Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#تاریخ
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
4⃣1⃣ نشست چهاردهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
4⃣1⃣ نشست چهاردهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#تاریخ
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
5⃣1⃣ نشست پانزدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
5⃣1⃣ نشست پانزدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#تاریخ
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
6⃣1⃣ نشست شانزدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
6⃣1⃣ نشست شانزدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#تاریخ
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
7⃣1⃣ نشست هفدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
7⃣1⃣ نشست هفدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#تاریخ
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
8⃣1⃣ نشست هجدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
🇮🇷 تاریخ ایران باستان
8⃣1⃣ نشست هجدهم
🎙 تورج دریایی
📎 به زبان انگلیسی و بدون زیرنویس
@TheFirstNation
#تاریخ ایران
🔆 کلاه فریژی / بخش 1⃣
🔻 کلاه فریژی (که در منابع تاریخی ایران باستان بیشتر به نام کلاه مادی، تیار یا پکُل باستانی شناخته میشود) پیوندی بسیار عمیق و ریشهدار با فرهنگ اقوام ایرانی، سکاها و بهویژه ایزد میترا (مهر) دارد.
🔻 پیش از اسلام، این کلاه نرم و نوکتیز که نوک آن به جلو خم میشد، پوشش سنتی و فراگیر اقوام هندواروپایی، بهویژه شاخههای ایرانی همچون مادها، پارتها و سکاها بود.
روشنترین نشانههای تاریخی این کلاه در ایران، در پلکان آپادانای تخت جمشید دیده میشود. در این سنگنگارهها، نمایندگان گروههای ماد، پارت (اشکانی) و بهویژه سکاهای تیزخود (ساکا تیگرخائودا) با این کلاه نشان داده شدهاند. برای ایرانیان، کلاه فریژی نه تنها پوششی برابر سرما و گرد و غبار (با آویزه هایی که صورت را میپوشاند)، بلکه بخشی از هویت ملی و طبقاتی آنها بود.
🔻 یونانیان این کلاه را نخستین بار بر سر مردم فریژیا (در آناتولی) دیدند و از آنرو آن را "فریژی" نامیدند و سپس این نام در روم و اروپا نیز بکار رفت. ولی در همان زمان، ایرانیان این کلاه را در جغرافیای گستردهی ایران از دانوب تا آسیای مرکزی میپوشیدند.
@TheFirstNation💎
🔆 کلاه فریژی / بخش 1⃣
🔻 کلاه فریژی (که در منابع تاریخی ایران باستان بیشتر به نام کلاه مادی، تیار یا پکُل باستانی شناخته میشود) پیوندی بسیار عمیق و ریشهدار با فرهنگ اقوام ایرانی، سکاها و بهویژه ایزد میترا (مهر) دارد.
🔻 پیش از اسلام، این کلاه نرم و نوکتیز که نوک آن به جلو خم میشد، پوشش سنتی و فراگیر اقوام هندواروپایی، بهویژه شاخههای ایرانی همچون مادها، پارتها و سکاها بود.
روشنترین نشانههای تاریخی این کلاه در ایران، در پلکان آپادانای تخت جمشید دیده میشود. در این سنگنگارهها، نمایندگان گروههای ماد، پارت (اشکانی) و بهویژه سکاهای تیزخود (ساکا تیگرخائودا) با این کلاه نشان داده شدهاند. برای ایرانیان، کلاه فریژی نه تنها پوششی برابر سرما و گرد و غبار (با آویزه هایی که صورت را میپوشاند)، بلکه بخشی از هویت ملی و طبقاتی آنها بود.
🔻 یونانیان این کلاه را نخستین بار بر سر مردم فریژیا (در آناتولی) دیدند و از آنرو آن را "فریژی" نامیدند و سپس این نام در روم و اروپا نیز بکار رفت. ولی در همان زمان، ایرانیان این کلاه را در جغرافیای گستردهی ایران از دانوب تا آسیای مرکزی میپوشیدند.
