خانه‌ی کتاب
15.9K subscribers
2.73K photos
29 videos
1.38K files
698 links
Download Telegram
شب‌‌تون سرشار از آرامش، دور از هر هجومِ فکر و خیال.
23
♥️
🥰103🔥2
من تو را لمس نمی‌کنم،
من تو را زیارت می‌کنم.
تو بوی بهشت با خود داری...

👤محمود_دولت_آبادی
🥰159💘2👍1
مطلقا مهم نیست که دیگران ما را چگونه قضاوت می‌کنند؛
بلکه مهم این است که ما،
در خلوتی سرشار از صداقت
و در نهایت قلبمان،
خویشتن را چگونه داوری می کنیم...!

✍🏻نادر_ابراهیمی
👏1814👍1
|📖تیکه_کتاب:

یکی از علل ناراحتی ما، اغلب عبارت از این است که غالبا درباره اوضاع بدتری که ممکن است پیش آید فکر می‌کنیم.

📚جهانی که من میشناسم
✍🏻برتراند_راسل
18👌5
🌝🤍
19
تاریخ ادبیات ایران - یان ریپکا.zip
12.9 MB
|•📜معرفی_کتاب:
تاريخ ادبيات ایران از دوران باستان تا قاجاريه اثر يان ريپكا كه به ترجمه عيسى شهابى به زبان فارسی در آمده است. يكى از ارزنده‌ترين آثارى است كه در مغرب زمين، در زمينه تاريخ ادبيات ایران، نگارش يافته است.
این کتاب، یک بررسی جامع و معتبر از سیر تاریخی ادبیات ایران است که از متون کهن (اوستا و پارسی میانه) آغاز شده و تا پایان دوره قاجاریه ادامه می‌یابد. یان ریپکا با رویکردی عمیق و تطبیقی، نه تنها به معرفی شاعران و نویسندگان برجسته هر دوره می‌پردازد، بلکه زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مؤثر بر ادبیات را نیز تحلیل می‌کند.

📗تاریخ ادبیات ایران: از دوران باستان تا قاجاریه
✍🏻یان_ریپکا
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تفریحات خوابگاهی…
💘105👍1
من زمین زیر پایش را دوست دارم
هوای بالای سرش را
هر چیزی را که او به آن دست می‌زند
هر کلمه ای را که به زبان می آورد
همه ی حالت‌هایش را دوست دارم
همه ی کارهایش را
خلاصه سر تا پایش را دوست دارم...

👤امیلی‌_برونته
28🍓1
Untitled 2.pdf
26.9 MB
|•📜معرفی_کتاب:
نازنین در کنار «شب‌های روشن» ستوده‌ترین و پخته‌ترین رمانک
داستایوفسکی به شمار می‌رود، شاهکاری که به قول سوزان سونتاگ همچون هر هنر والایی خود را در قامت یک راز جلوه‌گر می‌سازد. راوی غیرقابل اعتماد این شاهکار کوچک را با راویان یادداشت‌های زیرزمینی، جنایات و مکافات و ابله مقایسه می‌کنند. راویانی عاصی و سرگشته و در این جا حق به جانب و خودشیفته. داستان از زبان گرویی‌فروشی روایت می‌شود که به یکی از مشتریان همیشگی مغازه‌اش دل می‌بازد و با او ازدواج می‌کند، دخترکی شانزده ساله، جوان و سرشار از شور زندگی. چندی نمی‌گذرد که سرجدایی‌ها آغاز می‌شود و مرد به رابطه عروس جوان با همقطار سابقش مظنون می‌شود.

