❤11❤🔥2⚡2🔥1
|•📜توضیحات:
کتاب تاریکخانه یکی از این داستانها است و قصه مرد جوانی را روایت میکند که در یک ماشین مسافربری در راه خوانسار با مردی مرموز آشنا میشود. مرد مرموز ظاهر عجیبی دارد و در تمام مدت حرفی نمیزند. پس از ساعاتی راننده تصمیم میگیرد برای استراحت در کنار قهوهخانهای نگه دارد. در آنجا است که مرد مرموز شروع به صحبت با راوی میکند و به او پیشنهاد میکند که شب را برای استراحت به منزل او برود.
هدف از روایت داستان تاریک خانه درواقع نشان دادن تاریکی درون انسانهای سرخورده و منزوی در جهان است. افرادی که به حدی جامعهگریز شدهاند که حتی از ذات خویش نیز فراریاند و دوست دارند از همهٔ جهان کنارهگیری کنند. به نحوی میتوان گفت مرد عزلت گزین درواقع همان هدایت است که خود را در جهان بیگانه مییابد و گرایش به غیرمعمولی بودن دارد و دوست دارد از همه کناره بگیرد و در تنهایی بمیرد.
📝صادق_ هدایت
📓تاریکخانه
کتاب تاریکخانه یکی از این داستانها است و قصه مرد جوانی را روایت میکند که در یک ماشین مسافربری در راه خوانسار با مردی مرموز آشنا میشود. مرد مرموز ظاهر عجیبی دارد و در تمام مدت حرفی نمیزند. پس از ساعاتی راننده تصمیم میگیرد برای استراحت در کنار قهوهخانهای نگه دارد. در آنجا است که مرد مرموز شروع به صحبت با راوی میکند و به او پیشنهاد میکند که شب را برای استراحت به منزل او برود.
هدف از روایت داستان تاریک خانه درواقع نشان دادن تاریکی درون انسانهای سرخورده و منزوی در جهان است. افرادی که به حدی جامعهگریز شدهاند که حتی از ذات خویش نیز فراریاند و دوست دارند از همهٔ جهان کنارهگیری کنند. به نحوی میتوان گفت مرد عزلت گزین درواقع همان هدایت است که خود را در جهان بیگانه مییابد و گرایش به غیرمعمولی بودن دارد و دوست دارد از همه کناره بگیرد و در تنهایی بمیرد.
📝صادق_ هدایت
📓تاریکخانه
👍8❤4
تاریکخانه. h_ome_book.pdf
80.8 KB
یه وقت بود داخل اونا شدم، خواستم تقلید سایرین رو در بیارم، دیدم خودمو مسخره کردهام هر چی رو که لذت تصور میکنن همه رو امتحان کردم، دیدم کیفهای دیگرون بدرد من نمیخوره ،
حس میکردم که همیشه و در هر جا خارجی هستم هیچ رابطه ای با سایر مردم نداشتم.
من نمیتونستم خودمو به فراخور زندگی سایرین در بیارم.
✍🏻صادق_ هدایت
📖تاریکخانه
#ادبیات_ایران
#داستان_کوتاه
حس میکردم که همیشه و در هر جا خارجی هستم هیچ رابطه ای با سایر مردم نداشتم.
من نمیتونستم خودمو به فراخور زندگی سایرین در بیارم.
✍🏻صادق_ هدایت
📖تاریکخانه
#ادبیات_ایران
#داستان_کوتاه
❤6👍4🌚4
|•📖تیکه_کتاب:
«شما و تمام کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که انجام دادهاید برای تعداد کمی از مردم اهمیت خواهند داشت، آنهم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگیست. تمام مسائلی که به آنها فکر میکنید یا کارهایی که انجام میدهید، تنها گریزِ استادانهای از این حقیقتاند. ما غبارهای کیهانیِ بیاهمیتی هستیم که در یک نقطهٔ آبی پرسه میزنیم و به هم برخورد میکنیم. عظمتی برای خودمان تجسم میکنیم و اهدافی برای خودمان میسازیم. اما راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم. پس از قهوهٔ لعنتیتان لذت ببرید!»
