به سراغ من اگر میآیید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است که خبر میآرند، از گل وا شده دورترین بوته خاک آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من…
👤سهراب_سپهری
❤33
راز بین دو نفر.pdf
49.6 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📕راز بین دو نفر: آیا پس از پنج سال قاتل بازگشته است؟
✍🏻کارن ام.مک منس
#معمایی #ادبیات_داستانی
کتاب راز بین دو نفر اثری است در ادامه ی کتاب پرفروش یکی از ما دروغ می گوید، که کارن مک منس با نوشتن آن بار دیگر اثبات کرد که یک قصه ی گوی فوق العاده بوده و همچنین مهارت زیادی در به تصویر کشیدن پیچیدگی های رفتاری نوجوانان و باز کردن گره ی معماهای سردرگم در برابر چشمان مخاطب دارد.
الری و برادر دوقلوی او ازرا، خانه ی خود در کالیفرنیا را به دلیل اینکه مادرشان باید به بازپروری برود، ترک کرده و به اکو ریج که یک دهکده ی کوچک است می روند تا در آنجا با مادربزرگ مادری خود زندگی کنند. با وجود اینکه مادر آن ها در اکو ریج بزرگ شده، آن ها هرگز پیش از این به اینجا نیامده اند و مادربزرگ خود را نیز به سختی می شناسند. مادر آن ها حتی برنده ی جایزه ی رقص پایان سال مدرسه هم شد اما در همان شب خاله ی آن ها که خواهر دوقلوی مادرشان بود، مفقود شد و دیگر هرگز اثری از او پیدا نشد.
اما مفقود شدن خاله ی بچه ها، تنها اتفاق غم انگیز این دهکده نیست، پنج سال پیش دختر دیگری هم برنده ی این جایزه شد و مدت کوتاهی پس از آن جسدش پیدا شد...
📕راز بین دو نفر: آیا پس از پنج سال قاتل بازگشته است؟
✍🏻کارن ام.مک منس
#معمایی #ادبیات_داستانی
❤9
مورخ - جنگ جهانی دوم بخش سوم
📻@podchi
جنگ جهانی دوم رسماً شروع شد، وقتی که آلمانها و نیروهای ارتش سرخ شوروی از دو طرف به لهستان حمله کردن، اون رو اشغال کردن و در مرز جدید با هم دست دوستی دادن و برگشتن خونهشون! تو این قسمت از شروع جنگ جهانی دوم گفتیم و از توافقی موقت بین دو دشمن خونی و ازلی یعنی هیتلر و استالین
پادکست: مورخ
جنگ جهانی دوم(قسمت سوم)، شروع جنگ
پادکست: مورخ
جنگ جهانی دوم(قسمت سوم)، شروع جنگ
❤14🤩1
تو قادری کاری بکنی که من بر بخشی
درخشانتر و روشنتر از وجود خودم
دست بگذارم...!♥️✨
👤جبران_خلیل_جبران
درخشانتر و روشنتر از وجود خودم
دست بگذارم...!♥️✨
👤جبران_خلیل_جبران
❤23💔1
قتل_در_خانه_اشباح_مری_رابرتز_راینهارت.zip
29.8 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📓قتل در خانه اشباح
✍🏻مری_رابرتز_راینهارت
#معمایی #ادبیات_آمریکا
این رمان در سال ۱۹۰۸ منتشر شد و از نخستین آثاری است که فرم معروف «خانهٔ پرراز و رمز با قتلی در آن» را در ژانر معمایی تثبیت کرد. بسیاری از منتقدان میگویند الهامبخش آثار بعدی آگاتا کریستی و حتی فیلمهای کلاسیک «خانهٔ ارواح» بوده است.
راوی داستان، خانم ریچل اینس است؛ زنی میانسال و سرسخت که همراه برادرزادهاش به خانهای بزرگ در روستا نقل مکان میکند تا تابستان را در آرامش بگذرانند. اما خیلی زود اتفاقات عجیبی رخ میدهد: صداهای مرموز در شب، چهرههایی در سایهها، و در نهایت قتلی مرموز در خانه. با پیشرفت داستان، ریچل ناخواسته وارد نقش کارآگاهی میشود و باید پرده از رازهایی بردارد که به گذشتهٔ تاریک خانه و ساکنانش برمیگردند.
📓قتل در خانه اشباح
✍🏻مری_رابرتز_راینهارت
#معمایی #ادبیات_آمریکا
❤9
Forwarded from آوان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گاهی وقتی درگیر اضطراب، نگرانی یا احساسات ناخوشایند میشویم، ناخودآگاه شروع میکنیم به کندن…
با فکر کردن بیش از حد، تحلیل، یا تلاش برای کنترل احساسات.
اما درست مثل کسی که در گودال افتاده و با بیل کندن را ادامه میدهد، ما هم هرچه بیشتر کنترل میکنیم، بیشتر فرو میرویم.
💡 شاید وقتش باشد برای لحظهای بیل را زمین بگذاریم…
و به جای جنگیدن با احساس، فقط حضورش را ببینیم.
@avanpsychologyyyy
با فکر کردن بیش از حد، تحلیل، یا تلاش برای کنترل احساسات.
اما درست مثل کسی که در گودال افتاده و با بیل کندن را ادامه میدهد، ما هم هرچه بیشتر کنترل میکنیم، بیشتر فرو میرویم.
💡 شاید وقتش باشد برای لحظهای بیل را زمین بگذاریم…
و به جای جنگیدن با احساس، فقط حضورش را ببینیم.
