Beneath this mask there is more than flesh. Beneath this mask there is an idea, Mr. Creedy.
And ideas are bulletproof.
And ideas are bulletproof.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
There is something terribly wrong with this country, isn't that?
But when you’re the most angry at me, I want you to try to remember that, to me, you’ll always be the tiny one-year-old boy standing naked in the hallway with a toothless grin and a cuddly lion clutched to your chest.
Whenever I’m difficult. Whenever I’m embarrassing. Unreasonable. Unfair. I want you to think back to that day.
That day when you refused to tell me where the hell you’d hidden my damn car keys. And I want you to remember that it was you who started it.
Your Dad
_Things my son needs to know about the world; Frederick Backman.
#DifferentSoulsTogether
Whenever I’m difficult. Whenever I’m embarrassing. Unreasonable. Unfair. I want you to think back to that day.
That day when you refused to tell me where the hell you’d hidden my damn car keys. And I want you to remember that it was you who started it.
Your Dad
_Things my son needs to know about the world; Frederick Backman.
#DifferentSoulsTogether
frus‧trat‧ing /frʌˈstreɪtɪŋ $ ˈfrʌstreɪtɪŋ/ adjective
making you feel annoyed, upset, or impatient because you cannot do what you want to do
making you feel annoyed, upset, or impatient because you cannot do what you want to do
Ashghal
Shervin Hajipour
من اون آشغالم که هیچجا آشنا نداشت که
سند نذاشتن توی پاسگاه براش که
میکنه هر چی تلاش بازم
نداره رنگی حناش
من اونم که ازتون دلش خونه
نمک ریخته شکسته نمکدونش
من اونم که هر کی که عاشقم شد یا
دیوونهس یا که...
من اونم که گذاشتین یک روز کنارش
نداره حتی واسه خوندن اجازه
اونی که میخواست اینجا بمونه
اما خندیدین هر روز به حالش
من اونم که مامانو تنها نذاشت که
مونده هنوز پای خاطرههاش که
اصن یه روز همهتون برین
این آشغال میمونه این شهرو بسازه
ازم نخواه برم از این خاک
هر جا برم دلم همینجاست
من سر قولم هستم
پای حرفشه پسر ایران
ازم نخواه برم از این خاک
هر جا برم دلم همینجاست
من سر قولم هستم
پای حرفشه پسر ایران
تو رو بیلبوردا بودی من تو داستان
تو رو استیج بودی و من تو دادگاه
تورو گردن گرفت صدتا آشنا
من و انداختنم سطل آشغال
خبرجدید: شروین حاجیپور با آشغال، رکورد بازدید ویدئو در اینستاگرام را شکست.
@TheBlueUser
سند نذاشتن توی پاسگاه براش که
میکنه هر چی تلاش بازم
نداره رنگی حناش
من اونم که ازتون دلش خونه
نمک ریخته شکسته نمکدونش
من اونم که هر کی که عاشقم شد یا
دیوونهس یا که...
من اونم که گذاشتین یک روز کنارش
نداره حتی واسه خوندن اجازه
اونی که میخواست اینجا بمونه
اما خندیدین هر روز به حالش
من اونم که مامانو تنها نذاشت که
مونده هنوز پای خاطرههاش که
اصن یه روز همهتون برین
این آشغال میمونه این شهرو بسازه
ازم نخواه برم از این خاک
هر جا برم دلم همینجاست
من سر قولم هستم
پای حرفشه پسر ایران
ازم نخواه برم از این خاک
هر جا برم دلم همینجاست
من سر قولم هستم
پای حرفشه پسر ایران
تو رو بیلبوردا بودی من تو داستان
تو رو استیج بودی و من تو دادگاه
تورو گردن گرفت صدتا آشنا
من و انداختنم سطل آشغال
خبرجدید: شروین حاجیپور با آشغال، رکورد بازدید ویدئو در اینستاگرام را شکست.
@TheBlueUser
برای من ماجرای مردی را نقل کردهاند که دوستش به زندان افتاده بود و او شبها بر کف اتاق میخوابید تا از آسایشی لذت نبرد که رفیقش از آن محروم شده بود.
چه کسی آقای عزیز،
برای ما بر زمین خواهد خفت؟
_آلبر کامو
چه کسی آقای عزیز،
برای ما بر زمین خواهد خفت؟
_آلبر کامو
Forwarded from فیلسوف مرده
گاهی پیش میآد که لحظات خیلی معمولیای رو داری میگذرونی ولی یهو به گوشهای نگاه میکنی، صدایی میشنوی، بویی به مشامت میرسه و با خودت میگی این لحظه، این جایی که هستم، قراره تا آخر عمر یادم بمونه چه حسی داره. هنوز هم همهچی معمولیه ولی مطمئنی یادت میمونه.
Forwarded from Lighthouse
پدر گویی خودش هم در لحظه به این مسئله پی برده باشد، آرام جمله ای گفت که قلب مرد جوان را درهم فشرد: "تاریکیهای جهان روی شونههام سنگینی میکنن، سرویدِی."
سرویدِی اگر میتوانست، با انفجاری از نور تمام تاریکیهای جهان را از میان برمیداشت.
مجموعه کوارتت نهایی؛ جلد یک، فراخوان رنگ ها. صفحه ۱۲۹.
#itsok
سرویدِی اگر میتوانست، با انفجاری از نور تمام تاریکیهای جهان را از میان برمیداشت.
مجموعه کوارتت نهایی؛ جلد یک، فراخوان رنگ ها. صفحه ۱۲۹.
#itsok
حالا خیلی زندگی آسون بود فهمیدم "پیش از آنکه قهوهات سرد شود" بخش دو و سه هم داره.
ببینید حقیقتا از صبح دارم میگردم یهچیزی بزارم اینجا، و به این نتیجه رسیدم هیچی ندارم.
خستمه و میرم انیمه ببینم.
خستمه و میرم انیمه ببینم.
تو، شکوفهی گیلاس من بودی.
تو اثبات این بودی که زندگی بیش از آنچه زندگیاش کردیم، تمام ستارههایی است که نشمردیم و تمام آغوشهایی است که آنقدر که باید سفت نفشردیمشان، تمام آهنگهایی است که با آنها نرقصیدیم، و تمام روزهایی است که نگذراندیم.
و من با ناتمامیهای توست که زندگی میکنم.
تو اثبات این بودی که زندگی بیش از آنچه زندگیاش کردیم، تمام ستارههایی است که نشمردیم و تمام آغوشهایی است که آنقدر که باید سفت نفشردیمشان، تمام آهنگهایی است که با آنها نرقصیدیم، و تمام روزهایی است که نگذراندیم.
و من با ناتمامیهای توست که زندگی میکنم.
❤2