Incomplete
19 subscribers
278 photos
14 videos
18 links
Trying to get out of the comfort zone
Download Telegram
hands
It's all about hands
Forwarded from خون و نقره.
بانگ و فریاد.
Forwarded from فیلسوف مرده
2
It feels like living when it rains.
زیرا از یاد مبر دوست من، که فرزندِ آگاهِ یک چوپان، برای یک ملت، گرامی‌تر از وارثِ ناآگاهِ تاج و تخت پدر است. آگاهی، تنها نشانه شرافت توست، مهم نیست که فرزند کیستی و از کدام نژادی.

_جاودانه‌ها؛ جبران خلیل جبران.
#DifferentSoulsTogether
رومینا نمی‌خواد درس بخونه.
رومینا نهایی داره.
رومینا بدبخته.
🤣1
همیشه یه دختره تو کلاس‌مون بود که هیچ‌وقت سر امتحانات استرس نداشت. یه بار وسط امتحان ریاضی استرس گرفت خیلی ریلکس به معلم گفت: "میشه برم بیرون؟ استرس دارم."
همیشه فکر می‌کردم چقدر خوبه که آدم مثل اون باشه. آروم. امتحان بده، نشد برو بیرون نفس بگیر بیا داخل.
تازه فهمیدم سهمیه‌ی آنچنانی داره.
یه وقتا بلوغ روانی نیست؛
فقط طرف خیالش از بابت همه‌چی راحته.
💔5
یه جمله دیدم توی اینستا، نوشته بود که:
«ما چیز زیادی هم نمی‌خواستیم
تنها یک سرزمین می‌خواستیم که اندوهش، زیبایی‌اش را نکُشَد.»
خیلی جالبه‌ها. یعنی ما حتی یه سرزمین اونقدر شادی هم نمی‌خواستیم. ما اصلا چیز خاصی نمی‌خواستیم. ما نمی‌خواستیم دنیامون رنگی و قشنگ باشه. نمی‌خواستیم غمگین نباشیم.
ما فقط یه سرزمین می‌خواستیم که زیبایی‌ش به اندوهش بچربه. سرزمینی که اندوهش آنقدری نباشد که زیبایی‌اش را بکشد.
💔3
🍓3
نادیا با مهربانی پرسید: «چطور آهنگی می‌زنی؟»

«متال مرگ.»

«اُه.»

«الان این ته نظر تخصصیت بود؟»

نادیا خندید کارش خیلی غیرحرفه‌ای بود. نباید در جلسات روان‌شناسی به بیمارت بخندی: «فقط انتظارش رو نداشتم حالا چرا متال مرگ؟»

«اون قدر بلنده که صداهای توی سرم رو ساکت کنه.»

_مردم مشوش؛ فردریک بکمن
#DifferentSoulsTogether
رفتم یه سری خرت و پرت خریدم همراه دینی بخورم بلکه دینی قابل‌تحمل‌ شه.