تنها یکبار میتوانست
در آغوشاش کِشَد
و میدانست آنگاه چون بهمنی فرو میریزد
و میخواست به آغوشام پناه آورد؛
ناماش برف بود
تناش برفی
قلباش از برف
و تپشاش صدای چکیدن برف
بر بامهای کاهگلی،
و من او را
چون شاخهای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم.
✍🏻بیژن_الهی
در آغوشاش کِشَد
و میدانست آنگاه چون بهمنی فرو میریزد
و میخواست به آغوشام پناه آورد؛
ناماش برف بود
تناش برفی
قلباش از برف
و تپشاش صدای چکیدن برف
بر بامهای کاهگلی،
و من او را
چون شاخهای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم.
✍🏻بیژن_الهی
❤20
راز.pdf
10.6 MB
با خواندن کتاب راز، به تالیف راندا برن، با اسرار راز آشنا مىشویم، در مىیابیم که بر هر کارى توانا هستیم و هیچ مانعى نمىتواند ما را از آرزوهایمان محروم کند. کتاب راز ما را با خویشتن راستین و توانایمان آشنا مىکند. با کشف راز، شکوه انسانى خود را کشف خواهیم کرد.
📗راز
✍🏻راندا_برن
#موفقیت #توسعه_فردی
#درخواستی
📗راز
✍🏻راندا_برن
#موفقیت #توسعه_فردی
#درخواستی
❤14👎3
هر آنچه دوست داشتم برای من نماند و رفت،
امید آخرین اگر تویی برای من بمان…♥️✨
امید آخرین اگر تویی برای من بمان…♥️✨
👤حسین_منزوی
❤13💔2
از مرگ نمیترسیدم، از گیر افتادن میترسیدم. دم را که فرو میدادم تا بازدم نمیدانستم چه بلایی سرم میآید، در هراس این بیخبری میخواستم از تنم فرار کنم. میخواستم پر باز کنم و یکباره بگریزم، اما توی تنم گیر افتاده بودم.
📖تماما مخصوص
✍🏻عباس_معروفی
❤21
مهاجم سیاه - ویلیام ارل جونز.zip
13 MB
|•📜 معرفی_کتاب:
📓مهاجم سیاه
✍🏻ویلیام ارل جونز
#ماجراجویی #ادبیات_انگلیس
کتاب «مهاجم سیاه» (The Black Raider) اثری ماجراجویانه از ویلیام ارل جونز است. این داستان در سبک ماجراجویی و اکشن کلاسیک نوشته شده و حالوهوایی شبیه به داستانهای اکتشافی و مأموریتهای نظامی دهههای میانی قرن بیستم دارد.
در قلب آفریقا، شایعهای دربارهٔ شخصی مرموز به نام مهاجم سیاه پخش شده است؛ فردی قدرتمند و بیرحم که با گروهی از یارانش منطقهای وسیع را در ترس و هرجومرج فرو برده. دولت تصمیم میگیرد مأمورانی ویژه را برای تحقیق و مقابله با او بفرستد. در میان آنها، بیگلز خلبان و ماجراجوی معروف، مأمور میشود تا در دل جنگلهای خطرناک و ناشناخته، راز «مهاجم سیاه» را کشف کند.
📓مهاجم سیاه
✍🏻ویلیام ارل جونز
#ماجراجویی #ادبیات_انگلیس
❤9👍3
|•📖تیکه_کتاب:
⊱روزهای اول جدایی خیلی به من سخت گذشت، نگرانت بودم که چه حالی داری و بر تو چه میگذرد و نگران چشمهایت که در فراقم نمناک خواهند شد. خودم را بهخاطر رنجهایی که کشیدهای نمیبخشم گرچه این جدایی خواست من نبود.
📚افسانه ی ماه و خورشید
✍🏻فاطمه_مرتضوی
⊱روزهای اول جدایی خیلی به من سخت گذشت، نگرانت بودم که چه حالی داری و بر تو چه میگذرد و نگران چشمهایت که در فراقم نمناک خواهند شد. خودم را بهخاطر رنجهایی که کشیدهای نمیبخشم گرچه این جدایی خواست من نبود.
📚افسانه ی ماه و خورشید
✍🏻فاطمه_مرتضوی
❤23👍1