"نبضِ خامـــوش اوراکـــــــــل"
750 subscribers
386 photos
2 videos
24 links
اوراکلی تنها، بر لبه انتهایی کیهان مشغول خوردن چای.🍎🌲
Commisions, موقتا.
@TheOracle666bot, ناشناس.
Download Telegram
"نبضِ خامـــوش اوراکـــــــــل"
میدونم بچه‌گانه‌ست اما...
اونایی که میخواین دوست شید بیاید جلو یالله
اونیم که کراش داره بیاد
Forwarded from ڦاضے. (آقای ق‍اض‍ﯼ.)
این پیامو توی چنلتون فوروارد کنید،مهم نیست چندتا ممبر دارید یا آمار چنلتون چطوره!هر چنلی که از فضای کارش خوشم بیاد،جوین میشم؛
پستای خوبتونم تا جایی که بشه فوروارد می‌کنم.
ظرفیت ندارد؛
Some sketch before going to sleep
6💋1
فکر نکنم کاملش کنم
3
"نبضِ خامـــوش اوراکـــــــــل"
«اش دارکــل: تـــــــــمریــن اول» #Wip
«تنها اوسی اصلی و همدم من
که طی سالها دستخوش هزارتا تغییر شده بیچاره زاده
اش دارکل، ۲۶
ساکن دنور، کلوریدا
متولد ۱۸ دسامبر ۱۹۹۵
۱۹۴ سانت قد / ۶.۵ فوت
حدود ۸۸ وزنشه، این آرتم الله وکیلی زیادی هیکلیه اما خب
یه شخصیت منزوی، آروم و متفکر Intp/t
اختلال شخصیت اجتنابی، C-Tpc یا اختلال روانی پس از صانحه مضمن، آلکسی تایمیا و مشکل در درک درد
به عنوان یه نان باینری و طرفدار سبک هایی مثل آلترنتیو، پانک و گاث یا ایمو که در اون سالها بالاخره محبوبیت پیدا کرد، اینجا تتو و پیرسینگ هاش رو نذاشتم که یه پیرسینگ لب، و دوتا پیرسینگ گوش داره و یه استایل تلفیقی از ساده ترین لباس ها به سبکای لش و بی حال داره طرفا چون تمایلی به جلب توجه نداره. با یک گذشته ناشناخته، درگیر اتفاقات ماورایی و دستخوش مشکلات زیادی شده؛ به عنوان بچه یتیمی که توی خاک و خون آلوده رشد کرد، حالا مسیر زندگی اونو به سمت یک دردسر میکشه، در کل، شباهت زیادی به خودم و زندگیم داره با تفاوت های متمایز خودش.

#Oc #AshDarkl
🕊1
از اولین و نسبتا آخرین طراحی کامل از اش (بیشتر منظورم ظاهرشه، چون اش یه ناتوانی خفیف توی بروز عواطف حتی روی صورتش داره و لبخند زدن عملا براش غیرممکن شده)
3🕊1
احتمالا قراره بابتش چند نفر فحشم بدن اما بیاید پرکاربرد ترین اصطلاحات و کلماتی که بدردتون میخوره مرور کنیم، تا اشتباه نکنید
مفاهیم مرتبط با برابری و حقوق:
- فمنیسم (Feminism) = جنبش برابری حقوق زن و مرد در همه زمینه‌ها
- ماسکولیسم (Masculism) = جنبش حمایت از حقوق مردان و بررسی مسائل خاص آنان
- برابری‌خواهی جنسیتی (Egalitarianism / Gender Egalitarianism) = باور به برابری کامل همه جنسیت‌ها بدون اولویت دادن به هیچ‌کدام
