|•📖تیکه_کتاب:
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت. باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتادهاند فقط تنها به خاطر آورد...
📚عقاید یک دلقک
✍🏻هاینریش_بل
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت. باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتادهاند فقط تنها به خاطر آورد...
📚عقاید یک دلقک
✍🏻هاینریش_بل
❤25
گاهی احساس میکنم مثل نگهبان موزهای هستم موزهای عظیم و خالی که هرگز کسی پا به آن نمیگذارد و من در آنجا مراقب کسی جز خودم نیستم.
👤هاروکی_موراکی
👤هاروکی_موراکی
❤23☃1
«دعيني أقولُ بكلِّ اللغات التي تعرفينَ والتي لا تعرفينَ: أُحبُّكِ أنتِ.»
بگذار تا با تمام زبانهایی که میدانی و نمیدانی بگویم: دوستت دارم…
👤نزار_قبانی
بگذار تا با تمام زبانهایی که میدانی و نمیدانی بگویم: دوستت دارم…
👤نزار_قبانی
❤14
❤20💊2💘1
|•📜معرفی_کتاب:
کتاب مالون می میرد، دومین اثر از سه گانه ی معروف ساموئل بکت است که در سال 1951 به انتشار رسید. پیرمردی در اتاقش روزهای آخر زندگی را پشت سر می گذارد. برایش غذا می آورند و تمیزش می کنند در حالی که او به انتظار مرگ نشسته است. پیرمرد در همین حالِ انتظار، برای گذران وقت، قصه هایی در ذهن خود می سازد و شخصیت های گوناگون و متفاوتی از قوه ی تخیل او می گذرند. این رمان جریان ساز با داستانی متفاوت و به یاد ماندنی، هم ردیف آثار بزرگی چون «در انتظار گودو» و یا «آخر بازی» قرار می گیرد. مالون می میرد به همراه دو رمان دیگری که این سه گانه را تکمیل می کنند، آغازگر دوران شکوفایی داستان سرایی بکت است؛ دورانی که مسائل زبانی و استفاده از روایتی غیرسنتی، در مرکز توجه این نویسنده ی جریان ساز قرار گرفت. این کتاب را می توان نقطه ای در نظر گرفت که بکت در آن، مسیر نویسندگی خود را تغییر داد.
📗مالون میمیرد
✍🏻ساموئل_بکت
کتاب مالون می میرد، دومین اثر از سه گانه ی معروف ساموئل بکت است که در سال 1951 به انتشار رسید. پیرمردی در اتاقش روزهای آخر زندگی را پشت سر می گذارد. برایش غذا می آورند و تمیزش می کنند در حالی که او به انتظار مرگ نشسته است. پیرمرد در همین حالِ انتظار، برای گذران وقت، قصه هایی در ذهن خود می سازد و شخصیت های گوناگون و متفاوتی از قوه ی تخیل او می گذرند. این رمان جریان ساز با داستانی متفاوت و به یاد ماندنی، هم ردیف آثار بزرگی چون «در انتظار گودو» و یا «آخر بازی» قرار می گیرد. مالون می میرد به همراه دو رمان دیگری که این سه گانه را تکمیل می کنند، آغازگر دوران شکوفایی داستان سرایی بکت است؛ دورانی که مسائل زبانی و استفاده از روایتی غیرسنتی، در مرکز توجه این نویسنده ی جریان ساز قرار گرفت. این کتاب را می توان نقطه ای در نظر گرفت که بکت در آن، مسیر نویسندگی خود را تغییر داد.
📗مالون میمیرد
✍🏻ساموئل_بکت
👍7❤5
مالون میمیرد - ساموئل بکت.zip
1.8 MB
گاهی باید بگذری بگذاری و بروی، وقتی میمانی و تحمل میکنی
از خودت یک احمق میسازی.
📖مالون میمیرد
✍🏻ساموئل_بکت
#فهرست برترین آثار «ادبیات پست مدرن»
#جایزه نوبل ادبیات
از خودت یک احمق میسازی.
📖مالون میمیرد
✍🏻ساموئل_بکت
#فهرست برترین آثار «ادبیات پست مدرن»
#جایزه نوبل ادبیات
👍11❤3
|•📖تیکه_کتاب:
اگر رویایت را دنبال نکنی، بخشی از روحت تا آخر عمر در حسرت خواهد ماند.
📚کیمیاگر
✍🏻پائولو_کوئیلو
اگر رویایت را دنبال نکنی، بخشی از روحت تا آخر عمر در حسرت خواهد ماند.
📚کیمیاگر
✍🏻پائولو_کوئیلو
❤30🫡5☃1
گوتیک مکزیکی یا جنون مکزیکی.pdf
28.3 MB
|•📜معرفی_کتاب:
کتاب "Mexican Gothic" نوشته سیلویا موریو گارسیا، داستانی ترسناک و گوتیک است که در دهه ۱۹۵۰ در مکزیک اتفاق میافتد. داستان حول محور شخصیت اصلی تاباتا، میچرخد که به دنبال نجات دختر عمویش، کاتالینا، به یک عمارت دورافتاده و مرموز در کوههای مکزیک سفر میکند.
نوئمی که یک زن جوان مستقل و مدرن است، به محض ورود به عمارت، با جو تاریک و عجیبی مواجه میشود. او متوجه میشود که خانوادهای که در این عمارت زندگی میکنند، رازهای وحشتناکی دارند و تحت تأثیر نیروهای ماورایی و تاریخچهای تاریک قرار دارند. در طول داستان، نوemi با چالشهای مختلفی روبرو میشود و به تدریج حقیقتهای وحشتناک درباره خانواده و عمارت را کشف میکند.