✍🏻مارک_منسون
📚اوضاع خیلی خراب است
«شما و تمام کسانی که دوستشان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش کوچکی از چیزهایی که گفتهاید یا کارهایی که انجام دادهاید برای تعداد کمی از مردم اهمیت خواهند داشت، آنهم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ زندگیست. تمام مسائلی که به آنها فکر میکنید یا کارهایی که انجام میدهید، تنها گریزِ استادانهای از این حقیقتاند. ما غبارهای کیهانیِ بیاهمیتی هستیم که در یک نقطهٔ آبی پرسه میزنیم و به هم برخورد میکنیم. عظمتی برای خودمان تجسم میکنیم و اهدافی برای خودمان میسازیم. اما راستش را بخواهید، ما هیچ نیستیم. پس از قهوهٔ لعنتیتان لذت ببرید!»
✍🏻مارک_منسون
📚اوضاع خیلی خراب است
❤21💔3👍2👎1🫡1
✍🏻 محفل ادبی فانوس بنا دارد، به صورت رایگان در فضای گوگل میت داستان کوتاه خوانی داشته باشد . از علاقمندان به ادبیات داستانی دعوت میشود با پیوستن به کانال تلگرامی محفل فانوس گروه داستانی خوانیِ محفل فانوس را گرم تر و روشن تر کنند و ما را در اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی یاری کنند . البته محفل ادبی فانوس برنامه های دیگری نیز خواهد داشت که متعاقبا اعلام خواهد شد .
🟢 شایان ذکر است که محفل ادبی فانوس تا کنون چهار هفته ی پی در پی یعنی دور یکم از کارگاه داستان خوانیِ برخط خود را پشت سر گذاشته است و دور دوم را از پنجم آذرماه با خوانش داستان های کوتاه از چهار نویسنده ی دیگر آغاز خواهد کرد .
🆔https://t.me/FanusMahfel
🆔https://t.me/FanusMahfel
🟢 شایان ذکر است که محفل ادبی فانوس تا کنون چهار هفته ی پی در پی یعنی دور یکم از کارگاه داستان خوانیِ برخط خود را پشت سر گذاشته است و دور دوم را از پنجم آذرماه با خوانش داستان های کوتاه از چهار نویسنده ی دیگر آغاز خواهد کرد .
🆔https://t.me/FanusMahfel
🆔https://t.me/FanusMahfel
👏9👍4❤2
صبح شده
موهایت انگور داده اند
خورشید از لای خوشه ها سر می زند
شکر خدا امروز هم زنده ام
که بگویم :
دوستت دارم...♥️📝
👤جلیل_صفربیگی
موهایت انگور داده اند
خورشید از لای خوشه ها سر می زند
شکر خدا امروز هم زنده ام
که بگویم :
دوستت دارم...♥️📝
👤جلیل_صفربیگی
❤🔥8❤3
|•📜توضیحات:
«مرثیهای برای یک رویا» رمانی از هیوبرت سلبی است و داستان چهار نفر را دنبال میکند که هر یک به شیوهی خاص خود در چنگ اعتیاد گرفتار میشوند. هر کدام از شخصیتهای این رمان به چیزی اعتیاد دارند؛ به امید، به مواد، به رویای بهشت روی زمین و غیره. رمان ماجرای سارا گلدفارب و پسرش، هری، را دنبال میکند و همچنین به ماجرای ماریون و تایرون می پردازد. سارا عاشق برنامهها و مسابقههای تلویزیونی است و بیشتر روزش را با تماشای این مسابقهها میگذارند. پسرش هری و ماریون عاشق یکدیگر هستند و برای آیندهی خود نقشههای بیشماری دارند. همهی آنها ولی بهنوعی گرفتار اعتیاد به مواد مخدرند. «مرثیهای برای یک رویا» همانطور که پیشتر اشاره شد، روایت اعتیادهاست، روایت فاجعهای است که اعتیاد میتواند به بار آورد.
