خانه‌ی کتاب
16.1K subscribers
2.72K photos
29 videos
1.38K files
693 links
Download Telegram
آخرین روز یک محکوم - ویکتورهوگو.pdf
1.8 MB
فکر می‌کنید آخرین روز یک آدم محکوم به اعدام چگونه می‌گذرد؟! کتاب آخرین روز یک محکوم به اعدام اثر خارق‌العاده‌ای از نویسنده بزرگ، ویکتور هوگو است. این کتاب روایت آخرین روز یک مجرم محکوم به اعدام است که شما را با فکرهایی که در ذهن او می‌گذرد همراه می‌کند. گویی از ابتدای کتاب در ذهن این مجرم حضور دارید و با جریان سیال ذهن او همراه می‌شوید...


📓آخرین روز یک محکوم به اعدام ✍🏻ویکتورهوگو
12😭1
داشتم تصور می‌کردم بادی هستم که بالای درخت‌ها در حال وزیدن است. هروقت خسته شوم می‌توانم آرام پایین بیایم و از روی سرخس‌ها خودم را به‌طرف باغ خانم لیند بکشم و گل‌ها را به رقص دربیاورم. بعد، به‌طرف مزرعهٔ شبدر شیرجه بزنم و بعد، بر فراز دریاچهٔ آب‌های درخشان بوزم و موج‌های کوچکی را روی آب به وجود بیاورم. وای! دربارهٔ باد چقدر می‌شود خیال‌بافی کرد!

📖 از کتاب «آنه شرلی در گرین گیبلز»
120🔥1
صبح بخیر… 🍪☕️🌿
امیدوارم امروز، دلتون به سبکی باد باشه و پر از خیال‌های قشنگ.💙🌸
12🔥1🕊1
otaghi az an e khod.pdf
2 MB
ویرجینیا وولف در این مقاله ی جریان ساز، به محدودیت های زن بودن در اوایل قرن بیستم می پردازد. وولف با نثری حیرت آور و شاعرانگی تأثیرگذار، درباره ی آزادی های سلب شده ی زنان، عدم وجود درآمد و مکانی مستقل برای آن ها صحبت می کند که به عقیده ی او باعث شده اغلب زنان نتوانند استعدادهای ادبی خود را به شکلی شایسته شکوفا سازند. اتاقی از آن خود که همچنان ارتباط و تأثیرگذاری همان روزهای اول انتشارش را حفظ کرده، در زمره ی برترین و باارزش ترین آثار ادبی سراسر جهان قرار دارد و تحلیلی جامع و کامل از زنان و جایگاه آن ها در دنیای امروز ارائه می دهد.

✍🏻ویرجینیا_وولف
📗اتاقی از آن خود
#فهرست برترین کتاب ها درباره نویسندگی
#فهرست برترین کتاب های نقد ادبی
7💘2🔥1
امروز قراره با یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین شیوه‌های روایت در ادبیات آشنا بشیم…

اگه اهل رمان خوندن باشید، احتمالاً اسمش رو شنیدین. 😌📖
12🔥1
📚 آشنایی با سبک‌های ادبی | قسمت اول

🧠 جریان سیال ذهن

📖تا حالا کتابی خوندید که احساس کنید وارد ذهن شخصیتش شدید؟
2🍓35🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم / همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم.


شعر «کوچه» با صدای شاعر؛ فریدون مشیری 🎙️
تقدیم شما🧡
20🔥1🍓1🎄1💘1
── ⋆⋅⛥⋅⋆ ای کاش میگفتم:« بی‌بی‌دی با‌بی‌دی‌بو.» و همه‌چی درست می‌شد.🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭121🔥1👌1🍓1🤝1💘1
خانه ای که در آن مرده بودم.pdf
25.6 MB
سایاکا با نشانه هایی که بعد از مرگ پدرش به دست آورد، تصمیم گرفت به دنبال سوال هایی برود که از کودکی در زندگی پر ابهامش با آن ها روبه رو بود. در این راه از دوست دوران نوجوانی اش می خواهد تا همراهی اش کند. این دو با پشت کار و کنجکاوی فراوان به نشانه های پر رمز و راز و باورنکردنی در این مسیر برمی خورند و با همفکری یکدیگر معمای بزرگ و تلخ زندگی سایاکا را حل می کنند.

📕خانه‌ای که در آن مرده بودم
✍🏻کیگو_هیگاشینو
🗃 #معمایی #جنایی #پلیسی #ادبیات_ژاپن
1👍15💘1071🔥1🎄1
این وضع ری‌اکت دادن نیستااا… ☹️
1914👻4🔥1💔1🍾1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐳9😭7👻5🤩1
می‌نویسم که بعدها یادم بمونه؛ یه روزهایی این شکلی به آینده نگاه می‌کردم…🥲