@TheFirstNation💎
#تاریخ ایران
🔆 کلاه فریژی / بخش 2⃣:
کلاه فریژی میان مادها و سکاها
🔻 هرچند کلاه فریژی مادها و سکاها، هر دو ساختار مخروطی و نرم دارد، ولی از نگر جنس و کاربرد با هم یکسان نیستند.
🔸کلاه مادی (تیار / خوز):
از جنسی نرمتر، گردتر و کوتاهتر با خمیدگی کوچک به سوی جلو. ساخته شده از نمد یا چرم نرم. شکل سر را به خود میگرفت و لبههای آن بازتر بود. پوشش گوش و چانه دارای سه زبانه یا آویزه (نیمکلاه) بود که گوشها و پشت گردن را میپوشاند، ولی چانه را رها میکرد.
🔸کلاه سکایی (تیگرخائودا):
بلند، نوکتیز و کشیده با خمیدگی تند و زاویهدار در نوک. ساخته شده از چرم گلفت، نمد سفت یا آهن. دارای دو زبانه بلند در طرفین بود که افزون بر گوشها، زیر چانه گره میخورد و رخسار را از تندی باد و سرما نگاه میداشت.
🔻 کلاه مادی بیشتر یک پوشش اشرافی، شهری و درباری بود و کلاه سکایی سازگار با زندگی کوچنشینی، اسبسواری در دشتهای سرد و کاربرد نظامی(کلاهخود).
〰〰〰〰〰〰〰〰
📸 چپ: نگارهای از رزم سهراب و گردآفرید، نگارگر یوزف روتر. سهراب با کلاه فریژی سکایی
راست: نبرد ترموپیل. نگارگر جوزپه راوا. سربازان ایرانی با کلاه فریژی مادی
@TheFirstNation💎
🔆 کلاه فریژی / بخش 2⃣:
کلاه فریژی میان مادها و سکاها
🔻 هرچند کلاه فریژی مادها و سکاها، هر دو ساختار مخروطی و نرم دارد، ولی از نگر جنس و کاربرد با هم یکسان نیستند.
🔸کلاه مادی (تیار / خوز):
از جنسی نرمتر، گردتر و کوتاهتر با خمیدگی کوچک به سوی جلو. ساخته شده از نمد یا چرم نرم. شکل سر را به خود میگرفت و لبههای آن بازتر بود. پوشش گوش و چانه دارای سه زبانه یا آویزه (نیمکلاه) بود که گوشها و پشت گردن را میپوشاند، ولی چانه را رها میکرد.
🔸کلاه سکایی (تیگرخائودا):
بلند، نوکتیز و کشیده با خمیدگی تند و زاویهدار در نوک. ساخته شده از چرم گلفت، نمد سفت یا آهن. دارای دو زبانه بلند در طرفین بود که افزون بر گوشها، زیر چانه گره میخورد و رخسار را از تندی باد و سرما نگاه میداشت.
🔻 کلاه مادی بیشتر یک پوشش اشرافی، شهری و درباری بود و کلاه سکایی سازگار با زندگی کوچنشینی، اسبسواری در دشتهای سرد و کاربرد نظامی(کلاهخود).
〰〰〰〰〰〰〰〰
📸 چپ: نگارهای از رزم سهراب و گردآفرید، نگارگر یوزف روتر. سهراب با کلاه فریژی سکایی
راست: نبرد ترموپیل. نگارگر جوزپه راوا. سربازان ایرانی با کلاه فریژی مادی
@TheFirstNation💎
#تاریخ ایران
🔆 کلاه فریژی / بخش 3⃣:
چگونگی راه یافتن کلاه به میتراییسم و نفوذ آن به غرب
سفر تاریخی این کلاه از کوههای ایران به نیایشگاههای روم شرقی و غربی، یک فرآیند چندصدسالهی آمیختگی فرهنگی است که در سه گام رخ داد:
الف) پیوند کلاه با ایزد مهر در ایران باستان
در ایران باستان، مهر (میترا) ایزد پیمان و نور بود. از آنجا که پادشاهان و نجیبزادگان هخامنشی و اشکانی این کلاه را به نشانهی قدرت و اصالت ایرانی بر سر میگذاشتند، در نگارگریهای دینی، ایزد مهر نیز در جایگاه پشتیبان پادشاهان ایران، با همین پوشش ملی ایرانی (کلاه مخروطی خمیده) نشان داده میشد. به زبان دیگر کلاه در آغاز یک پوشش سادهی شهروندان ایرانی بود که سپس رنگ الهی و دینی یافت.
