رصد المپیاد نجوم
#پند داستان شیر و لقمه اول: در بیشهای دور، جایی که مرز میان وحش و خیال باریکتر از همیشه بود، شیری زندگی میکرد. شیری که برخلاف تمامی شیرهای دیگر، قادر به حرف زدن بود. اما نه هر حرفی، بلکه حرفهایی که هر شنوندهای را به تفکر وادار میکرد. روزی، انسانی جوان…
#پند
#یونسی
امیرعلی به سکوت فرو رفته بود، گویی در دلش کشمکشی بهپا بود که هیچ کلامی نمیتوانست آن را بیان کند. نگاهش را به زمین دوخت و دستهایش را به هم فشرد. احساس میکرد که شیر، با هر کلمهای که میگفت، به او درسی عمیقتر از هر چیزی که تاکنون شنیده بود، میآموخت. اما همچنان سوالات بیپاسخ در ذهنش باقی مانده بودند.
شیر با چشمانی که گویی از هزاران سال تجربه سرشار بود، به او گفت:
• «تو نمیدانی، امیرعلی. نمیدانی که راه درست، همیشه از درون خودت میآید. باید به جایی برسی که دیگر به بیرون نگاه نکنی، بلکه فقط به درون خود بنگری.»
امیرعلی که کماکان در دنیای بیجواب و پیچیدهای غرق بود، بهآرامی پرسید:
• «پس چه باید بکنم؟ من هیچچیز نمیدانم. اگر نمیتوانم بیرون را تغییر دهم، چگونه درونم را میتوانم تغییر دهم؟»
شیر به آرامی نزدیکتر شد و در حالی که صدایش کمی نرمتر از قبل شده بود، گفت:
• «گاهی بهتر است بعضی چیزها را ندانیم، امیرعلی. وقتی در دنیای بیرونی همه چیز نامشخص و تغییرپذیر است، باید در خودت جستوجو کنی. گاهی لازم نیست همهچیز را بفهمی. فقط باید آنچه را که هستی بپذیری.»
این کلمات، مانند بادی ملایم که به درختی تکان میدهد، امیرعلی را لرزاند. احساس میکرد که درک تازهای پیدا کرده است، ولی هنوز حس سردرگمی در او باقی بود. در دلش سوالی کهنه داشت که نمیتوانست از ذهنش بیرون کند:
• «و اگر به جواب نرسیم؟ اگر نتواهم بفهمم که چرا در این دنیا هستم؟»
شیر مکثی کرد و سپس گفت:
• «جواب نرسیدن هم خودش بخشی از مسیر است. در نهایت، تو باید در این بیپاسخیها به آرامش برسی. شاید جواب نهایی هرگز نیاید، ولی مسیر جستوجو خود آن پاسخ است.»
همین لحظه بود که صدای گامهایی به گوش رسید. امیرعلی که متوجه حضور کسی جدید در آنجا شد، به سمت صدا چرخید و متعجب از اینکه چگونه کسی به اینجا رسیده بود، دید که یونسی، مردی که همیشه در جستوجوی حقیقت بود، وارد میشود. یونسی با نگاهی آرام و فلسفی به دو نفر نگاه کرد و گفت:
• «میخواهم چیزی به شما بگویم، امیرعلی. گاهی ندانستن، نه تنها به معنای عدم درک، بلکه به معنای پذیرفتن است. پذیرفتن اینکه زندگی به هیچوجه نیاز به توضیح ندارد، بلکه نیاز به تجربه دارد.»
امیرعلی به یونسی نگاه کرد، در حالی که سوالات بسیاری در ذهنش همچنان سرگردان بودند. یونسی ادامه داد:
• «شما هر دو، در جستوجوی چیزی هستید که نمیتوانید پیدا کنید، چون این جستوجو هیچوقت به پایان نمیرسد. مهم این است که مسیر را طی کنید و در لحظه زندگی کنید.»
شیر به آرامی لبخندی زد و سرش را به علامت تایید تکان داد. امیرعلی، با وجود تمام سردرگمیها و سوالات بیپاسخ، احساس کرد که یک قدم به درک بهتر از خود و زندگی نزدیکتر شده است. او دیگر نمیخواست جوابهای قطعی داشته باشد. شاید حقیقت در بیجوابیها و ندانستنها باشد، شاید باید فقط به زندگی ادامه میداد، بدون اینکه تلاش کند هر چیزی را درک کند.
