یک انرژی مثبت برسونه.
چند راه بازگشت انرژی:
از نظر سنتی:
تو نیکی میکن و در دجله انداز،
که ایزد در بیابانت دهد باز
از نظر قرآن:
هر کس ذرهای بدی و خوبی کند
به او بازمیگردد
از نظر بودا:
قانون 'کارما' یعنی هر چیزی
کار ماست و به ما بر میگرده.
از نظر متافیزیک:
انرژی در طبیعت از بین نمیرود.
وقتی انرژیای رها میکنی حالتش
عوض میشه و بر میگرده.
@Thinkta
حتما میگویی مُرده کسی است که قلبش از کار افتاده باشد ، بله اما این فقط یک قرارداد است !
بسیاری از مردم جنازههای متحرکاند و فقط قسمتهایی از بدن آنها به کارشان ادامه میدهند ، ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند ، مُرده به حساب میآید !
📚تنفس
#جورج_اورول
@Thinkta
بسیاری از مردم جنازههای متحرکاند و فقط قسمتهایی از بدن آنها به کارشان ادامه میدهند ، ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند ، مُرده به حساب میآید !
📚تنفس
#جورج_اورول
@Thinkta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این آقا 300 پوند خرج دامپزشک و اشعه ایکس کرده تا ببینه مشکل پای سگش چیه، بعد متوجه شدن هیچ مشکلی نداره و فقط از روی همدردی با صاحبش این کار رو میکنه😍
@Thinkta
@Thinkta
دیشب به خودم گفتم :
شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمیآید، از بهاری میآید که فرا میرسد ...
گیاه به روزهای که رفته نمیاندیشد، به
روزهایی میاندیشد که می آید، اگر
گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد ...
چرا ما انسانها باور نداریم که روزی خواهیم
توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم ؟!
#جبران_خلیل_جبران
@Thinkta
شعور یک گیاه در وسط زمستان، از تابستان گذشته نمیآید، از بهاری میآید که فرا میرسد ...
گیاه به روزهای که رفته نمیاندیشد، به
روزهایی میاندیشد که می آید، اگر
گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد ...
چرا ما انسانها باور نداریم که روزی خواهیم
توانست به هر آن چه میخواهیم، دست یابیم ؟!
#جبران_خلیل_جبران
@Thinkta
افسوس بر ملتی که لاف زن را به
عنوان قهرمان تحسین میکنند.
افسوس بر ملتی که صدایشان را جز
آنگاه که برای خاکسپاری میروند، بلند
نکنند و جز در میان ویرانههایشان لاف
نزنند و طغیان نکنند ،
و طغیان نکنند مگر آن زمان که
گردنشان میان خنجر و تشت است..!!
افسوس بر ملتی که دولتمردش
مکار ، دانشمندش شیاد و هنرش
وصله زنی و #تقلید است.
افسوس بر ملتی که دانشمندش
را گذر سالها، گنگ کرده و
قویمردانش هنوز در گهوارهاند.
#جبران_خلیل_جبران
@Thinkta
عنوان قهرمان تحسین میکنند.
افسوس بر ملتی که صدایشان را جز
آنگاه که برای خاکسپاری میروند، بلند
نکنند و جز در میان ویرانههایشان لاف
نزنند و طغیان نکنند ،
و طغیان نکنند مگر آن زمان که
گردنشان میان خنجر و تشت است..!!
افسوس بر ملتی که دولتمردش
مکار ، دانشمندش شیاد و هنرش
وصله زنی و #تقلید است.
افسوس بر ملتی که دانشمندش
را گذر سالها، گنگ کرده و
قویمردانش هنوز در گهوارهاند.
#جبران_خلیل_جبران
@Thinkta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این خاطرۀ مادر ترزا آدمو یاد قسمتی از تجربۀ آرتور ینسن میندازه جایی که او از
موجود نورانی میپرسد:
آدم روی زمین چه کاری باید بکند تا بعد از مرگ عاقبت بهتری داشته باشد؟
و او جواب میدهد:
تنها کاری که باید انجام دهی این است که در عشق ومحبت بدون خودخواهی پیشرفت کنی
@Thinkta
موجود نورانی میپرسد:
آدم روی زمین چه کاری باید بکند تا بعد از مرگ عاقبت بهتری داشته باشد؟
و او جواب میدهد:
تنها کاری که باید انجام دهی این است که در عشق ومحبت بدون خودخواهی پیشرفت کنی
@Thinkta
سقراط بیشتر اوقات جلوی دروازه شهر #آتن مینشست و به غریبهها خوشامد میگفت .