📝هیوبرت_سلبی_جونیور
📘مرثیهای برای یک رویا
«مرثیهای برای یک رویا» رمانی از هیوبرت سلبی است و داستان چهار نفر را دنبال میکند که هر یک به شیوهی خاص خود در چنگ اعتیاد گرفتار میشوند. هر کدام از شخصیتهای این رمان به چیزی اعتیاد دارند؛ به امید، به مواد، به رویای بهشت روی زمین و غیره. رمان ماجرای سارا گلدفارب و پسرش، هری، را دنبال میکند و همچنین به ماجرای ماریون و تایرون می پردازد. سارا عاشق برنامهها و مسابقههای تلویزیونی است و بیشتر روزش را با تماشای این مسابقهها میگذارند. پسرش هری و ماریون عاشق یکدیگر هستند و برای آیندهی خود نقشههای بیشماری دارند. همهی آنها ولی بهنوعی گرفتار اعتیاد به مواد مخدرند. «مرثیهای برای یک رویا» همانطور که پیشتر اشاره شد، روایت اعتیادهاست، روایت فاجعهای است که اعتیاد میتواند به بار آورد.
📝هیوبرت_سلبی_جونیور
📘مرثیهای برای یک رویا
👍11❤1
مرثیه_ای_بر_یک_رویا_هیوبرت_سلبی_جونیور.pdf
41.2 MB
این رمان نشانگر قدرت وابستگی به مواد در عریانترین شکل خود است؛ اینکه چگونه اعتیاد میتواند در لایهلایهی روایت رسوخ و ذهن و روان شخصیتها را آلوده کند؛ تفکرشان را مختل و دنیا را در دیدشان تار کند. رمان چنین فاجعهی انسانی را در ابعادی کوچک اما همانقدر تراژیک رقم به تصویر می کشد، تا جایی که شخصیتها حتی در نقطهی اوجشان نیز در یک قدمی سقوطی ابدی قرار دارند و خواننده نیز میداند که در سرخوشی گذرای آنها چه فاجعهای کمین کرده است.
✍🏻هیوبرت_سلبی_جونیور
📖مرثیه ای بر یک رویا
#داستان روانشناسانه
#داستان تریلر #داستان جنایی
✍🏻هیوبرت_سلبی_جونیور
📖مرثیه ای بر یک رویا
#داستان روانشناسانه
#داستان تریلر #داستان جنایی
👍8❤1
حافظه ی آدم، در ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان، اجازه بگیرند.
در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن، ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند. تا پای گور هم.
@home_book📚💫
در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن، ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند. تا پای گور هم.
✍🏻فریبا_وفی
📖بعد از پایان
@home_book📚💫
👌15❤4👍2⚡1
Audio
اطمینان دارم بعد از گوش دادن به این پادکست نگاهتون به مسئله کنترلگری تا درصد زیادی تغییر میکنه ❤️
دکتر مصطفی نعیمی
روانشناس بالینی
@drmostafanaeimi
دکتر مصطفی نعیمی
روانشناس بالینی
@drmostafanaeimi
🤝9❤4
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد، همینجاست..♥️✨
👤حسین_منزوی
آنجا که باید دل به دریا زد، همینجاست..♥️✨
👤حسین_منزوی
❤7👍3💔1
🤗8❤4💔3
چقدر دیر بود، چقدر دیر - جیمز کلمن.pdf
50.7 MB
|•📜توضیحات:
کتاب چقدر دیر بود، چقدر دیر نوشته جیمز کلن است که با ترجمه زهره مهرنیا منتشر شده است. کتاب چقدر دیر بود، چقدر دیر داستان زندگی یک مجرم و دردسرهایش است.
سامی ۳۸ سالش است و یک مجرم خرده پا است، او در یک سلول بههوش میآید و متوجه میشود جایی را نمیبیند. بهیاد دارد که پیش از درگیری با پلیس، هنوز چشمهایش میدیده و سالم بوده است و پس از کتکهایی که در خیابان از پلیسها خورده، بیهوش شده و حالا در بازداشتگاه است. سامی برای پیدا کردن محبوبش هلن تصمیم میگیرد از زندان فرار کند و خواننده با او و تصمیمهای عجیبش همراه میشود.
