♤اندیشه‌ی میهن♡
1.58K subscribers
1.47K photos
843 videos
67 files
1.29K links
با هم بیندیشیم و آینده‌ای بهتر برای ایرانمان بیافرینیم🇮🇷❤️
Download Telegram
#یادداشت
#دیدگاه

ایران و جنگ‌افزار اتمی (۲)

🔻 ایران از سالهای پایانی نظام پهلوی و بویژه پس از انقلاب اسلامی در شمار آن کشورهایی بوده است که تجدیدنظر طلب (revisionist) خوانده می‌شوند، یعنی چیدمان قدرت وثروت در جهان را نمی‌پذیرند و برای خود جایگاهی بهتر و بالاتر در نظم جهانی خواستار هستند.
ایران انقلابی با این رویکرد به رویارویی با نظم جهانی رفت.

🔻ما در همان خان اول یعنی جنگ ایران و عراق، هزینه‌ی بسیار سنگین انسانی و اقتصادی برای این سیاست تجدیدنظرطلبی خود پرداخت کردیم. پس از فروپاشی شوروی نیز ایران نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا را نپذیرفت و با زورگویانه خواندن چیدمان قدرت و ثروت در جهان، منافع خود را در بر هم زدن این نظم نوین تعریف نمود.

🔻اینکه سیاست تجدید نظرطلبی کشورمان درست یا نادرست بوده را می‌توان در جای دیگری باز کرد، ولی باید این واقعیت را در نگر داشته باشیم که آن کشورهایی که سیاست تجدیدنظرطلبی را در پیش گرفته‌اند، همگی در یک رویکرد همانند هم بوده‌اند و آن رویکرد، نیرومندسازی بیشینه‌ی قدرت نظامی خود، به ویژه دستیابی به جنگ‌افزار اتمی می‌باشد.

آن ملتهای تجدیدنظرطلبی که کامیابانه از جایگاه فرودست به یک جایگاه ارجمند در جهان رسیدند (مانند چین)، می‌دانستند که ادعای جایگاه بهتر، هزینه‌های سنگینی (از جمله تازش نظامی) را در پی خواهد داشت، از اینرو دستیابی به جنگ‌افزار اتمی را جایی بالاتر از دیگر برنامه‌های خود نشاندند.

🔻کشورهایی هم بودند که بدون داشتن توان نظامی چشمگیر و بدون دستیابی به جنگ‌افزار اتمی، متوهمانه بر نظم جهانی شوریدند و البته که هزینه‌های سنگینی هم برای آن پرداخت نمودند. ویتنامِ پنجاه سال پیش، عراقِ صدام حسین، لیبیِ معمر قذافی از جمله کشورهایی بودند که با ادعاهای گزاف، بدون فراهم نمودن پیشنیازها، هزینه‌ی سنگین جنگ درونی و تازش بیرونی و تجزیه را به ملت خود بار کردند (به باور بسیاری از تحلیلگران، انگیزه‌ی تاختن آمریکا به عراق، نه برای داشتن جنگ‌افزار اتمی بلکه برای نداشتن چنین جنگ‌افزاری بود.)

🔻چنانچه اسراییل و جبهه‌ی پشتیبان او بتوانند آتش جنگ را به کشور ما بکشانند (که سخت برای آن دست و پا می‌زنند)، آنگاه در نبود جنگ‌افزار اتمی این پرسش برای ایرانیان بی‌پاسخ خواهد ماند که ما اگر به دنبال ساخت جنگ‌افزار اتمی نبودیم، چرا از آغاز سیاست رویارویی با نظم جهانی را در پیش گرفتیم؟ اگر قصدی برای دستیابی به جنگ‌افزار اتمی نبود، چرا این اندازه از ثروت کشور را برای زیرساختهای فناوری هسته‌ای هزینه کردیم و دهها برابر آن را در پی تحریمها از دست دادیم؟ اگر هدفی برای دستیابی به جنگ‌افزار اتمی نبود، چرا این اندازه فشار بر دوش ملت ایران گذاشته شد؟ پس از سالها تاب آوردن فشارهای سنگین و جبران ناپذیر اقتصادی و اجتماعی، پس از شهادت شماری از دانشمندان برجسته، آیا ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای و برپایی سامانه‌ی پدافند اتمی بایسته نیست؟؟

🔻برنامه هسته‌ای کشورمان با آن همه هزینه‌های سنگین اقتصادی و انسانی و اجتماعی، تنها آنگاه می‌تواند پذیرفتنی باشد که با در نگر داشتن تهدیدهای جهانی و منطقه‌ای، برای دستیابی به جنگ‌افزار اتمی بوده باشد (که هزینه‌اش را نیز پیشاپیش پرداخته‌ایم). تنها کالای پذیرفتنی در برابر آن همه هزینه، پانهادن کشورمان به گروه کشورهای بهره‌مند از جنگ‌افزار اتمی است.

🔻گذشته از هزینه‌های شمرده شده در بالا، به انگیزه‌های دیگری نیز ساخت جنگ‌افزار اتمی برای ما یک باید بزرگ است. بالا گرفتن دسیسه‌های جهانی و منطقه‌ای علیه میهنمان، ساختن و دمیدن بر شکافهای مذهبی و قومی از هر سو، تلاش رقت‌انگیز رسانه‌های ضدایرانی برای عادی جلوه دادن ت‌ج‌زی‌ه‌ی ایران، سرمایه‌گذاری آرزومندانه‌ی چند کشور همسایه برای برپا ساختن جنگ قومی در ایران، داشتن اپوزسیون وطن‌نشناس و مزدور، درماندگی اقتصادی نظام ج.ا.، گستردگی و فراگیری #فساد_و_نفوذ در نهادهای فرهنگی و سیاسی و اقتصادی نظام و چرخش دوباره‌ی کشور ترکیه به سوی تمدن دریایی (که ما را بجای کشور ترکیه نامزد برنامه‌های فروپاشی می‌نماید) و ... همگی ساخت و دستیابی به جنگ‌افزار اتمی را اکنون کارامدترین ابزار و کم‌هزینه‌ترین راه پاسداری از میهنمان نموده‌اند و چشمپوشی از آن خیانتی تاریخی شمرده خواهد شد.

📍برگرفته از: @kharmagaas (با پیرایش و افزایش بسیار)

📎 همچنین در همین زمینه بخوانید:
- ایران و جنگ‌افزار اتمی (۱)
- تله‌ی توسیدید و جنگ گریزناپذیر


@ThinkTogether🌱
Forwarded from دغدغه ایران
پل کَسره

محمد فاضلی

به #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و می‌شوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.

وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوب‌ات حمله می‌شود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوب‌ات حمله می‌کنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرق‌ات حمله نشده است؟ روس‌ها دهه‌ها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرن‌ها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغول‌ها و انگلیسی‌ها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟

آن کسره‌ی «جنوبِ ایران» که بزرگ‌ترین و نمادین‌ترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلب‌های ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل می‌کند؛ نمادین‌ترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسره‌ی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش می‌چسبد، معنا می‌گیرد و در حافظه تاریخ می‌ماند.

پل‌ها سرمایه‌های عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیون‌ها ایرانی ساخته شده‌اند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل می‌کند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسره‌ای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل می‌کند، قرن‌ها طول کشیده است؛ پلی بر فراز دره‌ها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیون‌ها ایرانی نسل‌های گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل می‌کند و ایران را می‌سازد.

پل کسره، عظیم‌ترین پلی است که همه ما را به هم وصل می‌کند و با هیچ بمبارانی تخریب نمی‌شود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل می‌کند. جان‌ها را دلسوز هم می‌سازد؛ و دردها و رنج‌های مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک می‌گذارد.

«جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندری‌ات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره».

@fazeli_mohammad
#دیدگاه

هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه می‌کند، پاداش/کیفر ببیند (۲)

🔻در این ماههایی که کشور عزیزتر از جان ما خطرهای بزرگی را از سر می‌گذراند، یکی از کارهای بایسته‌ای که کنشگران رسانه‌ای میهن‌پرست و تاریخنگاران باید انجام دهند، ثبت رویکردها، صف‌بندیها و سخنان و رفتارها است.

🔻فردا که خطر از سر گذشت یا خدای نکرده ویرانیهای بزرگ به بار آمد، هیچ خیانتکاری نباید بتواند از پیامدهای رویکرد خیانتکارانه و نامسوولانه‌ی خود بگریزد.
از سوی دیگر، فداکاری و هزینه‌دادن و رفتار شرافتمندانه و میهن‌پرستانه‌ی هیچ ایرانی هم نباید نادیده و بی‌پاداش بماند.


📎 در همین باره:
هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه می‌کند، پاداش/کیفر ببیند (۱)

@ThinkTogether🌱
Forwarded from حسین قتیب
ضرورت واکنش سریع در جنگ ادراکی

افکار عمومی ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری، گفت‌وگوی جدی و هدایت مسئولانه است. شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه در وضعیت جنگی، صرفاً فضایی برای انتقال خبر و بیان نظر نیستند؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین میدان‌های منازعه تبدیل شده‌اند. در این میدان، هدف فقط انتشار اطلاعات نادرست نیست، بلکه مدیریت برداشت مردم از واقعیت، تغییر معیارهای قضاوت آنان و عادی‌سازی روایت طرف مقابل است.

تصویر بالا نمونه‌ای تصادفی از صدها محتوایی است که روزانه در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود؛ استوری یک شهروند عادی که اتفاقاً خود را فردی ملی‌گرا می‌داند. شاید اگر ده سال پیش از همین فرد پرسیده می‌شد که در برابر تهاجم نظامی یک دشمن خارجی چه خواهد کرد، پاسخ می‌داد که برای دفاع از کشور اسلحه به دست خواهد گرفت. اما اکنون، در مواجهه با تخریب یک زیرساخت، به جای تمرکز بر مسئولیت مهاجم، اهمیت آن زیرساخت را انکار می‌کند و می‌کوشد خسارت واردشده را کم‌اهمیت جلوه دهد.

این تغییر واکنش را نمی‌توان صرفاً به اختلاف سیاسی، عصبانیت اجتماعی یا قضاوت فردی تقلیل داد. ما با پدیده‌ای مواجهیم که در ادبیات تخصصی از آن با عنوان مدیریت ادراک یاد می‌شود؛ فرایندی که طی آن، بدون اجبار مستقیم، چارچوب تفسیر حوادث تغییر می‌کند. در چنین وضعیتی، فرد ممکن است همچنان خود را وطن‌دوست بداند، اما واقعه را از زاویه‌ای ببیند که عملاً مسئولیت مهاجم را کاهش می‌دهد، خسارت ملی را کوچک می‌شمارد و جامعه را نسبت به تخریب تدریجی ظرفیت‌های کشور بی‌حس می‌کند.

خطر اصلی دقیقاً همین‌جاست. عملیات ادراکی الزاماً از مردم نمی‌خواهد که دشمن را دوست بدارند. کافی است آنان را متقاعد کند که خسارت مهم نیست، زیرساخت از قبل فرسوده بوده، حمله اجتناب‌ناپذیر بوده، دفاع بی‌فایده است و اعتراض به مهاجم نشانه حمایت از حکومت محسوب می‌شود. در این چارچوب، مرز میان نقد حکومت و بی‌اعتنایی به منافع ملی به‌تدریج از بین می‌رود.

همان‌گونه که در جنگ نظامی، تأخیر در واکنش می‌تواند به از دست رفتن موقعیت، زیرساخت و جان انسان‌ها منجر شود، در جنگ رسانه‌ای و ادراکی نیز واکنش دیرهنگام عملاً به تثبیت روایت طرف مقابل کمک می‌کند. روایت‌ها در ساعات نخست شکل می‌گیرند، تکثیر می‌شوند و به حافظه جمعی راه پیدا می‌کنند. پاسخی که چند روز بعد، با زبان رسمی و قالب‌های کلیشه‌ای ارائه شود، اغلب دیگر توان اصلاح ادراک شکل‌گرفته را ندارد.

با روش‌های قدیمی و فرسوده رسانه‌ای نمی‌توان با این وضعیت مقابله کرد. استفاده مکرر از چهره‌های تکراری، ادبیات خطابی، لحن دستوری، مردانی با یک تیپ ظاهری مشخص یا زنانی که تنها نماینده یک الگوی خاص معرفی می‌شوند، نه‌تنها اقناع‌آفرین نیست، بلکه فاصله روانی بخش بزرگی از جامعه با پیام رسمی را افزایش می‌دهد. مسئله فقط تغییر مجری، دکور یا شکل برنامه نیست؛ ما نیازمند یک گذار واقعی در منطق ارتباط با جامعه هستیم.

رسانه مؤثر باید تنوع واقعی جامعه ایران را بازتاب دهد، زبان نسل‌های مختلف را بشناسد، با خشم و بی‌اعتمادی موجود برخورد تحقیرآمیز نکند و میان دفاع از کشور و دفاع از عملکرد حکومت تمایز روشنی برقرار سازد. نقد روایت‌های مخرب نیز باید دوستانه، مستدل و بدون برچسب‌زنی انجام شود. باید نشان داد که چرا کوچک شمردن تخریب یک پل، بندر، نیروگاه، پالایشگاه، جاده یا شبکه ارتباطی، صرفاً یک موضع سیاسی نیست و چگونه می‌تواند در بلندمدت حساسیت جامعه نسبت به امنیت، حاکمیت و بقای زیرساخت‌های ملی را کاهش دهد.

