خانه‌ی کتاب
16.2K subscribers
2.74K photos
29 videos
1.37K files
704 links
Download Telegram
محبوب من،

حالا دیگر جان من در جان شما حل شده است و
برای همین استدعا می‌کنم
مرا بمان
مرا قدم بزن
مرا بخند
مرا بخواه
مرا بیدار شو...


👤محمد_صالح‌علاء
16
اندکی از تو
بسیاری‌ست از همه چیز...

#محمود_درویش
15
Audio
تا حالا شده بخوای استراحت کنی ولی به‌جاش اضطراب بیاد؟
صدای درونی می‌گه: وقت تلف می‌کنی! تنبلی! بیشتر کار کن!
نتیجه؟ عذاب وجدان و خستگیِ بیشتر…

اما حقیقت اینه:
استراحت = تنبلی نیست.
استراحت = سوخت‌گیری دوباره.

همین امروز امتحان کن: وقتی اون فکر سرزنش‌گر اومد، به خودت یادآوری کن:
این فقط یه فکره، نه حقیقت

🎧 برای اینکه یاد بگیری چطور جدا شدن از این افکار رو تمرین کنی و از استراحتت بدون اضطراب لذت ببری، پادکست مارو رو گوش کن
12
7👍3
لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم. موسیقی گوش کنم. و وقتی موسیقی گوش می‌کنم صدای سکوت اطرافم رو بشنوم.
ژولین: و بعد؟
لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه‌وار، تا تمام زندگی‌هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم.
📚مهمانسرای دو دنیا
✍🏻امانوئل_اشمیت
29
بزرگترین پیروزی زندگی‌ام این بود که توانستم با خودم زندگی کنم و کمبود‌های خودم و دیگران را بپذیرم. از آنچه دوست دارم باشم خیلی دورم، اما بالاخره به این نتیجه رسیده‌ام که آنقدرها هم بد نیستم.

👤ملیسا_هلسترن
10👍6
پرونده اودسا - فردریک فورسایت.zip
3.1 MB
|•📜معرفی_کتاب:
​پرونده اودسا (The Odessa File) یکی از رمان‌های معروف و هیجان‌انگیز فردریک فورسایت، نویسنده بریتانیایی، است که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد. این کتاب به دلیل سبک جاسوسی، دقت تاریخی و روایت پرتعلیقش شهرت دارد. تحقیقات میلر او را به سمت یک شبکه پیچیده از نازی‌های سابق، جاسوسی بین‌المللی و تلاش‌های این سازمان برای جلوگیری از افشای اسرارشان می‌کشاند. در نهایت، او در یک ماموریت خطرناک، تنها به دنبال حقیقت و عدالت، به قلب این سازمان نفوذ می‌کند.
📓پرونده اودسا
✍🏻فردریک_فورسایت
#رمان #ادبیات_انگلیس
10
با تيشه ی خيـــــــال تراشيده ام تو را
در هر بتی كه ساخته ام ديده ام تو را

از آسمــان بــه دامنــــم افتاده آفتاب؟
يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوييده ام تــــو را

رويای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را

از هــــر نظر تــــــــو عين پسند دل منی
هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را

زيباپرستیِ دل من بی دليل نيست
زيـــرا به اين دليل پرستيده ام تو را

با آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسيده ام تو را

از شعر و استعـــاره و تشبيه برتــــری
با هيچكس بجز تو نسنجيده ام تو را...

قیصر_امین_پور
12
🤎🍁
14
|•📖تیکه_کتاب

زندگی یعنی انتخاب و دانستن اینکه چطور وقتی درهم شکسته‌ایم باز خودمان را از نو بسازیم. همه ما این را می‌دانیم، حتی آن‌هایی که تظاهر به ندانستن می‌کنند.

📚سنگ کاغذ قیچی
✍🏻آلیس_فینی
12👍10
دسته‌ی‌ دلقک‌ها.pdf
5.4 MB
|•📜معرفی_کتاب:
کتاب دسته دلقک ها، رمانی نوشته ی لویی فردینان سلین است که نخستین بار در سال 1944 به چاپ رسید. سلین در این رمان به کاوش در ترس ها و اضطراب های ناشی از دنیایی پرآشوب می پردازد. قهرمان داستان که تشابهات زیادی با خود سلین دارد، در دنیای زیرزمینی و کابوس وار لندن طی سال های جنگ جهانی اول زندگی می کند. او در این جهان پرهرج و مرج و رنج آور با انواع و اقسام شخصیت هایی همچون دلالان، شعبده بازان، افسران پلیس و تبهکاران آشنا می شود و زوال روحی خود و جامعه ی پیرامونش را به نظاره می نشیند. لویی فردینان سلین، جهان وهم آلود این شخصیت را آنچنان پرجزئیات و دقیق توصیف می کند که واقعیت دنیای شناخته شده ی مخاطبین، با چالشی تفکربرانگیز رو به رو می شود.
✍🏻لویی_فردینان_سلین
📗دسته دلقک ها
#تاریخی #درام
5👍4
«اگر روابط انسانی آنقدر پیچیده نبود
چای ام را در دست می گرفتم
و به سمت خانه ات می آمدم
و از تو میخواستم تمام زندگی ام باشی.»

👤فاطمه_اندربای_گریزان
💔11💘94
#چالش

آخرین باری که…
4
تو را به جای همه‌ی کسانی که نمی شناخته‌ام…
دوست می‌دارم
تو را به جای همه‌ی روزگارانی که نمی زیسته‌ام…
دوست می‌دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گناه،
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست می‌دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی‌دارم،
دوست می‌دارم.

👤پل_الوار
19💔4
که
مونس
دل
و
آرام
جان و
دفع
غمی

#سعدی
18
مرگ در ونیز رمان توماس مان.pdf
8.3 MB
|•📜معرفی_کتاب:
گوستاو فون آشنباخ نویسنده‌ مشهور آلمانی سالخورده‌ای است که دیگر انگیزه و توان نوشتن ندارد. او که سراسر عمرش زندگی منظم با قواعدی مشخص داشته، برای تغییر روحیه‌اش تصمیم می‌گیرد به ونیز، شهری زیبا و هنری سفر کند تا حال و هوایش عوض شود. او در این سفر که برای تقویت توان نویسندگی‌اش به آن تن داده، دلباخته‌ می‌شود. عشقی که آغاز‌کننده‌ی درگیری‌های گوستاو بین اخلاق و عاطفه است. توماس مان در نهایت سادگی و بدون هیچ ترسی از خطر لو رفتن داستان، همان ابتدا در عنوان رمان خود از مرگ و پایان داستانش خبر می‌دهد.  مضمون‌های فلسفی کتاب بدون آن که از متن داستانی خارج شود و خودش را به خواننده تحمیل کند، در یک قالب استادانه طراحی شده می نشیند و از تقابل مرگ و زندگی سخن می‌گوید.
✍🏻توماس_مان
📗مرگ در ونیز
12
گاهی اوقات دلم می‌خواهد در تاریکی گم بشوم. از خودم می‌گریزم. از خودم که همیشه مایه‌ی آزار خودم بوده‌ام. از خودم که نمی‌دانم چه می‌کنم و چه می‌خواهم...

از نامه های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
💔155🕊1