📝جیمز_کلمن
📙چقدر دیر بود، چقدر دیر
#رمان
#جایزه ی من بوکر
#جریان سیال ذهن
۱۰۰۱#رمانی که باید قبل از مرگ بخوانید
کتاب چقدر دیر بود، چقدر دیر نوشته جیمز کلن است که با ترجمه زهره مهرنیا منتشر شده است. کتاب چقدر دیر بود، چقدر دیر داستان زندگی یک مجرم و دردسرهایش است.
سامی ۳۸ سالش است و یک مجرم خرده پا است، او در یک سلول بههوش میآید و متوجه میشود جایی را نمیبیند. بهیاد دارد که پیش از درگیری با پلیس، هنوز چشمهایش میدیده و سالم بوده است و پس از کتکهایی که در خیابان از پلیسها خورده، بیهوش شده و حالا در بازداشتگاه است. سامی برای پیدا کردن محبوبش هلن تصمیم میگیرد از زندان فرار کند و خواننده با او و تصمیمهای عجیبش همراه میشود.
📝جیمز_کلمن
📙چقدر دیر بود، چقدر دیر
#رمان
#جایزه ی من بوکر
#جریان سیال ذهن
۱۰۰۱#رمانی که باید قبل از مرگ بخوانید
❤8🗿4⚡1
یک لیوان آب کدر را با همه ی آلودگی ها و ذرات درونش تجسم کنید. اگر دائما آبی تمیز را درون این لیوان بریزیم تا محتوای لیوان سرریز شود، بالاخره همه ی آب کثیف از لیوان خارج می شود و آبی که لیوان را پر می کند، کاملا شفاف خواهد بود. لازم نبود که سعی کنیم از شر آب کثیف لیوان خلاص شویم. فقط بایستی آنچه را درست بود جایگزین می کردیم و طولی نمی کشید که آنچه غلط بود، از بین می رفت.
همین امر درباره ی شیوه ی فکرکردنمان هم صادق است. اگر به داشتن افکار درست عادت کنید، افکاری برخاسته از ایمان، امید، دلگرمی و می توانم ها؛ آنگاه ذهنتان دگرگون خواهد شد و خودتان را خوشبین، امیدوار، قوی و پر جرات خواهید یافت.
@home_book📚💫
همین امر درباره ی شیوه ی فکرکردنمان هم صادق است. اگر به داشتن افکار درست عادت کنید، افکاری برخاسته از ایمان، امید، دلگرمی و می توانم ها؛ آنگاه ذهنتان دگرگون خواهد شد و خودتان را خوشبین، امیدوار، قوی و پر جرات خواهید یافت.
✍🏻جوئل_اوستین
📖هر روز پنجشنبه است
@home_book📚💫
👍10👏4❤1👌1
Episode 04 - Logic and Intuition (منطق و شهود)
Jafekri | جافکری
غالب کارهایی که روزانه انجام میدیم توسط شهود (یا عقل ناخودآگاه) ما انجام میشه و جالب اینجاست که این شهود از ترکیب نتیجه تجربیات همهی اجدادمون، تربیت والدین ما، و تلاش و تعاملات خودمون تا به امروز حاصل شده. تو این اپیزود، به نقش شهود در کنار منطق (به عنوان بخش خودگاه عقل) میپردازیم و یاد میگیریم که چطور میتونیم از این دو قدرت به طور موثر و هماهنگ، برای بهبود کیفیت زندگی و رسیدن به اهدافمون استفاده کنیم.
پادکست:جافکری
«منطق و شهود»
🤍✨🌱
پادکست:جافکری
«منطق و شهود»
🤍✨🌱
❤8🤷♀3👍2☃1
|•📖تیکه_کتاب:
تنها یک چیز است که دسترسی به
امید را غیرممکن میسازد "ترس از باخت.."
✍🏻پائولو_کوئلیو
📚کیمیاگر
تنها یک چیز است که دسترسی به
امید را غیرممکن میسازد "ترس از باخت.."
✍🏻پائولو_کوئلیو
📚کیمیاگر
👌25👍2☃1👎1🫡1