نادیا با مهربانی پرسید: «چطور آهنگی میزنی؟»
«متال مرگ.»
«اُه.»
«الان این ته نظر تخصصیت بود؟»
نادیا خندید کارش خیلی غیرحرفهای بود. نباید در جلسات روانشناسی به بیمارت بخندی: «فقط انتظارش رو نداشتم حالا چرا متال مرگ؟»
«اون قدر بلنده که صداهای توی سرم رو ساکت کنه.»
_مردم مشوش؛ فردریک بکمن
#DifferentSoulsTogether
«متال مرگ.»
«اُه.»
«الان این ته نظر تخصصیت بود؟»
نادیا خندید کارش خیلی غیرحرفهای بود. نباید در جلسات روانشناسی به بیمارت بخندی: «فقط انتظارش رو نداشتم حالا چرا متال مرگ؟»
«اون قدر بلنده که صداهای توی سرم رو ساکت کنه.»
_مردم مشوش؛ فردریک بکمن
#DifferentSoulsTogether
از کارایی که دوست دارم انجام بدم:
سه سال دیگه وقتی دیگه اینموقع امتحان نداشتم، برم نمایشگاه کتاب و هرچقدر خواستم کتاب بگیرم.
سه سال دیگه وقتی دیگه اینموقع امتحان نداشتم، برم نمایشگاه کتاب و هرچقدر خواستم کتاب بگیرم.
❤2
برنامهمون برای امتحانات نهایی
Curlyhead:)):
حالا ی غلطی میکنیم
Romina:
بله دقیقا منم به همین اميدم
Curlyhead:)):
حالا ی غلطی میکنیم
Romina:
بله دقیقا منم به همین اميدم
اینا یه سایت بلد نیستن درست کنن بعد میخوان امتحانات مارو آنلاین تصحیح کنن. 🥰
🥰4
Forwarded from 𝙵𝙸𝚁𝙴 (𝔄ℑ𝔇𝔄)
گوشهایت را میگیری، چشمهایت را میبندی، زبانت را گاز میگیری؛ اما حریف افکارت نخواهی شد و چقدر دردناک است درد فهمیدن.
🍓3