ب) ایستگاه آسیای کوچک (ترکیهی امروزی) و یونانیشدن
پس از هخامنشیان، شاهزادگان و ساتراپهای (فرمانداران) ایرانی در آناتولی (مانند پنتوس، کاپادوکیه و فریجیا) حکومتهای محلی برپا نمودند. آنها آیین مهر را نگاه داشتند، ولی فرهنگ نگارگری آنها با هنر یونانی آمیخته شد.
یونانیان که به همهی مردم خاور (پارسیها، مادیها، سکاها، فریژیها و لیدیاییها) به چشم یک واحد فرهنگی مینگریستند، این کلاه را "کلاه فریژی" نامیدند.
در هنر یونانی-آسیای کوچک، این کلاه به نمادی برای نشان دادن هر شخصیت اساطیری یا واقعی که خاستگاه شرقی/ایرانی داشت (مانند پاریس شاهزاده تروآ، یا ایزد مهر) تبدیل شد.
ج) راهیابی به امپراتوری روم به دست سربازان و دزدان دریایی
در سدهی نخست پیش از زایش مسیح، رومیان آناتولی را از دست ایرانیان گرفتند. در جریان این دست به دست شدن آناتولی، دو گروه آیین میترا و کلاه آن را به قلب اروپا بردند:
۱) لژیونهای نظامی روم: سربازان رومی که در مرزهای شرقی (همسایگی اشکانیان) میجنگیدند، شیفتهی آیین نظامی و رازآلود سربازان ایرانی (میتراییسم) شدند. آنها این دین را با خود به سراسر اروپا (تا انگلستان و آلمان امروزی) بردند.
۲) دزدان دریایی کیلیکیه: به گفتهی پلوتارک (تاریخنگار باستان)، دزدان دریایی جنوب ترکیه که اسیر رومیان شدند نیز از اولین گروههایی در روم بودند که با آیینهای میترایی آشنا گردیدند.
د) جا افتادن کلاه در نیایشگاههای روم (میترائومها)
در روم، میتراییسم به یک آیین زیرزمینی و مردانه بود. هنرمندان رومی برای ساخت تندیسهای میترا در نیایشگاهها، از همان الگوی نگارگری آسیای کوچک بهرهبردند. آنها میترا را در حال قربانی کردن گاو، با کلاه سرخرنگ فریژی ساختند تا به پیروان خود یادآوری کنند که این خدای رازآلود، سرزمین پارس آمدهاست. این کلاه سرخ در غرب کمکم معنای «پرتو جاودانی خورشید» و بعدها «آزادی» را به خود گرفت.
@TheFirstNation💎
🔆 کلاه فریژی / بخش 3⃣:
چگونگی راه یافتن کلاه به میتراییسم و نفوذ آن به غرب
سفر تاریخی این کلاه از کوههای ایران به نیایشگاههای روم شرقی و غربی، یک فرآیند چندصدسالهی آمیختگی فرهنگی است که در سه گام رخ داد:
الف) پیوند کلاه با ایزد مهر در ایران باستان
در ایران باستان، مهر (میترا) ایزد پیمان و نور بود. از آنجا که پادشاهان و نجیبزادگان هخامنشی و اشکانی این کلاه را به نشانهی قدرت و اصالت ایرانی بر سر میگذاشتند، در نگارگریهای دینی، ایزد مهر نیز در جایگاه پشتیبان پادشاهان ایران، با همین پوشش ملی ایرانی (کلاه مخروطی خمیده) نشان داده میشد. به زبان دیگر کلاه در آغاز یک پوشش سادهی شهروندان ایرانی بود که سپس رنگ الهی و دینی یافت.
