گیجگاههایم را ماساژ دادم و فکر کردم آیا ممکن است یک مغز، به معنای واقعی کلمه، بهخاطر دریافت اطلاعاتِ زیاد بترکد؟
_مگنس چیس و کِشتی مردگان؛
ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
_مگنس چیس و کِشتی مردگان؛
ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
Forwarded from DENA"
چرا باید به نوشتن رمانت ادامه بدی؟=)
• هیچ کسِ دیگهای قرار نیست این مدلی بنویسه.
• روش تو برای کنار هم گذاشتنِ واژهها، حقیقتا منحصر به فرده.
• اصلا اینجوری بهش فکر کن: داری آتآشغال از مغزت درمیآری و به یه چیز خوندنی تبدیلش میکنی!
• داری افکارت رو با دنیا به اشتراک میذاری.
• باحال نیست؟
• اگه این به نظرت باحال نیست، به این فکر کن که جلد کتابت قراره چه باحال باشه!
• همهی فونتهای خفن رو تصور کن...
• به جزئیات کوچیکی که میتونی درست کنی فکر کن!
• عنوان فصلها... :)
• تو یه نویسندهای و اگه هررچیزی غیر از این بگی بدجور تو اشتباهی.
• کلی چیز میتونی توی متن مخفی کنی. :)
• لعنتی، به راز مازهایی فکر کن که میتونی بذاری!
• خیلی خفنه.
• کتابت قراره بوی محشری بده.
• رفیق، مگه عاشق بوی کتاب نیستی؟
• میتونی تا ابدیت پُزش رو بدی! ×_×
• خوشحالیت رو تصور کن!
• چهقدر احتمال پیش میاد...
• شاید یه روز ازش فیلمی بسازن!
• یا سریال.
• پسر، خفن بودن اینو دیگه نمیشه انکار کرد.
• رسما توی تاریخ ثبت میشی.
• به عنوان یه آدم باهوش.
• داستانت بیحد فوقالعادهست.
• محض رضای خدا، شخصیتهاش رو ببین.
• آقا دیگه از دیالوگهات که نمیشه گذشت. نگاشون کن خوشگلای گوگولی رو.
• اعلیحضرت، توصیفهاتون خدا هستند. چگونه چنین جادوییاند؟
• واقعا هیجانانگیزه.
• میتونی عاشق شخصیتها بشی.
• بارها و بارها، دوباره و دوباره.
• میتونی مرزهای فراتر از ذهن انسان رو کشف کنی.
• واقعا، میتونی این کار رو بکنی. واقعا واقعا.
• میتونی همهچیز رو یاد بگیری.
• حتی میتونی یاد بگیری آدم بکشی.
• فقط چون دلت میخواد یه شرورِ بامزهی بدجنس داشته باشی.
• آزادیت بیحدومرزه. یعنیا میتونی هررر چیزی که تصورش رو بکنی بنویسی. پناه بر خدا.
• قدرتش رو داری که زمان رو متوقف کنی. انسانها رو وادار کنی پرواز کنن، زیر آب نفس بکشن... دنیاهای جدید بسازی و زبانهای جدید و جامعههای جدید که کلی تئوری مخبترکون ازشون درمیاد.
• و رسما هیچی نمیتونه جلوت رو بگیره. وجداناً دلرباس.
• ینی پسر!
• میتونی با شخصیت اصلیها بازی کنی انگار باربیای چیزین! در حالی که خیلی هم واقعیان. :)
• خودت رو ببین!
• واژههای تصادفی برمیداری
• و جادو میکنی
• پس چرا باید متوقف بشی؟
• بابا
• بس کن اینقدر نوشتن رو سخت و کسلکننده جلوه نده.
• هیچ کسِ دیگهای قرار نیست این مدلی بنویسه.
• روش تو برای کنار هم گذاشتنِ واژهها، حقیقتا منحصر به فرده.
• اصلا اینجوری بهش فکر کن: داری آتآشغال از مغزت درمیآری و به یه چیز خوندنی تبدیلش میکنی!
• داری افکارت رو با دنیا به اشتراک میذاری.
