خب بالاخره تونستم تا امروز که سهشنبهست یکمی از کارهای کارگاه رو برسونم
دیگه امیدوار باشیم تا جمعه بیشتر سروسامون بگیرم:>>>
دیگه امیدوار باشیم تا جمعه بیشتر سروسامون بگیرم:>>>
سلام!
دیروز خیلی شلوغ بود ولی خب قراره هرروز همینجوری سرم شلوغ باشه. :)
الان نشستم میخوام یکم کارای کارگاه و داستانمو پیش ببرم و کارای بعدی رو مینویسم و بعد میام دونه دونه تیکشون میزنم. :)))
☆ویدئوی فیزیک اولی
●ویدئوی فیزیک دومی
☆ویدئوی زیست اولی
●ویدئوی زیست دومی
☆تکمیل شخصیتپردازی شخصیت اول /کمی
☆پرداختن به قدرتها و فضای داستان /خیلی کمی
●پرداختن به سازمان
بقول اون شخصیت آبه توی elementals،
یا آبشار نیاگارا. :))))
دیروز خیلی شلوغ بود ولی خب قراره هرروز همینجوری سرم شلوغ باشه. :)
الان نشستم میخوام یکم کارای کارگاه و داستانمو پیش ببرم و کارای بعدی رو مینویسم و بعد میام دونه دونه تیکشون میزنم. :)))
☆ویدئوی فیزیک اولی
●ویدئوی فیزیک دومی
☆ویدئوی زیست اولی
●ویدئوی زیست دومی
☆تکمیل شخصیتپردازی شخصیت اول /کمی
☆پرداختن به قدرتها و فضای داستان /خیلی کمی
●پرداختن به سازمان
بقول اون شخصیت آبه توی elementals،
یا آبشار نیاگارا. :))))
دقیقا وقتی بحرانیهارو پشت سر گذاشتی و به خودت گفتی دیگه از اینجا به بعد همهچی به منوال خودشه، یه چیزی تالاپی میافته روت. :))
Forwarded from Amir
ما عاشق داستانهایی هستیم که وقتی به پایان میرسن تازه توی ذهن آغاز بشن.
Forwarded from In my blue dreams
Just hug me
The only chance that all this pain would fade away is that you hug me
The only chance that all this pain would fade away is that you hug me
گیجگاههایم را ماساژ دادم و فکر کردم آیا ممکن است یک مغز، به معنای واقعی کلمه، بهخاطر دریافت اطلاعاتِ زیاد بترکد؟
_مگنس چیس و کِشتی مردگان؛
ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
_مگنس چیس و کِشتی مردگان؛
ریک ریوردان؛ آرزو مقدس.
#DifferentSoulsTogether
Forwarded from DENA"
چرا باید به نوشتن رمانت ادامه بدی؟=)
• هیچ کسِ دیگهای قرار نیست این مدلی بنویسه.
• روش تو برای کنار هم گذاشتنِ واژهها، حقیقتا منحصر به فرده.
• اصلا اینجوری بهش فکر کن: داری آتآشغال از مغزت درمیآری و به یه چیز خوندنی تبدیلش میکنی!
• داری افکارت رو با دنیا به اشتراک میذاری.
• باحال نیست؟
• اگه این به نظرت باحال نیست، به این فکر کن که جلد کتابت قراره چه باحال باشه!
• همهی فونتهای خفن رو تصور کن...
• به جزئیات کوچیکی که میتونی درست کنی فکر کن!
• عنوان فصلها... :)
• تو یه نویسندهای و اگه هررچیزی غیر از این بگی بدجور تو اشتباهی.
• کلی چیز میتونی توی متن مخفی کنی. :)
• لعنتی، به راز مازهایی فکر کن که میتونی بذاری!
• خیلی خفنه.
• کتابت قراره بوی محشری بده.
• رفیق، مگه عاشق بوی کتاب نیستی؟
• میتونی تا ابدیت پُزش رو بدی! ×_×
• خوشحالیت رو تصور کن!
• چهقدر احتمال پیش میاد...
• شاید یه روز ازش فیلمی بسازن!
• یا سریال.
• پسر، خفن بودن اینو دیگه نمیشه انکار کرد.
• رسما توی تاریخ ثبت میشی.
• به عنوان یه آدم باهوش.
• داستانت بیحد فوقالعادهست.
• محض رضای خدا، شخصیتهاش رو ببین.
• آقا دیگه از دیالوگهات که نمیشه گذشت. نگاشون کن خوشگلای گوگولی رو.
• اعلیحضرت، توصیفهاتون خدا هستند. چگونه چنین جادوییاند؟
• واقعا هیجانانگیزه.