ب) ایستگاه آسیای کوچک (ترکیهی امروزی) و یونانیشدن
پس از هخامنشیان، شاهزادگان و ساتراپهای (فرمانداران) ایرانی در آناتولی (مانند پنتوس، کاپادوکیه و فریجیا) حکومتهای محلی برپا نمودند. آنها آیین مهر را نگاه داشتند، ولی فرهنگ نگارگری آنها با هنر یونانی آمیخته شد.
یونانیان که به همهی مردم خاور (پارسیها، مادیها، سکاها، فریژیها و لیدیاییها) به چشم یک واحد فرهنگی مینگریستند، این کلاه را "کلاه فریژی" نامیدند.
در هنر یونانی-آسیای کوچک، این کلاه به نمادی برای نشان دادن هر شخصیت اساطیری یا واقعی که خاستگاه شرقی/ایرانی داشت (مانند پاریس شاهزاده تروآ، یا ایزد مهر) تبدیل شد.
ج) راهیابی به امپراتوری روم به دست سربازان و دزدان دریایی
در سدهی نخست پیش از زایش مسیح، رومیان آناتولی را از دست ایرانیان گرفتند. در جریان این دست به دست شدن آناتولی، دو گروه آیین میترا و کلاه آن را به قلب اروپا بردند:
۱) لژیونهای نظامی روم: سربازان رومی که در مرزهای شرقی (همسایگی اشکانیان) میجنگیدند، شیفتهی آیین نظامی و رازآلود سربازان ایرانی (میتراییسم) شدند. آنها این دین را با خود به سراسر اروپا (تا انگلستان و آلمان امروزی) بردند.
۲) دزدان دریایی کیلیکیه: به گفتهی پلوتارک (تاریخنگار باستان)، دزدان دریایی جنوب ترکیه که اسیر رومیان شدند نیز از اولین گروههایی در روم بودند که با آیینهای میترایی آشنا گردیدند.
د) جا افتادن کلاه در نیایشگاههای روم (میترائومها)
در روم، میتراییسم به یک آیین زیرزمینی و مردانه بود. هنرمندان رومی برای ساخت تندیسهای میترا در نیایشگاهها، از همان الگوی نگارگری آسیای کوچک بهرهبردند. آنها میترا را در حال قربانی کردن گاو، با کلاه سرخرنگ فریژی ساختند تا به پیروان خود یادآوری کنند که این خدای رازآلود، سرزمین پارس آمدهاست. این کلاه سرخ در غرب کمکم معنای «پرتو جاودانی خورشید» و بعدها «آزادی» را به خود گرفت.
@TheFirstNation💎
Telegram
♤ پیوستها ♡
#تاریخ ایران
🔆کلاه فریژی / بخش 4⃣:
نمادشناسی کلاه فریژی در آیین مهر (میتراییسم)
🔸نشان خدای نور و پیمان:
در همهی نیایشگاههای میترایی سراسر اروپا (میترائومها)، در تندیسها و نگارههایی که میترا گاوی را قربانی میکند (تائوروکتونی)، میترا همیشه با کلاه سرخرنگ فریژی کشیده شده است. در این بافتار، کلاه فریژی نمادی از خاستگاه شرقی (ایرانی) این ایزد و همچنین نمادی از فرمانروایی او بر آسمان و کیهان بود.
🔸پیوند با ستارگان:
در اخترشناسی میترایی، خمیدگی نوک کلاه را گاهی نمادی از محور زمین یا فلکالافلاک میدانستند. همچنین دستیاران میترا (کوتس و کوتوپاتس) که نماد دمیدن و ناپدیدشدن خورشید بودند نیز این کلاه را بر سر داشتند.
