هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد؟
خستهٔ من نیم جانی داشت احوالش چه شد؟
هیچ میپرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه،
میرسید و نامهای میبود بربالش چه شد؟
#محتشم_کاشانی
خستهٔ من نیم جانی داشت احوالش چه شد؟
هیچ میپرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه،
میرسید و نامهای میبود بربالش چه شد؟
#محتشم_کاشانی
❤2
دلم در دست او گیر است، خودم از دست او دلگیر،
عجب دنیای بی رحمی، دلم گیر است و دلگیرم...
عجب دنیای بی رحمی، دلم گیر است و دلگیرم...
❤4💔2
👍3👎1
Mr
دوست داشتین با این لینک یه آهنگ ناشناس واسم بفرستین و یا چت کنین http://t.me/melobot?start=anon_1mL8q8
یه زمانی واسم آهنگ میومد الان اونم دیگ نیست🥲😂❤️
💔3
Mr
یه زمانی واسم آهنگ میومد الان اونم دیگ نیست🥲😂❤️
مرسی که به فکرمین و سریع اهنگ فرستادین😂❤️
تو مرد اجتماعی پیراهن آجری
من دختری خجالتی و سردو چادری
من دختری خجالتیم در حوالیت
دارم کلافه میشوم از بی خیالیت
ترسیده ام از این همه محبوب بودنت
با دختران دور و برم خوب بودنت
با من شبیه خواهر خود حرف می زنی
من خسته ام از این همه داداش ناتنی
با گیره ای که روسریم را گرفته است
دنیا مسیر دلبریم را گرفته است
با من قدم بزن کمی از این مسیر را
با خود ببر حواس من سر به زیر را
عطرت رسانده است تو را تا لباسهام
آشفته کرده اند کمد را،لباسهام
صعب العبور ،قله خودخواه زندگیم!
ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم!
این تکه ابر کوچک جامانده در هوات
حالا حسودیش شده حتی به دکمه هات
احوال من که با یقه ات خوب میشود
بازش نکن که باعث آشوب میشود
آن دکمه های مستبدت دشمنت شدند
آشوب های کوچک پیراهنت شدند
تبعید میشوم به تو در شب نخوابیم
با تو درست مثل زنی انقلابیم
آرام در مقابل من ایستاده ای
بر هم زده ست نظم مرا،اخم ساده ای
بی رحمی است با تو زنی همقدم شود
تا دختری خجالتی از جمع کم شود
باید که از حوالی قلبم بکاهمت
با حفظ حد فاصل شرعی بخواهمت
در من جهنمی است که از سر براهی است
دنیای من بدون تو یک حرف واهی است
#سمیه_قبادی
من دختری خجالتی و سردو چادری
من دختری خجالتیم در حوالیت
دارم کلافه میشوم از بی خیالیت
ترسیده ام از این همه محبوب بودنت
با دختران دور و برم خوب بودنت
با من شبیه خواهر خود حرف می زنی
من خسته ام از این همه داداش ناتنی
با گیره ای که روسریم را گرفته است
دنیا مسیر دلبریم را گرفته است
با من قدم بزن کمی از این مسیر را
با خود ببر حواس من سر به زیر را
عطرت رسانده است تو را تا لباسهام
آشفته کرده اند کمد را،لباسهام
صعب العبور ،قله خودخواه زندگیم!
ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم!
این تکه ابر کوچک جامانده در هوات
حالا حسودیش شده حتی به دکمه هات
احوال من که با یقه ات خوب میشود
بازش نکن که باعث آشوب میشود
آن دکمه های مستبدت دشمنت شدند
آشوب های کوچک پیراهنت شدند
تبعید میشوم به تو در شب نخوابیم
با تو درست مثل زنی انقلابیم
آرام در مقابل من ایستاده ای
بر هم زده ست نظم مرا،اخم ساده ای
بی رحمی است با تو زنی همقدم شود
تا دختری خجالتی از جمع کم شود
باید که از حوالی قلبم بکاهمت
با حفظ حد فاصل شرعی بخواهمت
در من جهنمی است که از سر براهی است
دنیای من بدون تو یک حرف واهی است
#سمیه_قبادی
❤5