خانه‌ی کتاب
16.3K subscribers
2.73K photos
29 videos
1.38K files
706 links
Download Telegram
|•📖تیکه_کتاب
لطفا از "لحظه" لذت ببرید...!
برای ناراحت بودن خیلی وقت دارید؛
پس چرا به فردا موکولش نمی‌کنید؟

✍🏻مارک_فیشر
📘گلف‌بازومیلیونر
12
زندگی خط دل انگیز خطوط لب توست!♥️🌱

👤سهراب_ سپهری
11
نمی‌ دانم از دل‌ تنگی عاشق‌ترم یا از عاشقی دل‌ تنگ‌ تر! فقط می‌ دانم در آغوش منی بی آن‌ که باشی و رفته‌ای بی آن‌ که نباشی … نه زمین‌ شناسم نه آسمان‌ پرداز گرفتارم گرفتار چشم‌های تو یک نگاه به زمین یک نگاه به زمان زندگی من از همین گرفتاری شروع می‌شود…

✍🏻عباس_ معروفی

📖نامه‌های عاشقانه
8
نامه های عاشقانهHOOME_BOOK.pdf
3.9 MB
|•📜توضیحات:
کتاب نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات و عشق اثر عباس معروفی شعرها و متن های عاشقانه ی معروفی و همسرش پونه ی ایرانی خطاب به هم.

نوشته هایی سرشار از احساس و شور عاشقانه، کاملا ملموس و واقعی، به دور از تکلف و پیچیدگی. که البته این سادگی و بی ریایی در قسمت های مربوط به پونه ی ایرانی با وضوح بیشتر دیده می شود. در قسمت دوم کتاب هم از منظومه ی عین القضات همدانی، بخش هایی تضمین شده و درون شعرها به صورت خیلی زیبایی گنجانده شده و به کار رفته است.
مجموعه‌ای از اشعار زیبا و عاشقانه با بیانی روان و دلنشین است. پر از عاشقانه‌های زیبا است این کتاب. با زبانی عریان و بی‌پرده، الفاظ را می‌ بینی که با احساساتت عشقبازی می‌کنند؛ تاجایی‌که هوس عاشقی‌ کردن به جان آدم می‌افتد. هوس می‌ کنی کسی باشد و برایش همچین شعرهایی بخوانی: تو میدانی که از مرگ نمی ترسم فقط حیف است هزار سال بخوابم و خواب تو را نبینم!
📝عباس_ معروفی

📕نامه‌های عاشقانه
8
یا رب از عشق چه سر مستم و بی خویشتنم♥️🌱

👤خاقانی
9
زندگی حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی نادیده‌اش می‌گیری، حتی وقتی نمی‌خواهی‌اش از تو قوی‌تر است، از هر چیز دیگری قوی‌تر است. آدم‌هایی که از بازداشتگاه‌های کار اجباری برگشتند دوباره زاد و ولد کردند، مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه‌هایشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس‌ها دویدند، به پیش بینی‌های هواشناسی با دقت گوش کردند و دختر‌هایشان را شوهر دادند، باور کردنی نیست اما همین‌گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی‌تر است.»
✍🏻آنا_گاوالدا
📖من او را دوست داشتم
👍10
من او را دوست داشتمHOOME_BOOK.pdf
8.1 MB
|•📜توضیحات:
این کتاب نخستین رمان آنا گاوالدا نویسنده‌ی فرانسوی است که با زبانی روان، روزمرگی‌های زندگی انسان را در قالب کلماتی زیبا و به شکل داستانی دل‌نشین بیان می‌کند.
ماجرا خیلی ساده اتفاق می‌افتد، مردی همسر و دو فرزندش را رها می‌کند، از آن‌ها عذرخواهی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که اشتباه کرده است و اعلام می‌کند که قصد دارد زندگی جدیدی را شروع کند. اما قصه به این سادگی هم نیست، جدال بر سر این است که آیا ماندن و تحمل کردن درست است یا رفتن و رها کردن؟
آنا گاوالدا با نوشتن داستان من او را دوست داشتم سعی دارد ما را در موقعیت تصمیم‌گیری قرار دهد تا به این پرسش پاسخ دهیم.
گاوالدا در مورد کتاب که نخستین رمانش هم هست اینگونه می‌گوید:« من این کتاب را دوست دارم، نسبت به آن احساس غرور می‌کنم.» رمان درباره‌ی ‌هنر زندگی کردن است و ناکامی‌های ما، دروغ‌های ما، بزدلی‌ها و تسلیم شدن‌های ما را، یادآور می‌شود. گاوالدا زندگی را دوباره برای ما تصویر می‌کشد با پرسش‌ها و بن بست‌هایش، اینگونه است که بسیاری از تصورات ما از زندگی دوباره مورد پرسش قرار می‌گیرد و ارزیابی می‌شود.
📝آنا_گاوالدا
📕من او را دوست داشتم
👍83
«آگاتا کریستی» معروف به ملکه‌ی جنایت در این اثر هم سرنخ‌های مختلف را در کنار هم قرار می‌دهد و معمایی عجیب را حل می‌کند.