🔸مغان ایرانی و ستارهشناسان شرقی:
در نگاه رومیان و یونانیان باستان، کلاه فریژی نشانهی روشن یک "مرد دانا از خاور" یا یک "مغ ایرانی" بود. برای نمونه سه مغ ستودهشده در انجیل، در تراداد مسیحی، سه مغان ایرانی که با دنبال کردن یک ستاره برای زایش عیسی پیشکشها آوردند، در کهنترین موزاییکها و نگارههای کلیساهای نخستین (مانند کلیسای سنت آپولیناره نووو در راونا) همگی با جامههای شکوهمند ایرانی و کلاه فریژی نگاشته شدهاند تا ایرانی بودن و ستارهشناس بودن آنها برجسته شود.
🔸نماد آتش کیهانی و خورشید شکستناپذیر:
میترا در روم با نام Sol Invictus (خورشید شکستناپذیر) نیز شناخته میشد. رنگ سرخ کلاه او، نمادی از آتش سپنتا، گرمای زندگیبخش و نور سپیدهدم بود که تاریکی جهان را از میان میبرد.
🔸رنگ خون و زایش دوباره:
در مهمترین آیین میترایی یعنی «تائوروکتونی» (صحنه قربانی کردن گاو اساطیری)، میترا با خنجر خود خون گاو را جاری میکند تا از آن زندگی نوینی بروید. رنگ سرخ کلاه او با رنگ خونِ بارورکننده گاو در پیوند است و پندارهی مردن برای زایش دوباره را یادآوری میکند.
🔸نشان جنگجویان:
آیین میترایی در روم بسیار در میان لژیونرها و سربازان دوست داشته میشد. در ساختار جامعههای هندواروپایی، رنگ سرخ همیشه رنگ ویژهی جنگجویان و ارتش بود. سربازان رومی با دیدن کلاه سرخ میترا، او را فرماندهی آسمانی خود و مایه دلاوری در میدان نبرد میدانستند.
@TheFirstNation💎
🔆کلاه فریژی / بخش 4⃣:
نمادشناسی کلاه فریژی در آیین مهر (میتراییسم)
🔸
در همهی نیایشگاههای میترایی سراسر اروپا (میترائومها)، در تندیسها و نگارههایی که میترا گاوی را قربانی میکند (تائوروکتونی)، میترا همیشه با کلاه سرخرنگ فریژی کشیده شده است. در این بافتار، کلاه فریژی نمادی از خاستگاه شرقی (ایرانی) این ایزد و همچنین نمادی از فرمانروایی او بر آسمان و کیهان بود.
🔸
در اخترشناسی میترایی، خمیدگی نوک کلاه را گاهی نمادی از محور زمین یا فلکالافلاک میدانستند. همچنین دستیاران میترا (کوتس و کوتوپاتس) که نماد دمیدن و ناپدیدشدن خورشید بودند نیز این کلاه را بر سر داشتند.
🔸
در نگاه رومیان و یونانیان باستان، کلاه فریژی نشانهی روشن یک "مرد دانا از خاور" یا یک "مغ ایرانی" بود. برای نمونه سه مغ ستودهشده در انجیل، در تراداد مسیحی، سه مغان ایرانی که با دنبال کردن یک ستاره برای زایش عیسی پیشکشها آوردند، در کهنترین موزاییکها و نگارههای کلیساهای نخستین (مانند کلیسای سنت آپولیناره نووو در راونا) همگی با جامههای شکوهمند ایرانی و کلاه فریژی نگاشته شدهاند تا ایرانی بودن و ستارهشناس بودن آنها برجسته شود.
🔸
میترا در روم با نام Sol Invictus (خورشید شکستناپذیر) نیز شناخته میشد. رنگ سرخ کلاه او، نمادی از آتش سپنتا، گرمای زندگیبخش و نور سپیدهدم بود که تاریکی جهان را از میان میبرد.
🔸
در مهمترین آیین میترایی یعنی «تائوروکتونی» (صحنه قربانی کردن گاو اساطیری)، میترا با خنجر خود خون گاو را جاری میکند تا از آن زندگی نوینی بروید. رنگ سرخ کلاه او با رنگ خونِ بارورکننده گاو در پیوند است و پندارهی مردن برای زایش دوباره را یادآوری میکند.