روزی غریبهای از راه رسید و نزد او رفت و گفت :
من میخوام در شهر شما ساکن شوم . اینجا چگونه مردمی دارد ؟
سقراط پرسید :
در زادگاهت چه جور آدمهایی زندگی میکنند .
مرد غریبه گفت :
مردم چندان خوبی نیستند . دروغ میگویند ، حقه میزنند و دزدی میکنند . به همین خاطر است که آنجا را ترک کردهام .
سقراط خردمند در جوابش گفت :
مردم اینجا هم همانگونهاند . اگر جای تو بودم به جستجویم ادامه میدادم .
چندساعت بعد غریبه دیگری به سراغ سقراط آمد و درباره مردم آن شهر سوال کرد .
سقراط دوباره پرسید :
آدمهای شهر خودت چه جور آدمهایی هستند ؟
غریبه پاسخ داد :
فوقالعادهاند ، به هم کمک میکنند و راستگو و پرکارند . چون میخواستم بقیه دنیا را ببینم ترک وطن کردم .
سقراط اندیشمند پاسخ داد :
اینجا هم همینطور است . چرا وارد شهر نمیشوی ؟
مطمئن باش این شهر همان جایی است که تصورش را میکنی ؟!
شخصی که هر دو ملاقات را نظاره گر بود و راهنمایی و پیشنهاد های سقراط را شنیده بود با تعجب پرسید چرا به آن گفتی خوب نیست و برو بگرد و جستجوکن و به این گفتی خوب است و خوش آمد گفتی ؟
پاسخ داد :
*ما دنیا را آنگونه می بینیم که هستیم و در دیگران چیزهایی را می بینیم که در درون مان وجود دارد .
انسانی که مثبت و مهربان باشد ، هر کجا برود در اطرافش و در آدم هایی که با آنها در ارتباط است جز نیکویی چیزی نخواهد دید و انسان کج اندیش و منفی باف نیز به هر کجا برود جز زشتی و نقصان در محیط پیرامونش چیزی را تجربه نخواهد کرد
وقتی تغییر نکنیم هرکجا برویم آسمان همین رنگ است
انسانهای خوب
خوشبختی را تعقیب نمی کنند
زندگی می کنند
وخوشبختی پاداش مهربانی، صداقت،
درستکاری و گذشت آنهاست...
خوب بودن را تمرین کنیم
@Thinkta
روزی غریبهای از راه رسید و نزد او رفت و گفت :
من میخوام در شهر شما ساکن شوم . اینجا چگونه مردمی دارد ؟
سقراط پرسید :
در زادگاهت چه جور آدمهایی زندگی میکنند .
مرد غریبه گفت :
مردم چندان خوبی نیستند . دروغ میگویند ، حقه میزنند و دزدی میکنند . به همین خاطر است که آنجا را ترک کردهام .
سقراط خردمند در جوابش گفت :
مردم اینجا هم همانگونهاند . اگر جای تو بودم به جستجویم ادامه میدادم .
چندساعت بعد غریبه دیگری به سراغ سقراط آمد و درباره مردم آن شهر سوال کرد .
سقراط دوباره پرسید :
آدمهای شهر خودت چه جور آدمهایی هستند ؟
غریبه پاسخ داد :
فوقالعادهاند ، به هم کمک میکنند و راستگو و پرکارند . چون میخواستم بقیه دنیا را ببینم ترک وطن کردم .
سقراط اندیشمند پاسخ داد :
اینجا هم همینطور است . چرا وارد شهر نمیشوی ؟
مطمئن باش این شهر همان جایی است که تصورش را میکنی ؟!
شخصی که هر دو ملاقات را نظاره گر بود و راهنمایی و پیشنهاد های سقراط را شنیده بود با تعجب پرسید چرا به آن گفتی خوب نیست و برو بگرد و جستجوکن و به این گفتی خوب است و خوش آمد گفتی ؟
پاسخ داد :
*ما دنیا را آنگونه می بینیم که هستیم و در دیگران چیزهایی را می بینیم که در درون مان وجود دارد .
