All Is Found (Kacey Musgraves Version)
Kacey Musgraves
You had to get a little lost
On your way to being found
Where the north wind meets the sea
There's a mother full of memory
Come, my darling, homeward bound
Where all is lost, then all is found
@TheBlueUser
On your way to being found
Where the north wind meets the sea
There's a mother full of memory
Come, my darling, homeward bound
Where all is lost, then all is found
@TheBlueUser
❤2
Incomplete
Kacey Musgraves – All Is Found (Kacey Musgraves Version)
Homeward-bound /adj/
on their way home
People or things that are homeward bound are on their way home.
on their way home
People or things that are homeward bound are on their way home.
❤3
روزهای زیادی باید قوی باشی. سفت باشی. طوفان را بدری حتی اگر نمیدانند طوفان تو را میدرد. بلرزی، اما شمشیر را محکم بگیری. آنچه در راهت هست را بگیری، درش نگاه کنی، و بدانی که شجاعت همین است. قوی بودن همین است. که بترسی و بجنگی. شکننده باشی و بچسبی. عقب نروی. جای پا سفت کنی و تندتر بدوی.
و روزی این جنگ برای لحظهای صلح مییابد.
آن لحظه، اندکی تسلیم میشویم.
اندکی میخوابیم.
و روزی این جنگ برای لحظهای صلح مییابد.
آن لحظه، اندکی تسلیم میشویم.
اندکی میخوابیم.
"You don't want it to end; me either, but everything will end, my starlight, and you cannot stop it from happening.
You just can give it a very tight hug knowing that the hug will finally end."
You just can give it a very tight hug knowing that the hug will finally end."
یه دوستی فرمودند: نه تنها احساس ناکافی بودن ندارم، بلکه حس میکنم از سرتونم زیادم.
هیچی من که همچین حسی ندارم ولی قشنگ بود.
هیچی من که همچین حسی ندارم ولی قشنگ بود.
[Laleh Ro Didan] [SevilMusic.Com]
[Shervin Hajipour]
من فکر کنم جهان دیگری هم هست
خدا بگو جهان دیگری داری
که قطعا عشق یک وجود نامیراست
که زنده نیست در این سرای پوشالی
@TheBlueUser
خدا بگو جهان دیگری داری
که قطعا عشق یک وجود نامیراست
که زنده نیست در این سرای پوشالی
@TheBlueUser
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم؛
به جز عزیمت نابهنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.
آیدا
فسخِ عزیمتِ جاودانه بود.
_شاملو
#DifferentSoulsTogether
به جز عزیمت نابهنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم.
آیدا
فسخِ عزیمتِ جاودانه بود.
_شاملو
#DifferentSoulsTogether
❤3
آن مرد هم همانکاری را کرد که همه ما انجامش میدهیم. تظاهر کرد میداند. بچههایش بزرگ شدند و پرسیدند چرا آن قهوهای است؟ بعد از این که میمیری چی میشود و چرا خرسهای قطبی، پنگوئن نمیخورند. بعد بزرگتر شدند. گاهی اوقات این موضوع را فراموش میکرد و ناخودآگاه دستشان را میگرفت. آنها خیلی خجالت میکشیدند. خودش هم همینطور. سخته که به یک بچه دوازده ساله توضیح بدهی وقتی کوچک بودی و من تندتند راه میرفتم، مجبور میشدی پشت سرم بدوی و دستم را بگیری و آن لحظات بهترین لحظههای عمرم بود. قبل از این که بدانی من قبلاً چند بار در زندگی خودم گند زدهام، انگشتهای دستت را کف دستم میگذاشتی.
_مردم مشوش؛ فردریک بکمن.
#DifferentSoulsTogether
_مردم مشوش؛ فردریک بکمن.
#DifferentSoulsTogether
❤2🤣1