Forwarded from آوان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی وقتی درگیر اضطراب، نگرانی یا احساسات ناخوشایند میشویم، ناخودآگاه شروع میکنیم به کندن…
با فکر کردن بیش از حد، تحلیل، یا تلاش برای کنترل احساسات.
اما درست مثل کسی که در گودال افتاده و با بیل کندن را ادامه میدهد، ما هم هرچه بیشتر کنترل میکنیم، بیشتر فرو میرویم.
💡 شاید وقتش باشد برای لحظهای بیل را زمین بگذاریم…
و به جای جنگیدن با احساس، فقط حضورش را ببینیم.
@avanpsychologyyyy
با فکر کردن بیش از حد، تحلیل، یا تلاش برای کنترل احساسات.
اما درست مثل کسی که در گودال افتاده و با بیل کندن را ادامه میدهد، ما هم هرچه بیشتر کنترل میکنیم، بیشتر فرو میرویم.
💡 شاید وقتش باشد برای لحظهای بیل را زمین بگذاریم…
و به جای جنگیدن با احساس، فقط حضورش را ببینیم.
@avanpsychologyyyy
👍8❤6🗿1
امروز نه آغاز و نه انجامِ جهان است
ای بس غم و شادی که پسِ پرده نهان است
گر مردِ رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنرِ گامِ زمان است
تو رهروِ دیرینهی سرمنزلِ عشقی
بنگر که ز خونِ تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلّهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازیِ خونین
بازیچهی ایّام دلِ آدمیان است
دل بر گذرِ قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامالِ سوارانِ خزان است
روزی که بجنبد نفسِ بادِ بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریادِ من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزادِ جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنجِ صبوری
این صبر که من میکنم افشردنِ جان است
از راه مرو سایه که آن گوهرِ مقصود
گنجیست که اندر قدمِ راهروان است
#هوشنگ_ابتهاج
ای بس غم و شادی که پسِ پرده نهان است
گر مردِ رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنرِ گامِ زمان است
تو رهروِ دیرینهی سرمنزلِ عشقی
بنگر که ز خونِ تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلّهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازیِ خونین
بازیچهی ایّام دلِ آدمیان است
دل بر گذرِ قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامالِ سوارانِ خزان است
روزی که بجنبد نفسِ بادِ بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریادِ من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزادِ جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنجِ صبوری
این صبر که من میکنم افشردنِ جان است
از راه مرو سایه که آن گوهرِ مقصود
گنجیست که اندر قدمِ راهروان است
#هوشنگ_ابتهاج
❤32👍2
زهر زیبا.pdf
5.1 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📚زهر زیبا
(جلدو اول سه گامه وایپرها)
✍🏻رینا_کنت
#فانتزی #عاشقانه #دارک_رومنس
اولین جلد از سهگانه وایپرها یک رمان عاشقانه تاریک با تم هاکی و فضای جامعه مخفی است که در دانشگاه گریاستون رخ میدهد. داستان حول محور دالیا تورن میچرخد، دختری که برای انتقام از کسانی که دنیای او را نابود کردهاند، به دنبال نفوذ به تیم هاکی نخبه وایپرها است. او کین دِوِنپورت، کاپیتان کاریزماتیک و بهظاهر بیعیب تیم را هدف قرار میدهد، اما خیلی زود متوجه میشود که کین، پشت نمای دوستانهاش، شکارچی خطرناکی است که او را در بازی مرگباری گرفتار میکند. این داستان پر از تنش عاشقانه دشمنبهعاشق، دسیسههای سیاسی، و رازهای تاریک جامعه مخفی است که با مضامین انتقام، سوءاستفاده نسلی، و عشقی که نیازمند تخریب پیش از شفا است، همراه شده. فضای تاریک و پرشور کتاب، همراه با شیمی آتشین بین کین و دالیا، خوانندگان را درگیر میکند.
📚زهر زیبا
(جلدو اول سه گامه وایپرها)
✍🏻رینا_کنت
#فانتزی #عاشقانه #دارک_رومنس
❤8☃3🦄1
افرادی که مدام در حال شکایت کردن هستند هرگز متوجه نیستند که مقصر خودشان بودند که مورد بیتوجهی دیگران واقع شدهاند.
خودشان باعث شدند که روابطشان تیره و تار گردد و یا دوستیهایشان از بین برود.
این اشخاص معتقدند که انسانهای موفق کیسههایی پر از حیله و نیرنگ دارند و یا معجزهای در کارشان وجود دارد که میتواند آنها را به موفقیت برساند.