می‌توان برای آسودگی خود پاسخ نداد، با موج غالب همراه شد و از هزینه ایستادن در برابر فضای مسلط پرهیز کرد. حتی برخی سازوکارهای روان‌شناسی رسانه‌ای نیز انسان را به همرنگی با جمع، تکرار روایت پرطرفدار و اجتناب از موضع دشوار سوق می‌دهند. اما دفاع از آینده یک کشور همیشه از مسیر آسان عبور نمی‌کند. مسیر مسئولانه، ورود دقیق و مستمر به همین گفت‌وگوها، تفکیک نقد مشروع از روایت مخرب، و بازسازی توان جامعه برای دیدن واقعیت خارج از چارچوبی است که دیگران برای آن طراحی کرده‌اند.

جنگ ادراکی با سکوت متوقف نمی‌شود. خلأ روایت، خالی باقی نمی‌ماند؛ طرف مقابل آن را پر خواهد کرد. مسئله امروز ایران فقط دفاع از خاک و زیرساخت نیست. دفاع از توان جامعه برای فهمیدن، داوری کردن و تشخیص منافع ملی نیز بخشی از همان نبرد است.
#دانستنی

یکی از نقشهای رسانه‌ها در جنگهای روانی میان کشورها، مدیریت ادراک (perception management) مردم کشور هدف است. مدیریت ادراک یعنی ارایه‌ی انبوهی از اطلاعات دستکاری شده و نادرست، گسترش اطلاعات و گفتمانهای گمراه‌کننده، با هدف شکل دادنِ ادراکهای دروغین در جامعه‌ی هدف.

یعنی کاری کنیم که مردم جامعه‌ی هدف، به شماری از موضوعها همان نگاهی را داشته باشند که ما می‌خواهیم.
یعنی از واقعیتهایی که می‌بینند، آن چیزی را برداشت کنند که ما می‌خواهیم.

برای نمونه بجای اینکه اهمیت سرنوشت‌سار دخالت نظامی درخشان ایران را در غرب آسیا دریابند و ستایش کنند که امنیت کشورمان را تضمین نمود و سبب دگرگونی راهبرد آمریکا در برابر کشورمان شد، این ذهنیت را بیافرینیم که پول ایران در شکم مردم لبنان و سوریه ریخته می‌شود!

در نبودِ یک مدیریت رسانه‌ای آگاه و میهن‌گرا، نمونه‌های این مدیریت ادراک مغرضانه، در فضای رسانه‌ای کشورمان پرشمار و گوناگون است.
#وطنپرستم

@ThinkTogether🌱
#تلنگر

هلندی‌ها، فرانسوی‌ها، بلژیکیها و دیگر کشورهای اشغال‌شده در جنگ جهانی دوم، زنان روسپی و دیگر کسانی که با آلمانی‌ها به هر گونه همکاری داشتند را #همدست_افقی (horizontal collaborator) می‌نامیدند. مردم این کشورها پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست دادن هیتلر، بدترین و خشن‌ترین و خوارکننده‌ترین رفتارها را با همینها انجام دادند. (پل ورهوفن در فیلم کتاب سیاه گوشه‌ای از این رفتارها را نشان داده‌است. از کتک زدن و انداختن آب دهان تا خالی کردن سطل‌های مدفوع بر سر آنان)

همکاری و حتا همدلی با دشمن تازی، در همیشه‌ی تاریخ و در همه‌ی کشورها از زشت‌ترین و کثیف‌ترین و نابخشودنی‌ترین لغزشها بوده است.

📍برگرفته از: @kharmagaas

@ThinkTogether🌱
#یادداشت

🇮🇷 سخنی با ایرانیان


1⃣ ایران ما سرزمینی است که از دل تاریخ گذشته است

🔻 ایران تنها یک مرز روی نقشه نیست، ایران همچنین حافظه‌ی هزاران سال تمدن، زبان، فرهنگ و ایستادگی است.
از اسطوره‌های شاهنامه تا اندیشه‌ی فیلسوفان و از روزگار هخامنشیان تا فراز و فرودهای تاریخ کنونی، این سرزمین بارها با دشواریها آزموده شده است. و هر بار یا پیروز گشته و یا پس از شکست، دوباره برخاسته است.

🔻 ارسطو می‌گفت انسان موجودی سیاسی است، یعنی سرنوشت او از سرنوشت جامعه‌اش جدا نیست. هیچ ملتی بدون همبستگی، پایدار نمی‌ماند. فردوسی هم سده‌ها پیش همین حقیقت را با زبان شعر به یاد ما آورد:

«چو ایران نباشد تن من مباد»

این بیت، فراخوانی برای دشمنی با دیگران نیست، بلکه یادآوری مسوولیت ما در برابر خانه‌ای است که نامش ایران است.

🔻 ایرانیان در درازای تاریخ، از یورش اسکندر گرفته تا جنگها و تحریمهای کنونی، بارها نشان داده‌اند که می‌توانند سرزمین خود را پاسداری نمایند، حتا اگر نیاز باشد با پرداخت هزینه‌های سنگین.

راز ماندگاری ایران تنها قدرت نظامی آن نبوده‌است. فرهنگ، زبان، همبستگی ملی و امید به آینده نیز ستونهای دیگر این ماندگاری بوده‌اند. امروز نیز اگر درگیر دشواریها هستیم، آویختن به همان ستونهای مانایی، مهمترین سرمایه‌ی ما برای گذر کامیابانه از این دشواریها است.

تاریخ، ملتهایی را به یاد می‌سپارد که در روزهای دشوار، کنار هم ایستادند و نه روبروی هم.

2⃣ ایران خانه‌ی همه‌ی ما

🔻 ایران خانه‌ی یک حزب، یک جناح یا حتا یک نسل نیست. ایران کشور همه‌ی ایرانیان است. ما ایرانیان شاید در سیاست، اقتصاد، فرهنگ یا حتا در نگاه به آینده با یکدیگر دیدگاههای نایکسان داشته باشیم، ولی هنگامی که پای میهن در میان باشد، این دیدگاههای نایکسان نباید ما را از هم جدا کند.

ایرانیان بیرون از کشور نیز بخشی از همین ملت‌اند. اگر دل در گرو ایران دارند، می‌توانند صدای مردم، فرهنگ و تاریخ سرزمینمان باشند. پلی برای رساندن واقعیتها، نه ابزاری برای عمیق‌تر شدن شکافها.

🔻تاریخ کشورمان بارها نشان داده که ایرانیان برای پاسداری میهن، از جان خود می‌گذرند. گزاره‌ی «ایرانی خون می‌دهد، خاک نمی‌دهد» برای کسان بسیاری، نمادی از همین روحیه‌ی ایستادگی و دلبستگی به سرزمین است. روحیه‌ای که در کنار آن باید خرد، همبستگی و مسوولیت‌پذیری نیز باشد.