• میتونی عاشق شخصیتها بشی.
• بارها و بارها، دوباره و دوباره.
• میتونی مرزهای فراتر از ذهن انسان رو کشف کنی.
• واقعا، میتونی این کار رو بکنی. واقعا واقعا.
• میتونی همهچیز رو یاد بگیری.
• حتی میتونی یاد بگیری آدم بکشی.
• فقط چون دلت میخواد یه شرورِ بامزهی بدجنس داشته باشی.
• آزادیت بیحدومرزه. یعنیا میتونی هررر چیزی که تصورش رو بکنی بنویسی. پناه بر خدا.
• قدرتش رو داری که زمان رو متوقف کنی. انسانها رو وادار کنی پرواز کنن، زیر آب نفس بکشن... دنیاهای جدید بسازی و زبانهای جدید و جامعههای جدید که کلی تئوری مخبترکون ازشون درمیاد.
• و رسما هیچی نمیتونه جلوت رو بگیره. وجداناً دلرباس.
• ینی پسر!
• میتونی با شخصیت اصلیها بازی کنی انگار باربیای چیزین! در حالی که خیلی هم واقعیان. :)
• خودت رو ببین!
• واژههای تصادفی برمیداری
• و جادو میکنی
• پس چرا باید متوقف بشی؟
• بابا
• بس کن اینقدر نوشتن رو سخت و کسلکننده جلوه نده.
• هیچ کسِ دیگهای قرار نیست این مدلی بنویسه.
• روش تو برای کنار هم گذاشتنِ واژهها، حقیقتا منحصر به فرده.
• اصلا اینجوری بهش فکر کن: داری آتآشغال از مغزت درمیآری و به یه چیز خوندنی تبدیلش میکنی!
• داری افکارت رو با دنیا به اشتراک میذاری.
• باحال نیست؟
• اگه این به نظرت باحال نیست، به این فکر کن که جلد کتابت قراره چه باحال باشه!
• همهی فونتهای خفن رو تصور کن...
• به جزئیات کوچیکی که میتونی درست کنی فکر کن!
• عنوان فصلها... :)
• تو یه نویسندهای و اگه هررچیزی غیر از این بگی بدجور تو اشتباهی.
• کلی چیز میتونی توی متن مخفی کنی. :)
• لعنتی، به راز مازهایی فکر کن که میتونی بذاری!
• خیلی خفنه.
• کتابت قراره بوی محشری بده.
• رفیق، مگه عاشق بوی کتاب نیستی؟
• میتونی تا ابدیت پُزش رو بدی! ×_×
• خوشحالیت رو تصور کن!
• چهقدر احتمال پیش میاد...
• شاید یه روز ازش فیلمی بسازن!
• یا سریال.
• پسر، خفن بودن اینو دیگه نمیشه انکار کرد.
• رسما توی تاریخ ثبت میشی.
• به عنوان یه آدم باهوش.
• داستانت بیحد فوقالعادهست.
• محض رضای خدا، شخصیتهاش رو ببین.
• آقا دیگه از دیالوگهات که نمیشه گذشت. نگاشون کن خوشگلای گوگولی رو.
• اعلیحضرت، توصیفهاتون خدا هستند. چگونه چنین جادوییاند؟
• واقعا هیجانانگیزه.
• میتونی عاشق شخصیتها بشی.
• بارها و بارها، دوباره و دوباره.
• میتونی مرزهای فراتر از ذهن انسان رو کشف کنی.
• واقعا، میتونی این کار رو بکنی. واقعا واقعا.
• میتونی همهچیز رو یاد بگیری.
• حتی میتونی یاد بگیری آدم بکشی.
• فقط چون دلت میخواد یه شرورِ بامزهی بدجنس داشته باشی.
• آزادیت بیحدومرزه. یعنیا میتونی هررر چیزی که تصورش رو بکنی بنویسی. پناه بر خدا.
• قدرتش رو داری که زمان رو متوقف کنی. انسانها رو وادار کنی پرواز کنن، زیر آب نفس بکشن... دنیاهای جدید بسازی و زبانهای جدید و جامعههای جدید که کلی تئوری مخبترکون ازشون درمیاد.
• و رسما هیچی نمیتونه جلوت رو بگیره. وجداناً دلرباس.
• ینی پسر!
• میتونی با شخصیت اصلیها بازی کنی انگار باربیای چیزین! در حالی که خیلی هم واقعیان. :)
• خودت رو ببین!
• واژههای تصادفی برمیداری
• و جادو میکنی
• پس چرا باید متوقف بشی؟
• بابا
• بس کن اینقدر نوشتن رو سخت و کسلکننده جلوه نده.