یه خواب دیدم پر از استرس ولی کاش ازش بیدار نمیشدم انقد که حالم خوب بود:)
🍓1
بعد از مدتها رو یه ویدیوی پاشا مجلسی کلیک کردم و اصلا نگاه نکردم به ثامبنیل ولی خب از این حالتا بود که سوال پرسیده میشد ازش و باید جواب میداد ولی همزمان ولاگ بود
یه جاش نشست کنار ساحل و غروب بود
یهو یاد غروب بابلسر افتادم اینکه دریا چقد دلم میخواد با اینکه میدونم اون حس غمی که داره دیوونم میکنه ولی خب خاطرههای خوبی کنار دریا دارم و واقعا دلم تنگ شده
یهو ازش پرسیدن که "چی شد رابطهت تموم شد؟"
یه جاش نشست کنار ساحل و غروب بود
یهو یاد غروب بابلسر افتادم اینکه دریا چقد دلم میخواد با اینکه میدونم اون حس غمی که داره دیوونم میکنه ولی خب خاطرههای خوبی کنار دریا دارم و واقعا دلم تنگ شده
یهو ازش پرسیدن که "چی شد رابطهت تموم شد؟"
🍓1
یهو قلبم تصمیم گرفت به تند زدن(البته تقصیر خودمه) و داره از دهنم میزنه بیرون.
بغضمم داره خودشو فشار میده بهم تا بترکه
بغضمم داره خودشو فشار میده بهم تا بترکه
🍓1
هی میخوام به خودم بگم حالم خوبه یا خوب میشه یا یه سری فکرا رو نکنم یا یه ذره آروم باشم ولی خیلی حساس شدم
در sensitive ترین حالت زندگیمم
یعنی یه جرقهی کوچیک رسما میتونه جنگل مغزمو به آتیش بکشه.
من برای این چیزا ساخته نشدم واقعا
من نباید قدم تو این بخش میذاشتم وقتی میدونستم آدمش نیستم
فقط باید کاری که بلد بودمو انجام میدادم حتی اگر توش خوب نبودم ولی حداقل لذت که میبردم ازش.
در sensitive ترین حالت زندگیمم
یعنی یه جرقهی کوچیک رسما میتونه جنگل مغزمو به آتیش بکشه.
من برای این چیزا ساخته نشدم واقعا
من نباید قدم تو این بخش میذاشتم وقتی میدونستم آدمش نیستم
فقط باید کاری که بلد بودمو انجام میدادم حتی اگر توش خوب نبودم ولی حداقل لذت که میبردم ازش.
🍓1
خاطرههایی میان تو ذهنم که انگار مال چند سال قبلن ولی همشون برای امسالن و خب بغضمم که همیشه آمادهست.