No One Knows (with Laufey)
Stephen Sanchez, Laufey
Lonely nights I've cried to you
There's no truth I'd hide from you
Know I've never lied to you when I've said that I need you
No one knows the trouble, honey
That we've been through, mm-hmm
Still, I know I love you, baby
You see right through
🍓1
"The Friday evening"
Stephen Sanchez, Laufey – No One Knows (with Laufey)
دست ناشناسمون درد نکنه
واسه همین موقعست قشنگ.
واسه همین موقعست قشنگ.
🍓1
"The Friday evening"
یهو پاشدم رفتم تو سیو مسیجم گشتم و وای:)
کاش ادامه نمیدادم
کاش ادامه نمیدادم
کاش ادامه نمیدادم
کاش ادامه نمیدادم
کاش ادامه نمیدادم
🍓1
همین الان اگر چیزی رو که دنبالش میگشتم پیدا نمیکردم خودمو میزدم
پاک کنم؟
پاک کنم؟
🍓1
Forwarded from Hidden Chat
خب بخودم افتخار میکنم که تونستم قدزتمندانه دیلیت کنم
Hidden Chat
خب بخودم افتخار میکنم که تونستم قدزتمندانه دیلیت کنم
واقعا گود فور یو که تونستی
من هر دفعه تلاش میکنم بدتر میشه سو دست کشیدم دیگه
من هر دفعه تلاش میکنم بدتر میشه سو دست کشیدم دیگه
🍓1
"The Friday evening"
خیلی تخمیه به یکی فکر کنی که همون لحظه داره به یکی دیگه فکر میکنه.
حتی این تخمیتره شب با فکر کسی گریه کنی و خوابت نبره که تو بغل بکی دیگه خوابیده.
🍓1
چجوری من قراره اوکی شم؟
کی قراره اوکی شم؟
بابا آدما خیلی راحت اوکی میشن
چجوری میتونن؟
کی قراره اوکی شم؟
بابا آدما خیلی راحت اوکی میشن
چجوری میتونن؟
🍓1
Forwarded from Bookollo (Mel)
من از این ماجرا هم جان سالم به در میبرم. زندگی میکنم. اما در من حفرهای هست که هرگز پُر نمیشود. شاید برای همین است که مردم از پیری میمیرند. شاید اگر اینقدر تماموکمال عاشق نمیشدیم، میتوانستیم تا ابد زندگی کنیم. اما عاشق میشویم و همان موقع که پیری میآید، پُر از حفره شدهایم. آنقدر پُر که دیگر نفسمان در نمیآید. آنقدر حفرهها زیاد است که دیگر درونمان مال خودمان نیست. و ما فقط فضایی بزرگ و توخالی شدهایم که منتظر است تا با تاریکی و سیاهی پر شود. منتظر است تا آزاد شود.
تمام خشم من | صبا طاهر | #قاچ
تمام خشم من | صبا طاهر | #قاچ
🍓1
دیگه بس
واقعا دیگه بس
دیگه انقد حالم بد که بس
بس بس بس
کیرمم نمیخوام باشه هیچی
واقعا دیگه همش دارم مینالم و همش گریه
اوکی تو سوگ بودم غمامو باید بپذیرم ولی بس دیگه
دیگه تا کی؟
خودم چی
اون موقع به خودت اهمیت ندادی الانم نمیدی پس دیگه کی میخوای اهمیت بدی؟
تمام اعضای داخلی بدنم را حس میکنم
قلبم که میزنه داغون میکنه
معدهام که میسوزه
خونی که تو رگم بالا پایین میشه واضحه
بسه دیگه مگه نه؟
واقعا دیگه بس
دیگه انقد حالم بد که بس
بس بس بس
کیرمم نمیخوام باشه هیچی
واقعا دیگه همش دارم مینالم و همش گریه
اوکی تو سوگ بودم غمامو باید بپذیرم ولی بس دیگه
دیگه تا کی؟
خودم چی
اون موقع به خودت اهمیت ندادی الانم نمیدی پس دیگه کی میخوای اهمیت بدی؟
تمام اعضای داخلی بدنم را حس میکنم
قلبم که میزنه داغون میکنه
معدهام که میسوزه
خونی که تو رگم بالا پایین میشه واضحه
بسه دیگه مگه نه؟
👍1🤣1
اوکی الان فهمیدم قراره 41148:5 بیاد🤌🏼
خیلی لجندید اگه میدونید چیه.
خیلی لجندید اگه میدونید چیه.
Forwarded from Hidden Chat
نیکو نمیدونم یادته یا نه اونموقع که حال من مثل تو بود هی میگفتی بسه چصناله و اینا
الان درک میکنی من تو چه حالی بودم
امیدوارم تو ام راه بیرون اومدن ازشو پیدا کنی و حالت بهتر بشه♥️
الان درک میکنی من تو چه حالی بودم
امیدوارم تو ام راه بیرون اومدن ازشو پیدا کنی و حالت بهتر بشه♥️
🍓1