3⃣ انچه ایران را نگه داشته است

🔻 می‌گویند آرش، جانش را در تیر گذاشت تا مرز را نه با نفرت، بلکه با فداکاری معنا کند. سیاوش از آتش گذشت تا پاکی را از قدرت بالاتر بنشاند. رستم، هر بار که ایران در خطر بود، پیش از آنکه به نام خود و یا به ناخرسندیش از پادشاه بیندیشد، در اندیشه‌ی ایران بود. اینها تنها افسانه نیستند، اینها سرمشقها و حافظه‌ی فرهنگی ملت ایران هستند که سده‌ها آموخته است که مانایی، پیش از هر چیز با چنین رویکرد و نگاهی شدنی می‌گردد.

🔻 ارسطو فضیلت را در میانه‌روی و مسوولیت‌پذیری می‌دید. هگل از ملت همچون یکی از بسترهای نمود یافتن تاریخ سخن می‌گفت، هانا آرنت یادآور می‌شد که پایایی یک جامعه، به توانایی مردمش برای نگاهداشت عرصه‌ی مشترک وابسته است.
در تراداد ایرانی نیز فردوسی هشدار می‌دهد که هرگاه کینه و تفرقه بر خرد چیره شود، آنگاه ایران آسیب خواهد دید.

🔻 تاریخ ما تنها تاریخ پیروزیها نیست. تاریخ مانایی پس از شکستها نیز هست. از یورشهای دوران باستان تا جنگهای کنونی، آنچه ایران را نگاهداری کرده، تنها شمشیر نبوده است. زبان پارسی، فرهنگ، خانواده، همدلی، دانش، هنر و تاب‌آوری مردم نیز در این ماندگاری سهم داشته‌اند.

🔻در این روزگار دشوار، مهمترین خویشکاری ما این است که کنار هم بمانیم و به هم مهر بورزیم. با هر گرایش و پسند، هر باور و هر نگاه سیاسی، به یاد داشته باشیم که یکسان نبودن دیدگاه نباید جلوی همدلی را بگیرد. ایران، خانه‌ی مشترک همه‌ی ماست. آینده‌ی ایران و آینده‌ی همه‌ی ما با همبستگی و مسوولیت‌پذیریِ همه‌ی ما، در درون و بیرون از کشور گره خورده است.

🔻 بیایید در هر جای دنیا که هستیم، پیش از هر چیز پرستار و غمخوار هم باشیم، دست هم را بگیریم. همواره در یاد داشته باشیم که ایران خانه‌ی مشترک ما است. خانه‌ای که نگاهداشت آن، امروز بیش از هر زمان دیگری، به همدلی، خردورزی، بردباری و مسوولیت‌پذیری نیاز دارد. نگذاریم که نایکسانی دیدگاههای سیاسی، ترس و یا کینه، سرمایه‌ی اجتماعی ما را از بین ببرد.

🔻 ملتی که سرمایه‌ی اجتماعی خود را نگاه بدارد، همبسته و امیدوار باشد، از سخت‌ترین آزمونها نیز پیروز و کامیاب گذر می‌کند.
ایران، در درازای تاریخ بارها زخمی شده، ولی هر بار دوباره برخاسته است، امید آن است که این بار نیز، با خردورزی، همدلی و مسوولیت‌پذیری ما از این پیچ تاریخی گذر کند و آینده‌ای امن‌تر، آرام‌تر و شکوفاتر پیش روی ما باشد.

سمیه صنیعی (ویرایش شده)

@ThinkTogether🌱
#تلنگر

💥رسانه‌های ضدایرانی، دوباره به گونه‌ای دیوانه‌وار دمیدن بر آتش نفرت و خشم و ایرانی‌کشی را آغاز کرده‌اند.

انجام دوباره‌ی همان کاری که پارسال از تابستان آغاز کردند و با فجایع دی‌ماه ۱۴۰۴ پایان یافت.

💥هموطن گرامی، ایرانی نازنین،

هشیار باش که دوباره بی‌بی‌سی، اینترنشنال و صدای آمریکا (در هماهنگی با کسانی در درون دولت و نظام)، فرزندت را، خواهر و برادرت را، جگرگوشه‌ات را به کشتن ندهند.
هدف، نابودی ایران ما از راه شورش و کینه‌ورزی و طغیان خشم و دور شدن دلهای ما ایرانیان از هم است. کسانی در دو جبهه‌ی روبرو (درون نظام و براندازان) این هدف را دنبال می‌کنند.
من و تو خودمان باید هشیار باشیم و بازیچه نشویم.

@ThinkTogether🌱
Forwarded from ژئوپولیتیکا (وحید داروگری)
صنعت هسته‌ای که ده‌ها سال بابتش سنگین‌ترین هزینه‌ها پرداخت شده اگر در این بزنگاه مرگ و زندگی به کار دفاع نظامی از کشور نیاید از ابتدا حماقت بوده است.

۲۹ اسفند ۱۴۰۴

#کلاهک_هسته‌ای_حق_مسلم_ماست

@Geopolitika2020
#دیدگاه

🔻 در ایالات متحده یک دسته برنامه‌ی تلویزیونی سیاسی هست که به آن grinder (یا خردکننده) می‌گویند!
برنامه به این گونه ساخته و پخش می‌شود که تنها یک نفر در قاب دوربین می‌نشیند و تا می‌تواند سخنان منفی و اعصاب خردکن و نفرت‌آفرین می‌گوید و یک یا چند موضوع که فشار روانی بالایی دارد را پشت سر هم پیش می‌کشد و می‌گوید و می‌گوید ...

🔻 شبکه‌ی اینترنشنال از بیخ و بن یک تلویزیون grinder است. یعنی هدف برنامه‌های این شبکه این است که بیننده را لبریز از خشم کند، لبریز از بیزاری و تنفر و ناامیدی نماید و گام به گام بیننده‌ی ناهشیار و ساده‌ی خود را به چاه فروپاشی روانی بکشاند.

هر بار که پیش آمده و پای برنامه‌های این شبکه نشستم، با اینکه به هدف این برنامه‌ها آگاه بودم، ولی دیدم که باز هم سرشار از خشم و نفرت می‌شوم.
یعنی هم کسی که با خط سیاسی این شبکه همسو است خشمگین می‌شود (از جمهوری اسلامی و از ایران و از ایرانیان و از هر چیزی که در ایران رخ می‌دهد و ...) و هم کسی که مخالف مرام این شبکه‌ی تلویزیونی است (خشمگین از این همه پستی و بی‌شرفی و خودفروشی گردانندگان اینترنشنال و خیانتی که به ایران و ایرانیان می‌کنند).
همه سرشار از خشم می‌شوند و فشار خونشان بالا می‌رود.

