"The Friday evening"
844 subscribers
1.06K photos
63 videos
456 links
Let's drown in our Friday evening.🌇
http://t.me/HidenChat_Bot?start=290769952

And if you need musics for escaping the reality🎧: https://t.me/Fridayeveningsplays

Challenges:
https://t.me/Eveningchallenges
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Hidden Chat
خستتههه شدم بابا اه
از چی خسته شدییی
Forwarded from Hidden Chat
کار
عه
چه‌ کاری؟
Forwarded from Hidden Chat
دانش گا
آخ کارای دانشگاه واقعا خسته‌کننده و حوصله سر برن
حالا چه کاری هست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓1
یه هفته مونده به عید چیکار می‌کنی؟
عکساتو پاک می‌کنی:)
2600 items deleted...
🍓2👀1
ولی لابه‌لاش اینو پیدا کردم.
🍓3
"The Friday evening"
یه هفته مونده به عید چیکار می‌کنی؟ عکساتو پاک می‌کنی:) 2600 items deleted...
درد عمیقی رو حس کردم تو قلبم موقع پاک کردنشون ولی خب مجبور بودم.
🍓2
چه زندگی سگی‌ایه پسر.
Hidden Chat
نمی‌شه نمونه سوال بذاری؟
دوستی که نمونه‌ سوال می‌خواستی چرا دیگه سوال نپرسیدی؟
به آدمایی که از notion استفاده می‌کنن حسودیم می‌شه.
💔1
آژنا
ولی کاغذ همیشه الویته. هیچی مثل آزادانه چارت کشیدن، خط خطی کردن و نوت‌های درهم گذاشتن نمیشه.
اون که بعله
ولی نمی‌دونم من دوران هایپ بودنم خیلی سریع تموم می‌شه
یعنی حوصلم نمی‌کشه برای خط کشیدن
ولی سال پیش که دقیق ژورنال می‌کردم رو خیلی دوست داشتم
ایشالا از اول سال🤌🏼
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو روز پیش پرسیدی ولی باشه
فردا سوال می‌خوام ازت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان یه ستاره دریایی
ما قرار بود این زمستون کت‌های چرممون رو با همدیگه ست کنیم. تو کسی بودی که میخواستم شکلاتای آلبالویی موردعلاقه‌م رو باهاش تقسیم کنم‌ چون شکلات و آلبالو همیشه یه ربطی به عشق دارن، تو ذهن من حداقل.
ما قرار بود این زمستون کل کافه‌های شهر رو بگردیم تا بالاخره یکیش رو برای خودمون انتخاب کنیم، پشت یکی از میزاش بشینیم و درمورد اینکه از همون اولِ اول چی شد که اینجوری شد حرف بزنیم. قرار بود ایرانشهر این زمستون و همه زمستون‌های بعدش قدمای خوشحال و عاشق ما رو خوب یادش بمونه.

قرار بود این زمستون لوکیشن محل کار و خونه‌ت تو لیست مکانای منتخبم باشه تا بتونم هرلحظه دلم برات تنگ شد با تارت شکلات و گیلاس فوری بیام پیشت (تقریبا هر روز). قرار بود وقتی هوا سرد و تمیز بود و میشد تو آسمون ستاره‌ها رو دید تا نصفه‌شب پیش هم بمونیم و از تو بغل هم تکون نخوریم. ما قرار بود این زمستون قبل خداحافظی کردن از هم وقتی نوک دماغامون یخ زده بود همدیگه رو محکم و طولانی ببوسیم و خیالمون راحت باشه که بازم خیلی زود همدیگه رو می‌بینیم. قرار بود شبای زیادی از این زمستون رو بریم پیش دوستات و وقتی صحبتای شما حوصله‌م رو سر برد و تو بغلت خوابم برد تو محک
بعضی موقع‌ها یه چیزی می‌خونید و مث dmt عمل می‌کنن و یه سری خاطرات به صورت فول‌اچ‌دی از جلوی چشمتون رد می‌شن.