• باحال نیست؟
• اگه این به نظرت باحال نیست، به این فکر کن که جلد کتابت قراره چه باحال باشه!
• همهی فونتهای خفن رو تصور کن...
• به جزئیات کوچیکی که میتونی درست کنی فکر کن!
• عنوان فصلها... :)
• تو یه نویسندهای و اگه هررچیزی غیر از این بگی بدجور تو اشتباهی.
• کلی چیز میتونی توی متن مخفی کنی. :)
• لعنتی، به راز مازهایی فکر کن که میتونی بذاری!
• خیلی خفنه.
• کتابت قراره بوی محشری بده.
• رفیق، مگه عاشق بوی کتاب نیستی؟
• میتونی تا ابدیت پُزش رو بدی! ×_×
• خوشحالیت رو تصور کن!
• چهقدر احتمال پیش میاد...
• شاید یه روز ازش فیلمی بسازن!
• یا سریال.
• پسر، خفن بودن اینو دیگه نمیشه انکار کرد.
• رسما توی تاریخ ثبت میشی.
• به عنوان یه آدم باهوش.
• داستانت بیحد فوقالعادهست.
• محض رضای خدا، شخصیتهاش رو ببین.
• آقا دیگه از دیالوگهات که نمیشه گذشت. نگاشون کن خوشگلای گوگولی رو.
• اعلیحضرت، توصیفهاتون خدا هستند. چگونه چنین جادوییاند؟
• واقعا هیجانانگیزه.
• میتونی عاشق شخصیتها بشی.
• بارها و بارها، دوباره و دوباره.
• میتونی مرزهای فراتر از ذهن انسان رو کشف کنی.
• واقعا، میتونی این کار رو بکنی. واقعا واقعا.
• میتونی همهچیز رو یاد بگیری.
• حتی میتونی یاد بگیری آدم بکشی.
• فقط چون دلت میخواد یه شرورِ بامزهی بدجنس داشته باشی.
• آزادیت بیحدومرزه. یعنیا میتونی هررر چیزی که تصورش رو بکنی بنویسی. پناه بر خدا.
• قدرتش رو داری که زمان رو متوقف کنی. انسانها رو وادار کنی پرواز کنن، زیر آب نفس بکشن... دنیاهای جدید بسازی و زبانهای جدید و جامعههای جدید که کلی تئوری مخبترکون ازشون درمیاد.
• و رسما هیچی نمیتونه جلوت رو بگیره. وجداناً دلرباس.
• ینی پسر!
• میتونی با شخصیت اصلیها بازی کنی انگار باربیای چیزین! در حالی که خیلی هم واقعیان. :)
• خودت رو ببین!
• واژههای تصادفی برمیداری
• و جادو میکنی
• پس چرا باید متوقف بشی؟
• بابا
• بس کن اینقدر نوشتن رو سخت و کسلکننده جلوه نده.
اینهریار ضربالمثلی دارند که میگوید: اول درمانگر رو بکش.
این فلسفهی نظامی به دست وایکینگهای جنگجو و دنیادیدهای به کمال رسید که بعد از ورود به والهالا، بازیهای کامپیوتری را یاد گرفتند. روش سادهای است؛ کسی را هدف قرار میدهید که میتواند زخمهای حریفهایتان را درمان کند و آنها را به میدان نبرد برگرداند. اگر درمانگر را بکشید، بقیه زودتر میمیرند.احتمالا درمانگر نرم و آبدار است و حذف کردن او کاری ندارد.
_مگنس چیس و کشتی مردگان؛ ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
این فلسفهی نظامی به دست وایکینگهای جنگجو و دنیادیدهای به کمال رسید که بعد از ورود به والهالا، بازیهای کامپیوتری را یاد گرفتند. روش سادهای است؛ کسی را هدف قرار میدهید که میتواند زخمهای حریفهایتان را درمان کند و آنها را به میدان نبرد برگرداند. اگر درمانگر را بکشید، بقیه زودتر میمیرند.احتمالا درمانگر نرم و آبدار است و حذف کردن او کاری ندارد.