🔻 برای شبکه‌هایی همچون اینترنشنال اهمیتی ندارد که خبرها و تحلیلهایی که به بیننده‌شان می‌دهند درست هستند یا نه. این دست رسانه‌ها هدفی جدا از به خشم آوردن، سرشار از نفرت کردن و بیمار نمودن بینندگانشان ندارند.
تا جایی که افراد به آدرنالین تولید شده معتاد می‌شوند و نیاز دارند پیوسته برنامه‌های چرخ گوشت این شبکه‌های تلویزیونی را تماشا کنند و سرشار از خشم شوند. درست مانند کسی که هرویین می‌کشد و این کار را تا نابودی خود دنبال می‌کند.

🔻 اینترنشنال تنها شبکه‌ای نیست که چنین ویژگی دارد. بنگاه دولتی پخش خبر انگلستان (BBC)، صدا و سیمای جمهوری اسلامی (IRIB) و تلویزیون وزارت خارجه آمریکا (VOA) نیز همین نقش را دارند. و بیچاره شهروند ایرانی که از هر سو زیر چکش کسانی است که خواهان نابودی روان او، خود او و کشور او هستند.

🔻 کاری که همه‌ی این تلویزیونها می‌کنند این است که با گفتن سخنان اعصاب خردکن و نفرت‌آفرین و به دست دادن برداشت و تفسیری ویژه و ناقص از رخدادها، بیننده‌ی خود را سرشار از خشم و جامعه ایران را قطبی می‌کنند، به گونه‌ای که شهروند ایرانی دیگر به درستی باورهایش و پیامدهای رفتارش نیندیشد و تنها مانند یک زامبی آماده‌ی ویرانگری و وحشیگری گردد.

ایرانی تو احمق نباش.
ایرانی تو باهوش باش.
تو نگذار که اینها نابودت کنند.


📍برگرفته از @geopoliticintel (ویرایش شده)

@ThinkTogether🌱
#یادداشت
#دیدگاه
#ژئوپولتیک

«اشک کباب باعث طغیان آتش است» / بخش 1⃣

🔻در تاریخ طبیعی هر هژمون و هر امپراتوری زمانی فرامی‌رسد که [آن امپراتوری همچون فواره] از نقطه‌ی اوج گذر می‌کند. به این معنی که هژمونِ پا به سن گذاشته دیگر نماد و نگاهبان نظم میان کشورها شمرده نمی‌شود و در پی زنجیره‌ای از فرسودگیهای مالی-نظامی و روایتی، پا می‌گذارد به راه ویران کردن آنچه ساخته یا پافشاری ویرانگر و بی‌نتیجه برای نگاهداشت آنچه که برایش مانده‌است.

🔻در این شرایط کشورهای زیردست و پیرو، آرام آرام حساب و کتاب را آغاز می‌کنند:

۱- روی ابرقدرتی که دیگر آبراهه‌ها را امن نمی‌کند بلکه به آتش می‌کشد، چرا باید حساب کرد؟
۲- چه اندازه توان تاب‌آوری درد برای ابرقدرت پیشین مانده است؟
۳- چه اندازه پاداش و یا هزینه در همسویی با قدرتهای نوین یا پیوستن به هم‌پیمانیهای جایگزین وجود دارد؟

🔻همین اکنون که در پاسخ به تازش آمریکا و اسراییل، ایران پهنه‌ای از عمان تا مدیترانه را زیر آتش برده است، اروپا، شیخهای خلیج فارس و آسیای شرقی نه سرگرم کینه‌توزی با ایران بلکه سرگرم ارزیابی وضعیت تازه هستند و با شگفتی می‌بینیم که محاسباتشان از ما ایرانیها واقع‌بینانه‌تر است.

اگر می‌بینید این کشورها بیانیه‌های تند علیه ایران نمی‌پراکنند و برای گرفتن سهم کباب مانند کرکس به سر ایران نریخته‌اند و اگر می‌بینید اروپای غربی، آمریکا را «قدرت یاغی» نام گذاشته است، و بسیاری کشورها حریم هوایی‌شان را به روی آمریکا بسته‌اند، برای این است که دریافته‌اند که آمریکا حتی چنانچه بر ایران پیروز شود[!] در دراز‌مدت شانسی برای مانایی و کنترل ندارد. آنها هوادار حق نیستند، فرسودگی آمریکا را بو کشیده‌اند.

آمریکا حتا نتوانسته به شرکتهای نفتی بپذیراند که جهش چشمگیری در ظرفیت تولید ونزوئلا پدید آورند. این آمریکا، آمریکای پایان جنگ دوم نیست که با طرح مارشال اروپا را از نو ساخت. اقتصادش فاینانسیالیزه شده [اقتصادی که در آن بورس و بازارهای مالی و بانکها در کانون رشد اقتصاد هستند، در برابر اقتصاد صنعتی که بر پایه رشد صنعتی و تولید کالا و خدمات است] است. رشدش تنها در کازینوی بازار سهام رخ می‌دهد. صنعت‌زدایی، واقعی و چشمگیر است. حتی موشک رهگیر به شمار کم و برای ویترین و نمایشگاه و فروش ساخته می‌‌شود نه برای یک جنگ جهانی!

🔻اروپا بارها در این سالها آمریکا را آزموده و می‌داند که سامان پیشین جهانی مرده است. چه بسا رژیمی که ایران در هرمز پیاده کند برای اروپا بسیار امن‌تر و کم‌هزینه‌تر باشد. اروپا رویارویی ذاتی منافع آمریکا با منافع اوراسیا را می‌بیند و درمی‌یابد. شگفتا که در چنین گذر آشکاری از اوج نظم پیشین جهان، دولتمردانی از ایران مانند آقای [...] تلاش می‌کنند تا نظم گذشته را نجات دهند!

ایشان در فارین افرز پیشنهاد می‌دهند ایران با خواسته‌های کمینه و کنار گذاشتن دشمنی و امید به برداشتن تحریمها «شاید با تضمینی مانند امضای جان کری»، دستاوردش را «نقد» کند، جنگ‌افزارش را زمین بگذارد و هرمز بازگشایی شود. در واقع زمان بخرند تا آمریکا انبار بمبها را بازسازی و هدفهایش را بازشناسایی کند و همبستگی میهنی ناپدید شود. شیخهای خلیج فارس هم میانبرهای تنگه هرمز را به پایان برسانند و برای بدهکار کردن ایران به سازمان ملل، لشگر حقوقدانان خود را گسیل کنند تا تحریمهای تازه‌ای در آینده برپا شود. ناهشیار از آنکه در این بازی هولناک، هر لحن تسلیم‌آمیز بمباران زیرساختها را سنگینتر می‌کند. اگر آمریکا هم به ایرانِ زانوزده رحم کند، دیگر جانوران این جنگل رحم نخواهند کرد.

