153 subscribers
4 photos
15 links
Download Telegram
Audio
3
هیچ می‌گویی اسیری داشتم حالش چه شد؟
خستهٔ من نیم جانی داشت احوالش چه شد؟

هیچ می‌پرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه،
می‌رسید و نامه‌ای می‌بود بربالش چه شد؟

#محتشم_کاشانی
2
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت؟
که اول نظر به دیدن او دیده ور شدم...

#سعدی
2
شب بخیر ای ناز‌ چشمانت شراب ناب من،
مثل هرشب وعده دیدار ما، در خواب من...
4
دلم در دست او گیر است، خودم از دست او دلگیر،
عجب دنیای بی رحمی، دلم گیر است و دلگیرم...
4💔2
تا به کی باشی و من پی به حضورت نبرم؟
آرزوی منی، ای کاش به گورت نبرم...
4
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت،
آنچه در خواب نرفت، چشم من و یاد تو بود...
4💔2
مرا از چشم تو انداخت خوبی های بی حدم،
که دل را میزند چیزی که بی اندازه شیرین است...
5
505
Arctic Monkeys
3❤‍🔥1
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست،
بی باده‌ی گلرنگ نمی‌باید زیست،

این سبزه که امروز تماشاگه ماست،
تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست...

#خیام
🔥2
دوش از برای مطبخش،
هیزم ز مژگان برده ام،

گفت از کجا اورده ای؟
خاشاک آب آورده را...

#امیرخسرو_دهلوی
👍3👎1
Mr
دوست داشتین با این لینک یه آهنگ ناشناس واسم بفرستین و یا چت کنین http://t.me/melobot?start=anon_1mL8q8
یه زمانی واسم آهنگ میومد الان اونم دیگ نیست🥲😂❤️
💔3
Mr
یه زمانی واسم آهنگ میومد الان اونم دیگ نیست🥲😂❤️
مرسی که به فکرمین و سریع اهنگ فرستادین😂❤️
آهنگارو شنیدم ولی تو خوابگاه از بس بچه ها جشن گرفتن اصن یادم رفت بیام بگم
❤‍🔥2👍1
هنوز با همه دردم امید درمان است،
که آخری بود آخر، شبان یلدا را...
💔1
گردش سال، فقط یک شب یلدا دارد!
من بدون تو هزاران شب یلدا دارم...
👍4💔1
مثل یلدا، آخرین دیدار طولانی تر است،
آنکه یارش رفته داند حال آذرماه را...
💔5
تو مرد اجتماعی پیراهن آجری
من دختری خجالتی و سردو چادری

من دختری خجالتیم در حوالیت
دارم کلافه میشوم از بی خیالیت

ترسیده ام از این همه محبوب بودنت
با دختران دور و برم خوب بودنت

با من شبیه خواهر خود حرف می زنی
من خسته ام از این همه داداش ناتنی

با گیره ای که روسریم را گرفته است
دنیا مسیر دلبریم را گرفته است

با من قدم بزن کمی از این مسیر را
با خود ببر حواس من سر به زیر را

عطرت رسانده است تو را تا لباسهام
آشفته کرده اند کمد را،لباسهام

صعب العبور ،قله خودخواه زندگیم!
ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم!

این تکه ابر کوچک جامانده در هوات
حالا حسودیش شده حتی به دکمه هات

احوال من که با یقه ات خوب میشود
بازش نکن که باعث آشوب میشود

آن دکمه های مستبدت دشمنت شدند
آشوب های کوچک پیراهنت شدند

تبعید میشوم به تو در شب نخوابیم
با تو درست مثل زنی انقلابیم

آرام در مقابل من ایستاده ای
بر هم زده ست نظم مرا،اخم ساده ای

بی رحمی است با تو زنی همقدم شود
تا دختری خجالتی از جمع کم شود

باید که از حوالی قلبم بکاهمت
با حفظ حد فاصل شرعی بخواهمت

در من جهنمی است که از سر براهی است
دنیای من بدون تو یک حرف واهی است


#سمیه_قبادی
5