- زن‌گرایی (Womanism) = مشابه فمنیسم اما با تأکید بر تجربه زنان رنگین‌پوست و عدالت اجتماعی گسترده‌تر
مفاهیم منفی یا
افراطی:
- میسوژنی (Misogyny) = زن‌ستیزی یا تنفر از زنان
- میسندری (Misandry) = مرد‌ستیزی یا تنفر از مردان
- پدرسالاری (Patriarchy) = نظامی که در آن مردان قدرت و تسلط دارند (مردسالاری)
- مادرسالاری (Matriarchy) = نظامی که در آن زنان قدرت و تسلط دارند (زن‌سالاری)
- فمنیسم رادیکال (Radical Feminism) = شاخه‌ای از فمنیسم که گاهی به مردستیزی یا جدایی‌طلبی جنسیتی گرایش دارد
- سوپریمسیسم مردانه (Male Supremacism) = باور به برتری ذاتی مردان بر زنان
- سوپریمسیسم زنانه (Female Supremacism) = باور به برتری ذاتی زنان بر مردان
مفاهیم خنثی یا تحلیلی:
جنسیت گرایی (Sexism) = تبعیض یا کلیشه‌سازی بر اساس جنسیت (می‌تواند علیه هر دو جنس باشد)
- آندروسنتریسم (Androcentrism) = مردمحوری در فرهنگ و جامعه (معیار قرار دادن مردان)
- جینوسنتریسم (Gynocentrism) = زن‌محوری در فرهنگ و جامعه (معیار قرار دادن زنان)
🕊3
جنسیت ها و هویت ها:
- مرد (Male / Man) = هویت جنسیتی مذکر
- زن (Female / Woman) = هویت جنسیتی مؤنث
- ترنس‌جندر (Transgender) = فردی که هویت جنسیتی‌اش با جنسیت انتسابی هنگام تولد هماهنگ نیست (مثل ترنس مرد یا ترنس زن)
- سیس‌جندر (Cisgender) = فردی که هویت جنسیتی‌اش با جنسیت انتسابی هنگام تولد هماهنگ است (همان مرد/زن معمولی)
- غیردودویی (Non-binary) = فردی که خود را نه کاملاً مرد می‌داند و نه کاملاً زن
- جنسیت‌سیال (Genderfluid) = فردی که هویت جنسیتی‌اش در طول زمان بین مردانه، زنانه یا هر دو تغییر می‌کند
- بی‌جنسیت (Agender) = فردی که هیچ حس تعلقی به هیچ جنسیتی ندارد یا جنسیت را برای خود بی‌معنا می‌داند
- دوجنسیتی (Bigender) = فردی که همزمان خود را هم مرد و هم زن می‌داند (یا بینشان در نوسان است)
- سه‌جنسیتی (Trigender) = فردی که خود را ترکیبی از سه هویت جنسیتی می‌داند (معمولاً مرد، زن و غیردودویی)
- جنسیت‌گریز (Genderqueer) = چتری برای هر هویت جنسیتی که خارج از دودویستی مرد/زن باشد
- بیناجنس (Intersex) = فردی که با ویژگی‌های جنسی زیستی (کروموزوم‌ها، هورمون‌ها یا اندام‌ها) به دنیا می‌آید که کاملاً با تعریف معمول مرد یا زن مطابقت ندارد (این بیشتر زیستی است تا هویتی)
🕊4
شناخته‌شده‌ترین گرایش‌های جنسی:
- دگرجنس‌گرا (Heterosexual) = جذب عاطفی و جنسی به جنس مخالف
اروماتیک (Aromantic) = فردی که جذب عاطفی و رمانتیک** به هیچ کسی ندارد (اما ممکن است جذب جنسی داشته باشد یا نداشته باشد).