🔻البته که باور عملی به مرگِ سامان جهانی هشتاد ساله، برای دانش‌آموخته‌ی حقوق بین‌الملل غرب‌محور دشوار است. مانند آن است که یک ستاره‌شناس بطلمیوسی بخواهد نظریه زمین‌مرکز را کنار بگذارد. به شاگردانش چه بگوید؟ کتابهایش را کجا چاپ کند؟ در اندیشکده‌ها چگونه سخنرانی کند؟

🔻می‌توان از همان اروپا یا کانادا کمک گرفت برای دریافتن این موضوع که تمام انگاره‌های حقوق بین‌المللِ هشتاد ساله پایان یافته‌اند (سخنرانی تازه‌ی کارنی از کانادا در داووس را ببینید که گفت دوران قدرتهای بزرگ پایان یافته و دوران قدرتهای میانی فرارسیده است). آن نظم نه از سوی ما، که از سوی آمریکا ویران شد. در این جهانِ هابزی کسی که تسلیم می‌شود، سهمی از نظم بعدی نخواهد داشت.

آقای [...] شما پاسخ مقاله‌تان را در سخنان حمد‌بن جاسم وزیر خارجه پیشین قطر گرفتید: «گرامیداشت شما برای شجاعت عقب‌نشینی و تاکتیکی خواندن کنشهای ایران و برانگیختن کشورتان به عقب‌نشینی بیشتر»

عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند

دنباله‌ی فرسته👇🏻

@ThinkTogether🌱
#یادداشت
#دیدگاه
#ژئوپولتیک

«اشک کباب باعث طغیان آتش است!» / بخش 2⃣

بخش پیشین

🔻شگفت آنکه آقای [...] گاه در نوشته‌هایشان از قدرتهای میانی و برآمدن جهان چند قطبی سخن گفته‌اند ولی در هنگام کنش واقعی و بزنگاههای تاریخی، هنوز آمریکا را تنها شنونده‌ی درون اتاق حس می‌کنند و ما را در بهترین حالت «همکاری‌کننده در بازسازی نظم» و نه بناکننده‌ی سامان نوین ‌منطقه‌ای می‌بینند. شاید آنچه ایران اکنون در دیپلماسی باید انجام دهد، فهرست کردن خواسته‌های خود از هر کشور در برابر دسترسی به هرمز و گفتگوهای جداگانه و دوجانبه برای برآوردن این خواسته‌ها است.

🔻برای آنکه  ما زبان دنیا را بفهمیم لازم است انگلیسی بلد باشیم و برای آنکه دنیا زبان ما را بفهمد نیاز است که استوار و نیرومند باشیم.

🔻رفتارهای فرعون‌گونه و دیوانه‌وار ترامپ با دنیا، دست برتر دیپلماسی دوجانبه در بده‌بستان با کشورها را به ایران داده است، البته اگر خودمان با حس خودخوارپنداری خرابش نکنیم. آنچه گفته شد احساسی و گزافه نیست. جهان تشنه‌ی بازیگران خردپیشه و بده‌بستانهای منصفانه و پیش‌بینی‌پذیر است. ما باید سرچشمه‌ی انرژی در جهان شویم به گونه‌ای که دنیا بتواند به اعتماد کند، نه آنکه به دنیا گرسنگی و سرما بدهیم و همچنین نه آنکه بازیِ بُرده را با آزمودنِ آزموده‌ها دوباره به باخت برگردانیم.

🔻آقای دکتر [...]، حمد بن جاسم وزیر خارجه پیشین قطر با خواندن مقاله‌تان، شما را به شجاعت تسلیم فراخوانده، از سوی دیگر رئالیسم سیاسی جهان، شما را به شجاعت پیروزی فرامی‌خواند.
شما بر اساس بازخورد عملی مقاله‌تان در فارین افرز کدام شجاعت را برمی‌گزینید؟

ایمان فانی (ویرایش شده)

📍 بن‌مایه

📎 نام آقای [...] جاانداخته شده‌است، چرا که آدمها مهم نیستند. ما دیدگاهمان و برداشتمان و شناختمان از جهان باید درست باشد.

@ThinkTogether🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فساد_و_نفوذ

❗️ماکیاولیسم در ایران

🔻ایران در میان همه‌ی ملتهای روی کره‌ی زمین، تاریخی یگانه و رشک برانگیز و جغرافیایی بسیار آماده برای یک شکوفایی باشکوه دارد. هیچ کشور دیگری در دنیا این دو ویژگی را همزمان ندارد. از اینرو دهه‌ها است که قدرتهای جهانی برای مال خود کردن (subversion) کشور ما تلاش سختی می‌کنند. ولی ما ملت ایران در برابر این دسیسه ایستادگی جانانه‌ای نموده‌ایم و بیگانگان تاکنون راهی به نابودی ما نبرده‌اند.

🔻از اینرو نفوذی‌ها و فاسدها، فرهنگ و سیاست و اقتصاد کشورمان را آتش زده‌اند تا توان ایستادگی و همبستگی ملت ایران را در برابر از دست دادن هویت و شرافت و خاک و تاریخ خود بشکنند.

آیا این گروههای خیانتکار که ثروتهای ملی را چپاول، هویت ملی را لگدکوب و دستاورد دهه‌ها ایستادگی و تاب‌آوری ملت ایران را روانه‌ی حسابهای بانکی خود نموده‌اند، همان کسانی نیستند که نگاه مردم ناامید را برای گشایش اقتصادی به سوی دشمنان میهنمان کشانده‌اند؟

@ThinkTogether🌱
#دانستنی
#ژئوپولتیک

🔃 تجدیدنظرطلبی (Revisionism)


🔻 مراد از تجدیدنظرطلبی (revisionism) در روابط بین‌الملل، رویکردی است که در آن یک کشور یا گروهی از کشورها که احساس می‌کنند سهم منصفانه و شایسته‌ای از قدرت و ثروت جهانی ندارند، خواهان دگرگونی سامان(نظم) کنونی و در انداختن سامان نوین و آرایش تازه‌ای از ثروت و قدرت در جهان می‌گردند، به گونه‌ای که در سایه‌ی آرایش نوین، از ثروت و قدرت و احترام بیشتری بهره‌مند گردند و جایگاهشان در جهان به آنچه که خود را سزاوار آن می‌دانند، نزدیکتر باشد.

🔻به زبان ساده‌تر، تجدیدنظرطلبی یعنی تلاش یک کشور (یا چند کشور) برای دگرگونی سامان کنونی جهان، در هنگامی که احساس می‌کند که با سامان(نظم) کنونی، منافعش به درستی برآورده نمی‌شود.

