توی این هیاهوی خبرهای جنگی، دل بدیم به شعرِ سهراب سپهریِ عزیز... 🥹🫴🏻☕️🌿
❤27🔥1
چگونه باهرکسی صحبت کنیم.pdf
34.4 MB
این کتاب برای افرادی مفیده که:
📗چگونه با هر کسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
#توسعه_فردی
✨ خجالتی هستن یا شروع کردن صحبت براشون سخته
✨ میخوان روابط اجتماعی و کاری بهتری داشته باشن
✨ دوست دارن فنون ارتباط مؤثر و تأثیرگذاری روی دیگران رو یاد بگیرن
✨ میخوان توی مهمونیها، جلسات یا محیط کار راحتتر با آدمها ارتباط برقرار کنن
یه کتاب ساده و کاربردی که کلی نکته ریز ولی مهم برای بهتر حرف زدن و بهتر دیده شدن بهت یاد میده.🌱📖💬
📗چگونه با هر کسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
#توسعه_فردی
❤21🔥2💘2
هستید با هم یه سفر کوتاه به دنیای رنگارنگ هنر ایران داشته باشیم؟ 😌💚🎨
❤23👍3🫡2🔥1
تقدیم نگاهتون 🫴🏻🥹💚
اگه دوستش داشتید، خیلی زیاد قلبیش کنید که خستگیِ یک روز کامل از تنم دربیاد! 🥹💖✨
اگه دوستش داشتید، خیلی زیاد قلبیش کنید که خستگیِ یک روز کامل از تنم دربیاد! 🥹💖✨
🍓20❤9❤🔥6👍2🔥2
این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتادهام:
سکوت یا فریاد.
گاهی قلبم از غم درد میگیرد.
گاهی بغض، گوشهی گلویم جا خوش میکند و تکان نمیخورد.
خستهام.
آنقدر خسته که فکر نمیکنم هیچوقت در تمام زندگیام تا این اندازه خسته و فرسوده شده باشم.
بعضی وقتها روبهروی آینه میایستم و به صورتم نگاه میکنم. رد غم را روی تکتک اجزای صورتم میبینم. وقتی به خودم نگاه میکنم، دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم، اما فقط چند لحظه خیره میمانم و بعد نگاهم را میدزدم.
نمیدانم خودم را به چه چیزی تشبیه کنم تا این حجم از خستگی را توصیف کند.
یک درخت پیر؟
یا کسی که سالها برای چیزی جنگیده، تلاش کرده و در آخر دستش خالی مانده است؟
اما نه…
شاید من شبیه یک درخت پیر نباشم.
درخت پیر ریشههایش آراماند.
من بیشتر شبیه درختی هستم که مدتها در طوفان ایستاده؛
بیآنکه فرصتی برای ترمیم داشته باشد،
بیآنکه جایی برای استراحت پیدا کند.
ماههاست فشار را تحمل میکنم.
ماههاست که قوی بودن را ادامه دادهام، حتی وقتی دیگر توانی برایم نمانده بود.
و حالا چیزی که از من باقی مانده، ترکیبی است از خستگی، ناامیدی، فشار،
توان نداشتن برای ادامه دادن بعضی روزها،
و بغض… بغض…و بغض.
فقط دلم میخواهد برای مدتی هیچچیز از من خواسته نشود.
هیچکس چیزی روی شانههایم نگذارد.
و بتوانم برای لحظهای، فقط نفس بکشم.
سکوت یا فریاد.
گاهی قلبم از غم درد میگیرد.
گاهی بغض، گوشهی گلویم جا خوش میکند و تکان نمیخورد.
خستهام.
آنقدر خسته که فکر نمیکنم هیچوقت در تمام زندگیام تا این اندازه خسته و فرسوده شده باشم.
بعضی وقتها روبهروی آینه میایستم و به صورتم نگاه میکنم. رد غم را روی تکتک اجزای صورتم میبینم. وقتی به خودم نگاه میکنم، دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم، اما فقط چند لحظه خیره میمانم و بعد نگاهم را میدزدم.