یونسی به او نگاهی کرد و گفت:
• «شاید بهتر است بعضی چیزها را ندانیم، اما آنچه که باید بدانیم، در دل زندگی و در دل تجربه نهفته است. تو باید آن را کشف کنی، نه از طریق سوالات بیپایان، بلکه از طریق پذیرش آنچه که در مسیر زندگی پیش میآید.»
امیرعلی نگاهش را به افق انداخت و با نفس عمیقی، احساس کرد که شاید در این لحظه، حقیقت را در قلبش پیدا کرده است. زندگی چیزی جز یک سفر نبود، سفری که در آن جوابها همیشه قابل دسترس نبودند، اما خود مسیر، پاسخهای خود را داشت.
@TheObs
#یونسی
امیرعلی به سکوت فرو رفته بود، گویی در دلش کشمکشی بهپا بود که هیچ کلامی نمیتوانست آن را بیان کند. نگاهش را به زمین دوخت و دستهایش را به هم فشرد. احساس میکرد که شیر، با هر کلمهای که میگفت، به او درسی عمیقتر از هر چیزی که تاکنون شنیده بود، میآموخت. اما همچنان سوالات بیپاسخ در ذهنش باقی مانده بودند.
شیر با چشمانی که گویی از هزاران سال تجربه سرشار بود، به او گفت:
• «تو نمیدانی، امیرعلی. نمیدانی که راه درست، همیشه از درون خودت میآید. باید به جایی برسی که دیگر به بیرون نگاه نکنی، بلکه فقط به درون خود بنگری.»
امیرعلی که کماکان در دنیای بیجواب و پیچیدهای غرق بود، بهآرامی پرسید:
• «پس چه باید بکنم؟ من هیچچیز نمیدانم. اگر نمیتوانم بیرون را تغییر دهم، چگونه درونم را میتوانم تغییر دهم؟»
شیر به آرامی نزدیکتر شد و در حالی که صدایش کمی نرمتر از قبل شده بود، گفت:
• «گاهی بهتر است بعضی چیزها را ندانیم، امیرعلی. وقتی در دنیای بیرونی همه چیز نامشخص و تغییرپذیر است، باید در خودت جستوجو کنی. گاهی لازم نیست همهچیز را بفهمی. فقط باید آنچه را که هستی بپذیری.»
این کلمات، مانند بادی ملایم که به درختی تکان میدهد، امیرعلی را لرزاند. احساس میکرد که درک تازهای پیدا کرده است، ولی هنوز حس سردرگمی در او باقی بود. در دلش سوالی کهنه داشت که نمیتوانست از ذهنش بیرون کند:
• «و اگر به جواب نرسیم؟ اگر نتواهم بفهمم که چرا در این دنیا هستم؟»
شیر مکثی کرد و سپس گفت:
• «جواب نرسیدن هم خودش بخشی از مسیر است. در نهایت، تو باید در این بیپاسخیها به آرامش برسی. شاید جواب نهایی هرگز نیاید، ولی مسیر جستوجو خود آن پاسخ است.»
همین لحظه بود که صدای گامهایی به گوش رسید. امیرعلی که متوجه حضور کسی جدید در آنجا شد، به سمت صدا چرخید و متعجب از اینکه چگونه کسی به اینجا رسیده بود، دید که یونسی، مردی که همیشه در جستوجوی حقیقت بود، وارد میشود. یونسی با نگاهی آرام و فلسفی به دو نفر نگاه کرد و گفت:
• «میخواهم چیزی به شما بگویم، امیرعلی. گاهی ندانستن، نه تنها به معنای عدم درک، بلکه به معنای پذیرفتن است. پذیرفتن اینکه زندگی به هیچوجه نیاز به توضیح ندارد، بلکه نیاز به تجربه دارد.»
امیرعلی به یونسی نگاه کرد، در حالی که سوالات بسیاری در ذهنش همچنان سرگردان بودند. یونسی ادامه داد:
• «شما هر دو، در جستوجوی چیزی هستید که نمیتوانید پیدا کنید، چون این جستوجو هیچوقت به پایان نمیرسد. مهم این است که مسیر را طی کنید و در لحظه زندگی کنید.»
شیر به آرامی لبخندی زد و سرش را به علامت تایید تکان داد. امیرعلی، با وجود تمام سردرگمیها و سوالات بیپاسخ، احساس کرد که یک قدم به درک بهتر از خود و زندگی نزدیکتر شده است. او دیگر نمیخواست جوابهای قطعی داشته باشد. شاید حقیقت در بیجوابیها و ندانستنها باشد، شاید باید فقط به زندگی ادامه میداد، بدون اینکه تلاش کند هر چیزی را درک کند.
یونسی به او نگاهی کرد و گفت:
• «شاید بهتر است بعضی چیزها را ندانیم، اما آنچه که باید بدانیم، در دل زندگی و در دل تجربه نهفته است. تو باید آن را کشف کنی، نه از طریق سوالات بیپایان، بلکه از طریق پذیرش آنچه که در مسیر زندگی پیش میآید.»
امیرعلی نگاهش را به افق انداخت و با نفس عمیقی، احساس کرد که شاید در این لحظه، حقیقت را در قلبش پیدا کرده است. زندگی چیزی جز یک سفر نبود، سفری که در آن جوابها همیشه قابل دسترس نبودند، اما خود مسیر، پاسخهای خود را داشت.
@TheObs
Handbook_1403_1.pdf
1.1 MB
#آیا_میدانستید
دفترچهی رصد برای تمرین پاییز و زمستان
دفترچهی رصد برای تمرین پاییز و زمستان
Forwarded from SUT Twitter
#آیا_میدانستید
برای آینهی کروی داریم f = R/2 که نشان دهنده رابطه فاصله کانونی و شعاع انحنای آینه است.
این همان معادل رابطه عدسی سازان ولی برای آینه است.
@TheObs
برای آینهی کروی داریم f = R/2 که نشان دهنده رابطه فاصله کانونی و شعاع انحنای آینه است.
این همان معادل رابطه عدسی سازان ولی برای آینه است.
@TheObs
#آیا_میدانستید
ازین به بعد هشتگ #آیا_میدانستید به هشتگ #گاهی_بهتر_است_بعضی_چیزها_را_بدانیم تبدیل میشود.
با توجه به پیشنهاد بردیای بیتملق شاید هم #آ_گاهی انتخاب شود.
با تشکر،
مدیریت د اوبز
@TheObs
ازین به بعد هشتگ #آیا_میدانستید به هشتگ #گاهی_بهتر_است_بعضی_چیزها_را_بدانیم تبدیل میشود.
با توجه به پیشنهاد بردیای بیتملق شاید هم #آ_گاهی انتخاب شود.
با تشکر،
مدیریت د اوبز
@TheObs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
المپیاد نجوم رو میخوام شروع کنم. منابعش چیا هستن؟
@TheObs
@TheObs
چرا ماه به زمین مقید است و نه به خورشید؟
Anonymous Quiz
29%
چون ماه درون فاصله حد روچ زمین است.
47%
چون نیروی گرانشی وارده به ماه از سمت زمین ببیشتر از سمت خورشید است.
9%
چون ماه سریعتر به دور زمین میچرخد تا به دور خورشید.
8%
چون نیروهای جزر و مدی وارده به ماه از سمت زمین بیشتر است.
8%
چون ماه همیشه یک سمتش به زمین است.
انحراف مداری زمین که ۲۳.۵ درجه است باعث ایجاد گشتاور به زمین از جانب نیروی خورشید میشود و حرکت تقدیمی را باعث میشود.
اگر این انحراف ۹۰ درجه میبود دوره تناوب حرکت تقدیمی چه میشود؟
اگر این انحراف ۹۰ درجه میبود دوره تناوب حرکت تقدیمی چه میشود؟
Anonymous Quiz
46%
بیشتر میشود
54%
کمتر میشود
رصد المپیاد نجوم
انحراف مداری زمین که ۲۳.۵ درجه است باعث ایجاد گشتاور به زمین از جانب نیروی خورشید میشود و حرکت تقدیمی را باعث میشود.
اگر این انحراف ۹۰ درجه میبود دوره تناوب حرکت تقدیمی چه میشود؟
اگر این انحراف ۹۰ درجه میبود دوره تناوب حرکت تقدیمی چه میشود؟
#سوال
چرا ماه به زمین از طریق نیروهای جزر و مدی گشتاور وارد میکند ولی عامل گشتاور حرکت تقدیمی نیست؟
و برعکس، چرا خورشید مقصر گشتاور حرکت تقدیمی ناشی از پخی زمین است ولی عامل گشتاور جزر و مدی نیست؟
در واقع دو نوع بازو در زمین برای ایجاد گشتاور داریم: پخی زمین و جزر و مد. خورشید به بازی پخی گشتاور وارد میکند و ماه به بازوی جزر و مدی.
