Hidden Chat
https://t.me/TheFridayEvening/423 نمیخوام حس بدی بده و یه جوری باشه
حس بدی نمیده و جوری هم نیست واقعا
تیک ایت ایزی
تیک ایت ایزی
Hidden Chat
https://t.me/TheFridayEvening/426 میپذیرم ازت هر چیزی به زمان خودش درسته
چون بهش فکر کردم میگم
میدونم باید انجامش بدم و فقط منتظر تایم درستشم.
میدونم باید انجامش بدم و فقط منتظر تایم درستشم.
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/TheFridayEvening/427
جدا
چون من رفتم دیدم اون لینک قبلی کار نمیکنه
گشتم پیدات کردم پیام دادم
خوشحالم
جدا
چون من رفتم دیدم اون لینک قبلی کار نمیکنه
گشتم پیدات کردم پیام دادم
خوشحالم
Telegram
"The Friday evening"
و میدونی
یه حالت تلپاتی انگار برقرار شد
حس کردم نیاز به حرف دارم و داشتم فکر میکردم که آیا برم در چنل بنویسم که حرف بزنید باهام یا نه که یهو ناشناس دادی
جالب بود برام.
یه حالت تلپاتی انگار برقرار شد
حس کردم نیاز به حرف دارم و داشتم فکر میکردم که آیا برم در چنل بنویسم که حرف بزنید باهام یا نه که یهو ناشناس دادی
جالب بود برام.
Hidden Chat
https://t.me/TheFridayEvening/427 جدا چون من رفتم دیدم اون لینک قبلی کار نمیکنه گشتم پیدات کردم پیام دادم خوشحالم
خیلی دوست دارم بدونم کی هستی جدی
کنجکاویمو بیشتر کردی
و دستت درد نکنه که گشتی و پیدام کردی:)
کنجکاویمو بیشتر کردی
و دستت درد نکنه که گشتی و پیدام کردی:)
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/TheFridayEvening/433
جزو ۱۰۰۰ تای اولی که ممکنه تو ذهنت باشه نیست😂
یه بسم الله بگیم و جوین شیم
سختش نکنیم
جزو ۱۰۰۰ تای اولی که ممکنه تو ذهنت باشه نیست😂
یه بسم الله بگیم و جوین شیم
سختش نکنیم
Telegram
"The Friday evening"
خیلی دوست دارم بدونم کی هستی جدی
کنجکاویمو بیشتر کردی
و دستت درد نکنه که گشتی و پیدام کردی:)
کنجکاویمو بیشتر کردی
و دستت درد نکنه که گشتی و پیدام کردی:)
Forwarded from Hidden Chat
Telegram
"The Friday evening"
و ببینید آدمایی که تو چنلم هستین از اونجایی که تو چنلم خستین حس میکنم که آدمای جالبی هستین
و واقعا خیلی خوشحال میشدم اگر با همتون میشد ارتباط برقرار کرد و خیلی جالب میشد حس میکنم
حالا یه سریاتونو کم و بیش میشناسم
یه سریاتونو کم و بیش دیدم
یا دیگه بعضیاتونم که اصن جزوی از پوست و استخون من شدین
ولی در کل بازم میگم دمتون گرم که هستین:)
همین که هستین چرت و پرتای منو گوش میدین من خوشحال میشم.
و واقعا خیلی خوشحال میشدم اگر با همتون میشد ارتباط برقرار کرد و خیلی جالب میشد حس میکنم
حالا یه سریاتونو کم و بیش میشناسم
یه سریاتونو کم و بیش دیدم
یا دیگه بعضیاتونم که اصن جزوی از پوست و استخون من شدین
ولی در کل بازم میگم دمتون گرم که هستین:)
همین که هستین چرت و پرتای منو گوش میدین من خوشحال میشم.
🔥4🌚1
Forwarded from Hidden Chat
چون یه شناختی بود
حس میکردم سخت، معذب کننده ممکنه باشه
خلاصه که
We are here
حس میکردم سخت، معذب کننده ممکنه باشه
خلاصه که
We are here
Hidden Chat
چون یه شناختی بود حس میکردم سخت، معذب کننده ممکنه باشه خلاصه که We are here
نه بابا من دیگه هیچی برام سخت و معذبکننده نیست
چه سختی چه کشکی
یه دنیا ممنون که اومدی
چه سختی چه کشکی
یه دنیا ممنون که اومدی
🥰1
Forwarded from Hidden Chat
چرا منم حدس زدم کی میتونه باشه :))))
فقط بهم بگو اول اسمش ف داره؟
بذار اینو بدونم و راحت تر بخوابم 🤣
فقط بهم بگو اول اسمش ف داره؟
بذار اینو بدونم و راحت تر بخوابم 🤣
قدمهایش را دوتا یکی میکرد
سرما جان را از پای بیرمقش گرفته بود و دیگر نایی برای ادامه دادن نمانده بود.
خسته شد؛ آنقدر رفت و نرسید، آنقدر تلاش کرد و نشد، آنقدر ساخت و نابود شد که دیگر وا داد.
قدمی آهسته برداشت و نیمکت چوبی سفیدپوش را در آغوش گرفت.
نشست. بخار نفسهایش جلوی دیدش را بعد از هر بازدم تار میکرد.
پاهایش سنگین شده بود و هر لحظه وزن بیشتری روی زمین زیرپایش فشرده میشد.
نشسته بود و دیگر نمیتوانست بلند شود. او فقط مقداری استراحت نیاز داشت قرار نبود سفر او نیمهتمام بماند.
اما ماند.
رد قدمهایش کم کم با برف تازهای پوشانده شد گویی هیچ زمانی از آن مسیر گذر نکرده بود
خودش نیز آرام زیر انبوهی از برفی که روی سرش میریخت مدفون شد.
او تمام شد بدون اینکه حتی خودش بفهمد
و گویی از صفحهی روزگار پاک شد و دیگر حتی کسی یاد او نیفتاد.
همینقدر تنها.
همینقدر بیکس.
💔1