و حتی یک کلمه هم نگفت.pdf
4.1 MB
|•📜معرفی_کتاب:
.📘حتی یک کلمه هم نگفت
✍🏻هاینریش_بل
این رمان داستان زن و شوهر جوان فقیری است که عاشق هم هستند. مرد که نمیتواند فضای خفقان آور فقر را در خانه تحمل کند، همسر و فرزندان خود را ترک میکند اما همسرش را که عمیقاً دوست دارد، بیرون از خانه ملاقات میکند و ادامهی ماجرا … . اولین سطح این رمان معمایی بودن آن است. معمایی بودنی که روح را نوازش میکند و از ادبیات پلیسی و ماجراجویانه به دور است. فرد که از زندگی فقیرانه خسته شده است، خانه را ترک و کیت را با سه بچه رها میکند. مانند بسیاری از دیگر آثار بل موضوع کتاب در مورد پیشامدهای بعد از جنگ جهانی دوم است. عنوان کتاب از نام آهنگی که کیت بوگنر در فصل چهارم کتاب به آن گوش میدهد، برگرفته شده است. کیت به عیسی مسیح تشبیه میشود زیرا همانند او همهٔ تحقیرها و مشکلات را تحمل میکند، بدون اینکه اعتراض یا طغیان کند
.📘حتی یک کلمه هم نگفت
✍🏻هاینریش_بل
❤13
همیشه ترسیدهام.
از وقتی یادم میآید، ترس همراهم بوده؛
ترس از خوب نبودن،
ترس از کافی نبودن.
چه چیزهایی که دوست داشتم یاد بگیرم
و پشت چهرهی ترسناکِ ترس پنهانشان کردم؛
و چه کارهایی که هرگز به پایان نرسیدند
فقط چون میترسیدم بهترین نباشم.
ساز یاد نگرفتم،
چون میترسیدم صدایی که از انگشتانم بیرون میآید آنقدرها هم زیبا نباشد.
نقاشی یاد نگرفتم،
چون میترسیدم نتوانم آنچه را در ذهنم زندگی میکند
روی کاغذ زنده کنم.
ترس از بهترین نبودن
مرا سالها در جا نگه داشت،
و من آرامآرام
از زندگی عقب ماندم.
اما بعد از این همه وقت فهمیدم
نیازی نیست بهترین باشی.
کافیست شروع کنی.
کافیست ادامه بدهی، تمرین کنی،
زمین بخوری و دوباره بلند شوی.
نتیجه، خودش در راه میرسد…
اگر جرأتِ شروع کردن را داشته باشی…
🤍🌱
از وقتی یادم میآید، ترس همراهم بوده؛
ترس از خوب نبودن،
ترس از کافی نبودن.
چه چیزهایی که دوست داشتم یاد بگیرم
و پشت چهرهی ترسناکِ ترس پنهانشان کردم؛
و چه کارهایی که هرگز به پایان نرسیدند
فقط چون میترسیدم بهترین نباشم.
ساز یاد نگرفتم،
چون میترسیدم صدایی که از انگشتانم بیرون میآید آنقدرها هم زیبا نباشد.
نقاشی یاد نگرفتم،
چون میترسیدم نتوانم آنچه را در ذهنم زندگی میکند
روی کاغذ زنده کنم.
ترس از بهترین نبودن
مرا سالها در جا نگه داشت،
و من آرامآرام
از زندگی عقب ماندم.
اما بعد از این همه وقت فهمیدم
نیازی نیست بهترین باشی.
کافیست شروع کنی.
کافیست ادامه بدهی، تمرین کنی،
زمین بخوری و دوباره بلند شوی.