✍🏻فئودور_داستایوفسکی
📘نازنین
#درخواستی
#داستان_کوتاه #ادبیات_روسیه
15
♥️
💘148
ترا چون آرزوهایم
همیشه دوست خواهم داشت…

#محمدعلی‌_بهمنی
💘1310💔1
انواع زنان - ژان شینودا بولن.pdf
62.7 MB
|•📜معرف کتاب :
کتاب انواع زنان نوشته‌ی ژان شینودا بولن فروش زیادی در تمام دنیا داشته است. در این کتاب نظریه‌ها و اطلاعات جدیدی در اختیار ما خوانندگان قرار می‌گیرد تا به کمک آن‌ها بتوانیم نوع شخصیت خودمان را پیدا کنیم و سپس با نکته‌هایی که می‌گوید می‌توانیم اسطوره‌های درونمان را پیدا کنیم. دلیل اصلی تفاوت بین زنان، کهن الگو‌های درونی هستند. همه‌ی ما در درونمان چیزی متفاوت از زندگی می‌خواهیم برای مثال بعضی زنان برای رسیدن به رضایت نیاز به ازدواج و فرزند دارند و بعضی دیگر به چیزی بیشتر یا کمتر از این، این زنان قطعا با زنانی که در زندگی به دنبال استقلال شخصی هستند تفاوت دارند و این تفاوت‌های اساسی ما را از دیگران متمایز می‌کند، هر انسانی وقتی به چیزی که می‌خواست نمی‌رسد خسته و ناراحت می‌شود. گروهی از زنان نیز هستند که دوست دارند تجربه‌های جدید کشف کنند و خلاقیت‌‌های تازه‌ای را در زندگی اجرا کنند. نوع دیگر زنان به دنبال آرامش و معنویت هستند. چیزی که برای یکی از این زنان زندگی ایده‌آل است می‌تواند برای دیگری کاملا پوچ باشد...

📗انواع زنان
✍🏻ژان_شینودا_بولن
#درخواستی
10
|•📖تیکه_کتاب:

نمی‌دانی چه بهشتی می‌خواستم برایت بسازم. بهشتی که در جان خودم بود. بهشتم را دور تو بر پا می‌کردم. عیبی نداشت اگر دوستم هم نمی‌داشتی، مگر چه می‌شد؟ همه چیز همان‌طور می‌ماند، می‌گذاشتیم همان‌طور بماند. فقط مثل یک دوست با من حرف می‌زدی، کنار هم خوش بودیم و می‌خندیدیم و شادمانه به چشم هم نگاه می‌کردیم و زندگی به همین منوال خوش خوش می‌گذشت. حتی اگر عاشق آدم دیگری هم می‌شدی عیبی نداشت. تو با او خوش و خندان می‌رفتی و من از آن طرف خیابان نگاهتان می‌کردم.همه‌ی این‌ها هیچ اهمیتی ندارد اگر او فقط یک بار دیگر چشم‌هایش را باز کند! فقط برای یک لحظه. حتی شده یک دم.