🔻 این رویکرد می‌تواند با کنشهایی همچون جنگ / دیپلماسی / بیرون رفتن یا پیوستن به پیمانهای جهانی / گسترش سرزمینی / ساخت جنگ‌افزارهای بازدارنده و امنیت‌آفرین / یا فشارهای اقتصادی بر کشورهای دیگر پیگیری شود تا هنگامی که کشور مدعی به جایگاه دلخواه و شایسته‌ی خود دست یابد.

📎 در پیوند با این فرسته ببینید:
- ایران و جنگ‌افزار اتمی (۲)

@ThinkTogether🌱
#دیدگاه
#وطن

🌍 چرایی چالشی صد ساله

🔻در بررسی تاریخ کشورمان، نمی‌توان به سادگی یک علت (یا انگیزه) را همچون انگیزه‌ی اصلی رویدادها در نگر گرفت. ولی در یک نگاه از بالا، می‌توان چرایی سرگذشت ایران و ایرانیان را به دو دسته از انگیزه‌ها تقسیم نمود:
انگیزه‌های درونی و انگیزه‌های بیرونی.

درباره‌ی انگیزه‌های درونی رخدادهای ایران فراوان گفته شده‌است، اکنون نیاز است که نگاه بهتری به انگیزه‌های بیرونی و جهانی بر سرنوشت ایران داشته باشیم. به ویژه یکی از آنها که اثر بزرگ و کلانی بر سرگذشت ایران در ۱۰۰ سال گذشته داشته است.

به باور این نویسنده، اگر بخواهیم یکی از مهمترین انگیزه‌های بیرونی(بیرون از ایران و در فضای جهانی) را که در صد سال گذشته بر سرگذشت ایران و ایرانیان تاثیر گذاشته است برجسته کنیم، باید بر گرایش فرمانروایان ایران به تجدیدنظرطلبی انگشت بگذاریم.

📎 تجدیدنظرطلبی یا Revisionism یعنی چه؟

🔻 این گرایش فرمانروایان ایران به نپذیرفتن جایگاه کنونی ایران و تلاش برای دستیابی به جایگاه بالاتر و شایسته‌تر در سامان(نظام) جهانی که در فرهنگ روابط بین‌الملل، تجدیدنظرطلبی یا revisionism خوانده می‌شود، همواره در تاریخ ۱۰۰ سال گذشته‌ی ما دیده می‌شود و بخش بزرگی آنچه بر ایران و ایرانیان گذشته، بدین سبب بوده‌است.

🔻رضاشاه چون ایران را بزرگ و نیرومند می‌خواست و گمان داشت که با گرایش به آلمان می‌تواند ایران را از زیر فشار انگلیس و روسیه و دخالتهای گستاخانه‌شان در ایران، بیرون بکشد در نخستین فرصت سرنگون شد.

محمدرضا پهلوی چون در چند سال پایانی حکومتش، نشانه‌هایی از گرایش به تجدیدنظرطلبی از خود نشان داد و جایگاهی بالاتر و شایسته‌تر برای ایران درخواست نمود، کشورهای غربی پشتش را خالی و زیر پایش را سست نمودند.

جمهوری اسلامی چون با گامهای استوار و صدایی بلند، جایگاه قدرتهای جهانی را به چالش کشید و پایین بودن جایگاه ایران را نپذیرفت، نخست به جنگ ۸ ساله با عراق، سپس تحریم، سپس جنگ رسانه‌ای و ناخرسندسازی مردم و از دست دادن پایگاه اجتماعی و دوباره جنگ و شورش دچار شد.

🔻ما ایرانیان که همواره در حسرت بازگشت به دوران شکوه و شکوفایی میهنمان هستیم، باید از خود بپرسیم که آیا به راستی آن شکوه و شکوفایی را می‌خواهیم؟؟

اگر می‌خواهیم، باید بدانیم که این هزینه دارد، جنگ به همراه دارد، نیاز به ایستادگی دارد، نیاز به آگاهی، هشیاری و زیرکی دارد.

اگر بازگشت به شکوه و شکوفایی پیشین را نمی‌خواهیم، پس باید دیگر هویت و کیستی و تاریخ و "کسی بودن" خود را فراموش کنیم و همچون یک شهروند اماراتی و باکویی، هویت تازه‌ای برای خود برگزینیم.
فراموش کردن هویت تاریخی خود و در برگرفتن هویت تازه‌ای که با هدفهای ژئوپولتیک اسراییل و آمریکا و انگلستان همخوان و هماهنگ باشد.

🔻 چکیده اینکه:
خواستن یا نخواستن جایگاهی بالاتر و باشکوهتر برای ایران و ایرانی، پرسش بنیادینی است که هر ایرانی باید پاسخ آن را به خودش بدهد و هماهنگ با آن رفتار کند.
آگاه بودن به معنای تجدیدنظرطلبی و دیدن اثر آن بر سرگذشت ایران، ذهن ما ایرانیان را نسبت به آنچه در دشمنی با ما در جریان است، شفاف می‌کند و سامان می‌دهد.
همچنین پذیرفتن یا نپذیرفتن تجدیدنظرطلبی از سوی ما ایرانیان، سرنوشت ما را به گونه‌ای بنیادین رقم می‌زند و به دو راه گوناگون می‌برد.



@ThinkTogether🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای یک لحظه از وادی خلسه آور و مخنس کننده جاری و غالب بر فضای فکری معنوی، اخلاقی و عرفانی خارج شوید. در دنیای زر و زور تمدن را فقط چرخش قلم و شعر و عاشقی و ادبیات و فرهنگ قوام نمی دهد که اگر اینگونه بود بسیاری از جمعیت های ضعیف مجهز به این عناصر منقرض و نابود و تضعیف نمی شدند. بقای جامعه نیاز به انسجام روح جمعی به حول ملیت و کشور و تجهیز به دهشتناک ترین جنگ افزارهای نظامی در دست ملی گرایان افراطی دارد. بگذارید بگویند راست افراطی زیرا در دفاع از کشور این راستی عین درستی است.
تمدن آنگلوساکسون‌ به دست این گروه از افراد جهانی شد با درندگی ویژه خود جهان را شکافتند و مسیر را برای گسترش گشودند. از توماس کارلایل تا فرانسیس دریک و سسیل رودز تا ترامپ در عصر ما. اینها نمایندگان واقعی قوام، گسترش و تثبیت تمدن آنگلوساکسون‌ بوده اند. راست ترین راست ها خود را زیر پرچم پادشاهی بریتانیا و آمریکا برای آرمان بزرگ خلق ملت جهانی و تسخیر جهان وقف کردند....
@Anglo_Saxon_Expansion
#تلنگر
#فرهنگ

🏖 نسل هتل‌نشین

🔻پنجاه سال پیش، دخترهای خانه صبحها زود بیدار می‌شدند تا پیش از مدرسه رفتن، چند کار خانه را نیز انجام داده باشند و سپس راهی مدرسه می‌شدند. و پس از پایان تکلیف مدرسه، باخیاطی و گلدوزی و قالیبافی و... کمک مادر بودند تا بخشی از نیازهای خانواده را برآورده نمایند.

