153 subscribers
4 photos
15 links
Download Telegram
SINS
Red Leather
❤‍🔥5
Qoşa simin titrəməsi, biri sənsən biri mən, yar...
7
طعنه ی خلق و جفای فلک و جور رقیب,
همگی هیچند اگر یار موافق باشد...

#شوریده_شیرازی
❤‍🔥6🕊4
کوپایلت عوضی داره تیکه میندازه چرا؟ 😂
جایم به روز واقعه پهلوی او کنید،
او قبله من است رخم سوی او کنید...

نخلی برآورید بلند و به سایه اش،
خاکم به یاد قامت دلجوی او کنید...

محراب وار بر سر سنگ مزار من،
نقشی به صورت خم ابروی او کنید...

در بیستون برید مرا پیش کوهکن،
جای شهید عشق به پهلوی او کنید...

در شیشه ای کنید کلاب سرشک من،
وان را که یار کشت، کفن شوی او کنید...

#اهلی_شیرازی
❤‍🔥42
نترسم که با دیگری خو کنی،
تو با ما چه کردی که با او کنی؟
3🐳1
Vastam Roo Pam (Ft Reza Pishro)
Amir Tataloo
قفلی زدم رو این که مطمئنم خیلیاتون نشنیدین
1
هرکسی رفت از این دل به جهنم اما،
تو نباید بروی از دل من، میفهمی؟
4👌1🐳1
فرزین در حال پخت و پز...

تعداد تارگت : 5866
🐳2
شبی پرسیدمش با بی قراری،
که تو جز من کسی را دوست داری؟

دو چشمش از خجالت بر هم افتاد،
میان گریه هایش گفت : آری....

#مریم_زارعی
🕊2
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت،هم کلید زندگیست،

گفت: زین معیار اندر شهرما،
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست...

#پروین_اعتصامی
💔42❤‍🔥1
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی،
قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی

آنچنان در همه جای دل من جا شده ای،
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی...

#مجید_احمدی (احتمالا)
6🐳1
من رم کنم از عالم و تنها به وی ام رام،
او رام همه عالم و تنها ز منش رم...

#شهریار (مثل اینکه...)
4🕊1
شاید بگین چرا این دوتا شعر اخری یکیش نوشتم »احتمالا« و یکیشم نوشتم »مثل اینکه«


باید عرض کنم که شعر هایی که منسوب به کسی هستن ولی سندیت نداره یا مثلا شبهه هست توی شاعرش رو اینطوری مینویسم...
3🐳1
برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم،
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم،

کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی،
چندان ندهد زمان که آبی بخوریم...

#خیام
🐳1
گرچه پیرم، تو شبی تنگ در آغوشم کش،
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم...

#حافظ
👌1🐳1
درختی که تلخ است وی را سرشت،
اگر برنشانی به باغ بهشت،

ور از جوی خلدش به هنگام آب،
به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب،

سرانجام گوهر به کار آورد،
همان میوه تلخ بار آورد ...

#فردوسی (منتسب)
1🐳1
مرا بار ها برای فدا شدن،
در قربانگاه چشمان تو آفریده اند؛

تو پلک میزنی و من،
بیشتر عاشقت میشوم...
3👌1🐳1
ما چون دو دریچه روبروی هم،
آگاه ز هر بگو مگوی هم،

هر روز سلام و پرسش و خنده،
هر روز قرار روز آینده،

عمر آیینه بهشت اما آه،
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه،

اکنون دل من شکسته و خسته ست،
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست،

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد،
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد،


#مهدی_اخوان_ثالث
🐳1💔1