- همجنس‌گرا (Homosexual) = جذب عاطفی و جنسی به جنس موافق (مرد→مرد، زن→زن)
- دوجنس‌گرا (Bisexual) = جذب عاطفی و جنسی به هر دو جنس (مرد و زن)
- پرجنس‌گرا (Pansexual) = جذب عاطفی و جنسی به افراد بدون توجه به جنسیت یا هویت جنسیشان
- بی‌جنس‌گرا (Asexual) = عدم جذب جنسی به هیچ جنسیتی (اما ممکن است جذب عاطفی داشته باشد)
- شبه‌جنس‌گرا (Demisexual) = جذب جنسی فقط پس از ایجاد پیوند عاطفی عمیق
- همه‌جنس‌گرا (Omnisexual) = مانند پان‌سکشوال، اما با توجه به جنسیت فرد (نه نادیده گرفتن آن)
- تک‌جنس‌گرا (Androsexual / Gynesexual) = جذب به مردانگی (Andro) یا زنانگی (Gyno) صرف‌نظر از جنسیت زیستی فرد
- اسکولیوسکشوال (Scoliosexual) = جذب به افراد ترنس‌جندر یا غیردودویی (Non-binary)
- کیرومنسکشوال (Quiromantic) = جذب عاطفی (نه جنسی) به افراد بدون شرط خاص
🕊2
خرده‌فرهنگ‌های موسیقی‌محور (ریشه‌دار) :
گاث (Goth), زاده‌ی موسیقی پست‌پانک و راک گوتیک (دهه 80). پوشش: تمام مشکی، چرم، توری، جواهرات نقره‌ای (نقره‌ای، نه طلایی)، آرایش سنگین سفید/مشکی. فلسفه: علاقه به هنر تیره، شعر، معماری گوتیک، فیلم‌های ترسناک کلاسیک. مهم: موسیقی (Bauhaus, Siouxsie, The Cure) قلب آن است، نه فقط لباس.
ایمو (Emo), از موسیقی هاردکور احساسی (دهه 90) می‌آید. پوشش: لایه‌لایه (تی‌شرت تنگ + هودی + شلوار تنگ)، موهای نامتقارن که یک چشم را می‌پوشاند، تیرگی دور چشم (اما نه مثل گاث). فلسفه: ابراز احساسات خالص، اشعار عاشقانه‌ی شکست‌خورده، آسیب‌پذیری عاطفی.
پانک (Punk), متولد دهه 70 در نیویورک و لندن، بر علیه نظام. پوشش: موهای سیخ‌شده (موهیک)، جلیقه‌های جین پاره، زنجیر، سنجاق‌های فلزی، کفش‌های سنگین (Dr. Martens). فلسفه: "خودت انجام بده" (DIY)، ضدسرمایه‌داری، هرج‌ومرج‌طلبی کنترل‌شده.
متال‌هد (Metalhead), طرفداران هوی متال، ترش، دث متال. پوشش: موهای بلند (غیررسمی‌ترین قانون)، جین‌های پارگی، تی‌شرت‌های سیاه با لوگوی گروه‌ها، کت‌های چرمی، جلیقه‌های وصله‌دار. فلسفه: وفاداری کامل به موسیقی سنگین، اجراهای زنده (مشهور به "هِد‌بَنگینگ" - تکان دادن شدید سر).
سایبرگاث (Cybergoth), شاخه‌ای مدرن از گاث که با موسیقی صنعتی و الکترونیک ترکیب شده. پوشش: موهای رنگ‌های نئونی (سبز لیمویی، صورتی)، عینک‌های خلبانی با لنزهای رنگی، چکمه‌های بسیار بلند با کف‌های ضخیم، گجت‌های نورانی. فلسفه: آینده‌گرایی، رقص (سبک رقص سنگین صنعتی).
استیمپانک (Steampunk), تخیلی-تاریخی؛ ترکیبی از دوران ویکتوریا (قرن 19) و فناوری بخار. پوشش: کراوات، جلیقه‌های سه‌تکه، ساعت‌های جیبی، عینک‌های مسی، چترهای مکانیکی، چرم قهوه‌ای. فلسفه: نوستالژی به آینده‌ای که هرگز نیامد.
ریوِر (Raver), طرفداران موسیقی الکترونیک (تکنو، هاوس، ترنس). پوشش: شلوارهای گشاد، جلیقه‌های رنگ‌آمیزی، شلوارهای بسیار گشاد، آدم‌کهای پلاستیکی خوش‌بو، مهره‌های پلاستیکی. فلسفه: PLUR (صلح، عشق، اتحاد، احترام)، رقص آزاد، تجربه‌های جمعی.
