خانه‌ی کتاب
16.1K subscribers
2.76K photos
29 videos
1.37K files
711 links
Download Telegram
تو را دوست نمی‌دارم به خاطر خویش لیکن دوستت دارم تا چهره زندگی را زیبا کنم دوستت نداشته‌ام تا نسلم زیاد شود لیکن دوستت دارم تا نسل واژه‌ها پرشمار شود♥️

👤نزار_قبانی
15🫡3👍1
‏تو را خیلی
د‌وست دارم.
خیلی زیاد،
به‌اندازه‌ی‌
زندگی...🤍🌱


#ناظم‌_حکمت
❤‍🔥144💔1
لژیون - برندون سندرسون.pdf
10.1 MB
|•📜توضیحات:
اسم من استیفن لیدزِ و کاملاً سالم هستم. هر چند توهمات من مطلقاً روانی‌ان. من با توهماتم زندگی می‌کنم. توی یک عمارت بزرگ که هرکدام از اتاق‌هایش توسط یکی از توهمات من اشغال شده.
اون‌ها شخصیت من رو تکمیل می‌کنن و من به اون‌ها وجود می‌بخشم. با وجود اینکه خودشون خبر ندارن ولی انگار از خیلی آدمها واقعی‌تر هستن. هیچ‌کس اون‌ها رو نمیبینه. ولی با من همراه باشین تا کاری کنم اون‌ها برای شما هم واقعی بشن…لیدز و سیماهاش توسط یه شرکت استخدام می‌شن تا جسدی که از یه سردخونه‌ی محلی دزدیده شده رو پیدا کنن. این جسد متعلق به مردیه که روی یه سری تحقیقات بیوتکنولوژی کار می‌کرده. این تحقیقات ممکنه خطراتی رو به‌دنبال داشته باشه. این مرد در زمینه‌ی استفاده از بدن انسان به‌عنوان یه حافظه‌ی ذخیره‌ی اطلاعاتی کار می‌کرده. نکته‌ی مهم اینجاست که این مرد اطلاعات تحقیقاتی رو توی سلول‌های بدن خودش ذخیره کرده و حالا مُرده… جسدش هم معلوم نیست کجاست…
📝برندون_سندرسون
📚جلد اول لژیون
جلد دوم ژرفای پوست
7👾5👍3
عشق یعنی اینکه دلت در وسط این همه ناز
باز هم در طلب ناز نگاهش باشد
♥️

👤محمد_نهاوندی
🥰123👍1
ای چون خاطراتِ کودکی‌، دور
‌ای چون نفس‌ها و فکرهایم، نزدیک؛
دوستت دارم
دوستت دارم...🤍🌱

#غادة_السمان
13💋5
|.📜توضیحات:
رن گرین‌راک و رز والهارت، ملکه‌های دوقلو، سرانجام تاج‌های سلطنت ایانا را بر سر گذاشته‌اند. اما همه‌ی مردم ایانا از سلطنت ساحران خشنود نیستند. رز در تلاش برای جلب حمایت مردم، راهی سفر به دور کشور می‌شود. در این میان، آشنایی با یک غریبه او را به سمت پادشاهی آفتاب می‌کشاند. راه رسیدن به پادشاهی گم‌شده و افسانه‌ای بسیار سخت و خطرناک است، اما رز درمی‌یابد که آزمون اصلی او مسئله‌ی خیانت و وفاداری کسانی است که از همه به او نزدیک‌تر هستند و رازهایی که افشا شدنشان او را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد. از سوی دیگر، زن که برای نجات مادربزرگشان از اسارت پادشاه خون‌خوار گورا راهی سرزمین سرد و یخ‌زده‌ی شمالی شده است، درمی‌یابد که آزادی مادربزرگش با بهایی بسیار سنگین همراه است. رن برای انجام آنچه پادشاه آلریک از او می‌خواهد، به جادویی باستانی و ممنوعه رو می‌آورد. جادویی که پیامدهای استفاده از آن بسیار گسترده‌تر از چیزی است که در ابتدا به نظر می‌آید. همچنان که نفرینی شوم و تاریک بر جهان سایه می‌اندازد.
کاترین دویل و کاترین وبر
📖تاج نفرین شده
(جلد ۲ تاج دوقلو ها)
11🌭5👍1
تاج نفرین شده.pdf
52.9 MB
خواهران دوقلو می‌بایست یک‌بار دیگر برای نجات زندگی خودشان و نیز تاج و تخت ایانا با جان و دل بجنگند. یخ را بشکن تا نفرین بشکند. یکی از دوقلوها باید بمیرد تا دیگری زنده بماند...
✍🏻کاترین دویل و کاترین وبر
📖تاج نفرین شده
(جلد ۲ تاج دوقلو ها)
#فانتزی #سلطنتی #جادویی #عاشقانه
9🌭4👍2
در زندگی هر کسی لحظه‌ای هست که در مسیر اندوه و افسوس قرار میگیرد.
آنوقت یک راه برای عبور وجود دارد:
کتاب، کتاب و کتاب را فراموش نکن در آن لحظه شگفت‌انگیز!

👤هاوارد_بارکر


@home_book📚💫
22👍8
Audio
سبک زندگی ارزش‌محور یا احساس‌محور؟
حس عاشقی یا عمل عاشقی؟

@drmostafanaeimi

❤️🌹
13👍3🤓3
|•📖تیکه_کتاب:

خوب زندگی کردن یعنی ابتدا آنچه ضروری است را اراده کنی و سپس آنچه را که اراده کرده‌ای دوست بداری..

✍🏻اروین_دی_یالوم
📚وقتی نیچه گریست
🦄16👍8💊1
«چگونه فراموش کنم ‏که جوانی من ‏چطور سرد و خاموش گذشت؟»

👤آنا_آخماتووا
💔36😭8👍2😢1
فهمیدم دوستت دارم
همان شبی که با یک حرفِ ساده‌یِ تو،
تا صبح لبخند زدم
..♥️

👤لاادری
😍147
ای در دل من رفته‌چو
خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم
ز‌دست تو‌ نکوست
🤍🌱

#سعدی
13👍1
رهایی از دانستگیh_ome_book.pdf
2 MB
انسانی که به شناخت خويش نرسيده باشد، بی سواد حقيقی است،
هر چند تمام کتاب های دنيا را خوانده باشد...!
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور، حسادت و زباله‌های ديگر است، بدان که هيچگاه چيزی را نياموخته‌ای و هنوز رشد نکرده‌ای ...


✍🏻کريشنا_مورتی
📖رهايی از دانستگی
💯123👍3
«زمانی که وارد جمعی می شوی، لباس هایت معرف تو هستند و زمانی که خارج می شوی، افکار و سخنانت...»

✍🏻لئو_تولستوی
📖آنا کارنینا


@home_book📚💫
👏23👍92
|•📖تیکه_کتاب:

و زمان چه ظالمانه می‌تازد!
وقتى در طلب آن هستى مضایقه مى‌کند
و آن گاه که به آن نیاز ندارى فراوان می‌شود.


✍🏻کالم_مک_کان
📚دیدن از سیزده منظر
💔174👍1
آن قدر جای خالیت اینجاست،
که کنارم دراز می‌کشد برایم قصه می‌گوید،
سر بر شانه‌ام می‌گذارد؛
و گاه باهم گریه می‌کنیم...
آن قدر به نبودنت عادت کرده‌ام،
که اگر یک روز بیایی،
دلم برای جای خالی‌ات تنگ می‌شود.


👤چیستا_یثربی
😭184💔3👍1