خانه‌ی کتاب
16.1K subscribers
2.75K photos
29 videos
1.37K files
712 links
Download Telegram
سکوت وقتی زیباست که در کنار محبوب خود باشیم و بدانیم که هر وقت بخواهیم می‌توانیم با او صحبت کنیم.
امّا همین که سکوت به ما تحمیل شد، به عذابی تبدیل می‌شود.


👤آلبرتو_موراویا
❤‍🔥205👍21
با فنجان چای 
هم می‌توان مست شد ،اگر اویی که باید باشد، باشد.♥️
💘162👍21
عجب طوفانِ بی‌رحمیست عطری آشنا گاهی🤍🌱

‌#مریم_عظیمی
💔13😭4💘31🗿1
|•📜توضیحات:
کتاب کبوترهای وحشی، رمانی فوق العاده موفق نوشته ی ایمی تیمبرلیک است که اولین بار در سال 2016 منتشر شد. جورجی در شهر پلاسید به خاطر دو چیز معروف است: استعداد عجیبش در هدفگیری با تفنگ و به زبان آوردن هرچه که در ذهنش می گذرد. اما زمانی که جورجی چیزی که نباید می گفت را می گوید، خواهر بزرگترش، آگاتا از خانه فرار می کند. وقتی کلانتر با جسدی ناشناس که لباس های آگاتا را به تن دارد، به شهر بازمی گردد، همه فکر می کنند که آگاتا قطعاً مرده است. اما جورجی اینطور فکر نمی کند و برای پیدا کردن خواهرش، پا به سفری بسیار هیجان انگیز می گذارد. او برای بازگرداندن آگاتا به خانه از هیچ سرنخ و مدرکی به راحتی عبور نمی کند. اما حتی با عزم جزم و استعداد فوق العاده اش در تیراندازی، جورجی اصلاً کار راحتی برای رویارویی با چیزهایی که در این مسیر خواهد دید، نخواهد داشت.
📝ایمی_تیمبرلیک
📘کبوترهای وحشی،
🤩5👍31
کبوترهای وحشی - ایمی تیمبرلیک.pdf
22.5 MB
زندگی با تردید، مثل بودن سنگی در کفشتان است. اگر نمی توانید سنگ را درآورید، مجبورید یاد بگیرید چگونه با وجود آن راه بروید. هیچ راه دیگری هم وجود ندارد.
✍🏻ایمی_تیمبرلیک
📖کبوترهای وحشی
#ماجرایی
#معمایی
#جایزه ی ادگار آلن پو (ادگارز)
#فهرست برترین رمان های قرن 21
🤝104👍41
|•📖تیکه_کتاب:

بدون تقلید هیچ کسی قادر به یادگیری
هیچ چیزی نخواهد بود، فقط چیزی که این
وسط خیلی مهم است ادا درنیاوردن است ..
.

✍🏻اورهان_پاموک
📚کتاب سیاه
👍30🤷‍♂72🔥1
«لا أريد اتساع العالم
بل أريد ضيق حضنك. »

وسعتِ جهان را
نمی‌خواهم
تنگنایِ آغوشِ تو
را می‌خواهم...♥️


👤نزار_قبانی
💋83😍2👍1
دل کندن از تو جانا
به جانم بستگی دارد
همانگونه که ماهی
به آب وابستگی دارد
🤍🌱

#ابراهیم_کریم_زاده
❤‍🔥16💔41
|•📜توضیحات:
کتاب «خانه ای کف دریاچه» رمانی نوشته «جاش ملرمن» است که نخستین بار در سال 2016 به انتشار رسید. دو نوجوان به نام «جیمز» و «آملیا» در حالی که سوار بر یک قایق از دو دریاچه زیبا می گذرند، اولین قرار عاشقانه خود را صرف شناختن همدیگر می کنند. آن ها اما پس از مدتی، راهی مخفی در میان صخره ها را می یابند که به دریاچه ای ناشناخته منتهی می شود. آن ها در کف دریاچه، خانه ای کامل و سالم را پیدا می کنند. «جیمز» و «آملیا» که از دیدن خانه شگفت زده شده اند، تصمیم می گیرند با تجهیزات غواصی بازگردند تا در خانه کاوش کنند. آن ها پس از شیرجه به اعماق دریاچه، هم درباره خانه اطلاعات بیشتری به دست می آورند و هم با یکدیگر و عشق پرالتهابشان بیشتر آشنا می شوند.
📝جاش_ملرمن
📘خانه ای کف دریاچه
🐳7😐21👍1
خانه ای کف دریاچه.pdf
31.6 MB
احساسات دیگر، نیروهای بیرونی، هراس ها. این ها دشمان هر چیز خوب بودند. این ها، مشکلات پیش روی آدم ها بودند.
جاش_ملرمن
📖خانه ای کف دریاچه
#ادبیات آمریکا
#داستان تریلر
#داستان وحشت
101
«و‌ چقدر غم‌انگیز است این‌ که آدم بخواهد تمام‌ وقت مراقب خود باشد تا آنچه را احساس می‌کند به زبان نیاورد...»