نمیدانم خودم را به چه چیزی تشبیه کنم تا این حجم از خستگی را توصیف کند.
یک درخت پیر؟
یا کسی که سالها برای چیزی جنگیده، تلاش کرده و در آخر دستش خالی مانده است؟
اما نه…
شاید من شبیه یک درخت پیر نباشم.
درخت پیر ریشههایش آراماند.
من بیشتر شبیه درختی هستم که مدتها در طوفان ایستاده؛
بیآنکه فرصتی برای ترمیم داشته باشد،
بیآنکه جایی برای استراحت پیدا کند.
ماههاست فشار را تحمل میکنم.
ماههاست که قوی بودن را ادامه دادهام، حتی وقتی دیگر توانی برایم نمانده بود.
و حالا چیزی که از من باقی مانده، ترکیبی است از خستگی، ناامیدی، فشار،
توان نداشتن برای ادامه دادن بعضی روزها،
و بغض… بغض…و بغض.
فقط دلم میخواهد برای مدتی هیچچیز از من خواسته نشود.
هیچکس چیزی روی شانههایم نگذارد.
و بتوانم برای لحظهای، فقط نفس بکشم.
شهرزاد
💔22❤7😭6🔥4❤🔥3
پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
👑پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
🎧 با ما همراه باشید.
🎧 با ما همراه باشید.
🤩12❤4🔥2
خانهی کتاب
👑پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم 🎧 با ما همراه باشید. – پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
📜 دوباره به شاهنامه بازمیگردیم؛
به روایتهای جاودان حکیم فردوسی.
🥹🩵
به روایتهای جاودان حکیم فردوسی.
🥹🩵
❤12🔥4
تا چند ساعت دیگه با ۱۰ کتابی که شدیداً وایب تابستون دارن برمیگردم ☀️🌿📖🍋
🫡19🤩6❤3🔥2
خانهی کتاب
☀️۱۰ کتاب با وایب تابستون برای روزهای گرم و طولانی سال 🍋📚💛 معرفی کتابها اینجاست🫴🏻
اگر PDF هر کدوم از کتابها رو پیدا کردم، حتماً براتون میذارم.🥹🩵
📚 اگر هم دوست داشتید نسخه چاپی یا الکترونیکی کتابها رو تهیه کنید، طاقچه و ایرانکتاب گزینههای خوبی هستن.
راستی از طریق ایرانکتاب امکان خرید قسطی با اسنپپی هم وجود داره.
📚 اگر هم دوست داشتید نسخه چاپی یا الکترونیکی کتابها رو تهیه کنید، طاقچه و ایرانکتاب گزینههای خوبی هستن.
راستی از طریق ایرانکتاب امکان خرید قسطی با اسنپپی هم وجود داره.
❤🔥26❤7🔥1💘1
«خانه دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخهی نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
«نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازهی پرهای صداقت آبی است.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در میآورد،
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فوارهی جاوید اساطیر زمین میمانی
و ترا ترسی شفاف فرا میگیرد.
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی میشنوی:
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانهی نور
و از او میپرسی
خانه دوست کجاست»
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخهی نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
«نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازهی پرهای صداقت آبی است.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در میآورد،
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فوارهی جاوید اساطیر زمین میمانی
و ترا ترسی شفاف فرا میگیرد.
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی میشنوی:
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانهی نور
و از او میپرسی
خانه دوست کجاست»
نشانی
سهراب_سپهری
❤21👏2🔥1
چرا اسکارلت، با وجود تمام جسارتش، عشق را درست زمانی شناخت که دیگر برای نگه داشتنش دیر شده بود؟
تحلیل روانشناختی شخصیت اسکارلت اوهارا 🫴🏻☕️
تحلیل روانشناختی شخصیت اسکارلت اوهارا 🫴🏻☕️
2❤54🔥3