عاشقت شدم و خنده کودکان جهان دلنشینتر طعمِ نان شیرینتر و بارش برف زیباتر شد.
❤16👏2👍1
گاهی دلم میخواهد در زمان گم شوم…
خودم را سربازی ببینم در دلِ جنگ جهانی دوم. صبحی سرد در میان دود و غبار حاصل از نبردِ دیشب، با یونیفورمی گلآلود و دستی که هنوز از هراس جنگ میلرزد،
قوطی فلزی جیره را باز کنم. بسته آلومینیومی قهوه فوری، تکهای شکلات و سیگارِ چسترفیلدی که با هر پک، دمی از روزگاران صلح را یاد آورمیشود، تمام دلخوشیام باشد. آنگاه شاید یاد بگیرم کوچکترین چیزها، در سختترین روزها، میشود همهی امیدِ آدمی و قدر داشته های کوچکام را بیشتر بدانم.
خودم را سربازی ببینم در دلِ جنگ جهانی دوم. صبحی سرد در میان دود و غبار حاصل از نبردِ دیشب، با یونیفورمی گلآلود و دستی که هنوز از هراس جنگ میلرزد،
قوطی فلزی جیره را باز کنم. بسته آلومینیومی قهوه فوری، تکهای شکلات و سیگارِ چسترفیلدی که با هر پک، دمی از روزگاران صلح را یاد آورمیشود، تمام دلخوشیام باشد. آنگاه شاید یاد بگیرم کوچکترین چیزها، در سختترین روزها، میشود همهی امیدِ آدمی و قدر داشته های کوچکام را بیشتر بدانم.
✍🏻رامین وهاب راوی
❤24☃3
مدرسه زندگی - دو گونه عشق
📻@podchi
عشق شاید دو پدیده باشد: دوست داشتن و دوست داشته شدن.
پادکست: مدرسه زندگی
دو گونه از عشق
🤍✨🫧
پادکست: مدرسه زندگی
دو گونه از عشق
🤍✨🫧
❤13
محاکمه.pdf
4.1 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📕محاکمه
✍🏻فرانتس_کافکا
کتاب محاکمه، رمانی تفکربرانگیز و بسیار تأثیرگذار است که در بسیاری از سطوح ساختار و نمادشناسی تفسیر شده است؛ اما اغلب منتقدین بر این موضوع صحه می گذارند که رمان محاکمه، کاوشی است بر موضوعاتی چون احساس گناه، اضطراب و ضعف اخلاقی در مواجهه با نیروهایی ناشناخته. یوزف کا، کارمند بانک و مردی بدون هیچ ویژگی و توانایی خاص است. او می تواند هرکسی باشد و در برخی موارد، نماینده ی همه ی انسان هاست. او به شکلی عجیب توسط مأمور دادگاه در شهر محل سکونتش دستگیر می شود. کا تلاش می کند تا دریابد که چگونه ظن دادگاه را نسبت به خود برانگیخته است. صداقت او معمولی است، رابطه اش با پیشخدمتی به نام السا مثل سایرین است و هیچ بلندپروازی نابه هنجار یا خطرناکی نیز ندارد. او فقط می تواند سوال بپرسد اما هیچ جواب روشن و واضحی درباره ی دنیای عجیب دادگاه دریافت نمی کند. بیچارگی یوزف کا، مردی که توسط دادگاهی تعامل ناپذیر به گناهی ناشناخته محکوم شده، تصویری ژرف و تکان دهنده از نوع بشر در دنیای مدرن است. در رمان محاکمه، تمامی ساختار منطقی جهان زیر سوال برده می شود.
📕محاکمه
✍🏻فرانتس_کافکا
👍8❤2🥰1
Fereidoun Foroughi - Zendoone Del فریدون فروغی ـ زندون دل
هرچی بهش میگم
تو آزادی دیگه میگه
من دوسِت دارم تو میدونی
می خوام امشب با خدا شکوه کنم شکوه های دلم و تو میدونی…
تو آزادی دیگه میگه
من دوسِت دارم تو میدونی
می خوام امشب با خدا شکوه کنم شکوه های دلم و تو میدونی…
❤9👍1
چهبسا جهان
چیزی جز سایههایی لرزان نیست،
اما من هنوز
به نورِ کوچکی که در دل میسوزد
اعتماد میکنم.
چیزی جز سایههایی لرزان نیست،
اما من هنوز
به نورِ کوچکی که در دل میسوزد
اعتماد میکنم.
✍🏻پابلو_نرودا
❤17👏4
|•📖تیکه_کتاب:
یک آدم بی سر و پای بی سواد مَفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه، که بلیتِ راه آهن یا چیزِ بی مقداری مثل آن بفروشد!
همین آدمِ مَفلوک فورا خود را محق میداند که خدایی کند و به شمایی که میروید بلیت بخرید، از تارک تخت جَبَروتِ خود به چشمِ تحقیر نگاه کند تا قدرت خود را به رُخ شما بکشد و نگاه سرشار از نِخوَتش داد میزند که: (حالا صبر کن تا نشانت دهم)...
و از همین مست میشود، آزار مستیِ میز همین است.
📚شیاطین
✍🏻داستایفسکی
یک آدم بی سر و پای بی سواد مَفلوک را بگذارید پشت یک میز، یا یک باجه، که بلیتِ راه آهن یا چیزِ بی مقداری مثل آن بفروشد!
همین آدمِ مَفلوک فورا خود را محق میداند که خدایی کند و به شمایی که میروید بلیت بخرید، از تارک تخت جَبَروتِ خود به چشمِ تحقیر نگاه کند تا قدرت خود را به رُخ شما بکشد و نگاه سرشار از نِخوَتش داد میزند که: (حالا صبر کن تا نشانت دهم)...
و از همین مست میشود، آزار مستیِ میز همین است.
📚شیاطین
✍🏻داستایفسکی
👍21❤4☃1