Incomplete
19 subscribers
279 photos
14 videos
18 links
Trying to get out of the comfort zone
Download Telegram
آرتمیس فاول چیزی نمونده تموم شه.
دوست داشتم الان می‌رفتم برای اون مسابقه چیزی می‌نوشتم، بعد می‌اومدم اینجا روز پنجم رو می‌نوشتم. :))
پس بریم یکم بنویسیم.
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
And you kept going.
آرمیناشن امروز توی کارگاه:
You are writing fiction
Go wild
Go crazy
آرتمیس فاول و گروگان‌گیری
★★★★☆

کتابی بود که بهم چسبید.
صفحات اول‌شو تند تند خوندم و منو دنیال خودش کشید (با اینکه هیچی از جهان و شخصیت‌هاش نمی‌دونستم) و الان که فکر می‌کنم اینجوری‌ام که: واقعا خیلی سریع خوندمش.
و اینو دوستم برام آورده بود و به خودشم هزاران بار گفتم که «آرتمیس خیلی بهم چسبید.» و واقعا همین‌طور بود.
ذوقم این بود که کارام تموم شه، شب بشه، و بشینم آرتمیس بخونم و بعد که دو ساعت پشت هم خوندمش و دیگه وقتش بود که بخوابم، کتابو ببندم و ببینم که چند درصدشو خوندم.
واقعا چسبید. :)
آرتمیس کتاب خوشمزه‌ای بود. :)
دوست دارم جلدای بعدشو بخونم.
۱۴۰۲/۷/۱
۰۲:۱۹
به سلامتی ما
که همه فردا مدرسه دارن
ما خوابیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرکی ندونه فکر می‌کنه کنکور دادم انقدر خرذوقم😭😂
روز ششم
لازم نیست در هر بحثی برنده باشی.


واقعا!
جدا!
دقیقا!
بابا بخدا نصف بدبختی‌های ما ازینه که می‌دونیم طرف داره درست میگه، حرفش منطقیه، من دارم چرت میگم؛ ولی کوتاه بیام؟
Oh no, no, no..
اینو اگر به خودمون یادآوری کنیم، فکر کنم نصف دعواها و دلخوریا پیش نمیاد.
و اینا همه از اون نقطه‌ای میاد که: من هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنم.
شخصیت مطلق از خودتون نسازید. خودتون اذیت میشید. برای اشتباه‌تون جا بزارین. بزارین مردم ببینن شما هم اشتباه می‌کنین، وگرنه جدا آزاردهنده‌ست. کم‌کم جملاتی مثل «ع! تو هم؟» و این مزخرفات می‌شنوید در حالی که اینجوری‌اید که: خب فرق من با شما چیه؟ ما هردو یه جنسیم.
ما انسانیم.

نیاز نیست تو هربحثی برنده باشید؛
اگر حق با شما نیست، که انسان درستی باش، این رو برای خودت و اطرافیانت جا بنداز ک من وقتی اشتباه می‌کنم و در لحظه بهش پی می‌برم، میگم: «اوکی.. گرفتم. اشتباه کردم. ببخشید.» و از وجود والامقام من نه تنها چیزی کسر نمیشه، بلکه به آن افزوده هم میشه. اینطوری آدم‌های اطراف‌تون هم وقتی این رفتار و شهامت و قدرت رو از خودتون نشون می‌دید، وقتی اشتباه می‌کنن خیلی سریع و راحت ازتون عذرخواهی می‌کنن.
نیاز نیست تو هربحثی برنده باشید؛
اگر همون‌طور که شما، طرف مقابل‌تون هم درست میگه. تعداد زیادی از بحث‌ها همینه. من اینور وایسادم، این عددو 9 می‌بینم، تو اون‌طرفی، همون عددو 6 می‌بینی؛ کی درست میگه؟ «هم تو درست میگی، هم من.»
نیاز نیست تو هربحثی برنده باشید؛
حتی اگر حق کاملا با شماست. جدا زندگی من زیباتر شده، از وقتی طرف صحبت‌‌مو می‌شناسم، و وقتی می‌بینم آدم منطقی و گوش‌بِدِه‌ای نیست، انرژی‌مو نگه می‌دارم تو جیبم، به حرف‌هاش واکنشی نمی‌دم و می‌زارم حرف بزنه. و تمام. بحث بسته میشه. اگر با آدم‌هایی که «نمی‌خوان» (نه اونهایی که «نمی‌تونن») به حرف‌تون فکر کنن یا باهاتون منطقی‌رفتار کنن، بحث کنید، فقط عمر شماست که هدر میره و پوست شماست که چروک میشه. 💆‍♀️