_مگنس چیس و کشتی مردگان؛ ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
اومدم بگم کاش منم یکی از اینایی بودم که توی ماشین ساعت چهار صب با رفیقاشون تو خیابونن دارن آهنگارو بلند بلند میخونن؛
بعد دیدم حقیقتا ترجیح میدادم توی خونه توی تختخواب زیر پتو باشم. :)))
بعد دیدم حقیقتا ترجیح میدادم توی خونه توی تختخواب زیر پتو باشم. :)))
بریم بخوابیم که فردا کارگاه داریم و هیچ ایدهای نداریم چطور قراره ساعت هشت صبح از خواب پاشیم. :)
کاش دزدیده شیم واقعا.
من که فقط سر از شرمندگی تکون خواهم داد در جواب به سوال آرمیناشن که فردا قراره بپرسن:
رومینا
با داستانت چطوری؟
واقعا خوب نیستم باهاش.
کاش انسان بود میشد زد پس سرش بهش گفت: بشین خودت کاراتو بکن. تو دیگه بزرگ شدی. :))))
#نوخالقان
کاش دزدیده شیم واقعا.
من که فقط سر از شرمندگی تکون خواهم داد در جواب به سوال آرمیناشن که فردا قراره بپرسن:
رومینا
با داستانت چطوری؟
واقعا خوب نیستم باهاش.
کاش انسان بود میشد زد پس سرش بهش گفت: بشین خودت کاراتو بکن. تو دیگه بزرگ شدی. :))))
#نوخالقان
روز سوم
زندگی کوتاهتر از آن است که
برای نفرت از کسی وقت صرف کنی.
How the hell are you alive
I hate every piece of you
And I pity the heart in your chest that you never had
I hate you so much, Mr.
I hope I can tell all of this to you someday
And I won't fear the day when it comes
من واقعا آدمی نیستم که وقتمو تلف نفرت ورزیدن به کسی کنم. حتی این چیزی هم که نوشتم بخاطر این بود که امشب از اون فرد عصبی بودم و کاغذ خوب و مهربونه و احساسات نامهربونمون رو برامون نگه میداره تا ما مجبور نباشیم تحملش کنیم.
شما باارزشین
و زندگیتون باارزشه
و من فکر نمیکنم اون آدمی که گوشهی ذهنتون داره بهتون استرس میده یا زندگیتونو مختل میکنه ذرهای ارزش در وجودش باشه.
پس اصلا ارزش خودتون رو صرف چنین آدمی نکنین.
زشته بابا.. حیف نیست؟
برید بیرون با ماشین برید روی پل و بلند جیغ بزنید و تمام نفرتتونو بدید به باد ببره
بشینید و بنویسید و از ته قلبتون هرچی نفرت دارید بدید تا کاغذ براتون حملش کنه
هرچی عصبانیت دارید بزنید توی سر بالش نرمتون تا خودتون هم نرم شید
هرچی اشک دارید بریزید بیرون
هرچی حال بده بسپرید به همون شخص
بزارید تو نفرت خودش بسوزه
چون اون آدمِ بیارزشیه و اشکال نداره اگه زندگیش رو صرف نفرت ورزیدن بکنه.
ولی ما؟
اوه نه عزیزم؛
حساب ما جداست.
#mycolorinsky
نفرت ورزیدن رو به آدمای بیارزش بسپارین
شما راه درازی پیش روتونه
کلی عشق دارید که بورزید و کلی محبت که دریافت کنین.
زندگی کوتاهتر از آن است که
برای نفرت از کسی وقت صرف کنی.
How the hell are you alive
I hate every piece of you
And I pity the heart in your chest that you never had
I hate you so much, Mr.
I hope I can tell all of this to you someday
And I won't fear the day when it comes
من واقعا آدمی نیستم که وقتمو تلف نفرت ورزیدن به کسی کنم. حتی این چیزی هم که نوشتم بخاطر این بود که امشب از اون فرد عصبی بودم و کاغذ خوب و مهربونه و احساسات نامهربونمون رو برامون نگه میداره تا ما مجبور نباشیم تحملش کنیم.
