شبی پرسیدمش با بی قراری،
که تو جز من کسی را دوست داری؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد،
میان گریه هایش گفت : آری....
#مریم_زارعی
که تو جز من کسی را دوست داری؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد،
میان گریه هایش گفت : آری....
#مریم_زارعی
🕊2
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست،
گفت: زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست...
#پروین_اعتصامی
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست،
گفت: زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست...
#پروین_اعتصامی
💔4❤2❤🔥1
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی،
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل من جا شده ای،
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی...
#مجید_احمدی (احتمالا)
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی
آنچنان در همه جای دل من جا شده ای،
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی...
#مجید_احمدی (احتمالا)
❤6🐳1
شاید بگین چرا این دوتا شعر اخری یکیش نوشتم »احتمالا« و یکیشم نوشتم »مثل اینکه«
باید عرض کنم که شعر هایی که منسوب به کسی هستن ولی سندیت نداره یا مثلا شبهه هست توی شاعرش رو اینطوری مینویسم...
باید عرض کنم که شعر هایی که منسوب به کسی هستن ولی سندیت نداره یا مثلا شبهه هست توی شاعرش رو اینطوری مینویسم...
❤3🐳1
مرا بار ها برای فدا شدن،
در قربانگاه چشمان تو آفریده اند؛
تو پلک میزنی و من،
بیشتر عاشقت میشوم...
در قربانگاه چشمان تو آفریده اند؛
تو پلک میزنی و من،
بیشتر عاشقت میشوم...
❤3👌1🐳1
ما چون دو دریچه روبروی هم،
آگاه ز هر بگو مگوی هم،
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده،
عمر آیینه بهشت اما آه،
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه،
اکنون دل من شکسته و خسته ست،
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست،
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد،
#مهدی_اخوان_ثالث
آگاه ز هر بگو مگوی هم،
هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده،
عمر آیینه بهشت اما آه،
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه،
اکنون دل من شکسته و خسته ست،
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست،
نه مهر فسون نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد،
#مهدی_اخوان_ثالث
🐳1💔1
صد پاره وجود را فرو بیختهاند،
تا همچو تو صورتی برانگیختهاند،
سبحان الله ز فرق سر تا پایت،
در قالب آرزوی من ریختهاند....
#اثیر_اخسیکتی
تا همچو تو صورتی برانگیختهاند،
سبحان الله ز فرق سر تا پایت،
در قالب آرزوی من ریختهاند....
#اثیر_اخسیکتی
🐳2
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی،
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی،
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم،
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی...
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه،
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی،
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان،
که دل اهل نظر برد که سرّیست خدایی...
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند،
تو بزرگی و در آیینهٔ کوچک ننمایی،
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان،
این توانم که بیایم به محلت به گدایی.
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت،
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی...
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا،
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی،
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم،
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...
شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن،
تا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی،
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد،
که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی...
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده،
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی...
#سعدی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی،
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم،
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی...
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه،
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی،
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان،
که دل اهل نظر برد که سرّیست خدایی...
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند،
تو بزرگی و در آیینهٔ کوچک ننمایی،
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان،
این توانم که بیایم به محلت به گدایی.
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت،
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی...
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا،
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی،
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم،
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی...
شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن،
تا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی،
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد،
که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی...
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده،
نکنم خاصه در ایام اتابک دوهوایی...
#سعدی
🐳3
امشب به قصه دل من گوش میکنی،
فردا مرا چو قصه فراموش میکنی،
چون سنگ ها صدای مرا گوش میکنی،
سنگی و ناشنیده فراموش میکنی...
#هوشنگ_ابتهاج
فردا مرا چو قصه فراموش میکنی،
چون سنگ ها صدای مرا گوش میکنی،
سنگی و ناشنیده فراموش میکنی...
#هوشنگ_ابتهاج
❤5