📚نازنین
✍🏻داستایفسکی
34💔7🔥2🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح بخیر… 🥹💕
بارون که می‌باره انگار دنیا مهربون‌تر می‌شه🌧
24
Forwarded from midnight tales (𝘏𝘢𝘳𝘪𝘯)
جسدی که ۶۶ سال به‌نمایش‌ گذاشته شد 🃏
در سال ۱۹۱۱ مردی ۳۱ ساله به‌نام‌ اِلمِر مک‌کِردی در اوکلاهاما‌ کشته شد، اما این تنها شروع ماجرا بود؛ اتفاقی که تبدیل شد به یکی از عجیب‌ترین سرگذشت‌ها‌‌ در تاریخ امریکا، جایی که یک جسد، ۶۶ سال میان مردم چرخید! بدون این‌که کسی بداند او واقعی‌ست‌.
اِلمر‌ سال ۱۸۸۰ به‌دنیا‌ آمد. مدتی در ارتش خدمت کرد و کار با مواد منفجره را آموزش دید. پس از خدمت شغل‌های‌ بسیاری پیدا کرد اما سرانجام راهش به سرقت از بانک‌ها‌ و قطارها کشید. بارها تلاش کرد صندوق‌های بانک را با انفجار باز کند اما اغلب یا پول داخل نابود می‌شد یا موفقیتی کم نصیبش می‌شد. سرانجام در ۷ اکتبر ۱۹۱۱ و پس از دزدی، در درگیری و تیراندازی پلیس کشته شد. اِلمر مک‌کِردی یک قانون‌ستیز حرفه‌ای نبود و بیشتر جنایتکاری‌ ناشی بود. با این‌حال‌ به “یاغی‌‌ای که دستگیر نمی‌شد” معروف بود.
مرگ او آغاز‌ ماجرایی عجیب‌‌ بود: پس از مرگ، هیچکس جسد را تحویل نگرفت و مدیر سردخانه‌‌‌ی محلی، جوزف‌ جانسون‌‌، تصمیم گرفت جسد را با مایعی‌ حاوی آرسنیک‌ مومیایی کند تا نسبتا سالم بماند و اقوام او پیدا شوند، اما مدتی گذشت و خبری نشد. جانسون‌ به‌جای دفن، تصمیمی تاریخ‌ساز‌ و منفی گرفت: لباس‌هایی معمولی به جسد المر‌ پوشاند، اسلحه‌ای‌ به دستش داد و او را به نمایش‌ گذاشت! مردم برای دیدن “راهزن مومیایی‌شده” که به‌سختی‌ دستگیر شده بود، ۵ سنت‌ ورودی‌ دادند و گاه عده‌ای‌ سکه‌ها‌ را در دهان مومیایی‌ می‌گذاشتند… او تبدیل شد به یک جاذبهٔ عجیب محلی.
۵ سال بعد
دو مرد آمدند‌ و گفتند “ما برادرانش‌ هستیم” و بالاخره جسد را با خود بردند اما آن دو، صاحب یک سیرک‌ دوره‌گرد بودند، نه برادران المر! متاسفانه بدن مک‌کردی دوباره به جاذبه‌ی نمایشی تبدیل شد و در ۵۰ سال آینده، بارها فروخته و منتقل شد؛ از سری کارناوال‌های‌ سیار گرفته تا موزه‌های‌ جرم و جنایت، نمایش ضداعتیاد، فروشگاه مومیایی، سینماها، خانه‌های وحشت و…
تا دهه ۱۹۶۰، رنگ بدنش پوسیده و تیره شده بود؛ کم‌کم انگشتان و گوشش می‌ریختند. بعدها در موزه مومیایی و سپس در پارک تفریحی اوک به عنوان “عروسک وحشت” نصب شد و به‌خاطر رنگ‌ها و نورها به‌عنوان جسد واقعی دیده نمی‌شد و مردم خیال می‌کردند‌ نوعی عروسک مصنوعی است.
در سال ۱۹۷۶ گروه فیلم‌سازی سریال The Six Million Dollar Man در حال فیلم‌برداری در یک پارک تفریحی بودند. وقتی یکی از اعضا تلاش کرد عروسک مومیایی را جابه‌جا کند، بازویش شکست و زیر رنگ و موم، استخوان واقعی نمایان شد! وحشت، سکوت و توقف کامل فیلم‌برداری... این “آدمک” درواقع یک جسد انسان بود و پزشکی قانونی کالبدشکافی کرد: گلوله‌ای در قفسه سینه، آثار مومیایی با آرسنیک، بافت سخت‌شده، و نشانه‌هایی از دندان‌کاری و پارچه‌هایی با تاریخ دهه ۱۹۲۰ کشف شد. با مقایسه عکس‌ها و دندان‌ها، بالاخره هویت واقعی عروسک‌ ترسناک کشف شد: اِلمر‌ مک‌کِردی، یاغی بدشانسِ فراموش‌شده.
در ۱۹۷۷ و پس از ۶۶ سال، او را با احترام کامل در اوکلاهاما دفن کردند. روی قبرش یک لایه ضخیم سیمان ریختند تا دیگر کسی نتواند حتی یک‌بار دیگر او را جابه‌جا کند. پس از ۶۶ سال سرگردانی، المر مک‌کِردی بالاخره آرام گرفت.
این‌که یک بدن واقعی، برای دهه‌ها به نمایش عمومی گذاشته شود، به مومیایی و سپس‌ عروسک وحشت تبدیل شود و در نهایت دوباره شناسایی و با احترام دفن شود، یک چرخه عجیب، ترسناک و تأمل‌برانگیز است…
16
♥️🌧
12