مینویسم که بعدها یادم بمونه؛ یه روزهایی این شکلی به آینده نگاه میکردم…🥲
وقتی برای کنکور ارشد درس میخوندم، پر از هدف و آرزو بودم.
برای آیندهام هزار تا ایده داشتم؛ حتی شهری که دوست داشتم اونجا قبول بشم، برام پر از امید بود.
با ذوق درس میخوندم و فکر میکردم همهی این سختیها یه روز ارزشش رو نشون میده.
اما سهمم از اون همه تلاش، جایی بود که هیچوقت دلم نمیخواست اونجا ادامه بدم؛
جایی که فقط اسم و تعریفش بزرگ بود، اما آموزشش چیزی نبود که انتظارش رو داشتم.
با کلی شوق، مثل بقیهی بچهها واردش شدیم،
اما حالا بدون ذرهای شوق، نزدیک خداحافظی باهاش هستیم.
انگار اون شوق روزهای اول، کمکم از بیشترمون گرفته شد.
اونقدر که بعضی وقتها احساس میکنم از رشتهای که روزی عاشقش بودم، فاصله گرفتم.
حالا که به دفاع نزدیک میشیم، بیشتر از هر چیزی، آیندهی نامعلوم روبهرومونه.
انگار توی یه باتلاق گیر افتادی؛
هرچی بیشتر به آینده فکر میکنی، بیشتر توی ترس، استرس و نگرانی فرو میری.
راستش…
نمیدونم باید چیکار کرد.
فقط امیدوارم یه روز، وقتی به این روزها برمیگردم، بفهمم این بلاتکلیفی، آخر قصه نبوده.
وقتی برای کنکور ارشد درس میخوندم، پر از هدف و آرزو بودم.
برای آیندهام هزار تا ایده داشتم؛ حتی شهری که دوست داشتم اونجا قبول بشم، برام پر از امید بود.
با ذوق درس میخوندم و فکر میکردم همهی این سختیها یه روز ارزشش رو نشون میده.
اما سهمم از اون همه تلاش، جایی بود که هیچوقت دلم نمیخواست اونجا ادامه بدم؛
جایی که فقط اسم و تعریفش بزرگ بود، اما آموزشش چیزی نبود که انتظارش رو داشتم.
با کلی شوق، مثل بقیهی بچهها واردش شدیم،
اما حالا بدون ذرهای شوق، نزدیک خداحافظی باهاش هستیم.
انگار اون شوق روزهای اول، کمکم از بیشترمون گرفته شد.
اونقدر که بعضی وقتها احساس میکنم از رشتهای که روزی عاشقش بودم، فاصله گرفتم.
حالا که به دفاع نزدیک میشیم، بیشتر از هر چیزی، آیندهی نامعلوم روبهرومونه.
انگار توی یه باتلاق گیر افتادی؛
هرچی بیشتر به آینده فکر میکنی، بیشتر توی ترس، استرس و نگرانی فرو میری.
راستش…
نمیدونم باید چیکار کرد.
فقط امیدوارم یه روز، وقتی به این روزها برمیگردم، بفهمم این بلاتکلیفی، آخر قصه نبوده.
❤32💔19👌2
کار ما نیست شناسایی «راز» گل سرخ،
کار ما شاید این است که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبهی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
صبحها وقتی خورشید در میآید متولد بشویم.
هیجانها را پرواز دهیم.
روی ادراک فضا ،رنگ ،صدا، پنجره گل نم بزنیم.
آسمان را بنشانیم میان دو هجای «هستی».
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.
کار ما شاید این است که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبهی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
صبحها وقتی خورشید در میآید متولد بشویم.
هیجانها را پرواز دهیم.
روی ادراک فضا ،رنگ ،صدا، پنجره گل نم بزنیم.
آسمان را بنشانیم میان دو هجای «هستی».
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.
سهراب_سپهری
❤23🔥1
رومئو و ژولیت - ویلیام شکسپیر.pdf
576.7 KB
امروزه شاید کسی را نتوان یافت که نام رمان معروف "رومئو و ژولیت" اثر جاودان "ویلیام شکسپیر " شاعر و نویسنده پر آوازه انگلیسی را نشنیده باشد.
"رومئو و ژولیت" تراژدی نوشتهشده توسط "ویلیام شکسپیر" در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ پایان کارشان میشود. این نمایشنامه یکی از محبوبترین نمایشنامههای شکسپیر در زمان حیاتش میباشد.
📕رومئو و ژولیت
✍🏻ویلیام_شکسپیر
#نمایشنامه عاشقانه
#نمایشنامه تراژدی
"رومئو و ژولیت" تراژدی نوشتهشده توسط "ویلیام شکسپیر" در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ پایان کارشان میشود. این نمایشنامه یکی از محبوبترین نمایشنامههای شکسپیر در زمان حیاتش میباشد.