خودشان باعث شدند که روابطشان تیره و تار گردد و یا دوستیهایشان از بین برود.
این اشخاص معتقدند که انسانهای موفق کیسههایی پر از حیله و نیرنگ دارند و یا معجزهای در کارشان وجود دارد که میتواند آنها را به موفقیت برساند.
📖چگونه با هرکسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
👍14❤9🫡1
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن
از سوی کسی که دوستش میداری
آن حس و حالتی است که
در واژهی عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد!♥️✨
از سوی کسی که دوستش میداری
آن حس و حالتی است که
در واژهی عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد!♥️✨
👤محمود_دولت_آبادى
❤35☃3
مدرسه زندگی - اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی
📻@podchi
پادکست مدرسه زندگی - «اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی»
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
❤10
تو را عاشقانهتر دوست خواهم داشت
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
❤21
گوش کن
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
👤سهراب_سپهری
❤21
دست مرا محکم بگیر و ول نکن!
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
❤18💔1
این پادشاهی درهمتنیده @MonaNasrTr.pdf
3.2 MB
این مجموعه با الهام از داستانهای فارسی و شاهنامه نوشته شده و فضای اون برای ما مخاطبان ایرانی بسیار آشناست.
اَلیزه، دختری از نژاد جن، در دنیایی زندگی میکند که میان انسانها و جنها تنشی دائمی وجود دارد، و جنها موجوداتی فرودست و مطرود بهشمار میآیند. او با هویتی پنهان، بهعنوان خدمتکار در پایتخت کار میکند، اما در واقع وارث تاجوتختی است که قرنهاست از یادها رفته.
در سوی دیگر، کامران، ولیعهد امپراتوری آردونیا، با پیشگوییهایی روبهرو میشود که از سقوط پادشاهی خبر میدهند. او به شکلی ناخوشایند و تصادفی با الیزه برخورد میکند؛ دختری که هم مشکوک است و هم مجذوبکننده، و ذهن کامران را به چالش میکشد.
در جهانی آکنده از تبعیض، جادو، توطئه، و تاریکیِ ابلیس، الیزه هر روز برای بقا میجنگد؛ کامران نیز با دسیسههای درباریان، خواستههای عجیب پادشاه زال، و زنی که گمان میکند جاسوس دشمن است دستوپنجه نرم میکند.
📚مجموعهی این پادشاهی درهمتنیده
✍🏻طاهره_مافی
#فانتزی #عاشقانه #اساطیری #درخواستی
❤9🦄6☃1
رسول یونان چقدر قشنگ میگه:
«اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویهای دیگر به آن بنگری.دنیا از بعضی زوایا دوستداشتنیست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خستهکننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد...»
«اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویهای دیگر به آن بنگری.دنیا از بعضی زوایا دوستداشتنیست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خستهکننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد...»
❤34👏8
ایندیانا - ژرژ ساند.zip
4.6 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📕ایندیانا
✍🏻ژرژ_ساند
#رمان #ادبیات_فرانسه
«ایندیانا» اولین رمان مستقل نویسنده مشهور فرانسوی، آمانتین اورور دوپن که با نام مستعار ژرژ ساند شناخته میشود، است. این کتاب در سال ۱۸۳۲ منتشر شد و به سرعت باعث شهرت او گردید. این رمان با تلفیقی از سنتهای رمانتیسم، رئالیسم و ایدهآلیسم، به بررسی مضامین عشق، نقشهای جنسیتی و محدودیتهای ازدواج در قرن نوزدهم فرانسه میپردازد.
شخصیت اصلی، ایندیانا دلمار، یک زن جوان و نجیبزاده است که در یک ازدواج بیعشق و ناخوشایند با سرهنگ دلمار (یک افسر بازنشسته، مسن و سلطهجو) گرفتار شده است. او زندگی ناراضی و کسالتباری دارد و تنها همدمش، سر رالف براون، پسرعموی گوشهگیر و محترم اوست که در خانهشان زندگی میکند و مخفیانه عاشق ایندیانا است.
📕ایندیانا
✍🏻ژرژ_ساند
#رمان #ادبیات_فرانسه
❤9
حقیقت، بخشش و عشق به خود با این سه نکتهی ساده میتوان تمامی جهان را شفا داد...
@MyBlueLibrary2
📖کتاب عشق
✍🏻دن_میگل_روئیس
@MyBlueLibrary2
❤23