✍🏻آگاتا_کریستی
📖جسدی در کتابخانه
👍12
HOOME_BOOK   جسدی در کتابخانه  .pdf
3.3 MB
|•📜توضیحات:
کتاب «جسدی در کتابخانه» نوشته‌ی «آگاتا کریستی» در سال 1942 منتشر شد. داستان این کتاب با اتفاقی عجیب در یک صبح پاییزی آغاز می‌شود. خانم بانتری همراه همسرش دالی داخل عمارت گوسینگتون هال زندگی می‌کنند و پیشخدمت‌های زیادی دارند. یک روز ساعت هفت صبح یکی از پیشخدمت‌های این خانواده به نام «مری» این زوج را از خواب بیدار می‌کند و به آن‌ها اطلاع می‌دهد در کتاب‌خانه‌ی طبقه‌ی پایین جنازه‌ی دختری قرار دارد. دالی با شنیدن این خواب ابتدا گیج می‌شود و فکر می‌کند خواب می‌بیند سپس سراسیمه از اتاق خواب بیرون می‌آید. او به کتابخانه می‌رود و در کمال تعجب جنازه‌ی دختری بور و زیبا را می‌بیند. خانم بانتری و همسرش دالی برای پی بردن به حقیقت با پلیس تماس می‌گیرند و پس از آن به دوستشان خانم مارپل اطلاع می‌دهند. خانم مارپل پس از شنیدن این خبر سریعاً خودش را به عمارت گوسینگتون هال می‌رساند و قدم در ماجرایی مرموز می‌گذارد.
📝آگاتا_کریستی
📓جسدی در کتابخانه
👍13
|•📖تیکه_کتاب:

تو فقط می‌توانی مالک آن چیزی باشی که مرگ نمی‌تواند آن را از تو بگیرد؛ الباقی، همه وَهم است!

✍🏻کارلوس_کاستاندا
📙تعلیمات دون خوان
👍14
دنبال مقصر می گردی
راه دوری نرو
غیر از خودت کسی تقصیری نداشت
او فقط به تو کمی امید داد
تو در مقابل
همه چیزت را


👤جمال ثریا
👍13💔2🔥1
همواره می خواهیم ابدیت را در جایی غیر از اینجا جستجو کنیم؛ همواره نظر عقل را به چیزی غیر از ظاهر و موقعیت موجود متوجه می سازیم. یا انتظار می کشیم که بمیریم، مثل اینکه هر آنی که می گذرد، چیزی جز مردن و دوباره زیستن است. در هر لحظه زندگی تازه ای به ما عرضه می شود. امروز، اکنون، بی درنگ این تنها غنیمت ماست..