@avanpsychologyyyy
👍8❤6🗿1
امروز نه آغاز و نه انجامِ جهان است
ای بس غم و شادی که پسِ پرده نهان است
گر مردِ رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنرِ گامِ زمان است
تو رهروِ دیرینهی سرمنزلِ عشقی
بنگر که ز خونِ تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلّهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازیِ خونین
بازیچهی ایّام دلِ آدمیان است
دل بر گذرِ قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامالِ سوارانِ خزان است
روزی که بجنبد نفسِ بادِ بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریادِ من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزادِ جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنجِ صبوری
این صبر که من میکنم افشردنِ جان است
از راه مرو سایه که آن گوهرِ مقصود
گنجیست که اندر قدمِ راهروان است
#هوشنگ_ابتهاج
ای بس غم و شادی که پسِ پرده نهان است
گر مردِ رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنرِ گامِ زمان است
تو رهروِ دیرینهی سرمنزلِ عشقی
بنگر که ز خونِ تو به هر گام نشان است
آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چلّهی این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازیِ خونین
بازیچهی ایّام دلِ آدمیان است
دل بر گذرِ قافلهی لاله و گل داشت
این دشت که پامالِ سوارانِ خزان است
روزی که بجنبد نفسِ بادِ بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
ای کوه تو فریادِ من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزادِ جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصلهی دست و زبان است
خون میچکد از دیده در این کنجِ صبوری
این صبر که من میکنم افشردنِ جان است
از راه مرو سایه که آن گوهرِ مقصود
گنجیست که اندر قدمِ راهروان است
#هوشنگ_ابتهاج
❤32👍2
زهر زیبا.pdf
5.1 MB
|•📜معرفی_کتاب:
📚زهر زیبا
(جلدو اول سه گامه وایپرها)
✍🏻رینا_کنت
#فانتزی #عاشقانه #دارک_رومنس
اولین جلد از سهگانه وایپرها یک رمان عاشقانه تاریک با تم هاکی و فضای جامعه مخفی است که در دانشگاه گریاستون رخ میدهد. داستان حول محور دالیا تورن میچرخد، دختری که برای انتقام از کسانی که دنیای او را نابود کردهاند، به دنبال نفوذ به تیم هاکی نخبه وایپرها است. او کین دِوِنپورت، کاپیتان کاریزماتیک و بهظاهر بیعیب تیم را هدف قرار میدهد، اما خیلی زود متوجه میشود که کین، پشت نمای دوستانهاش، شکارچی خطرناکی است که او را در بازی مرگباری گرفتار میکند. این داستان پر از تنش عاشقانه دشمنبهعاشق، دسیسههای سیاسی، و رازهای تاریک جامعه مخفی است که با مضامین انتقام، سوءاستفاده نسلی، و عشقی که نیازمند تخریب پیش از شفا است، همراه شده. فضای تاریک و پرشور کتاب، همراه با شیمی آتشین بین کین و دالیا، خوانندگان را درگیر میکند.
📚زهر زیبا
(جلدو اول سه گامه وایپرها)
✍🏻رینا_کنت
#فانتزی #عاشقانه #دارک_رومنس
❤8☃3🦄1
افرادی که مدام در حال شکایت کردن هستند هرگز متوجه نیستند که مقصر خودشان بودند که مورد بیتوجهی دیگران واقع شدهاند.
خودشان باعث شدند که روابطشان تیره و تار گردد و یا دوستیهایشان از بین برود.
این اشخاص معتقدند که انسانهای موفق کیسههایی پر از حیله و نیرنگ دارند و یا معجزهای در کارشان وجود دارد که میتواند آنها را به موفقیت برساند.
خودشان باعث شدند که روابطشان تیره و تار گردد و یا دوستیهایشان از بین برود.
این اشخاص معتقدند که انسانهای موفق کیسههایی پر از حیله و نیرنگ دارند و یا معجزهای در کارشان وجود دارد که میتواند آنها را به موفقیت برساند.
📖چگونه با هرکسی صحبت کنیم
✍🏻لیل_لوندز
👍14❤9🫡1
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن
از سوی کسی که دوستش میداری
آن حس و حالتی است که
در واژهی عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد!♥️✨
از سوی کسی که دوستش میداری
آن حس و حالتی است که
در واژهی عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد!♥️✨
👤محمود_دولت_آبادى
❤35☃3
مدرسه زندگی - اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی
📻@podchi
پادکست مدرسه زندگی - «اضطراب موقعیت و جایگاه اجتماعی»
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
این اضطراب مدرن که به آن اضطراب موقعیت یا جایگاه اجتماعی یا اضطراب منزلت میگوییم از کجا آمد؟ و چطور میتوان از تلخی و اثر آن کاست؟ پادکستی از مدرسه زندگی آلن دوباتن.
💚✨🪴
❤10
تو را عاشقانهتر دوست خواهم داشت
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
چه بمیرم، چه بمانم
قلب تو آشیانهی من است
و قلب من، باغ و بهار تو
مرا چهار کبوتر است
چهار کبوتر کوچک
قلب من آشیانهٔ توست
و قلب تو باغ و بهاران من…
👤فدریکو_گارسیا_لورکا
❤21
گوش کن
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
دورترین مرغ جهان میخواند
شب سلیس است، و یکدست، و باز
شمعدانیها
و صدادارترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن، جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست!
پلکها را بتکان
کفش به پا کن
و بیا!
و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد!
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را
مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت :
“بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تَر است
👤سهراب_سپهری
❤21
دست مرا محکم بگیر و ول نکن!
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
من از بلندی روزهای بی تو میترسم..️.♥️✨
👤رسول_ادهمی
❤18💔1