نتیجه، خودش در راه میرسد…
اگر جرأتِ شروع کردن را داشته باشی…
🤍🌱
از نوشتههای شهرزاد قصه گو
👍18❤15
تماشا مرو نک تماشا توی
جهان و نهان و هویدا توی
چه این جا روی و چه آن جا روی
که مقصود از این جا و آن جا توی
به فردا میفکن فراق و وصال
که سرخیل امروز و فردا توی
تو گویی گرفتار هجرم مگر
که واصل توی هجر گیرا توی
ز آدم بزایید حوا و گفت
که آدم تو بودی و حوا توی
ز نخلی بزایید خرما و گفت
که هم دخل و هم نخل خرما توی
تو مجنون و لیلی به بیرون مباش
که رامین توی ویس رعنا توی
تو درمان غمها ز بیرون مجو
که پازهر و درمان غمها توی
اگر مه سیه شد همو صیقلست
تو صیقل کنی خود مه ما توی
وگر مه سیه شد برو تو ملرز
که مه را خطر نیست ترسا توی
ز هر زحمت افزا فزایش مجو
که هم روح و هم راحت افزا توی
چو جمعی تو از جمعها فارغی
که با جمع و بیجمع و تنها توی
یکی برگشا پر بافر خویش
که هم صاف و هم قاف و عنقا توی
چو درد سرت نیست سر را مبند
که سرفتنه روز غوغا توی
اگر عالمی منکر ما شود
غمی نیست ما را که ما را توی
مرو زیر و ما را ز بالا مگیر
به پستی بمنشین که بالا توی
من و ما رها کن ز خواری مترس
که با ما توی شاه و بیما توی
بشو رو و سیمای خود درنگر
که آن یوسف خوب سیما توی
غلط یوسفی تو و یعقوب نیز
مترس و بگو هم زلیخا توی
گمان میبری و این یقین و گمان
گمان میبرم من که مانا توی
از این ساحل آب و گل درگذر
به گوهر سفر کن که دریا توی
از این چاه هستی چو یوسف برآ
که بستان و ریحان و صحرا توی
اگر تا قیامت بگویم ز تو
به پایان نیاید سر و پا توی
جهان و نهان و هویدا توی
چه این جا روی و چه آن جا روی
که مقصود از این جا و آن جا توی
به فردا میفکن فراق و وصال
که سرخیل امروز و فردا توی
تو گویی گرفتار هجرم مگر
که واصل توی هجر گیرا توی
ز آدم بزایید حوا و گفت
که آدم تو بودی و حوا توی
ز نخلی بزایید خرما و گفت
که هم دخل و هم نخل خرما توی
تو مجنون و لیلی به بیرون مباش
که رامین توی ویس رعنا توی
تو درمان غمها ز بیرون مجو
که پازهر و درمان غمها توی
اگر مه سیه شد همو صیقلست
تو صیقل کنی خود مه ما توی
وگر مه سیه شد برو تو ملرز
که مه را خطر نیست ترسا توی
ز هر زحمت افزا فزایش مجو
که هم روح و هم راحت افزا توی
چو جمعی تو از جمعها فارغی
که با جمع و بیجمع و تنها توی
یکی برگشا پر بافر خویش
که هم صاف و هم قاف و عنقا توی
چو درد سرت نیست سر را مبند
که سرفتنه روز غوغا توی
اگر عالمی منکر ما شود
غمی نیست ما را که ما را توی
مرو زیر و ما را ز بالا مگیر
به پستی بمنشین که بالا توی
من و ما رها کن ز خواری مترس
که با ما توی شاه و بیما توی
بشو رو و سیمای خود درنگر
که آن یوسف خوب سیما توی
غلط یوسفی تو و یعقوب نیز
مترس و بگو هم زلیخا توی
گمان میبری و این یقین و گمان
گمان میبرم من که مانا توی
از این ساحل آب و گل درگذر
به گوهر سفر کن که دریا توی
از این چاه هستی چو یوسف برآ
که بستان و ریحان و صحرا توی
اگر تا قیامت بگویم ز تو
به پایان نیاید سر و پا توی
👤مولانا
❤21
هر زمان که به چشمهایم اعتماد نکردم، فرصتی را برای محافظت از خودم از دست دادم.