📕رومئو و ژولیت
✍🏻ویلیام_شکسپیر
#نمایشنامه عاشقانه
#نمایشنامه تراژدی
❤18🔥1
_کاش_ÙÙØªÛ_Ø¨ÛØ³Øª_ساÙÙ_Ø¨ÙØ¯Ù
_Ù
ÛØ¯Ø§ÙستÙ
.pdf
54 MB
تینا سیلینگ، استاد دانشگاه استنفورد، با دقت و ظرافت، دورنمایی جذاب برای گذر از دانشگاه به حیطه شغلی را در کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم ارائه میدهد.او با استفاده از برداشت بیمثال خود، به عنوان عصبشناسی که در زمینه نوآوری و کارآفرینی فعالیت میکند، نکاتی را در زمینه چگونگی کشف خلاقیت به منظور رسیدن به اهداف را مطرح میکند. اکثر نوشتههای سیلینگ شبیه بدیهیات مطابق عقل سلیم هستند اما او ایدههایش را با آب و تاب ارئه میکند و برای نکاتی که یادآور میشود مثالهایی از دانشگاه استنفورد و Silocon Valley میآورد. توصیه او برای کسانی که در حال شروع کار هستند و کسانی که به دنبال بهبود و قویتر کردن شغلشان هستند ارزشمند خواهد بود.
✍🏻تینا_سیلیگ
📗ای کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم
2👍8❤6
«انسان برای خطا کردن و جبران خطا زاییده میشود. خطا، دلیل تازه راه است، دلیل رشد، دلیل باز شدن، و دلیل اینکه انسان نمیخواهد و نمیتواند فقط به تجربه شدهها قناعت کند.»
📖آتش بدون دود ✍🏻نادر_ابراهیمی
❤12🔥2💘1
امروز، ۹ آگوست، روز دوستداران کتابه! 📚
روز عاشقان کتاب بر ما مبارک✨🩵
روز عاشقان کتاب بر ما مبارک✨🩵
1❤40❤🔥4🦄3🔥2
مشغول خوندن چه کتابی هستین؟
من که درگیر مادام بوواری اعصابخردکنم 😭
من که درگیر مادام بوواری اعصابخردکنم 😭
❤18🔥3
Forwarded from معماهای ذهن، به زبان ساده
خلاصه شکاف اعتماد بنفس- .pdf
1.4 MB
شاید لازم نیست اول اعتمادبهنفس پیدا کنی و بعد شروع کنی.
خیلی وقتها اعتمادبهنفس قبل از اقدام نمیآید؛ در مسیر اقدام ساخته میشود.
قرار نیست ترس و تردید ناپدید شوند تا حرکت کنی. میتوانی با وجود ترس شروع کنی، تجربه به دست بیاوری، اشتباه کنی، یاد بگیری و دوباره ادامه بدهی. 🌱
گاهی شجاعت یعنی منتظر احساس آمادگی نماندن.
📚 برگرفته از کتاب «شکاف اعتمادبهنفس
🔎 هر مطلب، یک سرنخ برای فهمیدن
ذهن
@ActLens
برای دوستات هم بفرست
خیلی وقتها اعتمادبهنفس قبل از اقدام نمیآید؛ در مسیر اقدام ساخته میشود.
قرار نیست ترس و تردید ناپدید شوند تا حرکت کنی. میتوانی با وجود ترس شروع کنی، تجربه به دست بیاوری، اشتباه کنی، یاد بگیری و دوباره ادامه بدهی. 🌱
گاهی شجاعت یعنی منتظر احساس آمادگی نماندن.
📚 برگرفته از کتاب «شکاف اعتمادبهنفس
🔎 هر مطلب، یک سرنخ برای فهمیدن
ذهن
@ActLens
برای دوستات هم بفرست
❤13🔥1
امروز قراره بریم سراغ یکی از بحثبرانگیزترین مترجمهای ادبیات فارسی… 👀
👍15🔥2
ز پیش دیده تا جانان من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغان من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
چه دید از من که چون بر هم زدم چشم
چو اشک از دیدهٔ گریان من رفت
از آن پیچم به خود چون مار ، وحشی
که گنج کلبهٔ ویران من رفت
تو پنداری که از تن جان من رفت
اگر خود همره جانان نرفتم
ولی فرسنگها افغان من رفت
سر و سامان مجو از من چو رفتی
تو چون رفتی سر و سامان من رفت
چه دید از من که چون بر هم زدم چشم
چو اشک از دیدهٔ گریان من رفت
از آن پیچم به خود چون مار ، وحشی
که گنج کلبهٔ ویران من رفت
وحشی_بافقی
❤7🔥1🕊1💘1
Forwarded from به هایشیا، بایگانی جنوبی.
sometimes all you need is to feel alive with a warm cup of tea, a good book, and nowhere else to be. 🍅✨
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥4❤1
Takedown
Minnz Piano | Phodoshin
وایب این بیکلام:
☕️🍪
کنار پنجرهای نشستی که رو به یه باغ سرسبز باز میشه…چایی توی دستته و موهات با وزش باد به صورتت میخوره. فقط تویی و صدای پیانو و یه صبح آروم.
☕️🍪
1❤7🦄2
❤2