🔻پسرها بايد يا صبح زود يا عصر، نان و نیازهای خانه را خريد می‌كردند و كارهای مردانه را در كمک به پدر خود انجام می‌دادند و تابستانها برای بهبود اقتصاد خانواده و کمک به پدر، در کارهای گوناگون شاگردی و یا فروشندگی می‌کردند.

🔻اکنون با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می‌شوند، از هتلِ خانه‌شان بیرون می‌روند. چون که مادر و پدرشان همچون خدمتکارانِ "هتل خانه" همه جا را رفت و روب خواهند کرد و با يک تلفن همه چيز در خانه فراهم است.

🔻نسلی که در برابر اتاقی که در آن می‌خوابد و خانه‌ای که در آن زندگی می‌کند و بشقابی که در آن غذا می‌خورد احساس مسوولیت نکند، آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره‌مند است حس مسوولیت خواهد داشت؟! [یا با پیش آمدن سختی و فشار، چمدانش را برداشته و کشورش را رها خواهد کرد؟]

🔻کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان و فرزندانمان بدهیم؛ گرچه از دید من نسلی که این بچه‌ها را پرورش داد، گمان می‌کرد چون خودش سختی کشیده، پس باید همه گونه آسایشی را برای فرزندانش فراهم نماید.

🔻 امیدوارم همه‌ی ما مادرها و پدرها بتوانیم به این دریافت برسیم که خانه را هتل کردن افتخار نیست، بلکه مسوولیت‌پذیر و قدردان بار آوردن فرزندانمان افتخار است.

👤 فرهنگ هلاکویی، روانشناس و جامعه‌شناس

💥بسیاری از ناخرسندیهایی که ما از زندگی داریم، نه به نظام سیاسی و نه به داراییهای مادی ما بازنمی‌گردند. بلکه پیامدهای همین خودخواه و نامسوول بارآوردن فرزندان و فضای ناسازنده‌ای است که درون خانواده می‌سازیم. پرورش فرزندان لوس و خودخواهی که به پذیرایی شدن و گیرنده بودن خو گرفته‌اند، ریشه‌ی بخش بزرگی از ناخرسندیهایمان، هم در زندگی شخصی و هم در زیست اجتماعی است.

@ThinkTogether🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سرباز_وطن
#آموختنی

❤️ شهیدان گرانقدر ما، سربازان دلاور وطن،

اگر نبود دلاوری و از جان‌گذشتگی شما، ما خوارترین و پایمال‌شده‌ترین مردم جهان بودیم.

شمایید که آبرو و جان و عزت ایرانیان را پاسداری نمودید. شمایید که خاک و پرچم و تاریخ ما را ماندگار نمودید.

خدای را از سویدای جان می‌خوانیم که برای به سرانجام رساندن دهها سال فداکاری و از خودگذشتگی شما، ما را راهنما باشد.



@ThinkTogether🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مهندسی_اجتماعی

هنگامی که می‌بینید به ناگهان در تلگرام و اینستاگرام موجی از رفتارهای دیوانه‌وار، فراخوان به آشوب، قوم قوم کردن، پراکندن یک شایعه، گفتگوهای تند هماهنگ‌شده در گروهها، توهین به بخشی از ملت ایران، عادی‌سازی وطنفروشی و ... راه افتاده‌است، گمان نکنید با هم‌میهنان خودتان روبرو هستید.

به یاد بیاورید که افزون بر فرقه‌ی رجوی و یگان ۸۲۰۰ ارتش اسراییل، دهها گروه سایبری اجاره‌ای در جهان هستند که در برابر پول و با بهره‌گیری از هوشواره (هوش مصنوعی)، پروژه‌های موج‌سازی رسانه‌ای و جنگ شناختی را انجام می‌دهند.

این ویدیو نمونه‌ای از یک پیمانکار کوچک جنگ رسانه‌ای است که با صدها گوشی و پروفایل ساختگی، برنامه‌ای را در فضای تلگرام و اینستاگرام پیش می‌برند.

@ThinkTogether🌱
ای میهن
الهه
#موسیقی

🎼 ای میهن
🎤 بهار غلامحسینی (الهه)
🎹 آهنگساز: جواد معروفی
📝 ترانه‌سرا: بهادر یگانه

ای ميهن ای گهواره‌ی آرامش من
ایران من ای مایه‌ی آسایش من
ای نام تو از خنده‌ی گل دلنشین‌تر
ای عشق تو از آتشِ مِی آتشین‌تر
ای چشم گیتی روشن از نور جمالت
شور افکند در سر خیالت
ای عشق تو شورآفرین چون جام باده
دلدادگان جان در رهت بر کف نهاده
ای مایه‌ی شوق و نشاط و شادمانی
ای خوشتر از شور جوانی
هر سوی تو بینم شکوهی چون دماوند
دل کرده با مهر تو پیوند
ای کعبه‌ی عشق و امید و آرزوها
باشد نگهدارت خداوند
باشد نگهدارت خداوند

📍برگرفته از گلهای رنگارنگ شماره ۵۵۷

@ThinkTogether🌱
#دیدگاه
#وطن

🔻 ناروشن بودن مقصدی که کشورمان به سوی آن روان است و پوشیده بودن برنامه‌ی فرمانروایان برای آینده‌ی ایران، تاب آوردن شرایط دشوار کنونی را دشوارتر کرده‌است.

🔻 اگرچه مهمترین موضوع روز که با آن روبرو هستیم، پدافند از کشورمان در برابر تازیان است، ولی نیاز است که رهبری یا یک مقام عالیرتبه به مردم بگویند سرانجام با ناکارآمدی و فساد درون ساختار کشورداری چه خواهند کرد؟ برنامه برای پس از جنگ چیست؟ آیا همچنان و برای همیشه تماشاگر این سردرگمی و پس‌رفتن در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی خواهیم بود؟

🔻 اگر برنامه‌ای برای کوتاه کردن دست چپاولگران ثروتهای ملی و چشم‌اندازی برای شکوفایی ایران و درمان زخمها باشد، می‌توان از مردم خواست که یک سال دیگر هم روی این سالها تاب بیاورند. ولی اگر بنا باشد تا قیامت بلنگیم و کشور با نشتی سرمایه و چپاول ثروتهای ملی و ناکارآمدی دولت و لگدمال شدن هویت ملی روبرو باشد، آنگاه باید از کامیابی دشمن بیمناک بود.

💥 در میان گذاشتن رویایی پرکشش و امیدآفرین از ایران آینده، شاید خردمندانه‌ترین و بایسته‌ترین و زیرکانه‌ترین کاری است که فرمانروایان کنونی باید انجام دهند.

@ThinkTogether🌱