باتلر نفس بلندی کشید تا چیزی بگوید، اما یک آن تردید کرد. اینطور که معلوم بود هنوز خیلی کار داشتند. ارباب فاول خودش هروقت لازم بود، آنهارا به او میگفت. پس بهجای آنکه اربابش را بیخود سوالپیچ کند، فقط یک جملهی کوتاه گفت.
_من به تو اعتماد دارم آرتمیس!
پسرک در جواب گفت: «آره...»
و عمق این اعتماد در چهرهاش نمایان بود.
_میدونم.
آرتمیس فاول و گروگانگیری؛
اُ این کالفر؛ شیدا رنجبر.
#DifferentSoulsTogether
_من به تو اعتماد دارم آرتمیس!
پسرک در جواب گفت: «آره...»
و عمق این اعتماد در چهرهاش نمایان بود.
_میدونم.
آرتمیس فاول و گروگانگیری؛
اُ این کالفر؛ شیدا رنجبر.
#DifferentSoulsTogether
دوست داشتم با هم روی چمنها دراز بکشیم و شیطنت ابرها را تماشا کنیم. که شاید او میتوانست کاری کند من برقصم یا کاری کند از نقاشی لذت ببرم.
#شجاعدل
#شجاعدل
روز هفتم
با دیگران همدردی کن
این خیلی بهتر از آن است که تنهایی گریه کنی.
پناه باشید، امن باشید. بزارید مردم جلوی شما خودشون باشند. بزارید از خودشون نترسند، خودشونو قایم نکنن.
بزارید وقتی هیچکس اونجا نیست،
و اونها تنها و غمگینن،
بیان پیش شمان.
آخرین امید آدما باشید.
همهی اینا بخاطر اینکه یه روزی همونا باعث میشن شما تنها گریه نکنید.
یه روزی که دستهاتون شکسته و غمگین و مچاله شدید و دارین گریه میکنین،
همونا میان پیشتون، بغلتون میکنن و بهتون میگن:
«وقتی من غمگین بودم رهام نکردی؛ حالا به چه جرئتی تنها نشستی و گریه میکنی؟»
به چه جرئتی میشینید و تنها گریه میکنید؟
#mycolorinsky
با دیگران همدردی کن
این خیلی بهتر از آن است که تنهایی گریه کنی.
پناه باشید، امن باشید. بزارید مردم جلوی شما خودشون باشند. بزارید از خودشون نترسند، خودشونو قایم نکنن.
بزارید وقتی هیچکس اونجا نیست،
و اونها تنها و غمگینن،
بیان پیش شمان.
آخرین امید آدما باشید.
همهی اینا بخاطر اینکه یه روزی همونا باعث میشن شما تنها گریه نکنید.
یه روزی که دستهاتون شکسته و غمگین و مچاله شدید و دارین گریه میکنین،
همونا میان پیشتون، بغلتون میکنن و بهتون میگن:
«وقتی من غمگین بودم رهام نکردی؛ حالا به چه جرئتی تنها نشستی و گریه میکنی؟»
به چه جرئتی میشینید و تنها گریه میکنید؟
#mycolorinsky
مامان من را برای امآیآر و سیتیاسکن برد. سوزنها، دستگاهها. سوزنهای بیشتر، دستگاههای بیشتر. برای تومورهای مغزی، مننژیت، هرچه فکرش را بکنید آزمایش کردند. برای تسکین درد این دارو را تجویز کردند و آن دارو و داروی دیگری، چون اولی جواب نداد و دومی هم اثری نداشت. نسخه پشت نسخه برای من میپیچیدند بدون اینکه حتی بدانند مشکل از کجاست. فقط در تلاشاند درد را سرکوب کنند.
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت؛ کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت؛ کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
پدربزرگ به مامان میگوید: «چه اتفاقی برای اون کوچولوهای بلوند افتاده که قبلا این اطراف میدویدن؟»
مامان آه میکشد: «ما بزرگ شدیم، بابا.» میگوید: «ما بزرگ شدیم.»
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت، کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
مامان آه میکشد: «ما بزرگ شدیم، بابا.» میگوید: «ما بزرگ شدیم.»
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت، کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
«بزرگ شو، کیدی. دنیا رو اونطور که هست ببین نه اونطور که آرزو داری باشه.»
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت، کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاکهارت، کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether