🍂📚 کتابهایی که باید توی شبهای سرد و بارونی پاییزی خونده بشن ☕🌧
🥰22🔥5💘3❤2⚡1🕊1💯1🎃1
سریال تعقیب یشم رو تموم کردم و نگم از اون وایب زمستونی قشنگش…❄️🌨️
برف روی سقفهای چوبی، مه صبحگاهی، فانوسهای گرم وسط سرمای آبی و لباسهاشون… آخ، از اون لباسها.🥹
سریالهای تاریخی چینی اینجوریان که یهو آدم رو از دل واقعیت پرت میکنن به دل افسانهها و وقتی تیتراژ آخر میاد، انگار از یه سفر طولانی دوباره برت میگردونن به دل واقعیت و باید با صدای زندگی کنار بیای…:))
برف روی سقفهای چوبی، مه صبحگاهی، فانوسهای گرم وسط سرمای آبی و لباسهاشون… آخ، از اون لباسها.🥹
سریالهای تاریخی چینی اینجوریان که یهو آدم رو از دل واقعیت پرت میکنن به دل افسانهها و وقتی تیتراژ آخر میاد، انگار از یه سفر طولانی دوباره برت میگردونن به دل واقعیت و باید با صدای زندگی کنار بیای…:))
❤17👍2⚡1💯1🍓1
در رابطه با «مانون لسکو»
راجع به شروع نمیخوام چیزی بگم بلکه میخوام راجع به پایان بگم…
داستان که تموم میشه تو هم انگار با همون فرسودگی که شخصیتها کم کم تجربه میکنن داستان رو تموم میکنی....
از خودت میپرسی عشق بود یا وابستگی بیمارگونه؟
واقعا اسم این تباهی رو میشه عشق گذاشت؟
در طول داستان با هر اتفاقی که میافته میگی این دیگه آخرشه دیگه اینجا یه نفر راهشو جدا میکنه...ولی همچین خبری نیست.
و وقتی که کتاب تموم میکنی با خودت نمیگی چه عشق بزرگی، میگی این چه بلایی بود که این دونفر سر خودشون آوردن؟
و بنظرم نویسنده داره نشون میده که شدت عشق با سلامت عشق یکی نیست!
در آخرم امیدوارم همچین عشق ویرانگری نصیب هیچ آدمیزادی نشه.💚✨
راجع به شروع نمیخوام چیزی بگم بلکه میخوام راجع به پایان بگم…
داستان که تموم میشه تو هم انگار با همون فرسودگی که شخصیتها کم کم تجربه میکنن داستان رو تموم میکنی....
از خودت میپرسی عشق بود یا وابستگی بیمارگونه؟
واقعا اسم این تباهی رو میشه عشق گذاشت؟
در طول داستان با هر اتفاقی که میافته میگی این دیگه آخرشه دیگه اینجا یه نفر راهشو جدا میکنه...ولی همچین خبری نیست.
و وقتی که کتاب تموم میکنی با خودت نمیگی چه عشق بزرگی، میگی این چه بلایی بود که این دونفر سر خودشون آوردن؟
و بنظرم نویسنده داره نشون میده که شدت عشق با سلامت عشق یکی نیست!
در آخرم امیدوارم همچین عشق ویرانگری نصیب هیچ آدمیزادی نشه.💚✨
🤝11❤5💘4⚡1🔥1🕊1🍓1
Forwarded from ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا
کلمه ژاپنی むそう Musō یعنی خیالپردازی، رؤیاپردازی یا غرق شدن در خیال. کسی که بین دنیای واقعی و رویاهاش گیر کرده و نمیتونه از سرزمین رویاهاش دست بکشه 🌟 🎀 🌟 🌟 🌟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤18🕊1🍓1💅1💘1
آن برونته" شما را با چنان قدرتی به "اگنس گری" پیوند می دهد که نمی توانید آن را زمین بگذارید. قصه، با صداقت و جدیت شما را به خود جلب می کند. اگنس کامل نیست، او نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را دارد. او صادقانه زندگی خود را بدون هیچ گونه توجیهی در برابر خواننده هویدا می کند.این کیفیت در روایت باعث می شود خوانندگان اگنس را دوست داشته باشند؛ چرا که می توانند با او همدردی کنند. کاراکتر "اگنس گری" از شخصیتی هوشمندانه برخوردار است. اگنس گری کوچکترین دختر یک کشیش است. وقتی خانواده در شرایط سختی قرار می گیرد ، او اصرار دارد که به عنوان یک معلم سرخانه کار کند تا به خانواده اش کمک کند و به آن ها ثابت کند که دیگر بچه نیست. اما روح ایده آلیستی او در اولین موقعیتش نزد خانواده ی بلومفیلد و فرزندان لوس و خرابکارشان آزمایش می شود. پس از این او برای خانواده ی موری که به مراتب ثروتمندترند کار می کند ، جایی که دختر موذی خانواده تهدید می کند تنها نقطه روشن زندگی اگنس را به خطر بیاندازد: ادوارد وستون.
📗اگنس گری ✍🏻آن برونته|دریافت فایل کتاب
💘9❤2⚡1🔥1🍓1🎃1🎄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استراگون: من دیگه نمیتونم این طوری ادامه بدم.
ولادیمیر: این چیزیه که فکر میکنی.
استراگون: اگه از هم جدا بشیم چی؟شاید برای هردومون بهتر باشه.
ولادیمیر: فردا خودمون رو دار میزنیم[مکث]مگه اینکه گودو بیاد.
استراگون: اگه اومد چی ؟
ولادیمیر: نجات پیدا میکنیم.
و من بعد از سالها فهمیدیم گودو برای هرکسی بازتاب متفاوتی داره،گاهی گودو میتونه آغوشی باشه درست قبل از فروپاشی و گاهی دستی که آروم به پشتت زده میشه برای دووم آوردن.
گودو برای شما چیه تو لحظاتی که از همه چیز خسته اید؟
🍀✨💚
ولادیمیر: این چیزیه که فکر میکنی.
استراگون: اگه از هم جدا بشیم چی؟شاید برای هردومون بهتر باشه.
ولادیمیر: فردا خودمون رو دار میزنیم[مکث]مگه اینکه گودو بیاد.
استراگون: اگه اومد چی ؟
ولادیمیر: نجات پیدا میکنیم.
و من بعد از سالها فهمیدیم گودو برای هرکسی بازتاب متفاوتی داره،گاهی گودو میتونه آغوشی باشه درست قبل از فروپاشی و گاهی دستی که آروم به پشتت زده میشه برای دووم آوردن.
گودو برای شما چیه تو لحظاتی که از همه چیز خسته اید؟
🍀✨💚
❤12⚡1🔥1🍓1
نیکولای استپانوویچ ، پرفسوری سرشناس، صاحب نشان ها و مدال های متعدد روسی و خارجی است که از بی خوابی و دوره های ضعف ویرانگر رنج می برد. او در مه تاریکی زندگی می کند. نیکولای سعی می کند دلایل کاهش سریع جسمی و روانی خود را در مواجهه با بیماری نامشخص و (طبق پیش فرض خودش) ، مرگ قریب الوقوع در طی شش ماه آینده تحلیل کند. او با دنیای اطرافش احساس بیگانگی می کند و قادر به برقراری ارتباط عاطفی با لیزا و کتیا (به ترتیب دختر و نامادری) اش نیست ، زیرا کاملا از هم گسیخته و از مشکلات خودش رنج می برد. این کتاب را آنتون چخوف در سال 1889 تحت تأثیر مرگ برادرش، نیکولای نوشته است. آن را به عنوان یکی از ماندگارترین آثار چخوف توصیف کرده اند: "یک مطالعه نافذ در ذهن یک استاد پزشکی مسن و در حال مرگ"
📓سرگذشت ملال انگیز✍🏻آنتون_چخوف|دریافت فایل کتاب صوتی
❤12🍓2⚡1🔥1
Forwarded from ⋆ִֶָ𓏲࣪ꪫ𝑁𝐴𝑅𝐶𝐼𝑆_𝐴𝑅𝑇ִֶָ🎪⛧
آدمها گیاه نیستند،
که همیشه یک شکل بمانند.
آدمها پاسخاند،
به آنچه پیششان میگذاری.
تو مرا بشکن، تیغ میشوم.
تو مرا بفهم، چشمه میشوم.
که همیشه یک شکل بمانند.
آدمها پاسخاند،
به آنچه پیششان میگذاری.
تو مرا بشکن، تیغ میشوم.
تو مرا بفهم، چشمه میشوم.
❤10💘2🔥1🤝1