پس بحث بیخود نکنید،
جوان بمانید. 💅
#mycolorinsky
نُه روز مانده؛
#شجاع‌دل ِ عزیز.
باتلر نفس بلندی کشید تا چیزی بگوید، اما یک آن تردید کرد. این‌طور که معلوم بود هنوز خیلی کار داشتند. ارباب فاول خودش هروقت لازم بود، آن‌هارا به او می‌گفت. پس به‌جای آنکه اربابش را بیخود سوال‌پیچ کند، فقط یک جمله‌ی کوتاه گفت.
_من به تو اعتماد دارم آرتمیس!
پسرک در جواب گفت: «آره...»
و عمق این اعتماد در چهره‌اش نمایان بود.
_می‌دونم.

آرتمیس فاول و گروگان‌گیری؛
اُ این کالفر؛ شیدا رنجبر.
#DifferentSoulsTogether
I'm sorry if I couldn't fight like a writer.
دوست داشتم با هم روی چمن‌ها دراز بکشیم و شیطنت ابرها را تماشا کنیم. که شاید او می‌توانست کاری کند من برقصم یا کاری کند از نقاشی لذت ببرم.
#شجاع‌دل
روز هفتم
با دیگران همدردی کن
این خیلی بهتر از آن است که تنهایی گریه کنی.


پناه باشید، امن باشید. بزارید مردم جلوی شما خودشون باشند. بزارید از خودشون نترسند، خودشونو قایم نکنن.
بزارید وقتی هیچ‌کس اونجا نیست،
و اونها تنها و غمگینن،
بیان پیش شمان.
آخرین امید آدما باشید.

همه‌ی اینا بخاطر اینکه یه روزی همونا باعث می‌شن شما تنها گریه نکنید.
یه روزی که دست‌هاتون شکسته و غمگین و مچاله شدید و دارین گریه می‌کنین،
همونا میان پیش‌تون، بغل‌تون می‌کنن و بهتون میگن:
«وقتی من غمگین بودم رهام نکردی؛ حالا به چه جرئتی تنها نشستی و گریه می‌کنی؟»

به چه جرئتی می‌شینید و تنها گریه می‌کنید؟
#mycolorinsky
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
My dear dear dear bed
Forwarded from Flare and Fire (Armina Salemi)
مامان من را برای ام‌آی‌آر و سی‌تی‌اسکن برد. سوزن‌ها، دستگاه‌ها. سوزن‌های بیشتر، دستگاه‌های بیشتر. برای تومورهای مغزی، مننژیت، هرچه فکرش را بکنید آزمایش کردند.‌ برای تسکین درد این دارو را تجویز کردند و آن دارو و داروی دیگری، چون اولی جواب نداد و دومی هم اثری نداشت. نسخه پشت نسخه برای من می‌پیچیدند بدون اینکه حتی بدانند مشکل از کجاست. فقط در تلاش‌اند درد را سرکوب کنند.

_ما دروغگو بودیم؛
امیلی لاک‌هارت؛ کاوان بشیری.
#DifferentSoulsTogether
ببین تفنگ‌تو طرف کی گرفتی..
I love you so much it's killing me.