@TheObs
چرا ماه به زمین از طریق نیروهای جزر و مدی گشتاور وارد میکند ولی عامل گشتاور حرکت تقدیمی نیست؟
و برعکس، چرا خورشید مقصر گشتاور حرکت تقدیمی ناشی از پخی زمین است ولی عامل گشتاور جزر و مدی نیست؟
در واقع دو نوع بازو در زمین برای ایجاد گشتاور داریم: پخی زمین و جزر و مد. خورشید به بازی پخی گشتاور وارد میکند و ماه به بازوی جزر و مدی.
@TheObs
قبلا طول مدت شبانه روز در زمین حدود ۶ ساعت بوده. عامل زغئیر این مدت به ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه چیست؟
این دوره تناوب زمین به عددی ثابت میل میکند. به عنوان یک سوال جذاب میتونید طول رو بدست بیارید.
این دوره تناوب زمین به عددی ثابت میل میکند. به عنوان یک سوال جذاب میتونید طول رو بدست بیارید.
Anonymous Poll
9%
برخورد شهاب
45%
وجود ماه
3%
از بین رفتن دایناسور ها
4%
واکنشهای هستهای
22%
ویسکوزیته ماگمای درون زمین و جابجایی میدان مغناطیسی زمین
9%
سرد شدن هستهی زمین
8%
وجود جسم سنگین سوم که سیاره مشتری باشه
اگر به واسطهی افزایش گازهای گلخانهای یخهای زمین آب شوند چه میشود؟
Anonymous Quiz
18%
ماه دورتر میشود و طول روز در ماه کمترمیشود.
24%
ماه نزدیکتر میشود و طول روز در مال بیشتر میشود
35%
ماه دورتر میشود و طول روز در ماه بیشتر میشود
23%
ماه نزدیکتر میشود و طول روز در ماه کمتر میشود
چرا وقتی با گاز هلیوم صحبت میکنید صدایتان زیر میشود نه بم؟
Anonymous Quiz
54%
چون هوا چگالتر از هلیوم است.
4%
چون هلیوم مولکول دو اتمی دارد.
22%
چون جرم اتمی هلیوم کمتر از میانگین هواست.
6%
چون هلیوم خالص است ولی هوا مخلوط است.
14%
چون هلیوم درون ریه به دیاکسید کربن تبدیل نمیشود.
#سوال
گاز کلاسیک در تعادل به توزیع بولتزمن میرسد که توزیع اندازه سرعت ذرات روی سرعتهای مختلف از صفر تا بینهایت است.
۱) حساب کنید گاز با حجم و دمای مشخص در چه زمانی به تقریبا به این تعادل میرسد و ریلکس میشود؟
۲) جو زمین را یک سامانه با دمای میانگین و حجمی به صورت پوسته در نظر بگیرید و براش ریلکسیشن تایم رو حساب کنید.
۳) حساب کنید در هر ریلکسیشن چه درصدی از گاز زمین از گرانش فرار میکند. اگر در انتگرالگیری از توزیع بولتزمن عاجز بودید، این تابع را برای سرعتهای بالا تقریب بزنید. نرخ این فرار چند کیلوگرم در ثانیه است؟
۴) در هر صد سال چند درصد از جو را از دست میدهیم؟ آیا باید نگران بود؟
@TheObs
گاز کلاسیک در تعادل به توزیع بولتزمن میرسد که توزیع اندازه سرعت ذرات روی سرعتهای مختلف از صفر تا بینهایت است.
۱) حساب کنید گاز با حجم و دمای مشخص در چه زمانی به تقریبا به این تعادل میرسد و ریلکس میشود؟
۲) جو زمین را یک سامانه با دمای میانگین و حجمی به صورت پوسته در نظر بگیرید و براش ریلکسیشن تایم رو حساب کنید.
۳) حساب کنید در هر ریلکسیشن چه درصدی از گاز زمین از گرانش فرار میکند. اگر در انتگرالگیری از توزیع بولتزمن عاجز بودید، این تابع را برای سرعتهای بالا تقریب بزنید. نرخ این فرار چند کیلوگرم در ثانیه است؟
۴) در هر صد سال چند درصد از جو را از دست میدهیم؟ آیا باید نگران بود؟
@TheObs