✍🏻جین_وبستر
📖بابا لنگ دراز


@home_book📚💫
👍204🤔3
Episode 07 - From Observation to Thinking (از مشاهده تا تفکر)
Jafekri | جافکری
مشاهده و تفکر، دو بال پرواز ذهن در مسیر شناخت و آگاهی هستند. تو این قسمت، سفری عمیق به دنیای ادراک و اندیشه خواهیم داشت و خواهیم آموخت که چگونه از سطح ساده‌ی مشاهده به لایه‌های عمیق‌تر تفکر حرکت کنیم. تو این اپیزود، مسیر تبدیل مشاهدات خام به بینش‌های ارزشمند رو کشف می‌کنیم و یاد می‌گیریم که چطور با تقویت مهارت‌های مشاهده، پرسشگری، پاسخ‌جویی و تفکر، درک عمیق‌تری از خودمون و جهان پیرامون‌مون به دست بیاریم.

پادکست:جافکری
«از مشاهده تا تفکر»


💚🌱
👍73
|•📖تیکه_کتاب

«دیگر نه شاد بودم، نه ناشاد. این نیز بگذرد. این تنها عبارتی‌ست که در دوزخ آدمیان به درستیِ آن رسیده‌ام.«این نیز بگذرد.»

✍🏻اوسامو_دازای
📚نه‌آدمی
😢23👍65
نه نمی توانم فراموشت کنم
زخمهای من بی حضور تو، از تسکین سرباز می زنند
بالهای من تکه تکه فرو می ریزند
بره های مسیح را می بینم، که به دنبالم می دوند
و نشان فولوت تو را می پرسند
نه نمی توانم فراموشت کنم
خیابانها بی حضور تو
راههای آشکار جهنمند
تو پرنده‌ی معصومی،
که راهش را در باغ حیات زندانی گم کرده است
♥️

👤شمس_‌لنگرودی
❤‍🔥82
نقش
خوبت
در
میان
جان
ما
🤍🌱

#مولانا
🍓63👍1
|•📜توضیحات:
کتاب «قلب مدفون» رمانی نوشته ی «فرانسیس هاردینگ» است که نخستین بار در سال 2019 به چاپ رسید. ساکنین جزیره ی «میریاد» برای قرن ها، خدایان بی رحم و ترسناکی را می پرستیدند که از زیر دریا سر بر می آوردند. اکنون، سی سال از نابودی خدایان می گذرد و افرادی که جرأت می کنند به زیر آب بروند و بقایای جادویی خدایان را پیدا کنند، می توانند ثروت زیادی را از طریق فروش این بقایا به دست آورند. نوجوانی چهارده ساله و بی سرپرست به نام «هارک»، از طریق تعریف کردن داستان هایی غیرواقعی به مشتریان ساده لوح پول درمی آورد، در حالی که آرزوی آینده ای بهتر را در سر دارد. بهترین دوست «هارک»، «جلت»، همیشه از او مراقبت کرده است. «جلت» اما فریبکار، سوءاستفاده گر و خطرناک نیز هست. درست زمانی که فرصت هایی جدید برای «هارک» پیش می آید، «جلت» او را وارد یک نقشه ی مخاطره آمیز دیگر می کند. «جلت» در این ماجراجویی تا آستانه ی غرق شدن پیش می رود اما «هارک» یک شیء اسرارآمیز را می یابد و از طریق آن، «جلت» را نجات می دهد. ولی «هارک» اصلا نمی داند که این کارش، پیامدهایی فاجعه بار خواهد داشت.
📝فرانسیس_هاردینگ
📓قلب مدفون
👍93
قلب مدفون.pdf
124.4 MB
«بزرگ شدم، هارک! فهمیدم زندگی کردن یعنی جنگیدن. شاید از اون به بعد، دیگه همه‌چی به نظرم زیاد خنده‌دار نبود، ولی تو هیچ‌وقت دلت نمی‌خواد اون روی زندگی رو ببینی، هارک، مگه نه؟»
✍🏻فرانسیس_هاردینگ
📖قلب مدفون
#فانتزی
👍131
«زندگی یک جور بلاتکلیفی ست که مدام انسان را با ترفندهای مختلف به دلخوشی های موقتی که بوی نجات می دهند، امیدوار می کند.»

✍🏻مصطفی_طلوعی


@home_book📚💫
👍176