📕جنون مکزیکی
✍🏻سیلویا مورنو گارسیا
#معمایی #وحشت #ماورالطبیعت
کتاب "Mexican Gothic" نوشته سیلویا موریو گارسیا، داستانی ترسناک و گوتیک است که در دهه ۱۹۵۰ در مکزیک اتفاق میافتد. داستان حول محور شخصیت اصلی تاباتا، میچرخد که به دنبال نجات دختر عمویش، کاتالینا، به یک عمارت دورافتاده و مرموز در کوههای مکزیک سفر میکند.
نوئمی که یک زن جوان مستقل و مدرن است، به محض ورود به عمارت، با جو تاریک و عجیبی مواجه میشود. او متوجه میشود که خانوادهای که در این عمارت زندگی میکنند، رازهای وحشتناکی دارند و تحت تأثیر نیروهای ماورایی و تاریخچهای تاریک قرار دارند. در طول داستان، نوemi با چالشهای مختلفی روبرو میشود و به تدریج حقیقتهای وحشتناک درباره خانواده و عمارت را کشف میکند.
📕جنون مکزیکی
✍🏻سیلویا مورنو گارسیا
#معمایی #وحشت #ماورالطبیعت
❤5🔥4
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجرایی ست که در حافظه ی دنیا نیست
نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری از ما نیست
شب که آرامتر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدار تو - تافردا نیست
من و تو ساحل و دریای همیم - اما نه!
ساحل اینقدر که در فاصله با دریا نیست
ماجرایی ست که در حافظه ی دنیا نیست
نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست
تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری از ما نیست
شب که آرامتر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدار تو - تافردا نیست
من و تو ساحل و دریای همیم - اما نه!
ساحل اینقدر که در فاصله با دریا نیست
محمدعلی_بهمنی
❤15👍4
رویای مادرم از آلیس مونرو.pdf
9 MB
|•📜معرفی_کتاب:
رویای مادرم مجموعهای از داستانهای کوتاه با عناوین رویای مادرم ، صورت، کوئینی، تیر و ستون و نفرت، دوستی، خواستگاری، عشق و ازدواج است. داستانهای این مجموعه همانند دیگر آثار “آلیس مونرو” حول مسائل انسانی و روابط آنها در زندگی روزمره میگذرد.
📓رویای مادرم
✍🏻آلیس_مونرو
رویای مادرم مجموعهای از داستانهای کوتاه با عناوین رویای مادرم ، صورت، کوئینی، تیر و ستون و نفرت، دوستی، خواستگاری، عشق و ازدواج است. داستانهای این مجموعه همانند دیگر آثار “آلیس مونرو” حول مسائل انسانی و روابط آنها در زندگی روزمره میگذرد.
📓رویای مادرم
✍🏻آلیس_مونرو
❤7
Forwarded from آوان
تا حالا به تفاوت این جملهها دقت کردی؟
🔹 «من شکست خوردم»
🔹 «کسبوکارم شکست خورد»
🔹 «من تنهام 😔
🔹 «من احساس تنهایی میکنم»
وقتی میگی من شکست خوردم یا من تنهام، انگار کل وجودت رو با اون تجربه یکی میکنی. نتیجه؟ حسرت، ناامیدی و بنبست.
اما وقتی میگی من احساس تنهایی میکنم، تجربه رو از هویتت جدا کردی. این یعنی:
✔️ پذیرفتی که احساس وجود داره
✔️ اما خودت خیلی فراتر از اون هستی
✔️ و جا برای دیدن راهکارها باقیه
یادت باشه 👉 احساسات میان و میرن. هیچکدوم تمام هویت تو نیستن.
این نگاه ساده، یک تمرین قدرتمند برای پذیرش احساسهاست.
🔹 «من شکست خوردم»
🔹 «کسبوکارم شکست خورد»
🔹 «من تنهام 😔
🔹 «من احساس تنهایی میکنم»
وقتی میگی من شکست خوردم یا من تنهام، انگار کل وجودت رو با اون تجربه یکی میکنی. نتیجه؟ حسرت، ناامیدی و بنبست.
اما وقتی میگی من احساس تنهایی میکنم، تجربه رو از هویتت جدا کردی. این یعنی:
✔️ پذیرفتی که احساس وجود داره
✔️ اما خودت خیلی فراتر از اون هستی
✔️ و جا برای دیدن راهکارها باقیه
یادت باشه 👉 احساسات میان و میرن. هیچکدوم تمام هویت تو نیستن.
این نگاه ساده، یک تمرین قدرتمند برای پذیرش احساسهاست.
❤16
|•📖تیکه_کتاب:
یاد بگیرید وقتی کسی خودش را برایتان حذف کرد، آن را موهبت در نظر بگیرید.
📚عشق کافی نیست
✍🏻مارک_منسن
یاد بگیرید وقتی کسی خودش را برایتان حذف کرد، آن را موهبت در نظر بگیرید.
📚عشق کافی نیست
✍🏻مارک_منسن
❤24☃1
«احساس دلتنگی و تنهایی میکرد. شبها
نمیتوانست راحت بخوابد. کابوس میدید، عرق میکرد، هذیان میگفت، و به بهانههای مختلف گریه میکرد.»
نمیتوانست راحت بخوابد. کابوس میدید، عرق میکرد، هذیان میگفت، و به بهانههای مختلف گریه میکرد.»
👤عباس_معروفی
❤24☃1