خانه‌ی کتاب
16.2K subscribers
2.74K photos
29 videos
1.37K files
708 links
Download Telegram
غم، هرگز عقب نمی‌نشیند مگر آن که به عقب برانی‌اش، نمی‌گریزد مگر آن که بگریزانی‌اش، آرام نمی‌گیرد مگر آن که بی‌رحمانه سرکوبش کنی...

📖چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻نادر_ابراهیمی

@TheBlueLibrary📚🦋
27💔2
من
در تو
نگاه میکنم
در تو نفس میکشم
وزندگی مرا تکرار می کند...♥️


👤شاملو
17💔2
چه بگویم
سحرت خیر ؟
تو خودت صبح جهانی...🤍🌱

#شهریار
23
سبکتو - پنج نشانه خوش قول بودن
📻@podchi
خوش قولی و سر وقت بودن از آن دست ویژگی هایی است که همه دوست داریم داشته باشیم و می‌دانیم یکی از خصوصیات تمام مدیران برجسته است، پس اگر می خواهید در مسیر موفقیت حرکت کنید باید این عادت را در خود نهادینه کنید. اما افراد خوش قول چه ویژگی هایی دارند؟
پادکست: سبکتو
« پنج نشانه خوش قول ها»

🤍🫧
81
سبزه ها در بهار می رقصند،
من در کنار تو به آرامش می رسم
و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست
تو را عاشقانه می بوسم
تا با گرمی نفسهایم، به لبانت جان دهم
و با گرمی نفسهایت، جانی دوباره گیرم.
دوستت دارم،
با همه هستی خود، ای همه هستی من
و هزاران بار خواهم گفت:
دوستت دارم را …♥️

👤نیما_یوشیج
❤‍🔥96💊1
می‌شود نیلوفری از برگِ گل اندام تو
من به جرأت در بغل
چون تنگ افشارم تو را؟

#صائب🤍🌱
15
می‌خواهم_زنده_بمانم_ادوارد_اس_مونتگمری.zip
22.5 MB
|•📜معرفی_کتاب:
کتاب می‌خواهم زنده بمانم اثر ادوارد اس مونتگمری داستانی واقعی و تکان دهنده است درباره باربارا گراهام زنی که به ناحق به اعدام در اتاق گاز محکوم می‌شود. این کتاب تلاش‌های ناامیدانه او برای اثبات بیگناهی و مبارزه‌اش با سیستم قضایی را به تصویر می‌کشد و نگاهی عمیق به مسائل عدالت امید و مقاومت در برابر شرایط بی‌رحمانه دارد.
باربارا گراهام زنی با گذشته‌ای پر از اشتباهات و خلاف‌های کوچک پس از تلاش برای شروع یک زندگی جدید به طور ناخواسته درگیر پرونده قتل یک زن مسن می‌شود. با وجود اینکه شواهدى عليه او وجود ندارد، به دلیل سابقه بد و شهادت دروغ دو همدستش، به جرم قتل محکوم به اعدام در اتاق گاز می‌شود. در حالی که افکار عمومی و رسانه‌ها او را باربارای خونین نامیده‌اند و علیه‌اش جو سنگینی ایجاد کرده‌اند.

📗 می‌خواهم زنده بمانم
✍🏻ادوارد_اس_مونتگمری
#رمان #ادبیات_آمریکا
7
تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادی یا آنها را بد انجام داده‌ای گلایه می‌کنی. طوری که انگار این کار فایده‌ای دارد. چرا خودت را نمی‌بخشی و به خودت یادآوری نمی‌کنی که همیشه بیشترین تلاشت را کرده‌ای؟
انسان‌ها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند. لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد...



👤فرانسسک_میرالس

@TheBlueLibrary📚🦋
👌125💘1
گربه‌ای_در_میان_کبوترها_آگاتا_کریستی.zip
28.9 MB
|•📜معرفی_کتاب:
کتاب گربه‌ای در میان کبوترها یکی از رمانهای پلیسی مشهور آگاتا کریستی است که نخستین بار در سال ۱۹۵۹ منتشر شد. در این داستان کارآگاه هر کول پوآرو، شخصیت محبوب آثار کریستی برای حل معمایی پیچیده درگیر ماجرا می‌شود.
💬 ماجرا در یک مدرسه دخترانه معتبر به نام مدرسه‌ی میدوزبانک اتفاق می‌افتد جایی که ناگهان قتل‌هایی مرموز رخ می‌دهند. پیش از این اتفاقات در یک کشور خیالی خاورمیانه‌ای به نام رمت انقلاب و شورشی رخ داده و جواهراتی سلطنتی ناپدید می‌شوند. به تدریج مشخص می‌شود که این وقایع به هم مرتبط‌اند.
📗گربه‌ای در میان کبوترها
✍🏻آگاتا_کریستی
#پلیسی #جنایی #معمایی #ادبیات_انگلیس
5👍3
تو به تحریکِ فلک، فتنه‌یِ دورانِ منی!
من به تصدیقِ نظر، محوِ تماشایِ توام...
♥️

👤فروغ_بسطامی
19👍2
Generate a hyper-realistic portrait of a soulmate this person was deeply connected to in a past life, but lost before they could be fully together. The person should radiate nostalgic energy, emotional depth, and a quiet sense of longing — as if they are waiting across time.

Style: cinematic, warm tones, slightly vintage or timeless clothing, soft lighting, distant but intimate gaze. The vibe should feel like an echo from the past — someone familiar yet unreachable. The facial features must emotionally resonate with the user’s face without mimicking it.


بچها این یه پرامپت خیلی باحاله😁
عکس خودتون رو به همراه این متن به چت جی بی تی بدید و عکس نیمه گمشده‌تون توی زندگی قبلی رو ببینید:))
7
|•📖تیکه_کتاب:

⤶ وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می‌کند، تا آخر عمر..

📚ابله محله
✍🏻کریستین_بوبن
23
روزنه ای به رنگ

در شب تردید من، برگ نگاه!
می روی با موج خاموشی کجا؟
ریشه ام از هوشیاری خورده آب:
من کجا، خاک فراموشی کجا.

دور بود از سبزه زار رنگها
زورق بستر فراز موج خواب.
پرتویی آیینه را لبریز کرد:
طرح من آلوده شد با آفتاب.

اندهی خم شد فراز شط نور:
چشم من در آب می‌بیند مرا.
سایه ی ترسی به ره لغزید و رفت.
جویباری خواب می‌بیند مرا.

در نسیم لغزشی رفتم به راه.
راه، نقش پای من از یاد برد. سرگذشت من به لبها ره نیافت:
ریگ بادآورده‌ای را باد برد.

سهراب_سپهری|هشت کتاب
20
من هرگز کسی‌را مثل تو دوست نداشته‌ام
هرگز آنقدر که به تو نزدیک شده‌ام
به کسی نزدیک نشده‌ام،
با تو شروع کردم و با تو
به پایان خواهم رساند...♥️


👤غسان_کنعانی
16
گفته بودم " بعد ازین باید فراموشش کنم"
دیدمش وز یاد بردم
گفته های خویش را…🤍🌱

#مهدی_اخوان_ثالث
💔136
در کوچه‌ای که با هم قدم زده بودیم، تنها رفتم. بوی گرد و خاک و نان تازه همان بود، اما نبودن او همه چیز را غریبه کرده بود. انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من.

📖بادبادک‌باز
✍🏻خالد_حسینی

@TheBlueLibrary📚🦋
💘116
سخنی بگوی با من،
که چُنان اسیرِ عشقم که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی
♥️

#سعدی
12👍2💔2