شما باارزشین
و زندگیتون باارزشه
و من فکر نمیکنم اون آدمی که گوشهی ذهنتون داره بهتون استرس میده یا زندگیتونو مختل میکنه ذرهای ارزش در وجودش باشه.
پس اصلا ارزش خودتون رو صرف چنین آدمی نکنین.
زشته بابا.. حیف نیست؟
برید بیرون با ماشین برید روی پل و بلند جیغ بزنید و تمام نفرتتونو بدید به باد ببره
بشینید و بنویسید و از ته قلبتون هرچی نفرت دارید بدید تا کاغذ براتون حملش کنه
هرچی عصبانیت دارید بزنید توی سر بالش نرمتون تا خودتون هم نرم شید
هرچی اشک دارید بریزید بیرون
هرچی حال بده بسپرید به همون شخص
بزارید تو نفرت خودش بسوزه
چون اون آدمِ بیارزشیه و اشکال نداره اگه زندگیش رو صرف نفرت ورزیدن بکنه.
ولی ما؟
اوه نه عزیزم؛
حساب ما جداست.
#mycolorinsky
نفرت ورزیدن رو به آدمای بیارزش بسپارین
شما راه درازی پیش روتونه
کلی عشق دارید که بورزید و کلی محبت که دریافت کنین.
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
اسپویل آخر مجموعهی هانگر گیمز/عطش مبارزه
آخر جلد سه، کتنیس و پیتا شروع میکنن یه کتاب درست میکنن به یاد همه اونایی که کشته شدهن. رنگ چشم فلانی، کاری که بهمانی با یه تیکه پارچه میکرد، یکیشون نقاشی میکرد، یکیشون مینوشت. اون آدما هنوز مرده بودن، ولی انگار لای اون کاغذا زنده میموندن تا ابد. حس میکنم این کاریه که فردای آزادی ما هم باید بکنیم. خندهها، رنگ چشمها، استعدادها، اسمها. اسمها. اسمها.
باید همه رو جمع کنیم توی یه کتاب و اسمشم بذاریم کتاب ژینا.
باید همه رو جمع کنیم توی یه کتاب و اسمشم بذاریم کتاب ژینا.
Flare and Fire
اسپویل آخر مجموعهی هانگر گیمز/عطش مبارزه آخر جلد سه، کتنیس و پیتا شروع میکنن یه کتاب درست میکنن به یاد همه اونایی که کشته شدهن. رنگ چشم فلانی، کاری که بهمانی با یه تیکه پارچه میکرد، یکیشون نقاشی میکرد، یکیشون مینوشت. اون آدما هنوز مرده بودن، ولی…
پس چرا نویسنده میشیم؟
نویسنده میشیم که داستانهای رزمندههامونو روایت کنیم. داستانهای مهم برای مردم فراموشکارمون.
داستان جنگهای بزرگ،
رزمندههای شجاع.
نویسنده میشیم که داستانهای رزمندههامونو روایت کنیم. داستانهای مهم برای مردم فراموشکارمون.
داستان جنگهای بزرگ،
رزمندههای شجاع.
چه غمانگیز.
چقدر باید دور شی و غرق شی.
چقدر باید برای رسیدن به نورِ دورِ دورِ اونور دریا شنا کنی که یادت بره توی ساحل چی داشتی؛ همونور ساحل چه گنجی داشتی.
ببین چطور هنگامهی بیماری و فرتوتی و ناکارآمدی، گنجهای واقعیت، دوستت خواهند داشت.
و ببین چطور وقتی فکر میکنی هیچی نیستی، بهت میگن که دوستت دارن.
و ببین چطور بهت قدرت میدن.
چقدر باید دور شی و غرق شی.
چقدر باید برای رسیدن به نورِ دورِ دورِ اونور دریا شنا کنی که یادت بره توی ساحل چی داشتی؛ همونور ساحل چه گنجی داشتی.
ببین چطور هنگامهی بیماری و فرتوتی و ناکارآمدی، گنجهای واقعیت، دوستت خواهند داشت.
و ببین چطور وقتی فکر میکنی هیچی نیستی، بهت میگن که دوستت دارن.
و ببین چطور بهت قدرت میدن.