🔸
آیین میترایی در روم بسیار در میان لژیونرها و سربازان دوست داشته میشد. در ساختار جامعههای هندواروپایی، رنگ سرخ همیشه رنگ ویژهی جنگجویان و ارتش بود. سربازان رومی با دیدن کلاه سرخ میترا، او را فرماندهی آسمانی خود و مایه دلاوری در میدان نبرد میدانستند.
@TheFirstNation💎
Telegram
♤ پیوستها ♡
#تاریخ ایران
🔆 کلاه فریژی / بخش 5⃣:
راه یافتن کلاه فریژی از میتراییسم رومی به انقلاب فرانسه و سپس به دنیای امروز
🔻سفر کلاه فریژین از یک آیین دینی (ایین میتراییسم رومی) به یک نماد انقلابی در فرانسهی سدهی هجدهم، از یک لغزش تاریخی در بازخوانی نوشتارهای باستان گذر کرد:
🔸گام اول: دگرگون شدن معنای کلاه فریژی به نماد آزادی در روم باستان (یکی شدن دو کلاه)
در دوران امپراتوری روم، کلاه دیگری به نام پیلئوس (Pileus) هم بود که کلاهی ساده، نمدی و بدون خمیدگی بود. بنا به قانون روم، هنگامی که یک برده آزاد میشد، اربابش سر او را میتراشید و این کلاه پیلئوس را به نشانهی رسمی آزادی و شهروندی بر سر او میگذاشت.
پس از ترور یولیوس سزار، کشندگان او (بروتوس و کاسیوس) سکههایی زدند که روی آن تصویر یک کلاه پیلئوس میان دو خنجر نقش بسته بود تا نشان دهند روم را از بند ستم آزاد کردهاند. با افول میتراییسم و گذشت سدهها، در حافظهی تاریخی اروپا، تصویر کلاه فریژی (که به پشتوانهی هنر رومی بسیار شناختهشده بود) با کلاه پیلئوس (نماد آزادی بردگان) در هم میخت. سازندگان تندیسها بعدها این دو را یکی دانستند و جابجا بکار بردند.
🔸گام دوم: رنسانس و بازیابی نمادهای باستانی
در سدهی هفدهم و هجدهم، در دوران روشنگری اروپا، اندیشمندان و هنرمندان بسیار شیفتهی تاریخ اساطیری روم و یونان باستان شدند. آنها به دنبال نمادهایی غیردینی و پیشامسیحی بودند که بتواند پندارههایی همچون آزادی و جمهوریت را نشان دهد. در فرهنگ واژگان تصویری آن زمان (مانند کتاب ایکنولوژیا)، پندارهی «آزادی» در چهرهی زنی تصویر شد که کلاهی مخروطی و خمیده (فریژی) در دست دارد.
🔸گام سوم: جرقهی انقلاب فرانسه و «کلاه سرخ» (Bonnet Rouge):
با آغاز انقلاب فرانسه در سال ۱۱۶۸ خورشیدی (۱۷۸۹م)، انقلابیون برای نشان دادن ستیز خود با کلاههای گرانقیمت و گیسوان مصنوعی اشرافزادگان، به دنبال پوششی ساده و مردمی بودند. آنها با الهام از تراداد رومیِ آزادی بردگان، کلاه سرخ فریژی را در جایگاه نماد آزادی خود از بند ستم پادشاهی بوربونها برگزیدند.
سرانجام در سال ۱۱۷۱ خورشیدی (۱۷۹۲م)، حتا پادشاه لویی شانزدهم وادار شد برای نشان دادن وفاداری خود به ملت، این کلاه سرخ انقلابی را بر سر بگذارد. انقلابیهای تندرو (ژاکوبنها) بکارگیری این کلاه را همگانی کردند.
بدینگونه، کلاه سرخرنگی که روزگاری در نیایشگاههای تاریک میترایی نشانگر ایزد پارسی (میترا) بود، سر از خیابانهای پاریس درآورد و نماد جهانی سرنگونی پادشاهی و زایش دموکراسی نوین گردید.
