چند سالیست که تکلیف دلم روشن نیست
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
چشم میدوزم در چشم رفیقانی که
عشق در باورشان قد سر سوزن نیست
دست برداشتم از عشق که هر دست سلام
لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست
حس بی قاعده عقل و جنون با من بود
درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست
سال ها بود ازین فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
👤عبدالجبار_کاکایی
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
چشم میدوزم در چشم رفیقانی که
عشق در باورشان قد سر سوزن نیست
دست برداشتم از عشق که هر دست سلام
لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست
حس بی قاعده عقل و جنون با من بود
درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست
سال ها بود ازین فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
👤عبدالجبار_کاکایی
💔14❤5🔥3
از دیشب هرجا نگاه میکنم، یک ترس تکرار میشه… قطع شدن اینترنت… و این حجم از ترس واقعا حق ما نیست… 💔
💔32🔥2❤1
یه مدل پست گذاری جدید یاد گرفتم و خب شاید مسخره بنظر برسه ولی بابتش ذوق دارم:)😂🥲
ظهر پستش میکنم و شما هم لطفا ذوق کنید😭😂💝
ظهر پستش میکنم و شما هم لطفا ذوق کنید😭😂💝
😍24🔥2❤1👻1
🖼 «بوسه» اثر فرانچسکو هایز
این فقط یک بوسه نیست...
چرا مردِ این اثر آمادهی فرار است؟
برای خواندن ادامه کلیک کنید.🫴🏻☕️
این فقط یک بوسه نیست...
چرا مردِ این اثر آمادهی فرار است؟
برای خواندن ادامه کلیک کنید.🫴🏻☕️
💘37😍14❤6🔥3😭2
روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت…
👤سهراب_سپهری
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت…
👤سهراب_سپهری
🍓21❤12🔥1
توی این هیاهوی خبرهای جنگی، دل بدیم به شعرِ سهراب سپهریِ عزیز... 🥹🫴🏻☕️🌿
❤27🔥1
چگونه باهرکسی صحبت کنیم.pdf
34.4 MB
این کتاب برای افرادی مفیده که:
📗چگونه با هر کسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
#توسعه_فردی
✨ خجالتی هستن یا شروع کردن صحبت براشون سخته
✨ میخوان روابط اجتماعی و کاری بهتری داشته باشن
✨ دوست دارن فنون ارتباط مؤثر و تأثیرگذاری روی دیگران رو یاد بگیرن
✨ میخوان توی مهمونیها، جلسات یا محیط کار راحتتر با آدمها ارتباط برقرار کنن
یه کتاب ساده و کاربردی که کلی نکته ریز ولی مهم برای بهتر حرف زدن و بهتر دیده شدن بهت یاد میده.🌱📖💬
📗چگونه با هر کسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
#توسعه_فردی
❤21🔥2💘2
هستید با هم یه سفر کوتاه به دنیای رنگارنگ هنر ایران داشته باشیم؟ 😌💚🎨
❤23👍3🫡2🔥1
تقدیم نگاهتون 🫴🏻🥹💚
اگه دوستش داشتید، خیلی زیاد قلبیش کنید که خستگیِ یک روز کامل از تنم دربیاد! 🥹💖✨
اگه دوستش داشتید، خیلی زیاد قلبیش کنید که خستگیِ یک روز کامل از تنم دربیاد! 🥹💖✨
🍓20❤9❤🔥6👍2🔥2
این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتادهام:
سکوت یا فریاد.
گاهی قلبم از غم درد میگیرد.
گاهی بغض، گوشهی گلویم جا خوش میکند و تکان نمیخورد.
خستهام.
آنقدر خسته که فکر نمیکنم هیچوقت در تمام زندگیام تا این اندازه خسته و فرسوده شده باشم.
