مدرسه زندگی - اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی
📻@podchi
پادکست مدرسه زندگی - «اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی»
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
❤10
تو را عاشقانهتر دوست خواهم داشت
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
❤21
گوش کن
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
👤سهراب_سپهری
❤21
دست مرا محکم بگیر و ول نکن!
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
❤18💔1
این پادشاهی درهمتنیده @MonaNasrTr.pdf
3.2 MB
این مجموعه با الهام از داستانهای فارسی و شاهنامه نوشته شده و فضای اون برای ما مخاطبان ایرانی بسیار آشناست.
اَلیزه، دختری از نژاد جن، در دنیایی زندگی میکند که میان انسانها و جنها تنشی دائمی وجود دارد، و جنها موجوداتی فرودست و مطرود بهشمار میآیند. او با هویتی پنهان، بهعنوان خدمتکار در پایتخت کار میکند، اما در واقع وارث تاجوتختی است که قرنهاست از یادها رفته.
در سوی دیگر، کامران، ولیعهد امپراتوری آردونیا، با پیشگوییهایی روبهرو میشود که از سقوط پادشاهی خبر میدهند. او به شکلی ناخوشایند و تصادفی با الیزه برخورد میکند؛ دختری که هم مشکوک است و هم مجذوبکننده، و ذهن کامران را به چالش میکشد.
در جهانی آکنده از تبعیض، جادو، توطئه، و تاریکیِ ابلیس، الیزه هر روز برای بقا میجنگد؛ کامران نیز با دسیسههای درباریان، خواستههای عجیب پادشاه زال، و زنی که گمان میکند جاسوس دشمن است دستوپنجه نرم میکند.
📚مجموعهی این پادشاهی درهمتنیده
✍🏻طاهره_مافی
#فانتزی #عاشقانه #اساطیری #درخواستی
❤9🦄6☃1
رسول یونان چقدر قشنگ میگه:
«اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویهای دیگر به آن بنگری.دنیا از بعضی زوایا دوستداشتنیست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خستهکننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد...»
«اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویهای دیگر به آن بنگری.دنیا از بعضی زوایا دوستداشتنیست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خستهکننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد...»
❤34👏8
ایندیانا - ژرژ ساند.zip
4.6 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📕ایندیانا
✍🏻ژرژ_ساند
#رمان #ادبیات_فرانسه
«ایندیانا» اولین رمان مستقل نویسنده مشهور فرانسوی، آمانتین اورور دوپن که با نام مستعار ژرژ ساند شناخته میشود، است. این کتاب در سال ۱۸۳۲ منتشر شد و به سرعت باعث شهرت او گردید. این رمان با تلفیقی از سنتهای رمانتیسم، رئالیسم و ایدهآلیسم، به بررسی مضامین عشق، نقشهای جنسیتی و محدودیتهای ازدواج در قرن نوزدهم فرانسه میپردازد.
شخصیت اصلی، ایندیانا دلمار، یک زن جوان و نجیبزاده است که در یک ازدواج بیعشق و ناخوشایند با سرهنگ دلمار (یک افسر بازنشسته، مسن و سلطهجو) گرفتار شده است. او زندگی ناراضی و کسالتباری دارد و تنها همدمش، سر رالف براون، پسرعموی گوشهگیر و محترم اوست که در خانهشان زندگی میکند و مخفیانه عاشق ایندیانا است.
📕ایندیانا
✍🏻ژرژ_ساند
#رمان #ادبیات_فرانسه
❤9
حقیقت، بخشش و عشق به خود با این سه نکتهی ساده میتوان تمامی جهان را شفا داد...
@MyBlueLibrary2
📖کتاب عشق
✍🏻دن_میگل_روئیس
@MyBlueLibrary2
❤23
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست؛
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست…♥️✨
گرچه پایان راه ناپیداست؛
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست…♥️✨
👤فروغ_فرخزاد
❤30
هر كدام از ما چیزی را كه برایش با ارزش بوده از دست میدهد. موقعیتهای از دست رفته، احساساتی كه هرگز نمیتوانیم دوباره به دست بیاوریم.
این بخشی از آن چیزیست كه معنیاش زنده بودن است. اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداریم.
اتاقی شبیه قفسههای توی این كتابخانه. و برای درك عملكرد قلبمان باید مدام كارتهای مرجع جدید درست كنیم.
باید هرچندوقت یكبار چیزها را گردگیری كنیم، آنها را هوا بدهیم، آب گلدانها را عوض كنیم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی.
این بخشی از آن چیزیست كه معنیاش زنده بودن است. اما درون سرمان اتاق كوچكی است كه آن خاطرات را در آن نگه میداریم.
اتاقی شبیه قفسههای توی این كتابخانه. و برای درك عملكرد قلبمان باید مدام كارتهای مرجع جدید درست كنیم.
باید هرچندوقت یكبار چیزها را گردگیری كنیم، آنها را هوا بدهیم، آب گلدانها را عوض كنیم.
تو برای ابد در كتابخانهی خصوصی خودت زندگی میكنی.
