The night god fall
#Art
تکه ای از یک زیبایی محض در قمارخانه ای وقیح در حال حرکت بنظر میرسید، گویی داشت روی دو پا میرقصید، یک انسان که نمیتوانست انسان باشد، نه، او باید یک فرشته سقوط کرده میبود. چگونه چیزی میتوانست آنقدر زیبا و معصوم باشد؟ غریبه با چشمانی حیرت زده تماشا میکرد بدنی را که به سختی با تکه ای پارچه سفید ابریشمی پنهان شده بود و با هر حرکت، بطرز شرمگینی بسمت بالا یا پایین خم میشد...
1❤2🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM