Forwarded from دخترِ شهرزاد
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلسِتان نازنین
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم و اندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
گفتم ِبگریم تا اِبِل چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا
طاقت نمیآرم جفا کار از فغانم میرود
وآن دل که با خود داشتم با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم میرود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلسِتان نازنین
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم و اندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
گفتم ِبگریم تا اِبِل چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا
طاقت نمیآرم جفا کار از فغانم میرود
به مناسبت سالروز بزرگداشت سعدی؛
❤20⚡3👍3
راز شاد زیستن - اندرو متیوس.zip
1.2 MB
|•📜توضیحات:
منشأ تمام افکار و حرکات ما
چگونه دیدن خویشتن است.
تجربیات، موفقیتها، شکستها، افکاری که درباره خود داریم و واکنشهای دیگران نسبت به ما، همه و همه شکل دهنده تصویری هستند که از خویشتن در ذهن داریم و "اعتقاد به حقیقی بودن" این تصویر است که سبب میشود زندگی را دقیقاً در چارچوب آن به پیش ببریم .
جهان بازتابی از خود ماست وقتی از خود بیزارم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق میورزیم تمام جهان به نظر فوقالعاده و دوست داشتنی میآید.
تصویری که انسان از خویشتن در ذهن دارد دقیقاً تعیین میکند که چه رفتارهایی از او سر خواهد زد با چه کسانی دوستی خواهد کرد برای چه چیزهایی تلاش خواهد کرد و از چه چیزهایی اجتناب خواهد کرد.
✍🏻اندرو_متیوس
📘راز شاد زیستن
#توسعه_فردی
منشأ تمام افکار و حرکات ما
چگونه دیدن خویشتن است.
تجربیات، موفقیتها، شکستها، افکاری که درباره خود داریم و واکنشهای دیگران نسبت به ما، همه و همه شکل دهنده تصویری هستند که از خویشتن در ذهن داریم و "اعتقاد به حقیقی بودن" این تصویر است که سبب میشود زندگی را دقیقاً در چارچوب آن به پیش ببریم .
جهان بازتابی از خود ماست وقتی از خود بیزارم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق میورزیم تمام جهان به نظر فوقالعاده و دوست داشتنی میآید.
تصویری که انسان از خویشتن در ذهن دارد دقیقاً تعیین میکند که چه رفتارهایی از او سر خواهد زد با چه کسانی دوستی خواهد کرد برای چه چیزهایی تلاش خواهد کرد و از چه چیزهایی اجتناب خواهد کرد.
✍🏻اندرو_متیوس
📘راز شاد زیستن
#توسعه_فردی
❤7🐳7
|•📖تیکه_کتاب:
پنج میلیارد آدم روی این کرهی خاکی زندگی میکنند
ولی آدم فقط عاشق یکی از آنها میشود!
یک انسان به خصوص. هیچ وقت هم
دوست ندارد او را با کس دیگری عوض کند..
✍🏻یوستین_گردر
📚دنیای_سوفی
پنج میلیارد آدم روی این کرهی خاکی زندگی میکنند
ولی آدم فقط عاشق یکی از آنها میشود!
یک انسان به خصوص. هیچ وقت هم
دوست ندارد او را با کس دیگری عوض کند..
✍🏻یوستین_گردر
📚دنیای_سوفی
👍15❤9⚡2💔2
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم،
تو را دوست دارم…♥️✨
👤قیصر_امین_پور
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم،
تو را دوست دارم…♥️✨
👤قیصر_امین_پور
❤🔥9❤7👍2⚡1
❤19👍3❤🔥2⚡1
می خواهمت،
که خواستنی تر زِ هر کسی
کو واژه ای
که ساده تر از این بیان کنم؟♥️✨
👤سیمین_بهبهانی
که خواستنی تر زِ هر کسی
کو واژه ای
که ساده تر از این بیان کنم؟♥️✨
👤سیمین_بهبهانی
❤15⚡1
صدا کن مرا...
صدایِ تو خوب است،
صدای تو سبزینهی آن گیاهِ عجیبیست که در انتهای صمیمیتِ حزن میروید…🤍🌱
#سهراب_سپهری
صدایِ تو خوب است،
صدای تو سبزینهی آن گیاهِ عجیبیست که در انتهای صمیمیتِ حزن میروید…🤍🌱
#سهراب_سپهری
❤20👍2⚡1😭1
زمان اشتباه مکان اشتباه (1) (1).pdf
90.8 MB
|•📜توضیحات:
چطور می شود بعد از این که کسی به قتل رسید از وقوع آن جنایت جلوگیری کرد؟
اواخر ماه اکتبر است، و ساعت از نیمه شب گذشته. پشت پنجره انتظار می کشی تا پسر هفده ساله ات به خانه برگردد. دیر کرده. ناگهان پسرت پیدا می شود اما تنها نیست. دارد به سمت مردی قدم بر می دارد، و مسلح است. چیزی که جلوی چشمت می بینی باور کردنی نیست. پسرت که یک نوجوان با نمک و خوشحال است مردی را در خیابان، درست جلوی خانه به قتل رسانده. نمی دانی مرد که بوده، و چرا چنین اتفاقی افتاده. تنها چیزی که می دانی این است که پسرت دستگیر شده و آینده اش نابود شده است.
با اندوه به خواب می روی. همه چیز از دست رفته. تا این که بیدار می شوی ..... می فهمی به دیروز برگشته ای. و روز بعد... پریروز.
هر بار که از خواب بیدار می شوی کمی بیشتر به عقب برگشته ای و از جنایت دورتر می شوی. جایی در گذشته سرنخی هست علت اصلی آن قتل در گذشته مخفی شده و چاره ای نداری، حتما باید پیدایش کنی.
✍🏻جیلیان_مک_آلیستر
📓زمان اشتباه، مکان اشتباه
#جنایی
#روانشناختی
#معمایی
چطور می شود بعد از این که کسی به قتل رسید از وقوع آن جنایت جلوگیری کرد؟
اواخر ماه اکتبر است، و ساعت از نیمه شب گذشته. پشت پنجره انتظار می کشی تا پسر هفده ساله ات به خانه برگردد. دیر کرده. ناگهان پسرت پیدا می شود اما تنها نیست. دارد به سمت مردی قدم بر می دارد، و مسلح است. چیزی که جلوی چشمت می بینی باور کردنی نیست. پسرت که یک نوجوان با نمک و خوشحال است مردی را در خیابان، درست جلوی خانه به قتل رسانده. نمی دانی مرد که بوده، و چرا چنین اتفاقی افتاده. تنها چیزی که می دانی این است که پسرت دستگیر شده و آینده اش نابود شده است.
با اندوه به خواب می روی. همه چیز از دست رفته. تا این که بیدار می شوی ..... می فهمی به دیروز برگشته ای. و روز بعد... پریروز.
هر بار که از خواب بیدار می شوی کمی بیشتر به عقب برگشته ای و از جنایت دورتر می شوی. جایی در گذشته سرنخی هست علت اصلی آن قتل در گذشته مخفی شده و چاره ای نداری، حتما باید پیدایش کنی.
✍🏻جیلیان_مک_آلیستر
📓زمان اشتباه، مکان اشتباه
#جنایی
#روانشناختی
#معمایی
👍12❤2
Forwarded from ILIA HASHEMI
در صورتی که ساکن و یا اطراف “شهر بندرعباس” هستید و شرایط اهدای خون دارید، لطفاً فوراً به محل پایگاه انتقال خون بندرعباس جهت اهدای خون مراجعه کنید.
متاسفانه شمار کسانی که در جریان انفجار مهیب ساعاتی پیش در بندرعباس؛ کشته، زخمی و نقص عضو شدند بسیار زیاد است.
@iliaen
متاسفانه شمار کسانی که در جریان انفجار مهیب ساعاتی پیش در بندرعباس؛ کشته، زخمی و نقص عضو شدند بسیار زیاد است.
@iliaen
😢21👍4❤3⚡1
|•📖تیکه_کتاب:
من نمیتوانم به تو بفهمانم؛
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد.
حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
✍🏻کافکا
📚مسخ
من نمیتوانم به تو بفهمانم؛
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد.
حتی نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
✍🏻کافکا
📚مسخ
❤32👍9⚡1
جایی_که_خرچنگ_ها_آواز_میخوانند_دلیا_اوئینز.zip
9.3 MB
|•📜توضیحات:
شاید نام «کیا» فقط از سه حرف تشکیل شده باشد، اما رنج هایی که او متحمل شده است در روح و جسم هیچ دختری نمی گنجند. تمام اهالی بارکلی کو، او را با لقب «دختر مرداب» می شناسند، دختر مردابی که نزدیک شدن او به سایر انسان ها تجربیات تلخ و شیرینی برایش به همراه دارد. حوادث پیچیده ی متعددی قبل و بعد از پیدا شدن جسد معشوقه ی سابق او رخ می دهد که دلیا اونز (Delia Owens) به زیبایی هر چه تمام تر آن ها را شرح می دهد. نویسنده در این رمان که اولین اثرش نیز محسوب می شود، هنر تصویرسازی خود را به رخ می کشد. او با این داستان به زیبایی هر چه تمام تر نشان می دهد که انزوا چه تغییری در رفتار انسان ها ایجاد می کند. در این رمان خواهید فهمید طرد شدن از جانب آدم های اطرافتان، شما را چه حالی می کند. کیا، قهرمان داستان یک شیر زن فراموش نشدنی است.
این اثر یک درام جنایی، عاشقانه و معمایی است که شما عاشقش خواهید شد.
✍🏻دیلیا_اوئینز
📗جایی که خرچنگ ها آواز میخوانند
#جایزه ی بوک بروز #معمایی
#فهرست برترین رمان های عاشقانه
شاید نام «کیا» فقط از سه حرف تشکیل شده باشد، اما رنج هایی که او متحمل شده است در روح و جسم هیچ دختری نمی گنجند. تمام اهالی بارکلی کو، او را با لقب «دختر مرداب» می شناسند، دختر مردابی که نزدیک شدن او به سایر انسان ها تجربیات تلخ و شیرینی برایش به همراه دارد. حوادث پیچیده ی متعددی قبل و بعد از پیدا شدن جسد معشوقه ی سابق او رخ می دهد که دلیا اونز (Delia Owens) به زیبایی هر چه تمام تر آن ها را شرح می دهد. نویسنده در این رمان که اولین اثرش نیز محسوب می شود، هنر تصویرسازی خود را به رخ می کشد. او با این داستان به زیبایی هر چه تمام تر نشان می دهد که انزوا چه تغییری در رفتار انسان ها ایجاد می کند. در این رمان خواهید فهمید طرد شدن از جانب آدم های اطرافتان، شما را چه حالی می کند. کیا، قهرمان داستان یک شیر زن فراموش نشدنی است.
این اثر یک درام جنایی، عاشقانه و معمایی است که شما عاشقش خواهید شد.
✍🏻دیلیا_اوئینز
📗جایی که خرچنگ ها آواز میخوانند
#جایزه ی بوک بروز #معمایی
#فهرست برترین رمان های عاشقانه
❤8❤🔥2👍2
|•📖تیکه_کتاب:
چیزی که دارم حرفش را میزنم، خیلی انفرادی است. ضعف چیزی است که در بدن میپوسد. مثل قانقاریا. من از نوجوانی این حال را داشتم؛ برای همین دائم دلشوره داشتم. چیزی در درونت در حال پوسیدن است و تو دائم احساسش میکنی. میتوانی بفهمی چهجوری است؟
✍🏻هاروکی_موراکامی
📚شکار گوسفند وحشی
چیزی که دارم حرفش را میزنم، خیلی انفرادی است. ضعف چیزی است که در بدن میپوسد. مثل قانقاریا. من از نوجوانی این حال را داشتم؛ برای همین دائم دلشوره داشتم. چیزی در درونت در حال پوسیدن است و تو دائم احساسش میکنی. میتوانی بفهمی چهجوری است؟
✍🏻هاروکی_موراکامی
📚شکار گوسفند وحشی
👍13❤2🥴1
«چهقدر خودت را عذاب میدهی، چهقدر خودت را به خاطر زندگی میآزاری! این چیزهایی که از آنها شکایت میکنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچکس یا در هیچزمان، بهتر از این نبوده است.»
نامه های ژرژ ساند
به گوستاو فلوبر
💘8❤5😢4🌚1💊1
یکبار هم به من گفت: «عزیزترینم!» تا آن زمان هیچ واژهای نتوانسته بود تا این حد برایم جاودانه بماند و کلمات فقط مشتی کلمات بودند در اقتضای زمان و مکانی محدود.
ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، «ترینِ» آنهایی!
این یعنی مرا کاملاً آزاد و شرافتمندانه دوست میداشت آن هم در کمالِ دارایی نه از روی ترس و تنهاییاش.♥️✨
👤حمید_جدیدی
ولی «عزیزترینم...!» فکرش را بکنید که در میان تمام عزیزانی که دارد، تو، «ترینِ» آنهایی!
این یعنی مرا کاملاً آزاد و شرافتمندانه دوست میداشت آن هم در کمالِ دارایی نه از روی ترس و تنهاییاش.♥️✨
👤حمید_جدیدی
❤19🏆1
مسخ - فرانتس کافکا.zip
518.7 KB
|•📜توضیحات:
رمان ها و داستان های کوتاه کابوس وار او، اضطراب ها و احساس بیگانگی انسان مدرن را در جهانی ناآشنا، خصومت آمیز و خالی از انسانیت به تصویر می کشند. این نگرش کافکا، بیش از هر اثر دیگری در شاهکار او، رمان مسخ، نمود دارد که داستانی همزمان دلهره آور و جذاب را روایت می کند و امروزه به عنوان نقطه ی تحولی در ادبیات مدرن به حساب می آید. «گرگور سامسا یک روز از خواب بیدار شد و دید که در رختخوابش به حشره ای مهیب تبدیل شده است.» کافکا با این جمله ی تکان دهنده، عجیب و حتی شاید طنزآمیز، شاهکار خود را آغاز می کند. این رمان جاودان به داستان زندگی مردی جوان می پردازد که یک شبه به حشره ای بزرگ و سوسک مانند تغییر شکل می دهد و در چشم خانواده اش، به مایه ی ننگ و نفرت تبدیل می شود. او اکنون در اتاق خود نیز احساس بیگانگی می کند و مجبور است جهانی بی رحم و ناآشنا را صرفا تحمل کند. کتاب مسخ که تأملی دلهره آور (و به شکلی پوچ گرایانه طنزآمیز) از احساساتی انسانی نظیر بیگانگی، انزوا و احساس گناه است، بدون تردید در زمره ی برجسته ترین و به یاد ماندنی ترین آثار داستانی سده ی بیستم قرار می گیرد.
✍🏻فرانتس_کافکا
📕مسخ
#درخواستی
رمان ها و داستان های کوتاه کابوس وار او، اضطراب ها و احساس بیگانگی انسان مدرن را در جهانی ناآشنا، خصومت آمیز و خالی از انسانیت به تصویر می کشند. این نگرش کافکا، بیش از هر اثر دیگری در شاهکار او، رمان مسخ، نمود دارد که داستانی همزمان دلهره آور و جذاب را روایت می کند و امروزه به عنوان نقطه ی تحولی در ادبیات مدرن به حساب می آید. «گرگور سامسا یک روز از خواب بیدار شد و دید که در رختخوابش به حشره ای مهیب تبدیل شده است.» کافکا با این جمله ی تکان دهنده، عجیب و حتی شاید طنزآمیز، شاهکار خود را آغاز می کند. این رمان جاودان به داستان زندگی مردی جوان می پردازد که یک شبه به حشره ای بزرگ و سوسک مانند تغییر شکل می دهد و در چشم خانواده اش، به مایه ی ننگ و نفرت تبدیل می شود. او اکنون در اتاق خود نیز احساس بیگانگی می کند و مجبور است جهانی بی رحم و ناآشنا را صرفا تحمل کند. کتاب مسخ که تأملی دلهره آور (و به شکلی پوچ گرایانه طنزآمیز) از احساساتی انسانی نظیر بیگانگی، انزوا و احساس گناه است، بدون تردید در زمره ی برجسته ترین و به یاد ماندنی ترین آثار داستانی سده ی بیستم قرار می گیرد.
✍🏻فرانتس_کافکا
📕مسخ
#درخواستی
👍6❤3⚡1
سپیده که سر بزند در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...
@TheBlueLibrary📚🦋
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...
👤پل_الوار
@TheBlueLibrary📚🦋
👍15❤6