بعضی وقتها روبهروی آینه میایستم و به صورتم نگاه میکنم. رد غم را روی تکتک اجزای صورتم میبینم. وقتی به خودم نگاه میکنم، دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم، اما فقط چند لحظه خیره میمانم و بعد نگاهم را میدزدم.
نمیدانم خودم را به چه چیزی تشبیه کنم تا این حجم از خستگی را توصیف کند.
یک درخت پیر؟
یا کسی که سالها برای چیزی جنگیده، تلاش کرده و در آخر دستش خالی مانده است؟
اما نه…
شاید من شبیه یک درخت پیر نباشم.
درخت پیر ریشههایش آراماند.
من بیشتر شبیه درختی هستم که مدتها در طوفان ایستاده؛
بیآنکه فرصتی برای ترمیم داشته باشد،
بیآنکه جایی برای استراحت پیدا کند.
ماههاست فشار را تحمل میکنم.
ماههاست که قوی بودن را ادامه دادهام، حتی وقتی دیگر توانی برایم نمانده بود.
و حالا چیزی که از من باقی مانده، ترکیبی است از خستگی، ناامیدی، فشار،
توان نداشتن برای ادامه دادن بعضی روزها،
و بغض… بغض…و بغض.
فقط دلم میخواهد برای مدتی هیچچیز از من خواسته نشود.
هیچکس چیزی روی شانههایم نگذارد.
و بتوانم برای لحظهای، فقط نفس بکشم.
سکوت یا فریاد.
گاهی قلبم از غم درد میگیرد.
گاهی بغض، گوشهی گلویم جا خوش میکند و تکان نمیخورد.
خستهام.
آنقدر خسته که فکر نمیکنم هیچوقت در تمام زندگیام تا این اندازه خسته و فرسوده شده باشم.
بعضی وقتها روبهروی آینه میایستم و به صورتم نگاه میکنم. رد غم را روی تکتک اجزای صورتم میبینم. وقتی به خودم نگاه میکنم، دلم میخواهد خودم را در آغوش بگیرم، اما فقط چند لحظه خیره میمانم و بعد نگاهم را میدزدم.
نمیدانم خودم را به چه چیزی تشبیه کنم تا این حجم از خستگی را توصیف کند.
یک درخت پیر؟
یا کسی که سالها برای چیزی جنگیده، تلاش کرده و در آخر دستش خالی مانده است؟
اما نه…
شاید من شبیه یک درخت پیر نباشم.
درخت پیر ریشههایش آراماند.
من بیشتر شبیه درختی هستم که مدتها در طوفان ایستاده؛
بیآنکه فرصتی برای ترمیم داشته باشد،
بیآنکه جایی برای استراحت پیدا کند.
ماههاست فشار را تحمل میکنم.
ماههاست که قوی بودن را ادامه دادهام، حتی وقتی دیگر توانی برایم نمانده بود.
و حالا چیزی که از من باقی مانده، ترکیبی است از خستگی، ناامیدی، فشار،
توان نداشتن برای ادامه دادن بعضی روزها،
و بغض… بغض…و بغض.
فقط دلم میخواهد برای مدتی هیچچیز از من خواسته نشود.
هیچکس چیزی روی شانههایم نگذارد.
و بتوانم برای لحظهای، فقط نفس بکشم.
شهرزاد
💔22❤7😭6🔥4❤🔥3
پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
👑پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
🎧 با ما همراه باشید.
🎧 با ما همراه باشید.
🤩12❤4🔥2
خانهی کتاب
👑پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم 🎧 با ما همراه باشید. – پادشاهی کی کاووس : داستانهای شاهنامه فردوسی - قسمت دهم
📜 دوباره به شاهنامه بازمیگردیم؛
به روایتهای جاودان حکیم فردوسی.
🥹🩵
به روایتهای جاودان حکیم فردوسی.
🥹🩵
❤12🔥4
تا چند ساعت دیگه با ۱۰ کتابی که شدیداً وایب تابستون دارن برمیگردم ☀️🌿📖🍋
🫡19🤩6❤3🔥2