حسی که بعدِ تموم کردنِ «سووشون» میمونه،
فقط غمِ یه داستان نیست…
انگار آدم از عزاداریِ یه ملت برمیگرده.
سیمین دانشور جوری مینویسه که مرگِ یوسف،
فقط مرگِ یه آدم نیست؛
میشه مرگِ نجابت،
مرگِ ایستادگی،
و اون لحظهی تلخی که آدم میفهمه تاریخ، بازم و بازم،
داره قربونیهای خودش رو تکرار میکنه…
فقط غمِ یه داستان نیست…
انگار آدم از عزاداریِ یه ملت برمیگرده.
سیمین دانشور جوری مینویسه که مرگِ یوسف،
فقط مرگِ یه آدم نیست؛
میشه مرگِ نجابت،
مرگِ ایستادگی،
و اون لحظهی تلخی که آدم میفهمه تاریخ، بازم و بازم،
داره قربونیهای خودش رو تکرار میکنه…
❤20🔥1
Forwarded from Proxy MTProto | پروکسی (Sa)
من اینترنت میخوام که آموزش ببینم یا سوالات و مشکلات روزمرهمو حل کنم
من اینترنت میخوام که روزمرگیامو به اشتراک بذارم و زندگی دیگرانو تماشا کنم
من اینترنت میخوام که فیلم ببینم،موزیک بشنوم و با Chat Gpt درددل کنم
اصلا چرت وپرتای اینستا رو ببینم
انگار زندگی ازم گرفته شده:(
من اینترنت میخوام که روزمرگیامو به اشتراک بذارم و زندگی دیگرانو تماشا کنم
من اینترنت میخوام که فیلم ببینم،موزیک بشنوم و با Chat Gpt درددل کنم
اصلا چرت وپرتای اینستا رو ببینم
انگار زندگی ازم گرفته شده:(
👍12❤1🔥1🗿1
Forwarded from ریشه🌱
я нахожу это прекрасным, когда кто-то за тебя тайно молится.
и я не знаю другой, более глубокой любви.
من این را زیبا مییابم وقتی کسی به طور مخفیانه برایت دعا میکند.
و من عشق عمیقتری نمیشناسم.
☆ More Quotes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11🔥2
بعد ۹۰ روز،
بالاخره نت بوی آزادی میده و من خیلی خوشحالم که میتونم کانال گردی کنم😅
چه حال خوبی!🍾
بالاخره نت بوی آزادی میده و من خیلی خوشحالم که میتونم کانال گردی کنم😅
چه حال خوبی!🍾
❤41❤🔥5💔3🔥1
کتاب «جایی که خرچنگها آواز میخوانند» رو خوندم…
فکر میکنم این کتاب هر کسی رو که عاشق طبیعت باشه، به وجد میآره.
و دربارهٔ کیا…
همونطور که کتاب رو میخونی، مدام از خودت میپرسی: چطور تونسته در اون موقعیتها و اون شرایط دوام بیاره؟
گاهی دلت میخواد دست دراز کنی و کیا را از دلِ کتاب بیرون بیاری و در آغوش بگیری؛
شاید به خاطر شجاعتش،
قوی بودنش، و اون قدرت آرومی که در وجودش هست…
و تیت رو هم میشه یکی از فداکارترین و عاشقترین شخصیتهای داستان دونست.
خوندش به شدت پیشنهاد میشه🥲🥹💚
❤21🔥2👌1
اولین_تپش_های_عاشقانه_قلبم.pdf
3.8 MB
⊱ پرویز من! آیا وجودِ تو، خود به تنهایی، برای من سعادت بزرگی نیست؟ و آیا زندگی در کنار تو کمال مطلوب من نمیباشد؟ من از تو، از تو که اینقدر خوب و مهربان هستی تقاضا میکنم که گذشتهها را فراموش کنی. مگر این گذشتهها برای ما جز درد و رنج حاصلی بهبار آورد؟ پس چرا باید باز هم به گذشته فکر کنیم و باز هم بهخاطرِ اشتباهاتی که مرتکب شدهایم رنج ببریم؟ من اکنون از آنهمه ماجرا فقط یک چیز یاد دارم و یک چیز از خاطرم نرفته و آنهم عشقِ توست. عشقی که برای من، به منزلهی هوا و نور آفتاب ضروری و لازم است.
📕اولین تپشهای عاشقانه قلبم
✍🏻فروغ فرخزاد
«مجموعه شعر و نامه»
❤10🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردا برای هیچکس تضمین نشده است، پیر یا جوان شاید امروز آخرینباری باشد که کسانی را میبینی که دوستشان داری، پس زمان از کف مده! عمل کن، همینامروز شاید فردا هیچوقت نیاید و تو بیشک تأسفِ روزی را خواهیخورد که فرصت داشتی برای یک لبخند، یک آغوش، اما مشغولیتهای زندگی، تو را از برآوردن آخرین خواستهی آنها بازدشتند
دوستانت را حفظ کن و نیازت را به آنها مدام در گوششان زمزمه کن مهربانانه دوستشان داشته باش زمان را برای گفتنِ یک “متأسفم”، “مرا ببخش”، “متشکرم” و دیگر مهرواژههایی که میدانی از دست مده! هیچکس تو را بهخاطر افکار پنهانت به یاد نمیآورد، پس از خداوند، خرد و تواناییِ بیان احساساتت را طلب کن تا دوستانت بدانند حضورشان تا چهحد برای تو عزیز است...
✨🥹🌸
دوستانت را حفظ کن و نیازت را به آنها مدام در گوششان زمزمه کن مهربانانه دوستشان داشته باش زمان را برای گفتنِ یک “متأسفم”، “مرا ببخش”، “متشکرم” و دیگر مهرواژههایی که میدانی از دست مده! هیچکس تو را بهخاطر افکار پنهانت به یاد نمیآورد، پس از خداوند، خرد و تواناییِ بیان احساساتت را طلب کن تا دوستانت بدانند حضورشان تا چهحد برای تو عزیز است...
✨🥹🌸
❤19🔥1
بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو
شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بیتو
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو
پیام دادم و گفتم «بیا خوشم میدار»
جواب دادی و گفتی که «من خوشم بیتو»
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو
شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بیتو
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو
پیام دادم و گفتم «بیا خوشم میدار»
جواب دادی و گفتی که «من خوشم بیتو»
سعدی
💔19❤11🔥1
وقتی یکی صریح میگه بدون تو حالش بهتره، منطقیترین کار اینه که بپذیری و راه خودت رو بری.
اما چیزی که این شعر رو برام دردناک و قشنگ میکنه اینه که سعدی دقیقاً میدونه جواب چیه. نه در توهمه، نه منتظر معجزهست، نه فکر میکنه یه روز نظر معشوق عوض میشه.
اما چیزی که این شعر رو برام دردناک و قشنگ میکنه اینه که سعدی دقیقاً میدونه جواب چیه. نه در توهمه، نه منتظر معجزهست، نه فکر میکنه یه روز نظر معشوق عوض میشه.
❤26💔2🔥1