📖کافکا در کرانه
✍🏻هاروکی_موراکامی
❤30
Forwarded from 🎬BoxOfficeMovie | باکس آفیس مووی 🎬
خلاصه داستان : "ویکتور فرانکنشتاین" دانشمندی نابغه اما خودخواه، موجودی وحشتناک را در یک آزمایش هولناک ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👻3
🎬BoxOfficeMovie | باکس آفیس مووی 🎬
پیشنهاد میشه…🥹
و اینکه فیلم احساس برانگیزیه…
و اینکه فیلم احساس برانگیزیه…
❤8
گتسبی بزرگ.pdf
3.2 MB
|•📜معرفی_کتاب:
✍🏻اسکات فیتس جرالد
📓گتسبی بزرگ
داستان این رمان از زبان کاراوی روایت میشود. فردی که همسایه گتسبی بزرگ است. اما داستان کتاب با دیدار کاراوی با عموزاده خود، دِیزی و شوهرش آغاز میشود. تام که اشرافزادهای ثروتمند است زندگی تجملاتی و خوشی را در کنار همسرش تجربه میکند. در مقابل گتسبی یک جوان بسیار موفق و پولدار است و کسی از گذشته او چیزی نمیداند. این مرد جوان همواره مشغول خوشگذرانی و برگزاری مهمانیهای بزرگ و باشکوه است. مهمانیهایی که هر کسی میتواند در آنها شرکت کند و شاد باشد.
کسی خبر ندارد که این ثروت عظیم گتسبی از کجا آمده است. در مورد ثروت و حتی خود گتسبی شایعات زیادی وجود دارد. مثلا شایعه است که گتسبی از خانواده بسیار فقیری بود که عاشق دِیزی میشود. گتسبی در زمان سربازی از دِیزی دور میشود اما بعد خبر ازدواج او را میشنود. با این حال گتسبی عاشق میماند و همیشه چشمش به دنبال دیزی میگردد.
✍🏻اسکات فیتس جرالد
📓گتسبی بزرگ
❤9👌1
امشب
در یک خواب عجیب
رو به سمت کلمات
باز خواهد شد.
باد چیزی خواهد گفت.
سیب خواهد افتاد،
روی اوصاف زمین خواهد غلتید،
تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت.
سقف یک وهم فرو خواهد ریخت.
چشم
هوش محزون نباتی را خواهد دید.
پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید.
راز، سر خواهد رفت.
ریشه زهد زمان خواهد پوسید.
سر راه ظلمات
لبه صحبت آب
برق خواهد زد،
باطن آینه خواهد فهمید.
امشب
ساقه معنی را
وزش دوست تکان خواهد داد،
بهت پرپر خواهد شد.
ته شب، یک حشره
قسمت خرم تنهایی را
تجربه خواهد کرد.
داخل واژهی صبح
صبح خواهد شد.
#سهراب_سپهری
در یک خواب عجیب
رو به سمت کلمات
باز خواهد شد.
باد چیزی خواهد گفت.
سیب خواهد افتاد،
روی اوصاف زمین خواهد غلتید،
تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت.
سقف یک وهم فرو خواهد ریخت.
چشم
هوش محزون نباتی را خواهد دید.
پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید.
راز، سر خواهد رفت.
ریشه زهد زمان خواهد پوسید.
سر راه ظلمات
لبه صحبت آب
برق خواهد زد،
باطن آینه خواهد فهمید.
امشب
ساقه معنی را
وزش دوست تکان خواهد داد،
بهت پرپر خواهد شد.
ته شب، یک حشره
قسمت خرم تنهایی را
تجربه خواهد کرد.
داخل واژهی صبح
صبح خواهد شد.
#سهراب_سپهری
❤26👌2
ویلت.pdf
5 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📗ویلت
✍🏻شارلوت_برونته
کتاب ویلت بیشک احساسیترین و پختهترین اثر شارلوت برونته است. ویلت روایت رنج و تلاش برای ایفای وظیفه، گریز از بطالتهای روزمره، جستوجوی عشق و کشاکش آدمی با سرنوشت ناشناخته است.
راوی و قهرمان داستان لوسی نام دارد و سفرش به شهری که ساخته ذهن نویسنده است، به محور داستان تبدیل میشود.
لوسی مملو از غم و غصه است و احساس تنهایی میکند. او پس از یک فاجعه خانوادگی، به شهر ویلت (یک شهر خیالی فرانسه زبان) میرود تا در آنجا در مدرسهای دخترانه به تدریس مشغول شود. اما سرنوشت برای لوسی ماجراهای مهیج و همچنین عاطفیای رقم میزند.
📗ویلت
✍🏻شارلوت_برونته
❤12
|•📖تیکه_کتاب:
تا حال برایتان پیش آمده که در کتابی به چیزی بربخورید که فکرش به طور گنگی در ذهن خودتان هم بوده، تصویر محو شدهای که از دور دورها میآید و درست بیان کننده ظریفترین احساسی است که دارید؟
📚مادام بوواری
✍🏻گوستاو_فلوبر
تا حال برایتان پیش آمده که در کتابی به چیزی بربخورید که فکرش به طور گنگی در ذهن خودتان هم بوده، تصویر محو شدهای که از دور دورها میآید و درست بیان کننده ظریفترین احساسی است که دارید؟
📚مادام بوواری
✍🏻گوستاو_فلوبر
👍25❤13