🔻کاربریهای امروزی کلاه فریژی:
🔸ماریان (Marianne):
نماد ملی جمهوری فرانسه (زنی که آشکارگی آزادی در فرانسه است) با کلاه فریژی طراحی شد.
🔸کاربری روی نمادهای رسمی کشورها:
این کلاه روی مهر رسمی مجلس سنای آمریکا، پرچم و نشانهای ملی چندین کشور آمریکای لاتین (مانند آرژانتین، کلمبیا و کوبا) و نشان ملی فرانسه (ماریان) دیده میشود.
🔸فریژها (The Phryges):
شگوننماها یا ماسکوتهای رسمی بازیهای المپیک و پارالمپیک پاریس بر پایهی همین کلاه ساخته شده بودند.
در فرهنگ تودهها نیز کلاه سفید شخصیتهای کارتونی اسمورفها یک کلاه فریژی است.
📎 برای دیدن شماری از کاربریهای کلاه فریژی، اینجا را ببینید.
@TheFirstNation💎
🔆 کلاه فریژی / بخش 5⃣:
راه یافتن کلاه فریژی از میتراییسم رومی به انقلاب فرانسه و سپس به دنیای امروز
🔻سفر کلاه فریژین از یک آیین دینی (ایین میتراییسم رومی) به یک نماد انقلابی در فرانسهی سدهی هجدهم، از یک لغزش تاریخی در بازخوانی نوشتارهای باستان گذر کرد:
🔸
در دوران امپراتوری روم، کلاه دیگری به نام پیلئوس (Pileus) هم بود که کلاهی ساده، نمدی و بدون خمیدگی بود. بنا به قانون روم، هنگامی که یک برده آزاد میشد، اربابش سر او را میتراشید و این کلاه پیلئوس را به نشانهی رسمی آزادی و شهروندی بر سر او میگذاشت.
پس از ترور یولیوس سزار، کشندگان او (بروتوس و کاسیوس) سکههایی زدند که روی آن تصویر یک کلاه پیلئوس میان دو خنجر نقش بسته بود تا نشان دهند روم را از بند ستم آزاد کردهاند. با افول میتراییسم و گذشت سدهها، در حافظهی تاریخی اروپا، تصویر کلاه فریژی (که به پشتوانهی هنر رومی بسیار شناختهشده بود) با کلاه پیلئوس (نماد آزادی بردگان) در هم میخت. سازندگان تندیسها بعدها این دو را یکی دانستند و جابجا بکار بردند.
🔸
در سدهی هفدهم و هجدهم، در دوران روشنگری اروپا، اندیشمندان و هنرمندان بسیار شیفتهی تاریخ اساطیری روم و یونان باستان شدند. آنها به دنبال نمادهایی غیردینی و پیشامسیحی بودند که بتواند پندارههایی همچون آزادی و جمهوریت را نشان دهد. در فرهنگ واژگان تصویری آن زمان (مانند کتاب ایکنولوژیا)، پندارهی «آزادی» در چهرهی زنی تصویر شد که کلاهی مخروطی و خمیده (فریژی) در دست دارد.
🔸
با آغاز انقلاب فرانسه در سال ۱۱۶۸ خورشیدی (۱۷۸۹م)، انقلابیون برای نشان دادن ستیز خود با کلاههای گرانقیمت و گیسوان مصنوعی اشرافزادگان، به دنبال پوششی ساده و مردمی بودند. آنها با الهام از تراداد رومیِ آزادی بردگان، کلاه سرخ فریژی را در جایگاه نماد آزادی خود از بند ستم پادشاهی بوربونها برگزیدند.
سرانجام در سال ۱۱۷۱ خورشیدی (۱۷۹۲م)، حتا پادشاه لویی شانزدهم وادار شد برای نشان دادن وفاداری خود به ملت، این کلاه سرخ انقلابی را بر سر بگذارد. انقلابیهای تندرو (ژاکوبنها) بکارگیری این کلاه را همگانی کردند.