✍🏻آندره_موروآ
📖دو اقلیم
👍8
دو اقلیم - آندره موروآHOOME_BOOK.pdf
4.6 MB
|•📜توضیحات:

داستان ازدواج اول مردی با شخصیت ساکت و کم حرف و از خانواده ای ثروتمند با دختری زیبا و شاد و سرزنده است که در سفر ایتالیا با او آشنا می شود و بعد از مدتی عاشق هم شده و ازدواج می کنند .اما بعداز مدتی، این دو که از اساس شخصیتهایی کاملا متضاد با یکدیگر داشتند، باهم کنار نمی آیند. روح سرزنده و شاد و هوسباز دختر، قادر نیست با خلقیات و شرایط زندگی همسرش کنار بیاید و این موضوع پیامدهای خود را بدنبال دارد..

📝آندره_موروآ
📔دو اقلیم
👍11
حقیقت این است که اگر مردم آن‌قدری که در اینترنت نشان می‌دهند، خوشبخت بودند که کل زمان کوفتی‌اشان را در اینترنت نمی‌چرخیدند. کدام خری در روزی که دارد عشق و حال می‌کند، چند ساعت وقت می‌گذارد و از همه چیز عکس می‌گیرد؟

✍🏻فردریک_بکمن
📖مردم مشوش
👍122
مردم مشوش - فردریک بکمنHOOME_BOOK.pdf
53.9 MB
|•📜توضیحات:

رمانی جذاب و دلخراش در مورد جنایتی که هرگز رخ نداده است! فردریک بکمن، معروف‌ترین نویسنده‌ی سوئدی در کتاب مردم مشوش با طنزی شیرین داستان عجیب‌ترین و احمقانه‌ترین سرقت و گروگانگیری‌ تاریخ را به تصویر می‌کشد. این رمان تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخته و یکی از پرفروش‌ترین آثار نیویورک تایمز محسوب می‌شود.

📝فردریک_بکمن
📓مردم_مشوش

#درخواستی
👍71
|•📖تیکه_کتاب:

"
هیچ آدمی نیست که نتوان نجاتش داد، این آدم ها هستند که از نجات هم دست میکشند."

✍🏻وون_ پیونگ_سون
📗بادام
🔥14👍2
چون تو با مایی نباشد هیچ غم...!🤍🌱

👤مولانا
❤‍🔥8
‏هر فکر غلطی که دنبال می‌کنیم، جنایتی است که در حق نسل‌های آینده مرتکب می‌شویم.



✍🏻آرتور_کستلر
📖ظلمت در نیمروز
👍11
ظلمت_در_نیمروز_آرتور_کستلرHOOME_BOOK.pdf
2.8 MB
|•📜توضیحات:
ظلمت در نیمروز، رمانی است نوشته ی آرتور کستلر که برای اولین بار در سال 1940 به انتشار رسید. این کتاب که شناخته شده ترین اثر کستلر به حساب می آید، داستان زندگی بلشویکی به نام روباشوف را روایت می کند که توسط حکومت شوروی طرد شده، به زندان انداخته شده و به اتهام خیانت، محاکمه می شود. این رمان، تصویری از سیاست های کابوس وار زمانه ی معاصر را در قالب داستانی فوق العاده جذاب ارائه می کند.
قهرمان این اثر، مرد سالخورده ای است که توسط حزبی که خودش در شکل گیری و به قدرت رسیدن آن، نقش بسزایی ایفا کرده، به زندان انداخته شده و شکنجه ی روحی و روانی می شود. ظلمت در نیمروز با ارائه ی تصویری بی نهایت دقیق و قابل باور از درد و رنج مردی تنها، سوالات بنیادینی درباره ی مفهوم هدف و وسیله و ارتباط آن با سیاست های گذشته، حال و آینده ی بشر مطرح می کند.

📝آرتور_کستلر

📕ظلمت در نیمروز
👍9
تو در شعرهایم
در پوست و تَنم
و استخوان هایم
و رگ هایم خانه نشین شده‌ای
♥️🌱

👤الهام_پورعبدالله
❤‍🔥9