سبک‌
های مد و پوشش (مستقل از موسیقی)
تامبوی (Tomboy), دختری که لباس‌های مردانه می‌پوشد (شلوار گشاد، کتانی، کلاه بیسبال)، به ورزش‌های خشن علاقه دارد و رفتارهای کلیشه‌ای مردانه از خود نشان می‌دهد. ربطی به جنسیت ندارد، یک استایل و شخصیت است.
فمبوی (Femboy), پسری که لباس‌های زنانه (دامن، بلیزر، کفش پاشنه‌دار)، آرایش و رفتارهای ظریف دارد. اغلب در فضای اینترنت و جوامع مد/انیمه محبوب است. ربطی به گرایش جنسی ندارد (می‌تواند گی، دوجنس یا حتی دگرجنس باشد).
متروسکشوال (Metrosexual), مردی که به شدت به ظاهر، پوست، مو، آرایش ملایم، عطر و مد اهمیت می‌دهد. اهل خرید لباس‌های برند، کافه‌های شیک و محصولات مراقبتی است. نه گی است و نه زن‌نما، فقط یک مرد مدرن با حساسیت‌های زیبایی‌شناختی.
هیپستر (Hipster), سبکی که عمداً از مد روز فاصله می‌گیرد. پوشش: عینک‌های بزرگ (فریم‌دار)، ریش‌های بلند و مرتب، کلاه‌های بافتنی، پیراهن‌های چهارخانه، لباس‌های دست‌دوم، دوچرخه‌های قدیمی. فلسفه: ضدجریان بودن، دوست‌داشتن چیزهای "قبل از اینکه معروف شوند".
|پَستِر (Preppy), الهام‌گرفته از دانش‌آموزان مدارس خصوصی آمریکا (آیوی لیگ). پوشش: یقه‌پولو، ژاکت کشباف، دامن‌های پلیسه، کت‌های بلوزر، رنگ‌های پاستیلی و تمیز، کفش‌های بوم‌دار.
گرانج (Grunge), از موسیقی نیروانا و ساندگاردن در دهه 90. پوشش: کاملاً نامرتب و کهنه‌نما؛ فلانل‌های چهارخانه، شلوارهای جین سوراخ، موهای ژولیده، کفش‌های کتانی کثیف. فلسفه: بی‌تفاوتی به ظاهر، ضد مد بودن.
بوهو (Bohemian / Boho), الهام‌گرفته از کولی‌ها و هنرمندان دوره‌ی ویکتوریا. پوشش: لباس‌های بلند و آزاد (ماکسی)، پارچه‌های نخی، رنگ‌های خاکی و گرم، زیورآلات قومی، کیف‌های چرمی دست‌ساخت. فلسفه: آزادی، سفر، هنر، طبیعت‌دوستی.
مینیمال (Minimalist), پوشش بسیار ساده، تک‌رنگ (معمولاً سفید، خاکستری، مشکی، بژ)، خطوط صاف و بدون طرح. فلسفه: "کمتر بیشتر است"، کیفیت به جای کمیت.
برچسب‌های شخصیتی و توصیف‌کننده‌های رفتاری
نِرد (Nerd), فردی با هوش بالا و علاقه‌ی وسواس‌گونه به علوم دقیق، ریاضی، برنامه‌نویسی، یا موضوعات خاص (مثل ستاره‌شناسی). اغلب از نظر اجتماعی خجالتی است اما در حوزه‌ی تخصصی‌اش فوق‌العاده است.
گیک (Geek), مشابه نرد اما با تمرکز بر فرهنگ عامه: کمیک‌بوک‌ها، فیلم‌های علمی-تخیلی، بازی‌های ویدئویی، انیمه، سریال‌های فانتزی. ظاهر ساده‌تر و کمتر آکادمیک از نرد دارد.
1