انسانی که مثبت و مهربان باشد ، هر کجا برود در اطرافش و در آدم هایی که با آنها در ارتباط است جز نیکویی چیزی نخواهد دید و انسان کج اندیش و منفی باف نیز به هر کجا برود جز زشتی و نقصان در محیط پیرامونش چیزی را تجربه نخواهد کرد
وقتی تغییر نکنیم هرکجا برویم آسمان همین رنگ است
انسانهای خوب
خوشبختی را تعقیب نمی کنند
زندگی می کنند
وخوشبختی پاداش مهربانی، صداقت،
درستکاری و گذشت آنهاست...
خوب بودن را تمرین کنیم
@Thinkta
در زمستان آشیانهای بساز، زیرا هر پرنده دعاییست که در آشیانهی تو مستجاب میشود. تن هر پرنده که گرم بشود، دل تو نیز گرم خواهد شد. هر دانه که نذر پرندهای کنی، در باغ آسمان تو سبز خواهد شد. لانهای بساز و دانهای بریز. بهار که بیاید خواهی دانست، خوشبختی همان پرندهای بود که زمستان، برایش لانهای ساختی …
@Thinkta
@Thinkta
#تیکه_کتاب
کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار میبریم، همچون آینهای است که خود را در آن میبینیم.
هنگامی که نام خدا را میشنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرمآور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر میبری. اگر هنگامی که نام خدا را میشنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.
📚 #ملت_عشق
✍ #الیف_شافاک
@Thinkta
کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار میبریم، همچون آینهای است که خود را در آن میبینیم.
هنگامی که نام خدا را میشنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرمآور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر میبری. اگر هنگامی که نام خدا را میشنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.
📚 #ملت_عشق
✍ #الیف_شافاک
@Thinkta
#تیکه_کتاب
آیا انسان می تواند به "حقیقت مطلق" دست پیدا کند؟
آیا کسی که ادعا میکند "حقیقت محض" را در اختیار دارد برحق است؟
ایمانوئل کانت ، یکی از مشهورترین فیلسوفان اروپا، معتقد بود کس یا کسانی که ادعا دارند حق کامل یا "حقیقت مطلق" در اختیار آنهاست کاملا در اشتباه هستند چون انسان موجودی کاملا محدود به حواس خود است و حواس نیز بشدت فریبنده است...
کانت اعتقاد داشت :
اگر عینک صورتی به چشم بزنید، دنیا را صورتی می بینید. دریافت همه ی انسانها از خلال چنین فیلتری صورت می گیرد. این فیلتر همان ذهن انسان است که تعیین کننده ی تجربه ی انسان است و شکل خاصی به آنها می دهد. پس تجاربی که بدست می آوریم واقعیت محض نیستند، بلکه واقعیتی هستند که در ذهن ما شکل می گیرند.
به سخن دیگر، ما نه دسترسی مستقیم به واقعیت دنیا داریم، و نه می توانیم عینک ها را برداریم و دنیا را همان طور که هست ببینیم. ما به این فیلترها وابسته ایم و بدون آنها مطلقا قادر به تجربه نخواهیم بود. تنها چیزی که باید بدانیم این است که آنها وجود دارند.
📕 #تاریخچه_ی_کوچکی_از_فلسفه
✍ #نایجل_واربرتون
@Thinkta
آیا انسان می تواند به "حقیقت مطلق" دست پیدا کند؟
آیا کسی که ادعا میکند "حقیقت محض" را در اختیار دارد برحق است؟
ایمانوئل کانت ، یکی از مشهورترین فیلسوفان اروپا، معتقد بود کس یا کسانی که ادعا دارند حق کامل یا "حقیقت مطلق" در اختیار آنهاست کاملا در اشتباه هستند چون انسان موجودی کاملا محدود به حواس خود است و حواس نیز بشدت فریبنده است...
کانت اعتقاد داشت :
اگر عینک صورتی به چشم بزنید، دنیا را صورتی می بینید. دریافت همه ی انسانها از خلال چنین فیلتری صورت می گیرد. این فیلتر همان ذهن انسان است که تعیین کننده ی تجربه ی انسان است و شکل خاصی به آنها می دهد. پس تجاربی که بدست می آوریم واقعیت محض نیستند، بلکه واقعیتی هستند که در ذهن ما شکل می گیرند.
به سخن دیگر، ما نه دسترسی مستقیم به واقعیت دنیا داریم، و نه می توانیم عینک ها را برداریم و دنیا را همان طور که هست ببینیم. ما به این فیلترها وابسته ایم و بدون آنها مطلقا قادر به تجربه نخواهیم بود. تنها چیزی که باید بدانیم این است که آنها وجود دارند.