بدینگونه، کلاه سرخرنگی که روزگاری در نیایشگاههای تاریک میترایی نشانگر ایزد پارسی (میترا) بود، سر از خیابانهای پاریس درآورد و نماد جهانی سرنگونی پادشاهی و زایش دموکراسی نوین گردید.
🔻کاربریهای امروزی کلاه فریژی:
🔸
نماد ملی جمهوری فرانسه (زنی که آشکارگی آزادی در فرانسه است) با کلاه فریژی طراحی شد.
🔸
این کلاه روی مهر رسمی مجلس سنای آمریکا، پرچم و نشانهای ملی چندین کشور آمریکای لاتین (مانند آرژانتین، کلمبیا و کوبا) و نشان ملی فرانسه (ماریان) دیده میشود.
🔸
شگوننماها یا ماسکوتهای رسمی بازیهای المپیک و پارالمپیک پاریس بر پایهی همین کلاه ساخته شده بودند.
در فرهنگ تودهها نیز کلاه سفید شخصیتهای کارتونی اسمورفها یک کلاه فریژی است.
📎 برای دیدن شماری از کاربریهای کلاه فریژی، اینجا را ببینید.
@TheFirstNation💎
Telegram
♤ پیوستها ♡
#نکته
#دیدگاه
این نگارهها گوشهای از پوشاک ایرانیان باستان را نشان میدهند: جامههایی آراسته و خوشدوخت، همراه با کلاه فریژی. پوششی که در بسیاری از نقشها و نگارههای باستانی دیده میشود.
روشن است که جامههای ایرانیان، در روزگارها و جایگاهها و لایههای اجتماعی گوناگون یکسان نبودهاند، ولی این اندازه روشن است که در کشور ما برای سدهها، کلاه فریژی (فریگی)، شلوار و نیز چکمههای چرمی بسیار خوشدوخت، جامهی مردان در لایههای ممتاز اجتماعی همچون سربازان، دبیران و اشراف بودهاست.
بااینهمه، سینماگران بیسواد و تاریخنخوانده همین که سراغ ساخت فیلم تاریخی میروند، چند متر چلوار کهنه بر تن بازیگر میکنند و عمامهای بر سرش میگذارند و با این کار شخصیت تاریخی ایرانی میسازند! سپس داستان را در فضایی کثیف و خاکی و فلاکتبار روایت میکنند تا به گمان خود فضای فیلم تاریخی شود.
تاریخنمایی، بیش از داستانهای خیالی و دانستن کار با دوربین، نیاز به پژوهش و آگاهی به تاریخ و کیستی خود دارد.
@TheFirstNation💎
#دیدگاه
این نگارهها گوشهای از پوشاک ایرانیان باستان را نشان میدهند: جامههایی آراسته و خوشدوخت، همراه با کلاه فریژی. پوششی که در بسیاری از نقشها و نگارههای باستانی دیده میشود.
روشن است که جامههای ایرانیان، در روزگارها و جایگاهها و لایههای اجتماعی گوناگون یکسان نبودهاند، ولی این اندازه روشن است که در کشور ما برای سدهها، کلاه فریژی (فریگی)، شلوار و نیز چکمههای چرمی بسیار خوشدوخت، جامهی مردان در لایههای ممتاز اجتماعی همچون سربازان، دبیران و اشراف بودهاست.
بااینهمه، سینماگران بیسواد و تاریخنخوانده همین که سراغ ساخت فیلم تاریخی میروند، چند متر چلوار کهنه بر تن بازیگر میکنند و عمامهای بر سرش میگذارند و با این کار شخصیت تاریخی ایرانی میسازند! سپس داستان را در فضایی کثیف و خاکی و فلاکتبار روایت میکنند تا به گمان خود فضای فیلم تاریخی شود.
تاریخنمایی، بیش از داستانهای خیالی و دانستن کار با دوربین، نیاز به پژوهش و آگاهی به تاریخ و کیستی خود دارد.
@TheFirstNation💎