اینم معرفی ۵ کتاب تاریخی درباره زنان قدرتمند ایران (اولین ادیت خودم 😭✨)
لطفاً به این پست عشق بورزید 🥲💖
لطفاً به این پست عشق بورزید 🥲💖
❤45🔥4
تصادف - فریدا مک فادن.pdf
30.9 MB
رمان «تصادف» نوشته فریدا مکفادن، تریلری روانشناختی و پرتعلیق است که با فضاسازی مرموز و روایت نفسگیر، از همان ابتدا خواننده را درگیر خود میکند. داستان درباره تیگان ورنر، زن جوانیست که در هفتههای پایانی بارداری، برای فاصله گرفتن از گذشتهای دردناک و آیندهای نامعلوم، به سوی برادرش رهسپار میشود. اما سرنوشت برای او برنامه دیگری دارد. تیگان در دل کولاکی سهمگین در مناطق روستایی مین دچار سانحه رانندگی میشود و با پای شکسته و تنهایی مطلق، در جادهای برفی گرفتار میماند. نجات او بهدست زوجی مرموز به نام هنک و پولی رقم میخورد که او را به کلبهای دورافتاده میبرند؛ مکانی که در ابتدا چون پناهگاهی گرم و ایمن به نظر میرسد، اما خیلی زود چهره واقعیاش را نشان میدهد.
📘تصادف
✍🏻فریدا_مک_فادن
#معمایی #داستانتریلر #جنایی
❤11👍5👎1🔥1🍓1
Forwarded from iRo Proxy | پروکسی (Nivan)
الاناست که ترامپ برای نتانیاهو اون پست شروین که توش می خونه «فرض کن این موشکا ستارهست، که ما تو خاورمیانه نیستیم» رو بفرسته.
🔥16
iRo Proxy | پروکسی
الاناست که ترامپ برای نتانیاهو اون پست شروین که توش می خونه «فرض کن این موشکا ستارهست، که ما تو خاورمیانه نیستیم» رو بفرسته.
آدم نمیدونه بخنده ، استرس داشته باشه یا گریه کنه💔😂
🔥6😁5😭3🤔2
چند سالیست که تکلیف دلم روشن نیست
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
چشم میدوزم در چشم رفیقانی که
عشق در باورشان قد سر سوزن نیست
دست برداشتم از عشق که هر دست سلام
لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست
حس بی قاعده عقل و جنون با من بود
درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست
سال ها بود ازین فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
👤عبدالجبار_کاکایی
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
چشم میدوزم در چشم رفیقانی که
عشق در باورشان قد سر سوزن نیست
دست برداشتم از عشق که هر دست سلام
لمس آرامش سردی ست که در آهن نیست
حس بی قاعده عقل و جنون با من بود
درک این حال به هم ریخته تقریبا نیست
سال ها بود ازین فاصله میترسیدم
که به کوتاهی دل کندن و دل بستن نیست
رفتم از دست و به آغوش خودم برگشتم
جا به اندازه تنهایی من در من نیست
👤عبدالجبار_کاکایی
💔14❤5🔥3
از دیشب هرجا نگاه میکنم، یک ترس تکرار میشه… قطع شدن اینترنت… و این حجم از ترس واقعا حق ما نیست… 💔
💔32🔥2❤1
یه مدل پست گذاری جدید یاد گرفتم و خب شاید مسخره بنظر برسه ولی بابتش ذوق دارم:)😂🥲
ظهر پستش میکنم و شما هم لطفا ذوق کنید😭😂💝
ظهر پستش میکنم و شما هم لطفا ذوق کنید😭😂💝
😍24🔥2❤1👻1
🖼 «بوسه» اثر فرانچسکو هایز
این فقط یک بوسه نیست...
چرا مردِ این اثر آمادهی فرار است؟
برای خواندن ادامه کلیک کنید.🫴🏻☕️
این فقط یک بوسه نیست...
چرا مردِ این اثر آمادهی فرار است؟
برای خواندن ادامه کلیک کنید.🫴🏻☕️
💘37😍14❤6🔥3😭2
روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت…
👤سهراب_سپهری
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب!
سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ !
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت
جارخواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد،
چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و بهم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
بادبادک ها، به هوا خواهم برد
گلدان ها، آب خواهم داد
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش
خواهم ریخت
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهد آورد
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت…
👤سهراب_سپهری
🍓21❤12🔥1
توی این هیاهوی خبرهای جنگی، دل بدیم به شعرِ سهراب سپهریِ عزیز... 🥹🫴🏻☕️🌿
❤27🔥1