📕 #تاریخچه_ی_کوچکی_از_فلسفه
✍ #نایجل_واربرتون
@Thinkta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگارم این است:
دلخوشم با غزلی، تکه نانی، آبی...
جمله کوتاهی ،یا به شعر نابی...
واگر باز بپرسی گویم:
دلخوشم با نفسی، حبه قندی، چایی...
صحبت" اهل دلی"، فارغ از همهمه دنیایی...
دلخوشی ها کم نیست، دیدهها نابیناست…
#سهراب_سپهری
این ویدیو در طول یک هفته 53 میلیون ویو و 4 میلیون لایک خورد👌
@Thinkta
دلخوشم با غزلی، تکه نانی، آبی...
جمله کوتاهی ،یا به شعر نابی...
واگر باز بپرسی گویم:
دلخوشم با نفسی، حبه قندی، چایی...
صحبت" اهل دلی"، فارغ از همهمه دنیایی...
دلخوشی ها کم نیست، دیدهها نابیناست…
#سهراب_سپهری
این ویدیو در طول یک هفته 53 میلیون ویو و 4 میلیون لایک خورد👌
@Thinkta
#علیاکبر_دهخدا
گفت : نخور عسل و خربزه با هم نمیسازند . نشنید و خورد ، یک ساعت دیگر او را دید مثل مار به خود میپیچد . گفت نگفتم نخور این دو با هم نمیسازند . گفت : حالا که این دو تا خوب با هم ساختهاند که من یکی را از میان بردارند
من میخواهم ستم توانگران را به عسل و خیانت دولتیان را به خربزه تشبیه کنم که گویی خوب با هم ساختهاند تا ما را از میان بردارند !!
@Thinkta
گفت : نخور عسل و خربزه با هم نمیسازند . نشنید و خورد ، یک ساعت دیگر او را دید مثل مار به خود میپیچد . گفت نگفتم نخور این دو با هم نمیسازند . گفت : حالا که این دو تا خوب با هم ساختهاند که من یکی را از میان بردارند
من میخواهم ستم توانگران را به عسل و خیانت دولتیان را به خربزه تشبیه کنم که گویی خوب با هم ساختهاند تا ما را از میان بردارند !!
@Thinkta
گرگ هر شب به شکار میرفت!!
و بی آنکه چیزی شکار کند باز میگشت
ﺷﺒﯽ ﮔــــﺮگ را ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺩﯾﺪﻡ
ﺑﺎ ﻻﺷﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻮ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﺁمد!
ﮔﺮﮒﻫﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﺎﺭ ﺍو.
ﭘﺮﺳﯿﺪند ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔــــــــﺮﮒ؟!!
ﮔﻔﺖ: شبی در ﺳﯿﺎﻫﯽ بیابان ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ؛ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﺑﻮد!
هر شب به خواست پایم که نه، به تمنای دلم میرفتم تا تماشایش کنم...
امشب محو او بودم که ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩ ﺭﺍﺩﻭﯾﺪﻡﭘﺮﯾﺪﻡ
ﺯﯾﺮ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺩﺭﯾﺪمش!!
آنچنانﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢکه ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ
"سهم دلم"ﻧﺼﯿﺐ "ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩشود...
@Thinkta
و بی آنکه چیزی شکار کند باز میگشت
ﺷﺒﯽ ﮔــــﺮگ را ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺩﯾﺪﻡ
ﺑﺎ ﻻﺷﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻮ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﺁمد!
ﮔﺮﮒﻫﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﺷﺎﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﺎﺭ ﺍو.
ﭘﺮﺳﯿﺪند ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔــــــــﺮﮒ؟!!
ﮔﻔﺖ: شبی در ﺳﯿﺎﻫﯽ بیابان ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ؛ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﺑﻮد!
هر شب به خواست پایم که نه، به تمنای دلم میرفتم تا تماشایش کنم...
امشب محو او بودم که ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩ ﺭﺍﺩﻭﯾﺪﻡﭘﺮﯾﺪﻡ
ﺯﯾﺮ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﺩﺭﯾﺪمش!!
آنچنانﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢکه ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ
"سهم دلم"ﻧﺼﯿﺐ "ﺳﮕﺎﻥ ﻭﻟﮕﺮﺩشود...
@Thinkta