وقتی برای کنکور ارشد درس می‌خوندم، پر از هدف و آرزو بودم.
برای آینده‌ام هزار تا ایده داشتم؛ حتی شهری که دوست داشتم اونجا قبول بشم، برام پر از امید بود.
با ذوق درس می‌خوندم و فکر می‌کردم همه‌ی این سختی‌ها یه روز ارزشش رو نشون می‌ده.
اما سهمم از اون همه تلاش، جایی بود که هیچ‌وقت دلم نمی‌خواست اونجا ادامه بدم؛
جایی که فقط اسم و تعریفش بزرگ بود، اما آموزشش چیزی نبود که انتظارش رو داشتم.
با کلی شوق، مثل بقیه‌ی بچه‌ها واردش شدیم،
اما حالا بدون ذره‌ای شوق، نزدیک خداحافظی باهاش هستیم.
انگار اون شوق روزهای اول، کم‌کم از بیشترمون گرفته شد.
اون‌قدر که بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم از رشته‌ای که روزی عاشقش بودم، فاصله گرفتم.
حالا که به دفاع نزدیک می‌شیم، بیشتر از هر چیزی، آینده‌ی نامعلوم روبه‌رومونه.
انگار توی یه باتلاق گیر افتادی؛
هرچی بیشتر به آینده فکر می‌کنی، بیشتر توی ترس، استرس و نگرانی فرو می‌ری.
راستش…
نمی‌دونم باید چیکار کرد.
فقط امیدوارم یه روز، وقتی به این روزها برمی‌گردم، بفهمم این بلاتکلیفی، آخر قصه نبوده.
31💔18👌2
کار ما نیست شناسایی «راز» گل سرخ،
کار ما شاید این است که در «افسون» گل سرخ شناور باشیم.
پشت دانایی اردو بزنیم.
دست در جذبه‌ی یک برگ بشوییم و سر خوان برویم.
صبح‌ها وقتی خورشید در می‌آید متولد بشویم.
هیجان‌ها را پرواز دهیم.
روی ادراک فضا ،رنگ ،صدا، پنجره گل نم بزنیم.
آسمان را بنشانیم میان دو هجای «هستی».
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.
نام را باز ستانیم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم.
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.
سهراب_سپهری
23🔥1
رومئو و ژولیت - ویلیام شکسپیر.pdf
576.7 KB
امروزه شاید کسی را نتوان یافت که نام رمان معروف "رومئو و ژولیت" اثر جاودان "ویلیام شکسپیر " شاعر و نویسنده پر آوازه انگلیسی را نشنیده باشد.
"رومئو و ژولیت" تراژدی نوشته‌شده توسط "ویلیام شکسپیر" در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ‌ پایان کارشان می‌شود. این نمایشنامه یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر در زمان‌ حیاتش می‌باشد.
📕رومئو و ژولیت
✍🏻ویلیام_شکسپیر
#نمایشنامه عاشقانه
#نمایشنامه تراژدی
18🔥1
_کاش_وقتÛŒ_بیست_ساله_بودم_میدانستم.pdf
54 MB
تینا سیلینگ، استاد دانشگاه استنفورد، با دقت و ظرافت، دورنمایی جذاب برای گذر از دانشگاه به حیطه‌ شغلی‌ را در کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم ارائه می‌دهد.او با استفاده از برداشت بی‌مثال خود، به عنوان عصب‌شناسی که در زمینه‌ نوآوری و کارآفرینی فعالیت می‌کند، نکاتی را در زمینه‌ چگونگی کشف خلاقیت‌ به منظور رسیدن به اهداف را مطرح می‌کند. اکثر نوشته‌های سیلینگ شبیه بدیهیات مطابق عقل سلیم هستند اما او ایده‌هایش را با آب و تاب ارئه می‌کند و برای نکاتی که یادآور می‌شود مثال‌هایی از دانشگاه استنفورد و Silocon Valley می‌آورد. توصیه‌ او برای کسانی که در حال شروع کار هستند و کسانی که به دنبال بهبود و قوی‌تر کردن شغل‌شان هستند ارزشمند خواهد بود.

✍🏻تینا_سیلیگ
📗ای کاش وقتی بیست ساله بودم می‌دانستم
2👍86
«انسان برای خطا کردن و‌ جبران خطا زاییده می‌شود. خطا، دلیل تازه راه است، دلیل رشد، دلیل باز شدن، و دلیل اینکه انسان نمی‌خواهد و نمی‌تواند فقط به تجربه شده‌ها قناعت کند.»

📖آتش بدون دود ✍🏻نادر_ابراهیمی
12🔥1💘1
امروز، ۹ آگوست، روز دوستداران کتابه! 📚

روز عاشقان کتاب بر ما مبارک🩵
137❤‍🔥3🦄3🔥2
مشغول خوندن چه کتابی هستین؟
من که درگیر مادام بوواری اعصاب‌خردکنم 😭
15🔥2
خلاصه شکاف اعتماد بنفس- .pdf
1.4 MB
شاید لازم نیست اول اعتمادبه‌نفس پیدا کنی و بعد شروع کنی.
خیلی وقت‌ها اعتمادبه‌نفس قبل از اقدام نمی‌آید؛ در مسیر اقدام ساخته می‌شود.
قرار نیست ترس و تردید ناپدید شوند تا حرکت کنی. می‌توانی با وجود ترس شروع کنی، تجربه به دست بیاوری، اشتباه کنی، یاد بگیری و دوباره ادامه بدهی. 🌱
گاهی شجاعت یعنی منتظر احساس آمادگی نماندن.
📚 برگرفته از کتاب «شکاف اعتمادبه‌نفس
🔎 هر مطلب، یک سرنخ برای فهمیدن
ذهن
@ActLens

برای دوستات هم بفرست
10