گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!
آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را،
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد،
شادم از باد صبا، گر با سگان آستان،
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد،
حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را،
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد،
دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد،
آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد...
#آذر_بیگدلی
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش؛
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد!
آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را،
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد،
شادم از باد صبا، گر با سگان آستان،
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد،
حلقه حلقه کرده یی مشکین کمند زلف را،
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد،
دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد،
آن قدر فرصت، که بر بلبل بهاری بگذرد...
#آذر_بیگدلی
❤2
🐳4❤🔥1🕊1
گــــویید بـــه نـــوروز کـه امــسال نــیایـــــد،
در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد،
بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد،
مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد،
خون می دمد از خاک شهیدان وطن وای،
ای وای وطن وای،
گلگون کفنان را چه بهـــار و چــــه زمستــــان،
خونین جگران را چه بیابـــان چـــه گلستــــان،
در کشور آتـــــشزده در خـــــانــــه ویــــران،
کس نیست زند بوسه به رخسار یتیمان،
کس نیست که دوزد به تن مرده کفن وای،
ای وای وطن وای،
از سینه هر سنگ تو خون می دمد امروز،
از خاک تو مستی و جنون می دمد امروز،
آن لاله چی دیده که نگون میدمد امروز،
وآن سبزه چرا زرد و زبون می دمد امروز،
سرخ است به خون پا و سر و سرو و سمن وای،
ای وای وطن وای،
#خلیل_اله_خلیلی
در کشور خونیــــن کــفنـان ره نـگشـــــایــــد،
بـلـبـل بــه چمــن نـغــمــه شـــادی نـســرایـــد،
مــــاتـم زدگان را لــــب پـــرخـنــده نــشایـــد،
خون می دمد از خاک شهیدان وطن وای،
ای وای وطن وای،
گلگون کفنان را چه بهـــار و چــــه زمستــــان،
خونین جگران را چه بیابـــان چـــه گلستــــان،
در کشور آتـــــشزده در خـــــانــــه ویــــران،
کس نیست زند بوسه به رخسار یتیمان،
کس نیست که دوزد به تن مرده کفن وای،
ای وای وطن وای،
از سینه هر سنگ تو خون می دمد امروز،
از خاک تو مستی و جنون می دمد امروز،
آن لاله چی دیده که نگون میدمد امروز،
وآن سبزه چرا زرد و زبون می دمد امروز،
سرخ است به خون پا و سر و سرو و سمن وای،
ای وای وطن وای،
#خلیل_اله_خلیلی
💔4❤2
خاک این خطه طلا بود، خرابش کردند،
اندکی آب و هوا بود، خرابش کردند،
ما که با نو شدن شهر مخالف بودیم،
شهر ما خانه ما بود، خرابش کردند...
#مسلم_حسن_شاهی
اندکی آب و هوا بود، خرابش کردند،
ما که با نو شدن شهر مخالف بودیم،
شهر ما خانه ما بود، خرابش کردند...
#مسلم_حسن_شاهی
👍3
Mr
دوستت دارم و دانم که به جایی نرسم...
دوستت دارم و دانم که به جایی نرسم،
سهم من حسرت تو بود، الهی نرسم،
غم تو، گرچه عذاب است، ولی،
دل خوشم با غم تو، کاش به جایی نرسم...
#آقایهـ
سهم من حسرت تو بود، الهی نرسم،
غم تو، گرچه عذاب است، ولی،
دل خوشم با غم تو، کاش به جایی نرسم...
#آقایهـ
💔5
Mr
مخفی هرلحظه من از بخت سؤالی دارم، تا بهیکبار کند لب به جواب آلوده... #مخفی
زیب النسا بیگم، متخلص به "مخفی"، شاهدخت امپراطوری گورکانی...
نامدارترین شاعر پارسی گوی هند...
پدر او "اورنگ زیب" از فرمانروایان معروف سلسله گورکانی هند.
مادر او نژاد ایرانی دارد...
20 سال آخر عمرش رو داخل دهلی توسط پدرش زندانی میشه و بعد از مرگش دست نویس هاش تحت عنوان "دیوان مخفی" جمع آوری شد...
نامدارترین شاعر پارسی گوی هند...
پدر او "اورنگ زیب" از فرمانروایان معروف سلسله گورکانی هند.
مادر او نژاد ایرانی دارد...
20 سال آخر عمرش رو داخل دهلی توسط پدرش زندانی میشه و بعد از مرگش دست نویس هاش تحت عنوان "دیوان مخفی" جمع آوری شد...
💔4
💔5
Mr
من بهر که خوانم غزل از سعدی و حافط؟ در شهر غریبی که در آن فهم سخن نیست... #دکتر_خسرو_فرشید_ورد
گفتم که بگویم مثلی بلکه بفهمند،
دور از رخ تو تاب و توانم که دگر نیست...
ای دلبر من، ای کافر بی دین،
در شهر غریبم که در آن، فهم سخن نیست...
#آقایهـ
دور از رخ تو تاب و توانم که دگر نیست...
ای دلبر من، ای کافر بی دین،
در شهر غریبم که در آن، فهم سخن نیست...
#آقایهـ
👌3