هر زمان که به حرفهای آدمها بیشتر از رفتارهایشان اعتماد کردم، بیشتر بر زمانِ از دست رفتهام آه کشیدم.
هر زمان که شواهد را جدی نگرفتم، بیشتر خودم و دیگران را فریب دادم.
خودم را با گفتن این جمله که صبر کن آنطور میشود که میگویند و دیگران را با به ظاهر صبور بودنم!
هر زمان که به حرفهای آدمها بیشتر از رفتارهایشان اعتماد کردم، بیشتر بر زمانِ از دست رفتهام آه کشیدم.
هر زمان که شواهد را جدی نگرفتم، بیشتر خودم و دیگران را فریب دادم.
خودم را با گفتن این جمله که صبر کن آنطور میشود که میگویند و دیگران را با به ظاهر صبور بودنم!
✍🏻پونه_مقیمی
👍17❤13
کارهایی که توی روزهای بارونی و برفی میتونیم انجام بدیم☔❄️
🏠 توی خونه:
فیلم یا سریال دیدن «ترجیحاً حالوهوای زمستونی یا رمانتیک»
کتاب خوندن با یه چای یا قهوۀ داغ
آشپزی یا شیرینیپزی «سوپ، آش، کیک شکلاتی…»
مرتبکاری و دیزاین خونه با موزیک ملایم
نوشتن «ژورنال روزانه، داستان کوتاه، شعر»
نقاشی کشیدن یا رنگ آمیزی.
🌧️☃️ بیرون از خونه «اگه هوا خیلی بد نیست»
پیادهروی کوتاه زیر بارون یا برف با لباس مناسب.
عکاسی از خیابونها، برف و قطرههای بارون.
رفتن به کتابفروشی یا کافه گردی
💆♀️حال خوب و ریلکس:
مدیتیشن یا یوگا.
حمام داغ و رسیدگی به خودت.
گوش دادن به موسیقی یا پادکست.
🏠 توی خونه:
فیلم یا سریال دیدن «ترجیحاً حالوهوای زمستونی یا رمانتیک»
کتاب خوندن با یه چای یا قهوۀ داغ
آشپزی یا شیرینیپزی «سوپ، آش، کیک شکلاتی…»
مرتبکاری و دیزاین خونه با موزیک ملایم
نوشتن «ژورنال روزانه، داستان کوتاه، شعر»
نقاشی کشیدن یا رنگ آمیزی.
🌧️☃️ بیرون از خونه «اگه هوا خیلی بد نیست»
پیادهروی کوتاه زیر بارون یا برف با لباس مناسب.
عکاسی از خیابونها، برف و قطرههای بارون.
رفتن به کتابفروشی یا کافه گردی
💆♀️حال خوب و ریلکس:
مدیتیشن یا یوگا.
حمام داغ و رسیدگی به خودت.
گوش دادن به موسیقی یا پادکست.
❤13👍2
اگر بتوانم دلی را از شکستن باز دارم،
بیهوده نزیستهام.
اگر بتوانم رنجی را بکاهم، یا دردی را مرهم نهم یا مرغکی رنجور را به آشیانه باز آورم، حاشا حاشا، که بیهوده نزیستهام.
بیهوده نزیستهام.
اگر بتوانم رنجی را بکاهم، یا دردی را مرهم نهم یا مرغکی رنجور را به آشیانه باز آورم، حاشا حاشا، که بیهوده نزیستهام.
✍🏻امیلی_دیکنسون
❤20👍7
کل حرف دلمون رو داستایوفسکی تو یه جمله بیان میکنه و میگه:
«سخت ترین کار دنیا این است که منطقی رفتار کنی؛ در حالی که احساسات دارد خفه ات میکند...!»
«سخت ترین کار دنیا این است که منطقی رفتار کنی؛ در حالی که احساسات دارد خفه ات میکند...!»
❤27👍7